goli  
[ ۸۴/۵/۳۰ در ساعت ۰۱:۱۵  ]

salam Djamelah
My sister found your site and I thought I say hi
She also said that you had an entery about our second grade teacher
Do you remember that they took pictures of us in the second grade
I have them
Do you remember me
If you remeber who I am I will send them to you
By the way Happy Anniversary



سعيد  
[ ۸۴/۵/۲۹ در ساعت ۱۳:۳۹  ]

سالگرد ازدواجتان مبارک



خود تبعیدی  
[ ۸۴/۵/۲۹ در ساعت ۱۲:۳۰  ]

بار اولی بود که اینجا آمدم. کمی این وبلاگ را پرسه زدم. به سالهای پیشرفت و تحصیل شما نگاه کردم. در سالهایی که دل بسیاری از جوانان مملکت برای آزادی میطپید، در سالهایی که بسیاری جوانها به دلیل نپذیرفتن نظام ... از تحصیل محروم میشدند و گاه جان بر سر آرمانها مینهادند، شما و شوهرتان از ارکان استحکام این ... بودید. من چشم ندارم آرامش شما را ببینم، چشم ندارم مدارج تحصیلی شما را ببینم، چشم ندارم شما و شوهرتان را جزو آدم حساب کنم. من سوختم و آینده ام سوخت که شماها به اینجاها رسیدید، حرامتان باد، حرام بچه های تان باد.



محسن  
[ ۸۴/۵/۲۹ در ساعت ۱۱:۵۸  ]

پاينده باشيد.ايران فردا به شما نياز خواهد داشت.



علی محمد نظری  
[ ۸۴/۵/۲۹ در ساعت ۱۱:۰۲  ]

سلام خانم کدیور
حال شما؟ سالگرد ازدواجتان میمون و مبارک و درخت زندگیتان چند ربع قرن دیگر با شادی برقرار. این بیست و پنج سال بر همه ی ما سخت گذشت مخصوصا در دوران جنگ عزیزان بسیاری را از دست دادیم آنانی که با ایثار جان درس بزرگی به ما دادند که هیچوقت مملکت به اجنبی نسپاریم. آقا عطای ما اراکی ها که افتخاری برای شهرمان است شما شیرازی ها از ما گرفتید و اکثر مردم ایران منهای اراکی ها فکر می کنند که آقا عطا اصالتا شیرازی است و این هم بخاطر وصلت ایشان با خانواده اهل فضلی چون کدیور است که محسن روحانی اهل سیاست و فلسفه و جمیله هم که در چند میدان لااقل در میان زنان ایرانی پیشتاز است که باز مرا به یاد این لطیفه ی زیبا می اندازد که اهل کجایی؟ و در جواب هنوز زن نگرفته ام!. حالا خوب شد که آقا عطا این کتاب سهراب کشان را نوشت که گوشه ای از ولایت ما را چنان زیبا تصویر کند که بعضی ها هوس کرده اند بعد از خواندن کتاب سری به مارون و حمریان و هک بزنند و این دامنه ی زیبای راسوند را به تماشا برخیزند. ببخشید که مقداری حسودی کردم این مطلب شوخی بیش نبود اگر چه روسها یک ضرب المثل دارند که می گوید در هر شوخی یک مطلب جدی نهفته است. شما و همسرتان نامتان خواهد ماند . مطمئنم.
یا علی مدد



سید  
[ ۸۴/۵/۲۹ در ساعت ۰۶:۴۷  ]

سلام .مبارک باشد شما سمبل يک زن موفق هستيد . با اينکه در سن کم ازدواج کرده ايد ولی توانسيد تحصيل را تا مدارج عاليه ادامه بدهيد. موفق باشيد. مالزی



کارون  
[ ۸۴/۵/۲۹ در ساعت ۰۰:۰۷  ]

سلام همشهری نازنین
مبارک باد بر شما سالگرد ازدواج شما
کمتر کسی شانس دارد که نیمه خودش را بیابد
بیادم آمد شیراز دهه شصت مسجد آتشی ها علیمحمد دستغیب بچه های ساده ومطهر سعید ابوالاحرار - حبیب روزیطلب -
مرا بعد از 24 سال یاد آن روزها انداختی شاد باشی



shirin  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۱۷:۴۶  ]

سلام بانوی نازنين.اينقدر فکر کردم يک چيزی بنويسم اما انگار ذهنم هنگ کرده پس من تقلب می کنم از روی دست اقای مهاجرانی:برای يار و دلدارم. جميله کديورکه :(( به حسن و خلق و وفا کس به يار ما نرسد.))اينم از طرف خودم اضافه می کنم:تو يادگار سالهايي سالها بمانی.



آزاده  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۱۷:۴۳  ]

خانم کدیور عزیز
با سلام و تبریک به مناسبت سالگرد ازدواج و میلاد امام علی به شما و همسر بزرگوارتان.
از شیراز تا لندن راه درازی است .این راه با کیلومتر اندازه گیری نمی شود.اندازه آن خاطرات شماست.واقعیت این است که تنها چیزی که برای ما از این زندگی می ماندخاطرات ماست.آدمها چند دسته اند.به قول علی نورانی در برف عده ای وقتی به گذشته خود می نگرند جز یک چاه تاریک بی انتها نمی بینند
گروهی هم هستند که پشت سرشان آسمانی پرستاره دارند و گروهی دیگر کهکشان.کهکشانی که هر ستاره اش خاطره ای درخشنده و پر رمز و راز است.از ستاره های خود بگویید.



mehrdad rezaei  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۱۵:۴۰  ]

سلام .
سالگرد ازدواجتان را به شما و جناب آقای مهاجرانی که ارادت خاصی نسبت به ايشان دارم تبريک می گويم . فارغ ار دغدغه های سياسی که بواسطه سخن آن امام آزاده و بزرگوار که « اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید » برای همه ما تمام نشدنی است . ازدواج شما را ازدواجی آنگونه که دکتر شهید شريعتی می فرمايد با هم بودن دو نيمه خاک می دانم که به زيبايی کنار هم شکل گرفته است .
موفق و مويد باشيد .



قلمران  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۱۲:۲۰  ]

سالگرد ازدواجتان مبارک



محمد  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۱۲:۱۶  ]

سرکار خانم کديور با سلام
بيست و پنجمين سالگرد ازدواجتان را با برادر انديشمند و آزاده جناب دکتر مهاجرانی تبريک می گويم.
آن مرد هرمزگانی و خانواده کديور به ويژه محسن و جميله از مفاخر آزاد انديش ما هستند. بويژه اين که ابراز انديشه های واقعی خود را بر وسوسه ماندن در قدرت ترجيح دادند و جفاها، تهمتهای خانوادگی، جوسازی و زندان را نيز به جان خريدند.
من هم در همان سن بین ۱۵ و ۱۶ سالگی اولین حضورم را در جنگ تجربه کردم و به جای گرمای خانه پدری به استقبال سختیهای جنگ رفتم و به طور ناپیوسته در کنار درس جمعا نزدیک به دو سال داوطلبانه با لباسهای گشاد که اندازه ام نبود جنگیدم و از آن زمان نیز زخمهای ناشی از جنگ بر بدنم نمی گذارد که آن خاطرات را فراموش کنم. اما همیشه سعی کرده ام با طفره رفتن از سئوالات فرزندم درباره اسلحه و ابزارهای جنگی، به او معنی و لذت صلح، صفا و صمیمیت را یاد بدهم.
آری همه ما همان نوجوانان پرشور و احساسی ۱۶ ساله بوده ایم که امروز زمانه ما را آبديده و در فکرمان تغييراتی ايجاد کرده است.



علی  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۰۹:۵۷  ]

ياحق
خانم کديورسلام
اول از همه سالگردسبزپيوندجاودانه شماوآقای مهاجرانی را به شما اميدهای ايرانيان شادباش می گويم.الهی که درپناه ايزد متعال سالهای سال وبی خيال از شروسواسان خناس زندگی خوب وخوشی داشته باشيد.ضمناٌ باخبرشدم که دادگاه تهران حکم برائت برای همسرتان صادرکردودهن ياوه گويان وبدانديشان را بست که خيلی خوشحالم کرد.پس با توکل به خدا واميد به آينده به فعاليتهايتان ادامه دهيد.کاری.کتابی.نشريه ای.وبلاگی.سايتی.رمانی.مقاله ای وخلاصه هرآنچه بهترازبيکاريست.فقط هرچه می کنيد خودتان را و اينجا را و مردمتان را از ياد نبريد.يادتان باشد که شما راحت به دست نيامده ايد.ربع قرن زندگی درواقع ربع قرن خون جگرخوردن است .واين هزينه ای بود که هم شما وهم همسرتان و هم مردمتان وما پرداختيم.منتظرمطالب بعدی شما می مانم.به آقای مهاجرانی هم سلام برسانيد.تابعد.