farshad  
[ ۸۴/۱۰/۱۲ در ساعت ۰۱:۲۷  ]

با سلام.به نظر من شخصيت سعدی در فيلم يک بوس کوچولو جواب دادن به آقای گلستان نيست.بيان واقعيت است.زندگينامه ی ابراهيم گلستان بزگ است.پاينده باشيد



محمد حسین شریعتمدار  
[ ۸۴/۱۰/۵ در ساعت ۱۲:۴۶  ]

سلام خانم دکتر کديور
چون موضوع اصلی نوشته شما فيلم يک بوس کوچولو است درباره آن می گويم . به نظر من به عنوان کسی که با سينما تا حد زيادی آشنا هستم فيلمهای بهمن فرمان آرا تا حد بسيار زيادی تحت تاثير فيلمهای غربی و هاليووودی است نگاه فرمان آرا هر چقدر هم زيبا باشد که به نظر من چندان هم اين طور نيست يک نوع کپی پرداری است . فرمان آرا بعد از برگشت به ايران فيلمهايی ساخت که شما هم به آن اشاره کرديد . در تمام اين فيلمها نگاه فرمان آرا به مقوله ای مانند مرگ و ماورا غير دينی و غير ايرانی است . اين نوع نگاه به ماورا و مقوله ای مانند مرگ را تنها در آثار سينمای هاليوود می توان جست و جو کرد . به نظر من سينما فرمان آرا هر چه قدر جذاب باشد اما بومی و ايرانی نيست چون متعلق به او و فرهنگ او نيست . حتی نگاه بعضی از کارگردانان اروپايی به مراتب نگاه زيبا تر و جذاب تری است و حاصل از يک تجربه و انگيزه دورنی ناب است که در سينمای امروز کم پيدا می شود .



سید علی  
[ ۸۴/۱۰/۴ در ساعت ۱۹:۱۵  ]

با سلام خانوم کدیور سالگرد سایت شما رو تبریک میگم و برای شما استاد مهاجرانی معلم صبر فرهنگ دوستان ایرانی و فرزندانتون ارزوی موفقیت و سلامتی دارو واینم بگم بخداخانواده شما خانواده با صبری هستین خدا جای حق هس. سر بلند باشید



شمس  
[ ۸۴/۹/۲۹ در ساعت ۱۹:۳۴  ]

با سلام
بايد قبول کرد فيلمهای کيميايی اگر به زعم بعضی،(شاید هم خیلیها) مطلب دندانگیری هم نداشته باشد حد اقل میتوان گفت به نوعی مولف آنهاست .شاید به سادگی نتوان فیلمساز دیگری پیدا کرد توانائیها وذوق اورا در ساخت این نوع فیلم داشته باشد. مرحوم حاتمی هم بعد از فوتش حاتمی بی بدیل شد. برخورد منتقدانش را در زمان حیاتش بخوانید.



علیرضا  
[ ۸۴/۹/۲۸ در ساعت ۰۷:۳۷  ]

سرکار خانم کدیور

با سلام و سپاس از طرح موضوعی سینمای ایران اجازه میخواهم چند سطری در این باره اظهار نظر کنم.
به باور من سینمای ما پس از انقلاب موفق نبوده واگر هستند افرادی که صحبت از موفقیت سینمای ایران میکنند چه بسا در مقایسه با سایر هنرها نظیر تئاتر و یا موسیقی باشد.
برای باورم قطعا برهان نیز دارم.
ببینید خیلی ساده ما اگر سینمای ایران را به دو بخش روشنفکری (قوی) و معمولی (که اصطلاحا فیلم فارسی نامیده شده است ) تقسیم کنیم براحتی میتوان وضعیت سینمای ایران را در دو دوره سینمای قبل از انقلاب ( از سال ۱۳۴۷ تا۱۳۵۷) و سینمای بعد از انقلاب بررسی نمود.
۱- سینمای روشنفکری(قوی) :کافیست یک مقایسه آماری بین تعداد فیلم های این گروه در دو برهه قبل و بعد ازانقلاب بیندازید عملا تعداد فیلمهای این گروه در قبل از انقلاب بسیار بیشتر از بعد بوده فیلم هائی همچون گاو قیصر رضاموتوری سرایدار گوزنها و...
همه قبل از انقلاب ساخته شده اند در حالیکه فیلمهای بسیار خوبی از این گروه که بعد از انقلاب ساخته شدند یا اجازه اکران نیافتند (مثل حاجی واشنگتن یکی از کارهای خوب مرحوم حاتمی)ویا مثل خانه ای روی آب (بهمن فرمان آرا) آن چنان تکه تکه شدند که عملا هویت خود را باختند.تعداد فیلمهائی همچون هامون نیز در مقایسه با دوره قبل بسیار کمتر است.
۲-سینمای فارسی: فارغ از صحنه های مبتذلی که در اکثریت فیلمهای فارسی قبل از انقلاب وجود داشت باز اگر بصورت آماری اما اینبار از دیدگاه اقتصادی به فیلمهای این گروه در دو دوره توجه شود براحتی میتوان فروش بسیار بالای سینما ها را در دوره قبل از انقلاب به حساب موفقیت آن گذاشت.
کافیست فقط به تعداد ساخت سینما در دو دوره نظری افکننده شود یافتن پاسخ سوال آن چنان بغرنج نخواهد بود.
اما دلیل عدم موفقیت سینمای ایران با گذشت نزدیک سه دهه از انقلاب چیست؟ به اعتقاد من یافتن پاسخ این سوال میتواند کمک بسزائی به تولید فیلمهای تامل برانگیز بیشتر نماید!
راستی چرا؟

علیرضا- لندن



عارف دورقي - آبادان  
[ ۸۴/۹/۲۷ در ساعت ۱۰:۵۵  ]

خانم دکتر کديور - سلام
يکسال با مکتوب بوديم . باور کنيد هروقت سراغ کامپيوتر مر آيم و در انترنت کانکت می شوم نيرويی مرا به مکتوب هدايت می کند گويی ديدن اين سايت بزرگواران وصاحب نظران شايسته برما مکتوب شده است .
با آرزوی توفيق روزافزون و ادامه مکتوب



shirin  
[ ۸۴/۹/۲۷ در ساعت ۰۰:۱۵  ]

سلام بانوی نازنين يادتان هست روزی که به سفر رفتم و از شما خواستم که فراموش نکنيد که من اولين بار بانو ناميدمتان حالا خواهش ديگری دارم فقط مراقب خودتان باشيد مهم نيست که مرا به ياد اوريد يا نه.هميشه در کنار خانواده محترمتان شاد باشيد.
شيرين.



قلمران  
[ ۸۴/۹/۲۶ در ساعت ۱۷:۵۸  ]

سلام خانم كدیور
سالگرد تولد مکتوب را به شما و همسرتان آقای مهاجرانی تبریک می گویم و آرزو دارم با گذشت زمان از غنای آن کم نگردد و روزبه روز پرمحتواتر شود. همزمانی تولد مکتوب را با تولد دانشمند عالیقدر دکتر سروش به فال نیک می گیرم و آرزوی روزی را برای ایران دارم که مخالف بدون ترس و لکنت زبان در مقابل حاکم خود حرفش را بزند و به امید روزی که آزاد منشی و آزاد اندیشی جرم محرز محسوب نگردد و به سبب آن روشنفکران را در گوشه انفرادی ها نپوسانند.
موفق باشید
قلمران