قلمران  
[ ۸۴/۱۲/۱۶ در ساعت ۱۲:۵۲  ]

سلام
همانطور که گفتید جامعه به سمت خاصی می رود. شاید دلیل آن شکل جدید زندگی و عوض شدن نوع زندگی باشد.
متاسفانه همه آنچنان در کار و کسب غرق شده اند که مجالی برای کارهای دیگر باقی نمی ماند.
موفق باشید.



فاروق  
[ ۸۴/۱۲/۱۴ در ساعت ۰۹:۲۶  ]

این روزها روابط نه تنها کم نشده که بیشتر هم شده. ولی نوع اون عوض شده .یعنی اگر قدیم شما به دوست خود هر سه ماه یک بار نامه می نوشتید الان هر لحظه افراد با هم در ارتباطند و امروز همسایه من اون کسی نیست که دیوار خانه اش با من مشترک است،اونیه که دیوار تفاهمش با من مشترکه.
اگر انسانهای ایرانی کمتر سعی میکنند با هم روبرو شوند به این دلیل است که هنوز یک سلام کردن و رد شدن برای آنها حکم کم توجهی و بی نزاکتی را خواهد داشت در حالی که به دلیل ضیغ وقت فرصتی برای چاق سلامتی باقی نمی ماند.ضمن اینکه به دلیل گسترش روابط (برای نمونه همین نوشته شما و نظر نوشتن من برای شما که در گذشته امکان نداشت) فرصت برای بسط بیشتر آن وجود ندارد و این هم کاملا مبرهن است که یک رابطه عمیق از چندین رابطه سطحی بهتر است.
در آخر باید اضافه کرد ارتباط زیاد اقوام در گذشته دلیل بر درست بودن آن نوع روابط نیست چرا که آنگونه روابط بیشتر از سر اجبار (به دلیل محدودیت در ایجاد رابطه با اغیار) بوده تا اشتیاق،و جوانان امروز ترجیح میدهند با کسی در ارتباط باشند که هم اورا درک کند و هم بتواند به راحتی او را ملاقات کند.و اما در مورد مواردی مانند بی احترامی به دیگران (مانند سلام نکردن یابه سخره گرفتن دیگران و ....) باید شرایط تربیتی فرد را هم مورد توجه قرار داد.



Babak  
[ ۸۴/۱۲/۱۳ در ساعت ۰۷:۲۹  ]

سركار خانم كديور عزيز
به گمانم تحليل امين -- يكي از كساني كه نظر داده بود -- بخشهاي زيادي از واقعيت ماجرا را در خويش نهفته دارد. من هم معتقدم كه نسلهاي جديدتر ايرانيان بيشتر از هم دوري ميگزينند و تمايل به فرديت مهمترين عنصر موثر در وقوع اين پديده است. اساسا اغلب جوامع سنتي در موج جديد تمدن باشتاب فزاينده يي به سمت individualism ميروند. همانگونه كه امين اشاره كرده بود, در كشوري همچون كشور ما, احترام به حريم خصوصي ديگران عنصر نايابي است كه به آساني فراچنگ نمي آيد. وقتي جوان ايراني با فردگرايي بهداشتي غربي مواجه ميگردد, طبيعي است كه از نزديكاني كه تنها از سر ارتباطات اجباري فاميلي يا در مثال همسايه ها از سر اجبار بواسطه موقعيت مكاني در تماس است دوري گزيند. فردگرايي غربي را بهداشتي ناميدم چرا كه يقينا هيچ شري از آن بر نمي آيد,اگرچه كه ممكن ملاطفه و صميميت اندكي دور بيفتد. ناگفته پيداست كه نسلهاي جديد جوامع شرقي در آغاز راه آشنايي با individualism هستند و به همين دليل گاه تكانهاي شديد و خارج از حدي در سيستم مشاهده ميشود. در مورد ايرانيان خارج از كشورهم ميتوان صدق تحليلي كه امين ارايه كرده بود را ديد. براي يك ايراني ساكن در غرب , اينكه اطرافيان خارجي كمتر در مورد وي قضاوتهايي همراه با فضولي انجام ميدهند, گوهري است گرانبها كه به شخص حس آزادي و آرامش خاطر مي بخشد. از آنجا كه اين فرهنگ در غرب جا افتاده است, عليرغم وجود individualism, مردم در اغلب اوقات احترام و ادب اجتماعي را نيز رعايت مينمايند. كوتاه سخن آنكه حركت به سمت فردگرايي پديده يي است مدرن كه همچون بيشتر پديده هاي مدرن, نفعش افزون بر ضررش ميباشد.



شیرین  
[ ۸۴/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۷:۰۳  ]

بانو من با همین دل سنگی خیلی دوستتون دارم .



شیرین  
[ ۸۴/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۷:۰۱  ]

سلام بانو .بیمار بودم می امدم اما توان نوشتن نبود .شاید یکی از دلایل از هم گریزی این است که ما نمی توانیم قبول کنیم همه نمی توانند مانند ما فکر کنند یا رفتار کنند می خواهیم ادمها باشند ولی به این شرط که مانند ما فکر کنندتحمل ادمها کم شده تمام عمر می خواهند در یک خط حرکت کنند و فقط با ادمهایی رابطه برقرار می کنیم که مثل ما باشند.به هم مجال بودن نمی دهیم فقط خوب شعار می دهیم.در مورد هم قضاوت می کنیم ...زمستان است بانو .



ehsan  
[ ۸۴/۱۲/۱۱ در ساعت ۰۶:۱۶  ]

I think this is to hypocrisy and duplicity