مسعود  
[ ۹۵/۷/۱۶ در ساعت ۲۱:۲۴  ]

جناب دکتر سلام
من سالهاست مسیر چشمه دیمه تا گاو خونی و بروجن تا ایذه را رفته ام دیگر نه آن برفها هست و نه دیگر زاینده رود آبی دارد زاینده رود از دیزیچه دیگر آب ندارد و بروجن نه آن برفها ایران می رود تا به برهوتی تبدیل شود خواهش می کنم شما و سایر دوستان که توانی بالاتری دارید به یاری میحط زیست ایران برخیزید حقیر کوشیدم چند رشته قنات را حفظ کنم مرگ گاو خونی را به تصویر کشم اما یک دست صدا ندارد شما چون دکتر رنانی فریاد بزنید ایران با تمدن کاریزیش بیش از بیش به همدلی ویاری نیازمند است



همشهری فرهاد  
[ ۹۵/۷/۱۴ در ساعت ۰۳:۳۶  ]

حضرت مستطاب عطا الله خان مهاجرانی .سلام.برای قسمت نهم تشنه صلح نظری عرضه داشتم.به گمانم رویت نفرموده اید و یا ،شاید که ،از خیل هواخواهان مکتوب از قلم افتاده ام!؟.القصه همچنان ارادتمندیم.

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من


از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم



علی  
[ ۹۵/۷/۱۳ در ساعت ۲۰:۱۶  ]

سلام جناب مهجرانی،
خیلی ممنون بابت نگارش مطالب نغز و به اشتراک گذاشتن دیده ها و شنیده ها و تجربیات تون با این نثر شیوا و دل انگیز.
من هنوز هم که هنوز است منتظر ادامه داستانک ها یا روایت های مربوط به مرحوم حاج آخوند هستم.
خوش و خرم و تندرست باشید.
********
سلام و درود





: