جمشيد كيا  
[ ۸۴/۳/۲۰ در ساعت ۰۱:۳۳  ]

در بوته های يخ/ آبی به رنگ سبز/چشمی به روی خاک/ دسته دسته اعداميان سفيد/مادر پيرم به گريه اش/ديگر به ستاره سلام نمی دهم/به شهيدان درود باد / به شهیدان راه آزادی/به شهیدان حزب توده ام/با زبان شيرين پارسی/گزينه ام دکتر مصطفی معين/



كامران  
[ ۸۴/۳/۱۹ در ساعت ۱۵:۴۲  ]

سلام
صبحها كه از خواب بيدار ميشم هنوز خوابم
از خونه كه ميزنم بيرون هنوز خوابم
وقتي تو تاكسي شاهد دعواي نون و گوشت و بيكاري و ادمهاي بيكارترم هنوز خوابم
سوار ميني بوس كه ميشم، هم احساس همه ادمهاي توي ماشين ، من هم هنوز خوابم
سر كلاس كه ميرم هنوز خوابم
استاد وقتي درباره من و خودش و اسمون و شيمي و فيزيك و حساب و ناحسابيها و صد تا چيز ديگه كه ميگه هنوز خوابم
وقتي پيش بچه ها ميشينم و گپ ميزنم تازه يه كم بيدار ميشم
شب كه ميخوام بخوابم تازه بيدار بيدار شدم
اما هوا تاريكه خورشيد كه نيست راديو هم داره قصه ميگه پس بايد تازه خوابيد
نتیجه گیری
شريعتي گفته هزار سال ناليدن بس است
و چون ما هيچ وقت هيچي برامون بس نيست
پس ادم كه خوابه خيلي هم خوبه در عوض ديگه نميناله
یه سوال
راستي چرا همه مينالن
همه شهر همه ادما
حتي سياست مدارا
يعني هميشه اونا بيدارن
من كه رفتم تا بيدار نشدم بخوابم
چون حسابي به سرم زده
سرت درد گرفت نه ؟ راستي تا ته نامه رو خوندي؟

كامران



كامران  
[ ۸۴/۳/۱۹ در ساعت ۱۴:۴۷  ]

سلام
همه رو خوندم
بعد
دلم لرزيد
دستهام هم
به روبروم ميترسم نگاه کنم
سنگهای جلو پام هم کفشامو خراب کردند
وای هنوز باد مياد
نکنه باد موهامو خراب کنه
اونوقت مطمئنا دلم خراب شده
دستهام هنوز ميلرزه
همين جور دلم
...



مریم  
[ ۸۴/۳/۱۹ در ساعت ۰۹:۰۱  ]

سلام . از اينکه سايت شما را بيدا کردم خوشحالم و وقتی مطالبتان را می خوانم خوشحالتر می شوم . و ناراحت می شوم از اينکه چطور با بودن شما زنان بزرگ مملکت ما اينطور از نيروی با ارزشش استفاده نمی کند . من ارادت خاصی به شما و خانواده تان دارم و ارزو دارم که روزی بشود که ايران را انسانهايی فهيم بسازند و اداره کنند .



جمشيد كيا  
[ ۸۴/۳/۱۸ در ساعت ۲۲:۱۴  ]

بازی شيرين ايران با کشور بحرين به سود ايران پايان يافت و ايران به جام جهانی راه يافت.به ياد همه شهيدان جنگ و شهداي راه آزادی ايران و برادر اعدامی ام به مردم خوب و مهربان ايران شاد باش می گويم . به خانم کديور هم شادباش می گويم.همگی به دکتر معين فکر کنيم نه به تحريم انتخابات.



حسین  
[ ۸۴/۳/۱۸ در ساعت ۱۸:۳۴  ]

سرکار خانم کدیور
من که نفهمیدم ۶+۲ یعنی معین و رفسنجانی جدا هستند یا معین و کروبی. به هر حال این هم خودش نوعی نظر است. اما از همین نظر شروع می کنم. آیا شما در وبلاگ شخصی خودتان هم آن خود واقعی هستید؟ آیا وقتی در حاکمیت بودید هر چه می گفتید همان را در دل منظور داشتید؟ من هم مثل شما هستم و دیگران هم. متاسفانه عادت کرده ایم اینگونه باشیم و می ترسم این خصلت فرزندانمان هم باشد. قبول دارم که خیلی صحبتها برای دلربایی است اما همین تغییر در زبان می تواند نشان از تغییر هر چند اندک در درون باشد و حداقل نشان می دهد که آنان بعضی از فریادها را شنیده اند و البته از شنیدن تا فهمیدن فاصله بسیار است.
من احساس می کنم شما در پس این کلام که عنصر مجذوب کننده ای نمی بینم بیشتر نظر بر عدم تاثیر در انتخاب دارید تا عدم وجود کاندیدای مورد نظر (شاید هم هر دو و اینکه اولی نتیجه دومی است) . البته اگر تفسیر به رای نباشد.



علی محمد نظری  
[ ۸۴/۳/۱۸ در ساعت ۱۶:۱۲  ]

سلا خانم کدیور
در این آخر سال تحصیلی با این همه کلاس جبرانی و فوق العاده، فقط گاهگداری وقت می کنم سری به سایت شما و همسر تان بزنم که من از همشهریان دکتر مهاجرانی و زادگاهم نزدیک روستای مارون است همان روستایی که نقش اصلی را در رمان شیرین سهرابکشان بازی می کند. در مورد کاندیداهایی که خودشان نیستند حق با شماست. فقط می توانم بگویم که:
چه خوش آید که محک تجربه آید به میان
تا سیه رو شود هر که در او غش باشد
یا علی مدد



وحيد فلاحي  
[ ۸۴/۳/۱۷ در ساعت ۱۶:۵۳  ]

سلام
فرموده بوديد كه انگار هيچكدام خودشان نيستند . همينطور است . مثلا آقاي ... در حالي سخن از مبارزه با رانت خواري ( به عنوان نخستين گام رياستش ) مي گويد كه خود در دوره ي استانداري اش در استان خراسان يك مدير پروازي بود .
به اين معني كه صبح در منزلش در تهران از خواب بر مي خواست و شب در منزلش در تهران استراحت مي كرد و استاندار خراسان نيز بود . هم اكنون در سمت رييس سازمان تربيت بدني با گارد محافظ و خدم و حشم در محل كار خود حاضر مي شود . در كل سخنان نامزدها بيانگر اين حقيقت تلخ است كه هنوز در بين طبقه ي حاكم تصور مي شود كه : " مردم نمي فهمند ".



saffa  
[ ۸۴/۳/۱۷ در ساعت ۰۵:۱۴  ]

با عرض ادب و سلام
شما بانوی محترم و دانا بگو باید چه کرد
در اول پوزش میخواهم که سووال مربوط به مقاله نیست
یکبار دیگر کیهان چون همیشه با کلماتی درخور نویسندگانش که حتی تکرار انرا شرم دارم بر زبان اورم اینبار در مورد خانم رایس نوشت.حال علیرقم تلاش خود در جهت احیای فرهنگ و شعور ایرانی و اسلامی بین نوجوانانی که با گذشته خود غریبند هر از گاهی رندان مخالف با تکیه بر این نوشتارهای.....میگویند بله یاد بگیرید اخلاق اسلامی و ارزشمند را از نماینده رهبر در روزنامه رسمی کشور با هزینه ملت برای امت.در واقع جمله ای سخیف از بین برنده تمامی ان زحمات ما میگردد واقعا باید چه کرد یا چه گفت در جواب!!؟؟
با تشکر از حوصله شما



saffa  
[ ۸۴/۳/۱۷ در ساعت ۰۴:۵۲  ]

با درود و سپاس
گر رخ بنمایند و خود باشند چه شود؟
انوقت میتوان گفت هر انچه بود پنهان بر ملا شد.
حرف حق تلخ است اما گفتنش اسان بود
بعد از گفتن شخص در زندان بود
با تشکر و ارزوی فردایی بهتر برای تمامی انسانها



Shahriar  
[ ۸۴/۳/۱۶ در ساعت ۲۰:۲۰  ]

بنام خدا
احسن خانم كديور! ناب گفتيد! اما آن دو تا (نه) اول درست اند , نظر خيلي ها همان است. حال انتخابات هم به اينان فرصت داده كه خودشان را در آيينه ببيند. (نه) سوم دارد آن خود حقيقي اش را از پرده برون مياندازد و كاربردي تر از آن دو (نه) اول خواهد بود البته اگر جرات كند خودش را هم از آن سياسيون نفي شونده ببيند. بنظر ميرسد اين سومي ها بيشتر ميخواهند كه خودشان باشند ولي هنوز هم مصلحت انديش و عاقبت انديش اند.
اينروزها بايد به حال نهضت آزاديون و ملي مذهبي ها هم تاسف خورد كه آن همه آبرو را به ثمن بخس فروختند. جريان پيش شرط هاشان براي مشاركت و اگر نه تحريم! كه حالا دارند با سر دنبال دنباله هاي رژيم ميدوند كه مبادا فردا در چرخه زور و زر و تزوير جا و حساب بانكي و شكمشان خالي بماند.
اكثر دولتيان و سياسيون نه مليت ميدانند چيست, نه مذهب, نه خدا.
واقعا جاي جربان چهارمي خاليست كه به نفي اينها هم (خدا. مذهب. ملت) بپردازد.