مانی  
[ ۸۷/۱۱/۲۷ در ساعت ۱۸:۳۱  ]

سلام دکتر
ما تازمانی که معتقد به هنر نزد ایرانیان است وبس.... باشیم نمی توانیم کسی را بهتر از خودقبول کنیم! از طرفی روشنفکران ما در حال سرقت و ترجمه از این بزرگان علم هستندمطمئناً نمی خواهند آنها ویا آثارشان را ترجمه ومعرفی کنند!بنده تعداد کتابهایی که در نقد فروید خوانده ام بیشتر از خود آثار فروید می باشد!! مثل آیات شیطانی است یادتان که نرفته ! بهر صورت به امید روزی که به این فرهنگ دروغین وساختی پی برده و خودمان شویم به شما خسته نباشید میگم .راستی اخیراًکتابی از دکتر عابدالجابری توسط مترجمی ناشناخته ولی دقیق به نام سید محمد آل مهدی بنام ((ما و میراث فلسفی مان)) انتشارات ثالث کار شده که انصافا عالی بود امیدوارم به دست شما برسد واز مطالعه آن لذت ببرید. البته به درد روشنفکر نماها و ایرانیان کوروشی وداریوشی نمیخورد...متشکرم



رضا  
[ ۸۷/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۵:۴۱  ]

سلام
چرا فقط اینها را معرفی می کنید؟ مثل آن همه تعریف و تمجید از هانس کونگ .خوب دکتر آثار درجه اول در باره اسلام را خودت ترجمه کن!



mohammad  
[ ۸۷/۱۱/۱۶ در ساعت ۲۲:۳۹  ]

jenabe shahin nasr lotfan tanaghoze ke be nazare shoma dar sohbate doctor shariati vojod darad rooshan tar bian mikonid? man tanaghozi peyda nakardam



منوچهر جمالی  
[ ۸۷/۱۱/۱۵ در ساعت ۱۷:۳۶  ]

کتاب " تکوین عقل عربی" محمد عابد الجابری، کتاب فرهنگسازی نیست. جابری از ایدئولوژی جزمی بهره گرفته است و عقلانیت غربی را در مقابل عقلانیت شرقی قرار داده است. اندیشه الجابری بر فرض هایی اشتباه استوار است. طرح جابری پر از مشکل است و از شواهد بی‌اساس و پوچ بهره گرفته است که خواننده را دچار سردرگمی می‌کند.



پویا  
[ ۸۷/۱۱/۱۵ در ساعت ۱۱:۳۲  ]

با سلام
مطلبی داشتم پیرامون جوابیه دوم ایت الله منتظری به دکتر سروش:
اختلاف دکتر سروش با فلاسفه مسلمان همچنان باقی خواهد بود چون:
1) دستگاه فلسفه اسلامی بر اساس معرفت شناسی قدیم استوار است. یعنی اصولا به سختی میتوان گفت بخشی به نام معرفت شناسی دارد. معرفت شناسی مبتنی بر رئالیسم خام. در حالیکه آرای دکتر سروش بر اساس معرفت شناسی جدید استوار است. این نکته از دید آیت الله و باقی دوستان که بر اساس فلسفه اسلامی جواب نوشته اند مغفول مانده.
2) کاملا بدیهی است که دستگاه فلسفه اسلامی همچنان که نسبت به ذهن و آگاهی انسان دارای آرای ساده و اولیه ای است نسبت به زبان هم نظری ساده و اولیه داشته باشد . اما مدتهاست که موضوعی به نام فلسفه زبان شکل گرفته و بسیاری از جهل های ما را نسبت به زبان و کاربرد آن برطرف کرده.
بنابراین اختلاف دکتر سروش با اقایان علما همچنان باقی خواهد بود چون به نظرم آقایان علما در "قدیم" زندگی میکنند و نظرشان راجع به توانایی های شناختی انسان و زبان انسانی همان نظر قدیمی هاست در حالیکه ارای دکتر سروش مبتنی بر معرفت شناسی, فلسفه ذهن و فلسفه زبان جدید است.
البته جا دارد تا از لحن متواضعانه و انسانی آیت الله منتظری که حرمت دانش و دانشمند را حفظ کرده و دست به حربه تکفیر و تفسیق و اهانت نزده صمیمانه تشکر کنم.
انشا الله باقی حضرات نیز به این استاد گرامی تاسی کنند.
امین ...



akbar  
[ ۸۷/۱۱/۱۵ در ساعت ۰۱:۱۰  ]

دکتر سلام.
هفته گذشته کامنتی دذ ذيل ويلچير ارسال کردم که مورد پسند قرار نگرفت.چند رور بعد بنا بر عللی مجبور شدم سايت شما را جستجو کرده ووارد ان شوم. تا ان تاریخ به سایت دکتر مهاجرانی از طريق لينک وارد ميشدم.در صفحه اول مکتوب بيتی از ساقی نامه ديدم.
يکی تيغ داند زدن روزگار
يکی را قلمزن کند روزگار
ديدم در ساقی نامه باهم هم عقيدهايم.اختلاف احتمالاٌ در مطالب ديگری بوده است که بعد توضيح خواهم داد.
امروز هم راجع به ساقی نامه ميخواهم بگويم.
من گفتم عاشق ساقی نامه هستم. هروقت حافظ ميخوانم ساقی نامه نخوانده کتاب را نمی بندم. نه يک باربلکه دهها بار.
ساقی نامه را می توان به سه بخش تقسيم کرد.
۱- از بيت اول تا بيت ۲۶
اين ۲۶ بيت با بده ساقی بيا ساقی برخی ابيات ان شروع ميگردد. وبعد در ويژگيهای می در خواستی عنوان میگردد.
من دوست دارم بگويم بده ساقی تا بيا ساقی.کمی اختلاف را درک ميکنم ولی بده ساقی برای عموم ملموس تر است.
بده ساقی ان می که حال اورد
کرامت فزايد کمال اورد
بده ساقی ان می که عکسش زجام
بکيخسرو وجم فرستد پيام
بده ساقی ان کيميای فتوح
که با گنج قارون دهد عمر نوح
بده ساقی ان اتش تابناک
که زردشت ميجويدش زير خاک
بده ساقی ان بکر مستور مست
که اندرخرابات دارد نشست
بده ساقی ان اب اندیشه سوز
که گر شیر نوشد شود بیشه سوز
بده ساقی ان می که حور بهشت
عبیر ملایک در ان میسرشت
بده ساقی ان می که شاهی دهد
بپاکی او دل گواهی دهد
تا اینجا در خواست می است با صفاتی که دارد.
کرامت وکمال بیاورد. کامرانی وعمر دراز هدیه دهد.گذشته را در نظر داشته باشد و بعنوان نمونه اخر وعاقبت افراسیاب وپیران وشیده را بیبیند.شجاعت وشهامت داشته باشد واز عیب بری گردد.
۲-قسمت دوم ابیات ۲۵ تا ۳۲ است وزمانی است که با نوشیدن می های دریافتی صفات فوق را دریافت واز عیب بری میشود وتازه به عشرت میرسد ودر باغ روحانیان مسکن میگزیند. در این باغ است که گنج حکمت را داراست.وهرانچه بخواهد میبیند ودم پادشاهی در گدائی میزند وزمانی که مست مست است اوازی دم می دهد که زهره برقص می اید.
۳-در این قسمت که از ابیات ۳۳ تا ۵۶ است در این حالت است که مغنی میگرددوحافظ در خواست میکند به این حالت که رسیدی بخوان ان سرود ها را که یاد گرفته ای
مغنی کجائی به گلبانگ رود
بیاد اور ان خسروانی سرود
مغنی بزن ان نوائین سرود
بگو با حریفان به اواز رود
مغنی نوای غزل ساز کن
بقول وغزل قصه اغاز کن
مغنی از ان پرده نقشی بیار
به بین تا چه گفت از درون پرده دار
مغنی دف وچنگ را ساز ده
بائین خوش نغمه اواز ده
در انتها حافظ میگوید
مغنی ملولم دوتائی بزن
بیکتائی او که تائی بزن
وچیزی که دور خود میبیند این است که در خواست دارد که مغنی بزند
همی بینم از دور گردون شکفت
ندانم کرا خاک خواهد گرفت
وگر رند مغ اتشی میزند
ندانم چراغ که برمیکند
در این خونفشان عرصه رستخیز
تو خون صراحی وساغر نریز(در کتاب بریز است که من همواره میخوانم نریز )
اخر اگر خون صراحی وساغر بریزی که دیگر مغنی نداریم.
بمستان نوید سرودی فرست
بیاران رفته درودی فرست.
می دانی دکتر در این دنیای ارتباطات فعلی عده بسیار زیادی مست نشده مینویسند ومی گویندوعمل میکنند. مهم ان است که ما مستان را بیابیم.وسرود انها رابخوانیم.




شاهین نصر  
[ ۸۷/۱۱/۱۴ در ساعت ۱۸:۰۹  ]

سلام!
وقتی در برابر اونهمه اصرار خواننده ها برای صحبت از اقای بورقانی نوشتید: "رحمت و رضوان خداوند بر او باد!"... فقط لبخند زدم... یاد شعر مرحوم دهخدا افتادم که "یاد ار ز شمع مرده یاد ار" و بعد اون را با سنگ تمامی که شما گذاشتید مقایسه کردم... برای خودم وظیفه دانستم که به شما خسته نباشید بگم!
******************
درباره ایشان من مقاله ای نوشته ام که در مکتوب درج شده است.



بهمن  
[ ۸۷/۱۱/۱۴ در ساعت ۱۷:۱۴  ]

سلام آقای دکتر
مطلب خوبی را بیان کردید. آخر من همیشه می اندیشیدم که مساله ای جون مساله «وحی» که یک طرف آن به آسمان مربوط است و یک طرف آن به پیامبر اکرم(ص)- بزرگوارترین آدمیان_ چگونه می تواند مورد شناسایی دقیق افراد عادی و آن هم پس از گذشت قرن ها انجام بگیرد.



مصطفی  
[ ۸۷/۱۱/۱۴ در ساعت ۱۲:۰۰  ]

سلام اقای دکتر
با آرزوی سلامت و توفیق برای شما
چرا از مرحوم بورقانی معاون مطبوعاتی خودتون یادی نمی کنید؟
این روزها سالگردشون هست.
موفق باشید
*****************
رحمت و رضوان خداوند بر او باد.



حامد  
[ ۸۷/۱۱/۱۴ در ساعت ۱۱:۳۱  ]

کامنت در مورد مطلب قبلی ویلچر می باشد. آقلی دکتر من هم مثل شما از بوش خوشم نمی آ ید ولی چند نکته خدمت شما عرض میکنم. 1- ملت آمریکا بر عکس ما بسیار قدر شناس هستند و قدر هر 44 رئیس جمهور خود حتی نیکسون استیضاح شده را هم می دانند. 2-اینکه جرج بوش پس از اتمام ریاست جمهوری اش به مزرعه خود در تگزاس می رود و رئیس تشخیص مصلحت نظام نمی شود و یا مثل دوست سوسیالیستمان هوگو چاوز دنبال تغییر قانون اساسی به منظور طولانی کردن دوره ریلست جمهوری نیست نشانه اوج دموکراسی در آمریکاست و این سنت خداحافظی با قدرت است که بیش از دویست سال پیش جرج واشنگتن بزرگ بنا نهاد و ای کاش ما هم بتوانیم روزی از قدرت دل بکنیم و آینده و عظمت کشورمان از قدرت طلبی مان افزون گردد.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۱/۱۴ در ساعت ۰۸:۰۳  ]

هنوز از ياد نبرده‌ايم افاضات وزير لندن‌نشينتان را كه در به كار بردن واژه‌ي مقدس براي دوره‌ي دفاع مقدس ترديد داشت.
( قسمتی از اظهارات يك عضو هيات رييسه‌ي كميسيون فرهنگي مجلس در نطق قبل از دستور جلسه علنی دیروز مجلس)
اقول : مگر همین وزیر ، برادر خود را در دفاع از کشور در مقابل مهاجمین بعثی از دست نداده است؟



جاسم  
[ ۸۷/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۷:۰۸  ]

دکتر دلمون بدجور براتون تنگ شده .
اگر دوباره فرصتی پیش بیاد و دولت اصلاحات برگرده آیا مجدداً‌افتخار میدهید باز سکاندار وزارت ارشاد ایران باشید ؟
***************
نه دوست عزیز! من که گفته ام به سیاست بر نمی گردم.
در ضمن مثل شما به بازگشت دولت اصلاحات خوش بین نیستم.
تردید دارم انتخابات آزاد و عادلانه برگزار شود.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۰:۲۸  ]

دکتر شریعتی در مقاله ای تحت عنوان « اصلاح مذهبي بازگشت به اسلام راستين » میگوید : اينكه گفته مي‌شود امام زمان كتاب جديد و دين جديدي مي‌آورد به این معني است که اسلام و قرآن را با همان معاني و مفاهيم كه در صدر اسلام داشت معرفی میکند
او سپس دچار تناقض شده و در دنباله همین مطلب میگوید : . مگر همين الان اگر كسي قرآن را مستقلاً در حوزه‌هاي ديني ما طرح كند كار تازه‌اي نكرده است ؟ و اگر از اسلام راستين سخن بگويد ، از دين تازه‌اي سخن نگفته است ؟

اقول : اگر این حدیث در باره رسالت امام زمان برای معرفی دین جدید درست باشد باید نتیجه گرفت که دگرگونی و تحول در اعتقادات سنتی بعد از دوره رسالت آخرین پیامبر امری اجتناب ناپذیر است



آرشی  
[ ۸۷/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۰:۰۳  ]

به نظر من نظریات آقای مجتهد شبستری بسیار متقن است ودر زمینه نصوص دینی با توجه به تناقضات قرآن راهگشاست



بهرام  
[ ۸۷/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۹:۲۸  ]

یکی از علل عقب افتادگی دنیای اسلام در تمامی شاخه های علم بطور اعم، همین ترس و عافیت طلبی یا بقول شما تواضع است. اگر دانشمندان دنیای غرب نیز تواضع مورد نظر شما را داشتند، هنوز زمین مسطح بود.



دشتی آبادانی  
[ ۸۷/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۹:۰۲  ]

به نظر من مشکل اصلی بعضی مفتیان و سخنگویان رسمی فرق اسلامی اين است که آن‌ها از قوای ذهنی خود بهره‌ی کامل را نمی‌برند و قوه‌ی عاقله‌ی خود را تا سر حد فلج کامل ذهنی معلق نگه می‌دارند لذا هر قرلئتی را که مبتنی بر باورهای سنتی نباشد محکوم و گوینده آن را تکفیر میکنند
چندی پیش در قطر نشستی برگزار شد که اندیشمندان عرب در حاشیه این نشست به بررسی نظرات و ایده های محمد عابد الجابری پرداختند
محمد مختار المهدی استاد دانشگاه الازهر اورا به کینه ورزی نسبت به اسلام متهم نموده است زیرا او معتقد است که قرآن تحریف شده است و می گوید قرآن مقلوب خوانده می شود، مفسران قرآن را نادرست تفسیر می کنند و شرایط نزول را در نظر نمی گیرند.



آزاده  
[ ۸۷/۱۱/۱۲ در ساعت ۲۰:۵۹  ]

سلام
الان صدا وسیمای جمهوری اسلامی چند بار شما را نشان داد! در مجلس اول در جلسه رای به عدم کفایت بنی صدر .ولی در جایگاه هیئت رئیسه نبودید .و در ردیف های انتهایی نشسته بودید .مگر عضو هیئت رئیسه نبودید؟ کاش لااقل خاطرات مجلس اول را منتشر می کردید .





: