محمد  
[ ۸۶/۹/۲۹ در ساعت ۲۰:۱۹  ]

بسمه تعالی
نمی دانم متاسفانه بگم یا خوشبختانه! ولی اتفاقی مکتوب شما را پیدا کرده ام و گاهی برخی مطالب شما و همسرتان را خوانده ام و می خوانم.
خوشبختم از این که می بینم هنوز مانند شما به گونه ای نشده ام که سفید را سیاه و سیاه را سفید ببینم شاکرم که ان "حب الشیء یعمی و یصم"، حب شیء انسان رو کور و کر می کنه (از خدا عاقبت به خیری می خواهم که هیچ گاه مانند شما نشوم).
اما متاسفم که شما و چون شمایی چرا اینقدر پشت کرده اید و همه چیز را وارون می بینید، گاه انسان خود پشت می کند و می رود و گاه دیگران را نیز به پشت کردن تشویق می کند.
اگر شما مانند بسیاری که دین و آئین و هواداری از نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبری و ... را همه اش را گذاشتند و رفتند، آن گونه می شدید، خیلی تعجبی نبود. اما تعجم از این است که هنوز آئین ابراهیمی را ابراز می دارید و از لوازم پایبندی به آن گریزان و با آن عناد و دشمنی دارید.
این واقعیت است که مخالفان این نظام از این چند حالت خارج نیستند:
1 _ عده ای اصلا از ابتدا تا به امروز اعتفاد نداشته و ندارند.
2 _ عده ای از ابتدا اعتقاد داشته و دارند.
3 _ عده ای ابتدائا اعتقاد نداشتند و اکنون معتقد شده اند بلکه این دسته اعتقاداتشان بسیار قوی تر از امثال من است.
4 _ عده ای ابتدا ا(ظاهرا و یا حقیقتا) عتقاد داشتند ولی بعد از مدتی در برهه های زمانی مختلف، کما بیش ، جدا شدند.
دستهء چهارم نیز از این چندحالت خارج نیستند:
الف _ دسته ای که واقعا معتقد بودند ولی به لحاظ ایدئولوژیک کم کم چرخیدند، یا به خاطر عزل و نصبی مخالف خود، یا به خاطر جلوهء زیبای مادی غرب (همین اینترنت و نظم و نسق و ... که شما و برخی دیگر را شیفتهء خود ساخته و به این وادی کشانده که چون ما دینداریم پس مانند آن ها پیشرفته نیستیم و از همین روی افیون توده ها خواندند دین را)، یا اخم و تخم یک بسیجی یا سپاهی و یا به خاطر ظلمی و یا ظلمهایی احتمالی و ...
ب _ دسته ای که ظاهرا معتقد بودند، ولی موقعیت را مناسب ابراز مکنونات نمی دانستند.
البته این بر من (تقریبا) یقین است که شما راه سومی را پیش می گیرید و هرگز زیر بار این حرف که من مسلمان نیستم و از آئینش پیروی نمی نمایم نخواهید رفت (ان الانسان علی نفسه بصیره و لو القی معاذیره) مشرکان هم زیر بار قبول سخن حق نمی رفتند و می گفتند که: من یحیی هذه العظام و هی رمیم.
تمام سخنان هم جواب دارد منتها برخی را تنها در دنیا می توان جواب گفت و برخی را در آخرت که تمام اختلافات را در آن دنیا قضاوت خواهند نمود و ان الله یقضی بینهم فیما کانوا فیه یختلفون.
امیدوارم هدایت خداوند شامل حال همه شود.
و السلام علی من اتبع الهدی
---------------
سلام برادر من
از دينداري ما ناراحتي؟ و از اينكه ديگراني كه مثل شما نمي انديشند، هم مثل شماها ،خدا خدا كنند دل نگران؟خوشحالم كه هنوز نتوانسته ايد خدا را به انحصار خود درآوريد.
برادر من . به نظرم شما مراقب حال خودت باش كه مبادا به دليل دگميت پس از مدتي مشمول دسته چهارم تقسم بندي خودت نشوي.و به دين ديگران كاري نداشته باش كه:
فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد شرمنده رهروي كه عمل بر مجاز كرد



امیر -الف  
[ ۸۶/۹/۲۵ در ساعت ۱۹:۰۷  ]

سلام
تولد تون مبارک. انشائ آلله 120 سال در کنار خانواده محترم زنده باشید.



نويد بختيار  
[ ۸۶/۹/۲۴ در ساعت ۱۱:۰۵  ]

سركار خانوم كديور ... سلام
امروز 24 آذر سالروز ميلاد شماست ... صميمانه ترين تبريك مرا پذيرا باشيد .
اميدوارم در كنار همسر گرانقدر و فرزندان مهربانت روزهاي بهتري در انتظارت باشد .
بدرود
--
salam va mamnoon



آزاده  
[ ۸۶/۹/۲۳ در ساعت ۰۷:۱۰  ]

سلام
تولدتون مبارک.یه ایمیل براتون زدم .نمی دونم دریافت کردید یا نه؟
----
salam
mamnoonam.na nareside



امير حسينی  
[ ۸۶/۹/۲۳ در ساعت ۰۲:۳۹  ]

خانم کديور عزيز با سلام،
دوستی دارم که سی ساله کوچ کرده به USA و مثل دوست شما از دو زيستانه؛ ولی از انگليس خيلی متنفره. نه از توليداتش استفاده می کنه نه از ترانزيت فرودگاش. ميگه تمام بدبختی اين مملکت ـ ايران ما ـ زير سر اين روباه پير استعماره.

اگر جسارت نباشه ميتونم بپرسم که به چه علت خانوادگي از ايران کوچ کردين؟ و چرا به انگليس؟
-------------
salam
ma gharar bood salha ghabl baraye takmile tahsilat,ettelaat va tajarobe khod mohajerat konim ke dar in amr vagfe oftad vali mahi ra har vagt az ab beghirim taze ast.
ehtemalan har jaye dighari ham miraftim doosti peyda mishod ke az anja khoshash nayad va beporsad chera an keshvar?



قلمران  
[ ۸۶/۹/۲۲ در ساعت ۱۲:۲۵  ]

سلام خانم کديور عزیز

متاسفانه صحبتهای شما درست است و بیشتر وقتمان به مسائل روزمره تلف می شود. متاسفانه گاهی به این روزمرگی عادت می کنیم.
موفق باشید



حسنا  
[ ۸۶/۹/۲۲ در ساعت ۱۲:۱۶  ]

سلام
این ور اون ور را قاطی کریدن جمیله جان

یه بار دو خط آخر را بخون عزیزم
دقت کن قبل اینکه پست کنی جانم
--------
مطلب دقيقه
مههم اينه كه موقع درج مطلب اين ور بودم !



قلقلک  
[ ۸۶/۹/۲۲ در ساعت ۰۹:۲۷  ]

سلام
جواب قاطعانه ای به آقای امیر رضا دادید.خوشم آمد.



ali  
[ ۸۶/۹/۲۱ در ساعت ۱۴:۰۷  ]

ziba bood va por nokte



سارا  
[ ۸۶/۹/۲۰ در ساعت ۲۱:۳۹  ]

دو زیست بودن این فرصت را به دوست شما و شما می دهد که در عرض هم دو بار زندگی کنید. قدر بدانید. ما که زندگیمان همان مردن تدریجی در رکود یک زندگی کند بی شادمانی ست.



هادی  
[ ۸۶/۹/۱۹ در ساعت ۰۹:۴۱  ]

بی مزه!



مهرداد  
[ ۸۶/۹/۱۸ در ساعت ۱۵:۲۲  ]

ببخشيد ، مگه شما الان خودتان خارج نيستيد ؟



رضا شکوهی  
[ ۸۶/۹/۱۷ در ساعت ۱۲:۴۴  ]

÷س خوش به حال ما که دائم در تمدید اعصاب هستیم. با آرزوی سلامتی بانو



امير رضا خويشاوند - تهران  
[ ۸۶/۹/۱۵ در ساعت ۰۱:۱۶  ]

جميله خانم عزيز سلام،
هم شما هم دوستتون، هميشه به گردش. ما مردم که بخيل نيستيم، اصلاً هم به ما ربط نداره که اين پول ها از کجا ميآد؟ خدا وکيلی زندگی را شما می کنيد هم اين ور آب هم اون ور آب
---------------------
دوست غیر بخیلم
سلام اتفاقا یکی از تفاوتهای این ور و اون ور آب همین آدمهای غیر بخیل هستند که باید علاوه بر خیلی جاهای دیگه پیش اونا هم کارت زد و پرینت حساب داد.غصه نخور دوست من، هم دوست من و هم همه آدمای مثل من و او اونقدر توانایی داریم که هم این ور آب هم اون ور آب بتونیم گلیم خودمون را از آب بکشیم و محتاج هیچ کسی نباشیم. .





: