جرات نميكنم نامم را بنويسم!  
[ ۸۷/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۲:۴۴  ]

سلام
اعتياد كه در كشور ما منفي به حساب نمي آيد بسياري از معلمين اساتيد نظاميان بازاريان و ... معتادند . خود نمايندگان عزيزاگر راست مي گويند يك روز بي خبر قبلي تست اعتياد بدهند آن يكي ديگر را هم جرات نمي كنم نام ببرم اگرچه تابلو است !



بیم موج  
[ ۸۷/۱۲/۱۸ در ساعت ۲۳:۴۵  ]

سلام خانم کدیور.آن روز که نیما این شعر سرود گویی در آیینه ی زمان دردهای زمانه ی ما را می دیده است.
آی آدمها

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید

آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن

آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید

که گرفتستید دست ناتوانی را

تا توانایی بهتر را پدید آرید

آن زمان که تنگ می بندید

بر کمرهاتان کمربند

در چه هنگامی بگویم من

یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان قربان

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید

نان به سفره جامه تان بر تن

یک نفر در آب می خواند شما را

موج سنگین را به دست خسته می کوبد

باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده

سایه هاتان را ز راه دور دیده

آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابیش افزون

می کند زین آبها بیرون گاه سر گه پا

آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید

موج می کوبد به روی ساحل خاموش

پخش می گردد چنان مستی به جای افتاده. بس مدهوش

می رود نعره زنان. وین بانگ باز از دور می آید:

"آی آدمها.."

و صدای باد هر دم دلگزاتر

در صدای باد بانگ او رساتر

از میان آبهای دور یا نزدیک

باز در گوش این نداها

"آی آدمها..."



مسافر  
[ ۸۷/۱۲/۱۳ در ساعت ۱۸:۰۴  ]

یه نفر هم که تو دانشگاه ما( تهران) خودشو سوزوند!



سودابه رادفرد  
[ ۸۷/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۷:۴۴  ]

سلام
در روزنامه هم مطلبتان را خواندم.بسيار عالي بود و به جا!
دل پرد دردمان كمي آرام گرفت.



kourosh  
[ ۸۷/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۲۰  ]

سلام

خبر خودکشی‌‌ها رو میخونید؟ عینا همان چیزی نیست که در نظر قبلی‌ گفتم؟



رضا  
[ ۸۷/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۸:۵۷  ]

سلام
رمان " اهلا....سیاده الریس"خوش امدید ...جناب ریس جمهور
به قلم خوله القزوینی نویسنده کویتی به زبان عربی به چاپ رسید
موضوع رمان در باره محمود احمدی نژاد است.......



حمیدرضا  
[ ۸۷/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۸:۳۳  ]

سلام خانم دکتر کدیور
یک انتقاد دارم! شما گفته بودید که توهین به بزرگان نظام را در
مکتوب نمی گذارید... .................ا
-------------------------------------------------------------
برادر محترم
شما را توصیه به تقوا می کنم. اگر اعتقادی به خدا و روز جزا دارید،از واژگانی که استعمال کردید، بهراسید .و به جای طرح این مباحث که منعکس کننده شخصیت خودتان بود ، خود را اصلاح کنید .

....



هستي  
[ ۸۷/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۱:۲۶  ]

سلام خدمت خانم كديور عزيز بار ديگرصراحت قلمتان را ستايش مي كنم . حقيقتا مسئله معتاد يا جانباز بودن ايشان نبوده مسئله اصلي خفقان حاكم بر جامعه است و مطمئنا اگر براي وي يا هر ايراني ديگر مجال صحبت و انتقاد مي گذاشتند هيچ كس دست به خودكشي و خودسوزي و... نمي زد و شايد اين زنگ خطري است براي رياست مجلس و دگر آقايان .
دوستدار شما و قلمتان هستي



علی  
[ ۸۷/۱۲/۹ در ساعت ۰۸:۵۹  ]

سلام
در فرمایشات مجلسیون آورده شد که نامبرده متوفی قبلا با چند نماینده جلسه داشته!!!(شما باور می کنید؟) و مشکلاتش حل شده!!!(عمرا اگه حل شده باشد.) با این حساب من فکر میکنم از خوشی زیاد یا ذوق زدگی خودسوزی کرده.
راستی خانم کدیور کاش با این قلم زیباتون چند خطی هم در مورد خودمونی سازی (ببخشید منظورم خصوصی سازی بود.) بنویسید. چون سیاستهای اصل 44 نیز بدجوری داره دچار همون ذوق زدگی میشه.
خدا نگهدار شما.



دیدار  
[ ۸۷/۱۲/۷ در ساعت ۱۴:۳۰  ]

در یک نگاه ...
دردناک است، چه باید کرد،می شود دیگر نباشد...می شود دیگر نباشد؟؟؟



امیر حسینی  
[ ۸۷/۱۲/۶ در ساعت ۰۲:۳۶  ]

سلام خانم کدیور عزیز!

