har kas  
[ ۸۴/۵/۶ در ساعت ۰۶:۴۹  ]

خاتمي رييس جمهور شد و ناگهان ديديم قدرت در مجلس متمركز شد(مجلسي كه اكثريت آن را
محافظه كاران تشكيل مي دادند) فهميديم كه بايد در انتخابات ,اكثريت رابدست آوريم تا بتوانيم اصلاحات
را به پيش ببريم. وقتي در مجلس پيروز شديم, ديديم قدرت از مجلس نيز پر كشيد و در
شوراي نگهبان و قوه قضاييه و تشخيص مصلحت متمركز شد؛ واقعيت اينست كه قدرت حقيقي
در دست كسي است كه كليد زندان در دست اوست! عباس عبدي نقل از محمد جواد اكبرين در مقاله ” در باب مماشات“
حالا اين زندان از خود شكايت مي كند ”اشاره به سخنان آقاي عليزاده“
سال 80 نيز شاهرودي از زندان شكايت كرد ولي تفاوت اين دو در چيست.
در سال 80 , مجبور بود انتقاداتي كه از سوي مجلس ششم بر انتصاب او وارد بود خاموش كند ولي حالا با يكدست شدن قدرت بايد بخش انتصابي را از گناهاني كه انجام داده پاك كرد, گناهاني كه همه از عدم التزام آن به قانون بود وحال؛ با هموار بودن جاده حداقل تا سه سال, نياز به نوبت به تقدس اين نهاد رسيد و آسانترين راه, تقسيم قدرت بين سه قواست. تا هم كارآمدي اصولگرايان (نئومحافظه كاران) ثابت شود وهم عدالت قضايي از انتقاد مصون باشد.



علی محمد نظری  
[ ۸۴/۵/۵ در ساعت ۱۹:۲۳  ]

سلام خانم کدیور حال شما؟
مولی علی (ع) نمونه ی کامل حاکم معتقد به حقوق شهروند است ، که با گروه خوارج تا دست به شمشیر نبرده بودند جنگ نکرد و حتی حقوقشان را نیز از بیت المال به تمام و کمال پرداخت کرد، حالا قاضی که حکم برای گنجی نوشته است بداند که سخنرانی در کنفرانس برلین جرم نبوده و جنگی با این نظام نیست بلکه جایی بوده که یک نفر که مثل آقای قاضی فکر نمی کرده افکار خویش را مطرح کرده است. ایکاش همه ی جوانب حکومت مولی را در نظر بگیریم تا دچار افراط و تفریط نوشیم.
یا علی مدد



alilotfi  
[ ۸۴/۵/۵ در ساعت ۰۳:۰۳  ]

سلام...خوش به حال شما که آن زمان دانشجو بوديد. ما اين روزها در همان دانشگاهی که شما حقوق خوانديد حقوق می خوانيم و سر کلاس حقوق اساسی هم زياد اين جور چيزها را نمی گويند. بماند که استادمان از شاگردان بی سواد همين مرحوم قاضی شريعت پناهی است و ...خوش به حال شما پس!



maryam  
[ ۸۴/۵/۴ در ساعت ۱۳:۵۴  ]

آيا ارزش دارد گنجی خودش را فدای اين ملت کند که رفت و به اين ...رای داد؟؟؟؟؟؟؟؟



sara  
[ ۸۴/۵/۴ در ساعت ۰۸:۱۷  ]

در ايران قوه ها از هم مستقلند. اما بعضی قوه ها مستقلترند!



حميد  
[ ۸۴/۵/۳ در ساعت ۲۲:۳۸  ]

امشب و هر شب برای حمایت از گنجی به پشت بامها برویم و فریاد الله واکبر سر دهیم که از هر کاری موثر تر است.



عليرضا قراباغي  
[ ۸۴/۵/۳ در ساعت ۱۰:۳۶  ]

فکر می کنم روزنوشت پيشين اهميت بسيار زيادی داشت و شايد لازم باشد ابعاد مختلف موضوع کوهنوردی از قله مورد بحث و مهمتر از آن مورد توافق قرار گيرد.
مسئله وحدت پيرامون يک درد مشترک، شايد امروز بيش از هر زمان ديگر اهميت داشته باشد. شعار آزادی زندانيان سياسی هم احتمالا عام ترين خواست انديشمندان تمام جوامع دربند است، حداقل به اين دليل ساده که هر فردی ابتدا می خواهد مطمئن شود که اگر روزی به خاطر بيان عقايدش به زندان افتاد، ديگران هم از آزادی او حمايت خواهند کرد. عقل سليم می گويد اين آينده نگری برای تضمین آزادی بیان، مقدم بر بيان هر خواست ديگری است.
اما آيا اين شعار محوری است؟ آيا سرکار خانم عبادی خودشان به اين محوری بودن اعتقاد دارند؟ آيا ايشان اصولگرايی در آزادی انتخابات را بر شعار دکتر معين در مورد اولویت آزادی زندانیان سیاسی به عنوان اولين لايحه دولتشان، ترجيح ندادند و نگفتند انتخابات آزاد پيش شرط آزادی زندانيان سياسی است؟
و آيا ابزار وبلاگ خود توطئه ای برای پراکندگی نيست؟ آيا برای گفتگو درباره مسايل مشترک، ابزار مناسبی است؟ آيا نشريه، گروه اينترنتی، حزب و امثال آن ما را به وحدت می رساند يا وبلاگ متکی بر فرديت گرايی؟
به هرحال امثال من تابع نظرات شما بزرگواران هستند. و شما هم به جهت فرزانگی، تجربه، امکان مطالعه و هم به دليل فرصتهايی که نظير نهار ياد شده برای تبادل نظر داريد، مسئوليت بيشتری برای روشن کردن امثال من داريد.