قلمران  
[ ۸۴/۲/۱۵ در ساعت ۱۰:۲۷  ]

خانم کديور سلام
خواستم از خاطراتتان در زمان بحرانهايی که قبلا در ايران پيش آمده بود مطالبی درج نماييد. خيلی از جوانان تشنه شنيدن مطالب واقعی از منبع موثق هستند. خوشبختانه در اين راستا تا بخواهيد مطلب و خاطره هست.
با تشکر



کلک خیال انگیز  
[ ۸۴/۲/۱۴ در ساعت ۱۳:۴۰  ]

سلام ، جالب بود.
ولی خانم : "شما در چاچوب قانون (؟؟؟!!!) """""" آزاد """""""" تشریف دارید.
فقط برای شما.



قلمران  
[ ۸۴/۲/۱۴ در ساعت ۱۰:۳۷  ]

سلام خانم کديور
خواستم درخواست کنم در روز آزادی مطبوعات اکبر آقا هم کمی حرف بزنيد. حيف است اين موجود نازنين در زندان بپوسد. گنجی هيچ وقت از يادها نمی رود.
با تشکر
قلمران



S  
[ ۸۴/۲/۱۳ در ساعت ۲۲:۰۶  ]

سرکار خانم کديور با عرض سلام

جالب بود ولی نميدانم چرا شما که لالائی بلديد خوابتان نميبرد؟ و هنوز به اصل اين نظام سراسر پر از عدل و داد اعتقاد داريد؟ معمائيست؟ نيست؟

شاد باشید




Parviz Rajabi  
[ ۸۴/۲/۱۳ در ساعت ۱۸:۲۱  ]

خانم کدیور یسیار محترم سلام
همیشه فکر کرده ام که یکی از ضروریات برای سرودن یک شعر خوب داشتن نگاهی صمیمی و جانانه است.
شعر شاخه گل پرپر یکی از شعرهایی بود که تا اعماق جانم رخنه کرد. منظومه ای که در عین سادگی، توفانی بود. وای امان اگر این منظومه به گوش باغبانان برسد.