باید این سخن را خطاب به سلطان گفت.

امیر حسینی



عبدالرضا  
[ ۸۷/۱۲/۵ در ساعت ۱۹:۲۶  ]

احساس سوختن به تماشا نمیشود.........اتش بگیر تا که ببینی چه میکشم!



آریانا  
[ ۸۷/۱۲/۴ در ساعت ۱۴:۴۹  ]

هر چه فریاد زد کسی نشنید
اینطوری ! فریاد کشید
تا همه مون رو بسوزونه
همه مون مقصریم
حداقل حالا براش کاری کنیم تا روحش نسوزه!



مهیار  
[ ۸۷/۱۲/۲ در ساعت ۱۶:۵۲  ]

خانم کدیور متاسفانه نظام راه هرگونه انتقاد مسالمت آمیز را بسته
نمونه اش برخورد با بهاییان و دراویش و اهل سنت
با سپاس



رضا  
[ ۸۷/۱۲/۱ در ساعت ۲۱:۰۶  ]

اگر رئیس مجلس شورای "اسلامی" مسلمان است جا دارد به خاطر این واقعه استعفا کند چون نمی تواند استیفای حق کند! و اگر شیعه هست و پیرو مکتب علی نمی دانم چه بگویم...
باید که مسلمانی زسرگیریم که...



ناصرقاسمی  
[ ۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۲۱:۲۸  ]

بر آن دوکی که بر رف بی صدا ماند
بر آن آئینه زنگار بسته
بهار منتظر بی مصرف افتاد



محمد کاشانی  
[ ۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۶:۱۲  ]

سلام
بسیار لذت بردم و این عین واقعیت است.خانم کدیور، این اولین باری است که به وبلاگ شما مراجعه کردم و از این طرز تفکر شما هم بسیار لذت بردم اما حتما نباید کسی سوخته شود تا عدم توجه مسولین و توهین آنها را دید. بسیار دیگر اتفاقات می افتد که توهین آمیز است. از آمار عجیب و صحبنهای غریب احمدی نژاد تا توهینهایی چون روسری و حجاب. بله، همان حجابی که اول انقلاب با آن مشکلی نداشتند همانگونه که احمدی نژاد هم بشکلی دیگر، در تبلیغات انتخاباتی خود با آن مشکلی نداشت. شاید در نگاه اول بین این همه مشکل و خفقان و غیره جای گله ای از حجاب و امثال آن نباشد اما بسیار مهم است اگر بدانیم اولا اگر برای این کوچک و بی مقدار حساس باشیم آن دیگری کمتر رخ می دهد (شنیدم مردم در انگلستان حدود 10 سال پیش، در جلوی مجلس و امثال آن تحسن کردند که یکی از روزنامه ها عکسی چاپ کرده بود که در وانتی چند گوسفند بر روی سر و کله هم سوارند و به گشتارگاه می روند و این چه وضع می باشد که با این زبان بسته ها برخورد می شود و دنبال وضع قانونی برای حقوق حیوانات بودند. اول بار که شنیدم خنده ام گرفت و گفتم چه بیکار اما حالا...) دوما همه را باید موازی پیش برد نمی شود گفت بچسبیم به صنعت و (ولو وارداتی و تهی) از کشاورزی باز بمانیم. یا که امنیت و سپاه مهم است و آموزش پرورش ما همیشه چون طبس زلزله زده و محروم باشد. یا که مال خودمان و تولید خودمان باشد اما به هر قیمت و مصیبت.
با تشکر



سهیلا  
[ ۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۱:۵۶  ]

آفرین خانم کدیور
اوبین بار است که ازنوشته شما خوشم امده. این کشور متعلق به همه ایرانیان است.



kourosh  
[ ۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۰۹:۲۹  ]

خواهرم خانم کدیور سلام،

از شما انتظار نمیرفت با آوردن مثال هایی‌ که مقصر آن نه مجلس و نه بعضا حکومت است (بلکه فرهنگی‌ و تاریخی است)، زشتی حرف رییس مجلس را کمرنگ کنید. ظلم در کشور ما آنقدر همه‌گیر شده که خیلی‌‌ها الان آرزو میکنند جای آن مرحوم بودند. فکر می‌کنید روزی چند جوان، بیکار، دانشجو،... آرزوی مرگ میکنند؟ چند نفر هر روز در فکر خود خودکشی‌ میکنند ولی‌ اجرای آنرا بخاطر وبستگانشان به تعویق میندازند؟ این روزها برای داشتن انگیزهٔ خودکشی‌ لازم نیست مشکل اعصاب و روان به تعریف رایج پزشکی‌-ا‌ش داشت. شاید بهتر باشد اصلاح کنم که امروز همهٔ جامعه مشکل اعصاب و روان دارند و در نتیجه داشتن انگیزه‌های اینچنینی توسط مردم کوچه و خیابان نه تنها دور از ذهن نیست بلکه روزمره است. کافی‌ است توی اتوبوس نه آگاهانه پای کسی‌ را لگد کنید. هیچ بعید نیست این فرد در ذهن خود یا به اداره‌ای فحش میدهد، یا آرزوی چپ شدن اتوبوس می‌کند، یا مشغول حلق آویز کردن خود است. اگر این بد شانسی را بیاورید آنوقت است که یک دعوای حسابی‌ راه میافتد. یک روز که در تهران تشریف داشتید فقط به منظور دقیق شدن در رفتار مردم از خانه بیرون بروید، پیاده، تاکسی، یا اتوبوس.

در مورد اعتیاد بحث را باز نمیکنم که خیلی‌ دردناک است و مجال نیست. فقط همین که آقای رییس هنوز نمیداند (شاید هم بخاطر‌شان مجلس وانمود می‌کند!) که اعتیاد (مخصوصا تریاک) دیگر نزد مردم یک بزه و یا یک ایراد اساسی‌ نیست. یک عیب است مثل چاقی! دختری که خواستگار معتاد دارد کمتر "نه" میگوید چون حداقل یکی‌ از اعضای خانواده و یا بستگان نزدیک خود وی هم معتاد هستند. آخر سر هم من باب مزاح اشاره کنم که معتادان یا نشئه هستند و یا خمار که هیچکدام اجازهٔ خودسوزی به آنها نمیدهد. بنابرین حرف رییس رو قبول ندارم!

از خدا می‌خواهم صاحبان قدرت را هدایت کند و مسولان بجای حل مشکلات جهان به فکر جلو گیری از تباه شدن انسانهای شریف این کشور باشند.



vahid  
[ ۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۰۸:۲۷  ]

بازپرس دستگاه قضایی میگوید این فرد تنها خواسته اش اشتغال به کار بوده و معتاد هم نبوده. نمیدانیم آیا حرف ایشان را باور کنیم یا حرف نماینده محترم مردم{!} آقای دکتر{!} لاریجانی را



صارمی  
[ ۸۷/۱۱/۲۹ در ساعت ۲۲:۵۱  ]

آقای بروجردی میگویند این مرد با سه نماینده ملاقات داشته و هر سه نماینده هم در مورد مشکلات ایشان اقدام کرده اند. باید پرسید چگونه فردی که سه نماینده مجلس مشکلاتش را رفع کرده اند اقدام به خودسوزی اعتراض آمیز می نماید؟! وای بر دروغگویان



سپیده  
[ ۸۷/۱۱/۲۹ در ساعت ۲۱:۳۴  ]

سلام سرکار خانم کدیور الان از طریق وبلاگ خانم دکتر ابتکار با این وبلاگ آشنا شدم,.......؛من به اندازه یک شهروند عادی و به دور از سیاست از هر دوی شما ممنونم به امید روزی که شما و همسرتان را دوباره در عرصه های سیاسی ببینم



حسین(H-S)  
[ ۸۷/۱۱/۲۹ در ساعت ۲۰:۵۴  ]

با عرض سلام
سرکار خانوم کدیور
به قول مدرس:سیاست ما عین دیانت ماست
مجلس ما آن مجلسی نیست که همه انتظار آن را داریم.هر روز یک وزیر را تا استیضاح پیش می برند و فردای آن روز بر اساس مصلحت همه چیز تمام می شود
اگر کسی اعتراض کند به او هزاران انگ می زنند معتاد -معاند-ضد ولایت فقیه و....
و در آخر جایی که هیچ کس فریاد ما را گوش نمی کند -هیچ کس به داد ما نمی رسدو...............
به نظر شما غیر از خود سوزی در این مملکت راهی است



حسین  
[ ۸۷/۱۱/۲۹ در ساعت ۱۹:۵۶  ]

با سلام
سایت تابناک امروز از قول بازس گفته نامبرده معتاد نیست و هنوز زنده است و بخاطر بیکار و عدم توانایی در تامین مخارج زندگی خانواده دست به آتش سوزی کرده بود



نامور  
[ ۸۷/۱۱/۲۹ در ساعت ۱۹:۳۸  ]

درود بر شما. شما با این نوشتار از مظلومین دفاع کردید و با حقگویی تان خداوند را از خود راضی کردید. آفرین به شجاعت تان.



بهمن  
[ ۸۷/۱۱/۲۹ در ساعت ۱۹:۲۷  ]

سلام خانم کدیور
در صداقت شما هیچ شکی نیست. از ته دل می گویم. فکر کردم که با نوشتن مطلب پیشین می توانم کمکی بکنم- در حد خودم. فکر می کنم که یک جمله در گفتار و نوشتار می تواند دو نوع تاثیر بگذارد مخصوصا برای ما شرقی ها!
باز هم برای شما آرزوی موفقیت می کنم.





: