اشرف  
[ ۸۴/۵/۲۷ در ساعت ۱۴:۳۹  ]

سلام:
خسته نباشيد. راست گفتن جوک سال کابينه هفتاد ميليونی احمدی نژاد بود از بس خنديدم به گريه افتادم.
خانم کديور :اگر هيچ حکومتی تشکيل نمی شد آدمها نمی تونستند زندگی کنند وقتی انسانيت درون همه وجود دارد.
چرا ما که مسلمانيم و تربيت هم شديم قصد داريم سر هم را کلاه بگذاريم به هر شيوه ايی ؟اگر تنها خدا بود و ما چيزی هم به نام اسلام نبود که دستشان بگيرند و تکليف روشن کنند ما راحتر به اصلمان نمی رسيديم.
خانم کديور :
اين حرفها رو می زنم چون دارم خفه می شوم از دست اين همه سئوالها که در رابطه با اسلام و مسلمانی و عدل الهی برايم ايجاد شده.
حال وضع مملکت هم به آن اضافه شده است.
برکت باشيد
اشرف- مشهد



محمد  
[ ۸۴/۵/۲۶ در ساعت ۲۰:۴۳  ]

خانم کديور سلام.
تکثر مذهبی و قوميتی تنها نمی تواند از رفتن به سوی استبداد جلوگيری کند. اگر تاريخ کشور خودمان را نگاه کنيد و هر چه به عقب برگرديد، تکثر قوميتی و مذهبی را به عينه خواهيد ديد و در کنار آن مشاهده می شود که هميشه استبداد و یک جانبه گرایی وجود داشته است.
اگر به کشورهای اروپايی مانند آلمان، فرانسه يا انگليس نظری بيندازيد، خواهيد ديد که تکثر قوميتی و مذهبی به مراتب کم رنگتر از بسياری از کشورهای استبداد زده است. مثالی را هم که درباره لبنان آورديد، چندان کارگر نيست، زيرا اگر کسی با مردم لبنان از هر گروه دمخوری داشته باشد، خواهد ديد که آنها دارای فرهنگی بسيار باز و دارای تولرانس هستند و شاید بتوان از نحوه برخوردشان، در نشستی کوتاه مدت آنها را از سایر اعراب متمایز دید.
من دوستی لبنانی از طرفداران سرسخت جنبش حزب الله دارم که بسیار متدین و مذهبی هم هست. وقتی که به منزل آنها می روم و فرزندانش را می بینم، باورم نمی شود که اینها فرزندان این پدر هستند. فرهنگ تحمل عقاید و رفتار یکدیگر در بین آنها بسیار بالاست.
رژیم استبدادی صدام هم در بین همین تکثر قومیتی و مذهبی حکومت می کرد و نفس همه را گرفته بود.
در کشور ما در چه زمانی فرهنگ تکثر گرایی وجود داشته است؟ کشوری که اقلیتی بسیار بزرگ از آن سنی هستند و با این وجود برخی هنوز به سه خلیفه اول توهین می کنند و گاهی این توهینها با مراسم مخصوص همراه هست، در تلویزیون کردستان با وجود اکثریت سنی در آن استان هنوز اذان اهل تشیع پخش می شود و بسیار نکته های دیگر.
عملا در کشور ما هیچگاه فرهنگ تکثر جایگاهی نداشته است که بخواهد با کابینه خاتمی جدی گرفته شود یا با کابینه احمدی نژاد زیر پا قرار گیرد.
ختم کلام این که تنها تکثر کافی نیست، فرهنگ و نگرش تکثر گرایانه لازم است. البته پلورالیسم در همه زمینه ها،چه بخواهیم و چه نخواهیم یکی از ارمغانهای جهان غرب است که روزگاری نزدیک تمام جهان به آن تن در خواهد داد. البته زمانی که مردم واقعا مانند اروپاییان از جنگ، خونریزی و استبداد خسته و متنفر شوند.
مقدمه ورود به پلورالیزم، گذشتن از قرون وسطاها از طریق روشنگرانی مانند مارتین لوترها یا همین گنجیها و سروشهای خودمان هست.



آزاده  
[ ۸۴/۵/۲۶ در ساعت ۱۰:۲۴  ]

سلام
آقای احمدی نژاد گفتند کابینه هفتاد میلیونی!واقعا شوخی جالبی بود.



shirin  
[ ۸۴/۵/۲۶ در ساعت ۰۲:۰۵  ]

سلام. من از سفر برگشتم .دلتون واسم تنگ شد؟بانو خوبيد؟ من که حسابی کلافه بودم ....بعد از اينهمه تلاش بر گشتيم سر جای اول.عادت به در جا زدن داريم.خداوند تمام بندگانش را هدايت کند.اين تازه اول راهه.................بانوی نازنين در اين مملکت چيزی که مهم نيست حرمت انسان است انسانها وسيله رسيدن به اهداف شده اند.همانا پس از هر سختی اسانی است.شما که خوب باشيد همه چيز خوبه.



Masoud  
[ ۸۴/۵/۲۵ در ساعت ۱۸:۵۵  ]

سرکار خانم کديور
می توان گفت که هرروز به وبلاگ شما سر می زنم و نوشته های شما را با ولع می خوانم ولی اين اولين بار بود که از نوشته شما تعجب کردم.
انتظار داشتيد که اين آقای رئيس جمهور تحميلی آقایان نوری و مهاجرانی و یا دیگر اشخاص با سابقه را بعنوان وزير به مجلس معرفی کند و يا انتظار داشتيد آقايان سروش و کديور بعنوان وزير جدیدپيشنهاد شوند/ رئيس جمهور ... وزير ... تر از خود همچون ... و خشن تر از خود همچون ... را انتخاب می کند و مطمئن باشيد که همانطور هم که انتظار دارند وزرا با رای بالا رای اعتماد خواهند گرفت و گرنه چماق حکم حکومتی بر سر نمايندگان نه چندان محترم فرود می آيد.

راستی شما کسی را دشمن تر از از ... نسبت به ملت ايران سراغ داريد؟ من که ندارم. علی الخصوص وقتی دادگاه سفارشی کرباسچی را بياد می آورم.
يک مثل روسی می گويد: بگو دوستت کيست تا بگويم تو که هستی.



قلمران  
[ ۸۴/۵/۲۵ در ساعت ۱۶:۴۸  ]

سلام
متاسفانه در ايران از خيلی چيزها در جای خودش و به نجو احسن استفاده نمی شود. مگر تکثر قومی و دينی و مذهبی نداريم؟ مگر نصف ايرانيان مونث نيستند؟ چرا در ليست وزيران از آنها خبری نيست؟
واقعا استفاده از همه اقليتها نه تنها باعث ضعف نمی شود بلکه قدرت جامعه را افزايش هم ميدهد.
کاش بفهمند.



sadeg mohajer  
[ ۸۴/۵/۲۵ در ساعت ۱۱:۵۸  ]

آفت عمده ای که اين کشور هميشه از آن رنج برده وهمچنان مسئله روز می باشد نگاه سياسی به همه مسائل وحداقل رنگ سياسی غليظ در نگرش ها می باشد. که انهم ریشه در استبداد زدگی جامعه دارد. به عنوان مثال خود اصلاحات ونتايجی که برآن مترتب بود قبل از اينکه يک امر سياسی باشد در برگيرنده مسائل عينی وملموس جامعه بود که در صورت به نتيجه رسيدن می توانست تاثيرات عميقی در زندگی روزه مره مردم داشته باشد.اما اصلاح طلبان نه تنها اين بعد از اصلاحات را در استراتژی خود لحاظ نکردند بلکه بار سياسی اصلاحات را سنگين تر کردند وبا اين اشتباه هم ازمردم دور شدند وهم موجب غضب حکومت واقع شدند. آنچه که در حال حاضر ساختار حکومت را تشکيل می دهد پاسخگوی نياز مردم نيست.به عنوان مثال در کليه استانهای کشور واز ابتدای انقلاب يک نفر استانداربه عنوان نماینده دولت ويک نفر به عنوان نماينده ولی فقيه گذاشته شده اند که مدیریت استان را انجام می دهندوطبق قانون کليه مسئوليت ها به عهده استاندار می باشد اما آنچه که در عمل اتفاق می افتد نماينده ولی فقيه بدون کمتری مسئوليتی دارای اختياراتی است که می تواند در کليه امور استان وشهرستان تاثير گذارعمده باشد وحتی می تواند در تخصيص منابع نقش بسزائی داشته باشد که در بلندمدت موجب گسترش فقر وبيکاری وعقب ماندگی می شود. حالا بااین مقدمه اين سئوال مطرح می شود که آيا فقط اين دولت ضعيف می باشد؟مگر دولت های قبلی قوی تر بوده اند؟اگر بود که اين مشکلات وجود نداشت.لذا اهل فکر ونخبگان نبايد به مسائل با نگرش غليظ ويک دست سياسی نگاه کنند.بلکه به ريشه مسائل به پردازند تا اينکه طرحی نوع به اندازند.ودر اين صورت است که کار جامعه ومردم به سامان خواهد رسيد.چشم ها را بايد شست وطور ديگر بايد ديد. انشاء الله.