Ahmad  
[ ۸۴/۵/۲۵ در ساعت ۰۵:۰۵  ]

با سلام
دينی که ما به آن احساس تقيد می‌کنيم پيامبری دارد که بر‌خوردش با کسانی که به او بدترين دشنام‌ها را می‌دادند و به سمت او خاکستر و زباله پرتاب می‌کردند کاملا مشخص است (حتی بعد از به قدرت رسيدن). هيچ سگی هم نداشت که با اشاره‌ای دودمان فرد خاطی را به باد فنا بدهد.
باعث تاسف و تعجب بسيار است که هنوز هم در پی مقايسه خدايگان حاکم و ... فرمانبردارشان با پيامبر‌ و امامان معصوم هستيد و هستيم.
بهترين مقايسه همان است که پهلوان اکبر بکار برده و همانا مقايسه سيستم جاری با مشابه استاليني آن است. گر‌چه اگر استالين بود در محضر اين اساتيد تلمٌذ می‌کرد و مشق‌ها می‌گرفت.
آيا شما در سيستم حکومتی ايران‌زمين رنگی از اسلام محمد(ص) می‌بينيد!؟
پيروز و بهروز باشيد.



یه بنده خدا  
[ ۸۴/۵/۲۳ در ساعت ۱۹:۴۹  ]

خانم کديور سلام
نمی دانم می خواهيد صرفاٌ روزنوشتی داشته باشيد يا ازسربيکاری می نويسيد يااينکه ازنام وشهرت نيفتيد.اما اين را خوب می دانم که بهترازمن همه چيز را می دانيد.می دانيد که اينها اصلاٌ نمازجماعت نمی خوانند که شرط مروتش را لازم داشته باشند.همينطور اعتقاد به جمع وجماعت ودموکراسی واين حرفها ندارند که مدارا و مروت با دوستان و دشمنان نمايند.نه منتتقدين حکومت از مخالفين زمان امام علی بدتر نيستند بلکه ارباب حکومت اززمان علی وحتی خودامام علی جلوتر وپيشرفته ترند.اينها امام علی را ازيک روزگارسپری شده می دانندوحتی او را قبول ندارند.مختصراشاره به نام وياد او هم برای غافل وسکت کردن خلق الله ساده وبی صدا است.با اين همه از اين مطلب من فقط نکته آخرآن ناراحتم کرد که گفته بوديد آنها حريم وحرمت خانه ها و خانواده ها را هم می شکنند.واين مهمتر از استفاده ابزاری آنها از نام قرآن وامام علی و چيزهای ديگراست.مطمئنم آنها مواظب و مراقب شان ومرتبه خودشان هستند.مردم اگر هم نگران تضعيف آنها هستند-که نيستند-بايد غيرت به خرج بدهند وجلويشان را بگيرند که نمی گيرند.می ماند حرمت وحريم خانواده ها به نظر من درعسرت و عزلت وتنگنا افتادن برخی يعنی نابودی ومحوهمه آن آرمانها وادعاهای سال پنجاه وهفت وروی کارآمدن نظامی که ازخدا وپيامبر وقرآن وامام علی فقط نان می خورد تا بماند وبرای تنازع بقا تن به همه کاری می دهدحتی اگربه قيمت خودزنی وازبين رفتن شهروندی مثل گنجی باشدو...باآرزوی سربلندی روزافزون برای شما وهمسرگراميتان.علی



علی  
[ ۸۴/۵/۲۲ در ساعت ۱۴:۲۸  ]

سرکار خانم کدیور برای شما بعنوان یک فرد و یک خانم سلام و درود فراوان میفرستم ولی برایتان بعنوان شخصی که بهر صورت بعنوان بخشی از این نظام بوده و عمل کرده است هیچ آرزویی ندارم . شرمسارم
و اما . . . . . . .
1- ایا شما از " هیچی" معروف انتظار دیگری داشتید و دارید ؟
2- آیا سرکار عالی از گوینده "هیچی" جز کینه توزی و براآورده شدن انتقام چیز دیگری انتظار داشتید و دارید ؟
3- آیا شما از برگزیدگان گو ینده " هیچی " معروف انتظار دیگری داشتید و دارید.؟
4- آیا سرکار عالی تا بحال شنیده اید یا دیده اید که یک نظام مکتبی و سلطه گر و انحصار طلب وعملکردی جز این داشته باشد که شما به دنبال دومی بگردید؟
5- آیا شما تا بحال نظامی مکتبی و قدرت مدار یافته اید که در اعمال خود از گزینه " هدف وسیله را توجیه می کند" دوری جسته باشد؟
سرکار خانم کدیور ، برای بسیاری از مردم ایران چنین روزها و چنین اعمال و چنین رفتار و گفتارو کرداری دور از انتظار نبود. آیا اگرحضرتعالی بعنوان یک خانم تحصیلکرده و روشنفکر و متعهد با یکی از اشخاص مخالف با نظرات و عملکرد گویند ه " هیچی " معروف برخورد می کردید چه رفتار و گفتار و کرداری را با او داشتید؟
آیا می توانید و شجاعت آنرا دارید بگویید با او چه می کردید؟

سرکار خانم کدیور بسیاری از ماها ( ببخشید شماها) در به وجود اوردن این روزگار سیاه مقصرید



قلمران  
[ ۸۴/۵/۲۲ در ساعت ۱۳:۰۸  ]

سلام و خسته نباشید
متاسفانه ماجرای اکبر گنجی مشمول مرور زمان شده است و کاملا از یادها رفته است.
آن چیزی که واضح است آتش تند بعضی از بزرگان نیز در طرفداری از وی خاموش شده است.
کاش پس کوچه معرفت نشانی می داشت.....



m.p  
[ ۸۴/۵/۲۱ در ساعت ۰۳:۱۳  ]

سلام
اقايان دنبال برقراری حکومت شيعه (به شیوه خود ) به هرطريق هستند.
با احترام



محمد  
[ ۸۴/۵/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۲  ]

خانم کديور در کامنت قبلی خود اشاره کردم که اين رفتارهای خارج از عدالت و ناجوانمردانه، عملا با اعتقاد به اين صورت می گیرد که حفظ نظام هر نوع وسيله را توجيه می کند و نوشتم که منظور از نظام، تعريف علمی آن نيست بلکه يک انديشه افراطی است که خود را نظام می داند.
لازم ديدم نکته ای ديگر را بيفزايم. از آنجا که اطرافيانی دارم که به اين انديشه وابسته هستند، شناختی حد اقلی از آنها نيز دارم. اين افراد را می توان به دو دسته مغرض و جاه طلب و همچنين معتقد قلبی به اين انديشه افراطی دانست. در اینجا قصد ندارم درباره وابسته های مغرض و جاه طلبشان حرفی به میان بیاورم،تنها قصدم این است که به معتقدان قلبی این اندیشه بپردازم.
اگر تاریخ اسلام و ساير اديان را از آغاز ظهورشان بررسی کنيم، می بينيم که دائما انديشه ها و نگرشهای جديدی از آنها بر خاسته، تا جايی که حتی گاهی پيروان يک انديشه، چشم ديدن يک انديشه ديگر را نداشته است و حتی قتل يکديگر را ثواب دانسته اند. در نگاه اول شايد اين شبهه بروز کند که اديان دارای خطای سيستماتيک هستند که چنين انديشه های گاه متضاد از آنها نضج می گيرد. اما به گفته قران انسانها به صورت قبايل، گروهها، رنگها و زبانهای مختلف آفريده شده اند تا از يکديگر متمايز گردند. يکی از تمايزات انسانها نيز می تواند تعلق داشتن آنها به انديشه ای خاص و معرفتی متفاوت از ديگران نسبت به دين باشد. تشکیل اين ۷۲ ملت دینی حافظ که اکنون بر آن نیز افزوده شده است، به همین دلیل است و قانون گوناگونی طبیعی نیز تا دل ادیان نیز پیش رفته است. اگر در گوهر همه این فرقه ها و اندیشه ها نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که همه آنها یک پوسته ظاهری هستند بر ذات پیام رسولان. یعنی همه در گوهر یک چیز را بیان می کنند. به هر حال از میان این فرقه ها گاه اندیشه هایی بر گرفته شده است همانند اسلام طالبانی که ان چنان کرده اند که دیدیم. با این وصف طرفدارانی سخت معتقد به خود دارند.
ما مسلمانان معتقدیم که محمد پیامبر خاتم بود و پس از او وحی منقطع گردیده است. اندیشمندانی همچون اقبال لاهوری کوشیده اند تا فلسفه خاتمیت را بیان کنند. اقبال معتقد است که انسانها به آن درجه از تعالی رسیده اند که بتوانند وحی را تفسیر کنند و دیگر بی نیاز از فرود وحی هستند. اما چگونه سیلان وحی واقعیت می بخشید؟ همیشه اندیشه های مخرب و افراطی این کمک را به حقیقت دوستان کرده است که با مدد نتیجه زیانبار و نفرت آور اندیشه های غیر منعطف دینی، به این نتیجه برسند که باوری سازنده را جایگزین آن کنند. همین کشمکشهای بین معرفتهای گوناگون به درک بهتر دین و استخراج معرفتهای حقیقی تر کمک کرده است و معرفت دینی را رو به سوی تعالی برده است.
حال این اندیشه های متروک دینی و غیر منطبق بر زمان که امروز برای حفظ خود و دست آوردهای خود، بی عدالتی و عدم مروت را مباح می داند و یا حد اقل در برابر آن سکوت می کند و بر این پایه بر گنجی و گنجیها آن می رود که شاهدیم، بدین سان بوی کهنگی و تعفن حاکی از سکون آن معرفته ها، شامه طالبان حقیقت را آزار می دهد و آنها را به فکر پرداختن به اندیشه های ناب تر وا می دارد.
به نظر من هر آن چه که امروز می گذرد و بر سر گنجیها می آید، نتیجه این قانون طبیعی است که همه چیز در حال تکامل و گوناگون شدن است و گنجی ها، گوشه ای از این روند تکامل اندیشه را به دوش گرفته اند. اما فراموش نکنیم که مقربین خدا همان سابقین در پیوستن به اندیشه های ناب هستند که انشا الله گنجی هم يکی از آنان است و و عده بهشت گوارايش باد. چون زندگی دنيا بازيچه ای بيش نيست. عافيت طلبان و همچنین از جان گذشتگان دیر یا زود از اين کوی دنيا همه رفته اند و خواهند رفت. اما آفرين بر گنجی و بقيه که جرات یافتند تا کالبد دنيايی خود را برای ارزشهای والای انسانی که همان بی پيرايه کردن دين و مخاطب آن انسان، به مشقت بیاندازند.



محمد  
[ ۸۴/۵/۲۰ در ساعت ۰۰:۴۷  ]

خانم کديور!
يادم هست که در اوايل انقلاب اين ايراد بر مارکسيستها بود که معتقدند هدف وسيله را توجيه می کند. امروز عملا اين نظر وجود دارد که حفظ نظام هر وسيله ای را توجيه می کند. ناعدالتیبرخوردهای ناعادلانه، رفتارهای خارج از مروت و مردانگی، پرونده سازیها و بسیاری از چیزهایی را که شنیده ایم و شاهد بوده ایم، موید این مدعا است.
متاسفانه حتی در اینجا نظام به معنای عام دولت یعنی مجموعه حکومت، ملت و کشور نیست، بلکه منظور اندیشه ای افراطی است که برخی در قوای قهريه و امنيتی و حتی گروهی در حوزه، خود را پاسدار آن می دانند. البته اينان از لحاظ کمي در اقليت هستند اما به علت در دست داشتن قوای قهريه و نفوذ در مناصب مهم و کليدی، بيشترين قدرت قانونی و قهری را در دست دارند و می توانند هر آن چه را که می خواهند، همان کنند. غافل از آن که یدالله فوق ایدیکم.
اینها کسانی هستند که در جهل مرکبند و مشمول آیه شریفه ویذرهم فی طغیانهم یعمهون هستند.



mahyaar  
[ ۸۴/۵/۱۹ در ساعت ۲۲:۱۸  ]

سلام و سلامتی برای شما و دوستان:
این پیام هر چند سمبولیک و کوتاه امیدوارم مبنای حرکتی هرچند کوچک برای کمک به گنجی و خانواده رنج کشیده اش باشد. منتظر همیاری شما و دوستان دیگر هستم.


با سلام و ارزوی سلامت برای حضرت ايت الله سيستانی دام توفيقاته
همانطور که مستحضريد چندیست آقای اکبر گنجی زندانی سياسی در بدترين شرايط ممکن بسر ميبرند و لزوم يک حرکت مصلحانه در جهت رفع ستم از ايشان و حل مشکل ايجاد شده بیش از پیش احساس ميشود.لذا بعنوان يک مسلمان از آن مقام عظما استدعا داریم ضمن ورود به اين مسئله آنچنان که خود صلاح میدانید نهايت تلاش را برای آزادی ايشان بعمل آوريد. با تشکر فراوان
مسلمانان آزادیخواه ایرانی



مسیح  
[ ۸۴/۵/۱۹ در ساعت ۱۷:۵۷  ]

اي کاش کمی مدارا به خرج می دادند
مروت پيشکش آقايان



مريم  
[ ۸۴/۵/۱۹ در ساعت ۱۶:۲۸  ]

سلام خانم كديور:
شما صداي سكوت علي(ع) رو كه هنوز هم چاه هاي كوفه رو مي سوزونه رو مي شنويد؟
خوب پس حله. جواب همين جاست: ما همه خوارجيم.



ali  
[ ۸۴/۵/۱۹ در ساعت ۱۵:۵۷  ]

salam.kash mishod inaro bolantar begin,bolandtar bazam bolandtar.hame ba ham dad bezanim yeki beshnave...