سعید  
[ ۸۷/۴/۳۱ در ساعت ۱۳:۰۰  ]

برای حکومتیان ؛فلسطین و لبنان و مقتدا صدر خیلی مهمتر از دختر ایرانی است . رهبری جهان اسلام مهمتر است یا یک دختر مشهدی؟ پیرزن زکام کرده لبنانی مهمتر است یا دختر 17 ساله تن فروش سیستانی؟ عماد مغنیه مهمتر است یا دختران خیابانی تهران؟ ما وظیفه ی صدور انقلاب و برنامه ریزی برای جهان داریم چه کار به این جزئیات جناب دکتر کدیور. شما که شیرازی هستید آیا نمی دانید که فرزندان جناب ... چه دستگاهی راه انداخته اند و( باغ شهر) می سازند و یک شبه میلیارددر می شوند . ( ماجرای شجاع پسر ... و دوستش محمد رضا ) در ویران کردن هکتارها زمین زیتون 3 ساله برای ساخت (باغ شهر) رانمی دانید. بعد همین آقای مهندس که 28 ساله هم هست می آید می گوید پسر ... در خانه اجاره ای است . بله صدها آپارتمان را در اجاره دارد .و خودش هم به خاطر اینکه مردم احمق بگویند چیزی ندارد آپارتمان اجاره می کند. پول یک متر از این باغ شهر ها را شجاع الدین .. و مهندس ج به همین دختر مشهدی بدهند تا احتیاج به 700000 تومان پول نداشته باشد.



اسماعیل  
[ ۸۷/۴/۲۰ در ساعت ۱۷:۳۷  ]

سلام خانم دکتر . ازاینگونه اخبار در خلال این سالها انقدر به گوشمان خورد که لایه ای از خشم غصب بر قلبمان نشست بی انکه ذره ای توان کم کردن از الام مردم را داشته باشیم . ما که از روز اول حاشیه نشین بودیم ونزاره گر البته نه عافیت طلب . شما که در بطن ماجرا بودید و .در داخل مجلس فرصت نمی کردید به جامعه با نگاه نقد بنگرید امروز از جایگاه نقد .جامعه را اینگونه میبینید . پس بدانیم .که ملتها راستگو تر از حاکمان . وبماند خدا به داد . دادمان یرسد .عزت شما هم مزید باد



رضا نجابت از شیراز  
[ ۸۷/۴/۱۵ در ساعت ۰۳:۵۳  ]

مرگ بر ضد ولايت فقيه
------------
خداوند به حق این ماه عزیز همه بیماران را شفا دهد



داود  
[ ۸۷/۴/۱ در ساعت ۱۵:۳۲  ]

با سلام احترام و ادب
سركار خانم دكتر
به آرا و انديشه هاي شما و جناب دكتر ارج مي نهم .
يك پرسش ذهن مرا به خود مشغول كرده است و آن اينكه شما كه هم اكنون از وضعيت جامعه اسلامي ايران ناله مي كنيد و اخبار فقر زياد مردم را دنبال مي كنيد آيا در دوره قدرت خود و دوستان خود نيز اين اخبار پيگيري مي كرديد؟ تا چه اندازه ؟
حقير به نيت شما اعتماد دارم اما مي خواهم بدانم چقدر تلاش كرديد تا وضعيت بهتر شود( مردم احساس كنند)
لابد مي خواهيد بگوييد فضاي عمومي كشور از لحاظ آزادي بيان بهتر شده است. اما زندگي براي يك فقير چه معنا دارد؟
آزادي بيان يا نان شب ؟
نيك مي دانم در پرتو دموكراسي است كه اقتصاد رشد مي يابد. اما شما هم انصاف بدهيد كه فرصت سوزي كرديد.
اگر در شوراي شهر دور اول تهران اينقدر اختلاف نبود بلكه به فكر راه حل بوده يا مجلس ششم به جاي اينكه راه حل عملي در حوزه هاي مختلف اقتصادي - سياسي و... دهد بيشتر و مرتب به بيان معضلات مي پرداخت . بيان مشكلات به منظور اطلاع رساني خوب است اما بايد پله پله كار كرد. مردم با هزار اميد و آرزو به شما رأي دادند .
اين مردم الان ديگر از همه چيز سياست كنار كشيدند كافيست به تعداد آراي مردم در انتخابات توجه كنيد . فاجعه است. چرا؟ خواهش مي كنم پاسخ دهيد.
كاري كه شما هم اكنون مي كنيد دردي را دوا نمي كند بلكه بر زخم مردم بدبخت نمك مي پاشد.
خانم دكتر كديور
حق داريد كه نظرات مخالف خود را پخش نكنيد اما بدانيد اين يك واقعيت است كه بايد بدانيد كه با پاك كردن اين نظرات مسأله حل نمي شود بلكه بايد تحقيق كرد.
يكي از موافقين منتقد شما



حسن  
[ ۸۷/۳/۲۹ در ساعت ۱۵:۳۶  ]

جالبه که خانم کدیور خود از مسئولین این مملکت بودند،هشت سال مجلس ششم و دوره آقای خاتمی برای تغییر این وضعیت یا حتی سعی در بهتر کردن وضعیت کم بود؟
آیا این مشکلات در همین سه سال بوجود آمده؟



هستی  
[ ۸۷/۳/۲۹ در ساعت ۰۸:۲۵  ]

خانم کدیور مدت زمانی است به سایت شما می آیم ولی خبر تازه ای نمی بینم من یکی از طرفداران و علاقه مند به نظراتتان هستم امیدوارم که حالتان خوب باشد.
منتظر نظرات شما هستم



فغان  
[ ۸۷/۳/۲۳ در ساعت ۱۹:۱۰  ]

سایت دکتر سروش فیلتر شده است. البته مدتها بود سایت ایشان باز نمی شد، اما اینبار رسما فیلتر کرده اند.



man  
[ ۸۷/۳/۲۳ در ساعت ۱۱:۳۱  ]

khabare fote khanoome mohandes tabesh ra shenideied?



محمد  
[ ۸۷/۳/۲۳ در ساعت ۰۸:۳۹  ]

سلام و عرض ادب- من با شناختی که از جامعه مهاجرین افغان دارم این خبر را باور نمیکنم. افغانها غیرتمندتر از این حرفها هستند. شما بهتر است لینک خبر را نیز بگذارید. مسأله خفاش شب که یادتان نرفته است. گفتند افغانی است و افغانها را آزار و اذیت کردند بعد کاشف به عمل آمد که ایرانی است. خانم دکتر در این زمینه ها احتیاط بهتر است.



مرادي  
[ ۸۷/۳/۲۲ در ساعت ۰۹:۵۸  ]

سلام .آيا مي شود كتابهايتان رابصورت pdf در وبلاگتان بگذاريد وهزينه آن را بصورتي دريافت كنيد؟ هم كتابهاي شما وهم كتابهاي همسر محترمتان . موفق باشيد .



Mohsen  
[ ۸۷/۳/۲۱ در ساعت ۱۲:۲۴  ]

salam
vaghean vay bar shoma, shoma seyasiyon be heech harfitoon nemishe etminan kard, bishtare sohbatatoon faghat be jahat masalehe gorohe khodeton hast, vaghean rooze gheyamat be khoda che mikhahid begiid



مسعود  
[ ۸۷/۳/۱۹ در ساعت ۲۲:۵۵  ]

سركار خانم دكتر جميله كديور
با عرض سلام خدمت جنابعالي
احتراماً به استحضار مي رساند اينجانب از مريدان و عاشقان جناب آقاي دكتر سيد عطاءالله مهاجراني بوده و هستم. پس از توديع ايشان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تصور نمي‌كنم شخصي به اندازه من غمگين شد و گريست. تا دو روز بعد از آن موضوع اشك و بغض مجالي براي حضور در كلاس‌هاي دانشگاه برايم محيا نمي‌كرد.
همچنين در زمان انتخابات مجلس شوراي (اسلامي) من از طرفداران پر و پا قرص شما و ليستي كه نام شما در آن بود (مانند جبهه مشاركت و ...) بودم و همانطور كه در رزومه خود به احراز رتبه دوم انتخابات مجلس شوراي (اسلامي) از شهر تهران افتخار مي‌كنيد ، انتخاب جنابعالي از افتخارات من بوده و هست.
علاوه بر اينها جناب آقاي محسن كديور همواره از الگوهاي اينجانب بوده و هستند.
با همه اين احوال چند سؤال از جنابعالي در مورد شخص شما و آقاي دكتر مهاجراني و آقاي كديور دارم كه اميدوارم پاسخي در شأن و منزلت جنابعالي و ايشان دريافت كنم و خداي ناكرده همانند برخي مسئولين به حذف صورت مسئله منجر نشود.
و اما پرسش‌ها:
1- سركار خانم دكتر جميله كديور ، از جنابعالي كه به قدر خواهر بزرگتر دوستتان دارم و برايتان احترام قائلم مي‌پرسم ، آيا در زمانيكه جنابعالي به عنوان دومين منتخب مردم تهران بر مسند وكالت اين مردم در مجلس شوراي (اسلامي) تكيه زديد از وضع اقتصاد اين كشور پهناور و غني مطلع بوديد؟ آيا در آن زمان فساد اخلاقي در ميان مردم عامه و نيز در ميان مسئولين بلند مرتبه نظام جمهوري اسلامي وجود نداشت؟ آيا فساد اخلاقي مبتني بر فقر مادي و فرهنگي ، قشر كم درامد توده مردم را در خود فرو نبرده بود؟ آيا صحبت از فروخته شدن يك دختر (كه طبق قانون مجازات اسلامي و قوانين حقوق بشر به سن پذيرش مسئوليت مدني نرسيده بود) توسط يك پدر معتاد براي كسب مخارج سنگين اعتياد ، امري قبيح و دور از تصور بود؟ آيا فساد مالي و اقتصادي در دستگاه‌هاي دولتي و وابسته به حكومت ، اقتصاد اين مملكت را فلج نكرده بود؟
آيا در آن زمان كه شما مسئوليت بازگو كردن خواسته‌ها و نياز‌هاي مردم را بر روي صندلي‌هاي سبز رنگ و پر زرق و برق بهارستان بر عهده داشتيد ، دانشجويان و فعالين سياسي و مدني ، در بند 209 زندان اوين (بند منسوب به وزارت اطلاعات) مورد شكنجه و آزار و اذيت قرار نمي‌گرفتند؟ آيا دختران دانشجو بدون ترس از تعرض و هتك حرمت توسط مسئولين انتظامي كشور و حراست دانشگاه‌ها ، در كلاس‌هاي درس و دانشگاه حضور مي‌يافتند؟ آيا نبودند دختراني كه در دامان خانواده‌هايي نجيب و عفيف پرورش يافته و از سد عظيم كنكور عبور كرده باشند ولي به دليل فقر مادي ، براي ادامه تحصيلات دانشگاهي مجبور به خود فروشي و تن فروشي شوند و يا از حق ادامه تحصيل (حقي كه طبق قانون اساسي بر گردن دولت و دستگاه حكومتي است) چشم‌پوشي كنند؟ آيا نبودند كودكاني كه پيش از رسيدن به سن پذيرش مسئوليت مدني و كيفري ، به هر دليل (تكرار مي‌كنم ، به هر دليل) مرتكب جرمي همانند قتل شده و از دستگاه‌هاي مقننه و قضايي ، كمك و نجات جانشان را طلب كنند؟
آيا مسائل و مشكلاتي را كه مسبب به وجود آمدن اين پرسش‌ها در اين بنده حقير (و شايد ده‌ها نفر از كسانيكه به شما راي دادند) شده است را مي‌دانستيد يا خير؟ اگر مي‌دانستيد ، در آن زمان كه بر صندلي سبز رنگ دومين منتخب مردم شهر تهران نشسته بوديد ، در راستاي پاسخ به اين پرسش‌ها و مرتفع كردن مشكلات و مسائلي كه سر منشاء همه اين پرسش‌ها بود چه كرديد؟ و اگر نمي‌دانستيد چرا داوطلب پذيرش اين مسئوليت سنگين شديد؟ آيا خود را در مقابل خداوند و مردم (موكلينتان) مسئول و پاسخگو مي‌دانيد؟ در آن زمان چطور؟ در آن زمان كه عنوان نمايندگي مردم تهران در مجلس شوراي (اسلامي) را بر دوش مي‌كشيديد خود را مسئول در برابر خدا و مردم مي‌دانستيد؟
من ايمان دارم كه خداي نا كرده شهوت مقام و قدرت و يا برخورداري از حقوق و مزاياي مادام‌العمر نمايندگي مجلس شوراي (اسلامي) شما را به اين كارزار نكشانده است. من ايمان دارم كه عطش خدمت به خلق خدا و موكلينتان شما را بر آن داشت كه نامزد نمايندگي مجلس شوراي (اسلامي) شويد. ولي متعجبم از اينكه چرا از خود در برابر اتهاماتي كه بر شما و اطرافيان وارد مي‌شود دفاع نمي‌كنيد. چرا با بازگو كردن مسائل پشت پرده حكومت و تباني‌ها ، مردم را از اوضاع كشورشان مطلع نمي‌كنيد؟
2- حال چند پرسش در مورد كسي كه به عنوان يك استاد ايشان را قبول دارم و در هر محضري كه ايشان را ملاقات كنم در حضور همه بر دستانش بوسه مي‌زنم. سركار خانم دكتر جميله كديور ، احتراماً از شما استدعا دارم كه به بنده اجازه فرمائيد تا در مورد مذاكرات خصوصي شما با جناب آقاي دكتر مهاجراني در حريم خصوصي خانه تان ، پرسش‌هايي مطرح كنم.
خانم دكتر كديور آيا شما حتي در خلوت حريم خصوصي خود و همسرتان ، از ايشان پرسيده‌ايد چرا در مجلس شوراي (اسلامي) كه ايشان حضور داشتند ، نام مجلس شوراي ملي (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 ، اصل 17 و فصل ششم ، مبحث اول اصول 49 تا 54) به مجلس شوراي اسلامي تغيير كرد و نقش حضور ملت در اين ركن از اركان سه‌گانه كشور حذف شد؟ چرا نمايندگان مردم در اولين مجلس شورا كه پس از انقلاب اسلامي تشكيل شد اجازه دادند كه نام مردم و ملت (ملي) از روي مجلس شوراي ملي كه طبق فرمايشات رهبر كبير انقلاب در پاريس و حتي بعد از انقلاب در تهران ، بالا ترين مرجع تصميم گيري در جمهوري اسلامي است و با راي مردم (ميزان) تشكيل مي‌شود ، حذف شود؟ مگر جز اين است كه نهاد مجلس با راي ملت تشكيل شده و هيچ كس جز اين ملت نمي‌تواند وكلا و نمايندگان خود را انتخاب و يا عزل نمايد؟
خانم دكتر جميله كديور آيا شما و همسرتان همانند برخي از مسئولين نظام و انقلاب ، معتقديد اين مردمي كه با راي خود خدمتگزاران خود را انتخاب مي‌كنند مانند گوسفند مي‌مانند كه بايد در راستاي صلاح و منافع ايشان شخص ديگري قيم‌مآبانه تصميم گيري كند؟ آيا شما و همسرتان مردم را فاقد شعور و درك از مسائل پيرامونشان مي‌دانيد؟
خانم دكتر كديور ، تا به حال از همسرتان پرسيده‌ايد كه چگونه در مجلس شوراي (اسلامي) كه ايشان نمانده مردم در آن مجلس بودند ، سمت نخست وزير كه در نص صريح قانون اساسي وجود دارد از شاكله حكومت جمهوري اسلامي حذف شد و كليه اختيارات ايشان به رئيس جمهور محول شد؟ تا به حال پرسيده‌ايد كه چگونه ولايت فقيه كه در پيش نويس قانون اساسي نيامده بود و در حد عرف ديني طبق فرمايشات حضرت امام (ره) تعاريف مشخصي داشت و در دولت و حكومت هيچ نقش اجرايي و تصميم‌گيري به جز راهبري انقلاب براي جلوگيري از انحراف نداشت به عنوان ولايت مطلقه فقيه وارد قانون اساسي كشور شد؟ آيا واقعاً اين تغييرات خواست مردم بود؟ تاكنون از دكتر سيد عطاءلله مهاجراني پرسيده‌ايد مجلس كه بالاترين نهاد و مرجع تصميم‌گيري در جمهوري اسلامي است و حتي مي‌تواند گواهي بر عدم كفايت سياسي يك رئيس جمهور كه با بيش از 76 درصد از راي مردم انتخاب شده است ، بدهد و يا يك رئيس جمهور را كه با بيش از 70 درصد آراي مردم انتخاب شده است با تكيه بر گزارشي ساختگي و شايد فرمايشي از كميسيون اصل 90 ، به بي عدالتي و درنظر نگرفتن مصالح مردم متهم و محكوم كند ، ولي اگر تصميمي مخالف سليقه شخصي ولايت فقيه اتخاذ نمايد ، با توجه به اصل ولايت مطلقه فقيه در قانون اساسي ، ولي فقيه مي‌تواند راي و تصميم منتخبان مردم را ناديده گرفته و يا نقض كند.
سركار خانم دكتر كديور ، آيا تاكنون برايتان اين پرسش مطرح نشده است كه چرا انقلاب اسلامي از راه اصلي خود منحرف شد و يا تاكنون از همسرتان و يا از جناب آقاي محسن كديور كه هر دو از افراد فعال و كليدي در زمان انقلاب و بعد از آن بودند ، اين پاسخ به اين پرسش را خواسته‌ايد؟ اگر خواسته‌ايد خوشحال مي‌شوم اگر ما را هم در جريان پاسخ ايشان قرار دهيد.
سركار خانم دكتر كديور آيا شما و يا همسرتان در زمان حضور در مجلس شوراي (اسلامي) تلاشي براي حذف نظارت استصوابي و برگزاري انتخابات آزاد در كشور انجام داده‌ايد؟ اگر پاسخ آريست ، خوشحال مي‌شوم اگر پاسخ را بازگو كرده تا من و ديگران هم از آن مطلع شويم و اگر پاسخ منفيست ، چرا؟ مگر مردم شعور تشخيص نيك و بد را ندارند؟
آيا تاكنون از آقاي دكتر مهاجراني پرسيده‌ايد ، در زمانيكه پس از تشكيل اولين مجلس شوراي (اسلامي) پس از انقلاب ، به اسم انقلاب فرهنگي بسياري از باسوادترين اساتيد دانشگاه‌هاي كشور را از دانشگاه‌ها و بعضاً از ايران راندند و هزاران دانشجو را از دانشگاه بيرون كرده و به خانه‌هاشان فرستادند و هزاران دانش‌آموز دبيرستاني را كه در انتظار برگزاري آزمون كنكور ورودي دانشگاه‌ها وسپس ورود به عرصه تحصيلات تكميلي بودند ، از تحصيل محروم كردند و از بسياري از آنها اين فرصت را براي هميشه سلب كردند ، ايشان در مجلس شوراي (اسلامي) براي خواست و نياز مردم در اين زمينه چه كردند؟ چه بسا اساتيد ، دانشجويان و دانش‌آموزاني كه با اين تصميم شوراي انقلاب ، مسير زندگي ايشان تغيير كرده و به مسير انحراف كشيده شده است. هم جنابعالي بر اين مساله واقفيد و هم ديگران ، كه تعطيلي دانشگاه‌ها حتي با عنوان انقلاب فرهنگي و پاكسازي دانشگاه از ضد انقلاب‌ها ، بهانه‌اي بيش نبود تا بتوانند مغز متفكر جامعه را از كار بياندازند و از همبستگي قشر تحصيل كرده و با سواد كه مركز حق طلبي‌ها و اعتراضات است ، جلوگيري كنند. حال شما بگوئيد شما و آقاي دكتر مهاجراني براي جلوگيري از تختئه مردم و دانشگاهيان چه كرديد؟

در پايان از محضر محترم جنابعالي و آقاي دكتر مهاجراني پوزش مي‌طلبم و اميدوارم با پرسش‌هاي خود خاطر عزيزان را آزرده نكرده باشم.

اگر روزي متوجه شويم كه ثمره انقلاب مردمي و خودجوش ما با رهبري فردي فرزانه و عارف پس از گذشت سي سال به جاي سير به سمت تكامل به...تبديل شده كه هركس در هر گوشه اين كشور به نام اسلام و انقلاب دست به هر عملي مي‌زند ، همه ما در برابر گذشته‌گان بالاخص شهدا و نيز در برابر آيندگانمان بالاخص فرزندانمان و از همه بالاتر در برابر خدا مسئوليم و بايد پاسخگوي تك تك كارها ، افكار و گفته‌هايمان باشيم.
واي بر ما و واي بر همه ما در آن روز.



aharly  
[ ۸۷/۳/۱۹ در ساعت ۱۳:۰۱  ]

محض اطلاع و اقدام

اثر ملي "حمام قوشا" اهر توسط امام جمعه اهر تخريب شد .
باني ساخت اين حمام "رمضان آيپيرزني" بوده است و ساخت آن به دوره قاجاريه بر مي گردد. اين اثر تاريخي كه در زير زمين ساخته شده بود با ساختماني زيبا و با معماري با شكوه اسلامي تا 40 سال پيش فعاليت داشته و سپس به مرور زير خاك مدفون شده بود و در سال 86 ضمن عمليات خاكبرداري از زير خاك بيرون آورده شد و ميراث فرهنگي استان از مرمت آن در سال 87 و اختصاص اعتبار براي آن خبر داده بود .
اين بناي تاريخي منحصر به فرد جهت ساخت دفتر و بیت امام جمعه اهر و توسط ایشان تخريب شد در حالی ایشان در جنب مدرسه علمیه اهر فعلا دارای خانه و دفتر است . اين در حالي است كه حمام قوشا اهر در 30/11/86 با شماره ثبت 21084 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است . بر اساس ماده 558 قانون مجازات اسلامی تخریب آثار ملی جرم محسوب می شود و دادگستری برابر ماده 727 قانون مجازات اسلامی بدون وجود شاکی خصوصی نمی تواند به جرم مندرج در آن ماده رسیدگی کند. و چون هیچکس جرات شکایت ندارد قضیه در همین جا منتفی شده و شهر اهر و کشور ایران یک اثر ملی را بخاطر ... از دست داد در عوض انشااله در آینده نزدیک امام جمعه اهر صاحب خانه ای جدید می شود .
آفرین و درود بر این عدالت ، عدالت اجتماعی دولت و عدالت فردی امام جمعه نمونه کشور



رضا  
[ ۸۷/۳/۱۸ در ساعت ۰۹:۳۷  ]

پاسخ به دوستي كه نگران در معرض قرار نگرفتن نظر خود است:
دوست من چرا در ر‍ژيم گذشته وجود معتادان و كوخ نشينان و فقر اجتماعي كه يك صدم امروز هم نبود دليل بي كفايتي حكام آن زمان بود ؟ ولي امروز اعتياد گسترده جوانان و خود فروشي خانواده هاي آنان هيچ... هيچ ربطي به حكام فعلي(سردمداران فساد و بي عدالتي )ندارد؟
داشتن حافظه خوب چه نعمتي است؟ متاسفانه اكثرا از آن محرومند....



سلام  
[ ۸۷/۳/۱۷ در ساعت ۲۱:۰۳  ]

سرکار خانم کدیور عرض سلام وادب
با سیاستهای این دولت وضع مدیریتی و اقتصادی و...مملکت اسف بار شده.قبول
اما

خداوکیلی موقعی که شما اصلاح طلبان قدرت گرفتید تا آخر به فکر مردم بودین یا نه؟به فکر دانشجوها بودین؟ به فکر .......بودین؟
به ولله نبودین......................
همیشه هم بهانه می کردین نمیذارن!!! مصلحت اینجوری میگه که ......جز برای اینکه منافع کاری حزبی شغلی و مادی شما به خطر نیافته حتی جرات نداشتین بگین کیا هستن که نمی زارن؟!!!!

فقط یک نمونه بسیار ساده از بی کفایتی و ظلم هم قطارهای شما رو من بگم:در آزمون دستیاری (تخصص پزشکی) در سالهای وزارت دکتر پزشکیان تعداد بسیاری از افراد با خرید سوالات امتحان از کارکنان رده بالای وزارت بهداشت ، وارد دوره تخصص شدن و قراراست این آدمهای با سواد !!!بیماریهای مردم این مملکت رو معالجه کنند.
دکتر پزشکیان همواره با این ادعای وجود تقلب مخالفت کرد و چه ظلمها که نکرد........................
اینکه دختری 7 شوهر کرده زجر آورتر و عوارضش بیشتره؟
یا وارد شدن عده ایی بی سواد در رشته های تخصصی پزشکی و بازماندن دانشجوها و داوطلبان محق از ان.؟؟؟؟!!
نمیدونم میدونین که این امتحان برای پزشکان یعنی چی یا نه و ایا میدونین چقدر زندگی شخصی و خانوادگی و..... یک پزشک تحت تاثیر شرکت در امتحان قرار می گیره ؟؟؟؟؟؟؟
شما یه دختر مثال زدین که 7 شوهر کرده و صدمه دیده؟!!!!!!!!!!!و مثلا کشف مهمی کردین؟!!!!!!!!!!!!
اینقدر زحمت لازم نیست بکشین برای همچین کشف مهمی!!!!
کافی است یه سرچ کوچولو با کلمات ...دستیاری ..رزیدنتی...یا پزشکی.....بکنین تا با انوهی از وبلاگ نویسان که شرح حال خوشون و دوستانشون رو که از این تقلب متاثر شدن رو کشف کنین!!!!!!
اون دخترک ادم هست و این پزشکایی که به آنها این ظلم شده و بسیاری افسرده شدن و بسیلری خانواده هاشون از هم پاشید آدم نبودن؟!!!

اگه ادم بودن پس شما که اون موقع در مجلس بودین نمیدونستین یا اون موقع کشف انجام نشد؟؟؟؟؟؟!!!!!
اینکه مطلبی رو داغ کرده و احساساست مخاطب رو بر بیانگیزی همیشه بد نیست اما به شرطی که شعاری نباشه و در جهت منافع شخصی نباشه،هر چند طیف شما در دوران قدرت نشون داده که برای منافع خودش از مردم که سهله ، خودشون رو هم اگه لازم شد قربانی میکنن!
اون موضوع تحصن مجلس ششم یادمون نرفته!!!!!!

مثال زیاده .....................

میدونین مشکل ما چیه؟
اینه که اینا رو ما انتخاب نکردیم اما شما رو ما انتخاب کرده بودیم!!!!!!!!!!!!
دلمون خونه از شما و اینا...................
درد دلی بود از یک دوستدار شما و جناب دکتر.موفق باشید
------------------------------------------
سلام
هرچه از دوست مي رسد نيكوست
گرچه................................



سید نادر  
[ ۸۷/۳/۱۶ در ساعت ۰۹:۳۲  ]

سلام خانم دکتر
نمی دانم چرا هرچه بدی و مشکلات هست گردن این و آن می اندازید؟
آدم بده ی جامعه ی شما شده همین افغانی های بدتر بخت تر از شما، اگر همین افغانی ها هم نبودند این مشکلات خود را گردن چه کسی می انداختید؟
اگر گرانی هست مسبشش افغانی هاست، اگر جنایت هست مسببش افغانی هاست، اگر کار نیست مسببش افغانی هاست، اگر مشکلات اجتماعی هست تقصیر این افغانی هاست، اگر چند میلیون معتاد وجود دارد کار افغانی هاست و ....
نمی دانم چقدر شناخت از جامعه ی افغانی دارید که آنها را اینقدر بی غیرت و بی ناموس تصور کرده اید که 7 نفرشان یک زن را به شراکت می گیرند؟
همیشه چشم خود را به روی واقعیات بسته اید.
هیچ انسانی و هیچ افغانی غیرتش نمی پذیرد که همچیون کاری کند مگر اینگه داستان چیز دیگری باسشد.
نمی شود به به وجود آمدن یک مشکل و ... هرچه کاسه و کوزه هست بشکنید بر سر این افغانی ها.
اگر این افغانی ها نبود شما بدختیهای خود را به گردن چه کسانی می انداختید؟
به خدا قسم بیشتر مردم افغانستان به خاطر شیعه بودن و اعتقاداتشان به ایران آمدند اما اکنون انسانیت و غیرت و همه چیز آنها زیر سوال رفته است.
خانم کدیور وضع موجود هم دست پخت 4 سال نمایندگی امثال شما و 8 سال حکومت همفکران شماست چرا فرافکنی و فرار به جلو می کنید.




علیرضا  
[ ۸۷/۳/۱۳ در ساعت ۲۱:۰۱  ]

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دکتر کدیور...
مدتی است مساله ای ذهن مرا به خود مشغول کرده..
و آن سخنرانی های آقای فضلی نژاد در بین افراد جامعه از تمام اقشار است..
که این سخنرانی ها ضربه بزرگی را به ما و اصلاح طلبان می زند..
و این در حالی است که نه در روزنامه ای و نه در سایتی و حتی نه در یک وبلاگ،کوچکترین دفاعی علیه این اتهامات صورت نگرفته است...
چرا می گذارید به این سادگی وجهه 8 ساله ما را به باد بدهند...؟



فانوس شب  
[ ۸۷/۳/۱۱ در ساعت ۱۲:۰۱  ]

چگونه است ماه ها بدون حقوق زندگي کردن و مستجر بودن - چگونه است نتواني حتي کرايه رفت و آمدهاي واجب خود را بدهي - چگونه است زن و بچه اي که براي حداقل نيازهاي بي جوابشان سخني به زبان نمي آورند- واي بر ما واي بر اين عالم مادي که عده اي بر قله هاي پول نشسته اند ولي کورند و نمي بينند فقيران به خود پيچده از فقر را.



همت  
[ ۸۷/۳/۱۰ در ساعت ۰۰:۱۴  ]

باورم نمی شود، کی کسی شنیده است ....



شمس  
[ ۸۷/۳/۸ در ساعت ۱۸:۲۰  ]

با سلام
اشکا ل اینجا ست که به اندازه کافی نداریم مثل آقای گنجی که به هدف بزنند .همه به رئیس جمهور ها گیر می دهند.در حالی که اثر گذاران نا پاسخگو پشت رئیس جمهور ها پنهانند.راستی چه شغل خوبی است دائما حرف های خوب زدن و تحت هیچ انتقدی قرار نگرفتن.



حمید  
[ ۸۷/۳/۸ در ساعت ۱۳:۲۶  ]

خانم دکتر
واقعاًٌ فکر می کنید در دوره آقای خاتمی از این خبرها نبود. در عصری که شما در درون قدرت بودید اصلاٌ یادتان می یاد در اثر سکوت و گاها تایید برخی تصمیمات چه کسانی به پای اعدام کشیده شدند ، چه خانواده هایی از هم پاشید و چه فرزند هایی که به تن فروشی افتادند. حالا تصمیم تصمیم است دیگه چه احمدی نژادی باشد چه تحت لوای دیکتاتوری رفسنجانی که اتفاقا همسر روشنفکر شما معاون فرهنگی بودند. راستش شما دائماٌ در یک تناقض عجیب و قریب به سر می برید. یادتان باشد اویل دهه شصت تو ایران کسانی چون طیف فکری شما چگونه بازرگان را لگد مال کردید. با هزینه های ملت و با آزمون و خطا امدین شدین روشنفکر خب احمدی نژاد هم 20 سال دیگه با پول این ملت می شه روشنفکر. راستش می خوام بگم مسئولیت این وضع به دوش شما هم هست فقط احمدی نژاد نیست مسیر که به اینجا رسید از طیف فکری شما گذشت. اگه در مقابل به غیر از مجله ایران فردا که آقای سحابی آن سیاست ها رو نقد می کرد شما ها هم حرفی میزدید سردار با اون سرعت به پیش نمی تاخت و کسی مثل احمدی نژاد نبود که با پیش کشیدن عدالت و نقد شعاری ثروت های باد آورده ، رای جمع کند. مردم شبیه دوم خرداد پای صندوق می آمدند و سردار سازندگی با اکثریت آراء به پیروزی می رسید. سکوت شما ها و گاها تایید شما در آن دوران این وضعیت را به وجود آورد.
-------------
مشكل ما ملت اعم از صدر تا ذيل اينست كه چه راحت به هم برچسب مي زنيم. چه راحت نسبت به هم قضاوت مي كنيم، چه راحت بدون شناخت نسبت به هم براي يكديگر پرونده مي سازيم و...



شمس  
[ ۸۷/۳/۷ در ساعت ۱۹:۳۰  ]

با سلام
خانم کدیور عیب کار این است که نداریم کسانی را که مثل جناب گنجی به هدف بزنند . همه فکر می کنند رئیس جمهور مقصر است و حال آنکه مقصر(ان) اصلی همواره پشت سر مسئولان نالایق پنهانند.



يك دانشجو  
[ ۸۷/۳/۷ در ساعت ۱۰:۴۲  ]

سلام خانم دكتر
بايد به عرض برسانم كه اوضاع مملكت خيلي خوب است و تورم در حد صفر مي باشد و ما الهام بخش كل دنيا هستيم و مردم ما در رفاه مطلق به سر ميبرند



مهدی  
[ ۸۷/۳/۷ در ساعت ۰۱:۲۰  ]

سلام خانم کدیور
تا کی باید شاهد اینجور موارذ باشیم
منتظران را به لب آمد نفس
دوستداران شما درتهران



freedom is our certain right  
[ ۸۷/۳/۶ در ساعت ۱۳:۵۸  ]

مشکل تصمیم گیری در جمهوری اسلامی ایران:الوین تافلر در کتاب موج سوم از مساله ای به نام بار تصمیم گیری (decision load)سخن می گویید.او می گوید که در عصر حاضر دموکراسی یک ضرورت اجتماعی است نه صرفا ارمان انسان های ازادی خواه.به این دلیل که با افزایش جمعیت و رشد علم و تکنولوژی زندگی بشر به مراتب پیچیده تر از پیش از انقلاب صنعتی شده است به اضافه اینکه مسایل پیچیده اقتصادی ،اجتماعی بشر امروز حجم زیادی دارد که بروی افراد تصمیم گیرنده جامعه وارد می شود و اصطلاحا "بار تصمیم گیری"نامیده می شود.حال اگر این حجم گسترده بر دوش گروه محدودی وارد شود فشار ناشی از ان، اختلالات زیادی بر سیسنم سیاسی مورد نظر وارد می کند و تنها راهی که می توان فشار را کاهش داد پخش کردن ان بین "خرد جمعی"و بهره گیری از تمام نیرو ها و افکار جامعه می باشد که نتیجه همان "دموکراسی"خواهد بود.در جمهوری اسلامی طی 30 سال گذشته گروهی نزدیک به 200 نفر مدیران راس هرم قدرت بوده اند و این حلقه بسته مدیریت اگر هم باز شده افرادی با تفکرات خاص ارمان گرا مثل احمدی نژاد وارد ان شده اند.بنا بر این ما با یک هرج و مرج در تصمیم گیری مواجه هستیم که به نظر من ناشی از "بار تصمیم گیری" است.جالب اینجاست که الوین تافلر برای ارایه نظر خود به 700 کتاب ارجاع داده و سعی کرده نظریه علمی ارایه دهد ولی یکی از همفکران احمدی نژاد یعنی مرحوم مرتضی آوینی گفته "تحلیل های احمقانه" الوین تافلر.حال فرض بگیریم که تافلر اشتباه کرده باشد.در نقد علمی می گوییم به این دلایل نظر "غلط"است و لفظ "احمقانه"جایگاهی در تحلیل علمی ندارد.مثال های زیادی از اثر زیاد بار تصمیم گیری در 30 سال گذشته قابل ذکر است:برخی ازاعدام های اشتباه اول انقلاب-مصادره اموال برخی از افراد بدون اثبات جرم انها-گروگان گیری و اشغال سفارت امریکا و پا فشاری بر ان نزدیک به 400 روز-ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر-از دست دادن 6000 کیلومتر مربع از خاک عراق در ظرف 3 ماه در اواخر جنگ-بحران غنی سازی هسته ای و ...



محمد مهدي حيدريان  
[ ۸۷/۳/۵ در ساعت ۱۰:۳۳  ]

من اينجا بس دلتنگ است
و هر سازي كه ميبينم بد آهنگ است



Sh  
[ ۸۷/۳/۱ در ساعت ۲۲:۰۸  ]

به نظر من به این پست حسود باید فارغ از اینکه خانم جمیله کدیور لندن نشین آن را نوشته است و در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده است و سرنوشت آن دختر 19 ساله ی هفت شوهره با سنگسار پایان می یابد، نگاه کرد.
موضوع سرنوشت یک انسان، یک بشر است که به دست بشر های دیگر رقم خورده است. من و شما كامنت گذاران جرممان كمتر از جمهوری اسلامی و پدر و مادر و شوهرهای آن دختر نیست. شاید ما عادت کردیم وقتی پای یک معضل اجتماعی وسط می آید، فرافکنی کنیم.
شنا کردن بر خلاف جریان آب، انتقاد از جریان های مد روز، حیران از شعارهای انتلکتوالی، نگران از محصور کردن زندگی در عشق و عاشقی، و دلتنگ از گیر دادن به کسانی مثل شریعتی در روزگار حکومت احمدی نژاد.
جرم اينست.



حسین  
[ ۸۷/۳/۱ در ساعت ۰۱:۳۳  ]

خانم کدیور سلام
آیا به نظر شما این فقر فزاینده در هیمن کمتر از 3 سال بوجود آمد یا زمان شما هم بود اما آنموقع شما خود جزو همین حکومت بودید و حالا! وی اگر سکوت کنیم ! حالا!!



علی اصفهان  
[ ۸۷/۲/۳۰ در ساعت ۱۸:۲۲  ]

سرکار خانم اعتراض شما فقط همین نوشته ها بود! مردم از تورم افسار گسیخته که نتیجه بی تدبیری مدیران که در راس آنها همان شخصی که به نامه 50 اقتصاد دان (که چنین روزی را پیشبینی میکردند ) خندید است. بیایید چاره ای کنیم بخدا مردم ایران محترمند
حق آنها این نیست .



شهید گمنام  
[ ۸۷/۲/۳۰ در ساعت ۱۰:۰۰  ]

با سلام
خانم کدیور این مطلب که فقر در کشور ما وجود دارد و از اینگونه تراژدیهای غمبار نیز به دنبالش پدید می آید انکار ناپذیر است
ولی اگر شخص معتادی در جهت رفع نیاز خود به مواد مخدر ناموسش را بفروشد این چه ارتباطی به دولت و حکام دارد نکند شما توقع دارید که حکومت برای معتادان سهمیه معلوم کند تا مجبور به ناموس فروشی نشوند
اگر انصاف دارید نظر منو در معرض دید قرار دهید تا مردم خودشان قضاوت کنند



امیر - الف  
[ ۸۷/۲/۲۹ در ساعت ۱۴:۵۳  ]

سلام خانم دکتر
مزاحم شدم حالتون رو بپرسم ، انشاالله که خوب باشید.



شهروند امروز  
[ ۸۷/۲/۲۸ در ساعت ۰۲:۳۹  ]

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه.عنوان مطلب زیر عبارت است از-تبدیل فضای جامعه به فضای پلیسی:چند وقت پیش یک شب به همراه چند تن از فامیل به بیمارستان فارابی مشهد رفته بودیم.در ورودی داخل بیمارستان در سالن یک مامور درجه دار پلیس نشسته بود.ما در سالن نشسته بودیم و در انتظار معالجه مریض خود بودیم که ناگهان پلیس مذکور با صدای بلند و لحن زننده ای به دختر خانم جوانی پرخاش می کرد درصورتی که حجاب او به نظر من اصلا مشکلی نداشت فقط کمی روسری او شل بود و کمی گردن او دیده می شد و تنها مچ پای او دیده می شد.پلیس مذکور به دختر گفت که حق ورود به بیمارستان را ندارد ولی دختر که ظاهرا همراه مریض بود می خواست داخل شود پلیس با لحن بی ادبانه گفت که در صورت عدم ترک بیمارستان با پلیس 110 تماس می گیرد که با مقاومت دختر مواجه شد و بالاخره با پلیس تماس گرفت و البته دخترخانم بیمارستان را ترک کرد و مامور به دنبال او رفت. به نظر دختر خانم بیمارستان را ترک گفت و خلاصه مساله فیصله پیدا کرد.اما چند نکته قابل بررسی است 1- وقتی فردی به عنوان همراه مریض در ساعت 11 شب به اورژانس بیمارستان مراجعه می کند تبعا نگران مریض خود است و حال اگر کمی روسری او عقب است نباید با او پرخاشگرانه و توهین امیز سخن گفت 2-ازماموری که در بیمارستان قرار دارد انتظار می رود با ماموری که در چاله میدان کار می کند فرق کند و تحمل بیشتری داشته باشد 3-من پس از این ماجرا به یاد مقاله ای از صادق زیبا کلام در مورد کوی دانشگاه افتادم که گفته بود "سوال مهم این نیست که چه کسی دستور حمله در کوی را صادر کرد بلکه سوال مهم اینست که به مامورین درون کوی اعم از انتظامی و لباس شخصی چگونه تعلیم داده بودند که ان گونه خشن وغیر انسانی رفتار کردند؟(نقل به مضمون)" 4-همچنین به یاد سخن اقای خامنه ای افتادم که دنیا را به سلطه گر و سلطه پذیر و برخی که زیر بار سلطه نمی روند یعنی نه سلطه گر نه سلطه پذیر(یعنی جمهوری اسلامی)تقسیم کردند. به نظر می رسد برخی در حال سلطه گری بر مردم ایران هستند مثل پلیس مذکور که رفتار او در ایرانی بودن و مسلمان بودن او تردید ایجاد می کند ایا امثال این پلیس ایرانی و مسلمانند یا از سرزمین دیگری امده اند؟ ایا در نظر پلیسهای نوعی همانند این پلیس ایران یک پادگان بزرگ نیست؟ من به عنوان یک شهروند رفتار عاقلانه تری را از پلیس انتظار دارم.



عبدالرضا  
[ ۸۷/۲/۲۷ در ساعت ۱۳:۴۶  ]

پسر رئيس جمهوري ايران در وبلاگ شخصي = احمدی‌نژاد اشتباهی بود... چون صاحبان اصلی این انقلاب (مردم) حامی او بوده و هستند و اشتباهی خواهد بود تا وقتی بخواهد با مردم باشد. رئيس جمهوري در مصاحبه ي خبرنگاران=وضعيت معيشت مردم بهتر از قبل است...قدرت خريد در 3 سال اخير افزايش يافته و وضع دهك‌هاي پايين بهبود يافته است. خانوم كديور !دوستان عزيز! قضاوت با شما..........



ايمان  
[ ۸۷/۲/۲۷ در ساعت ۱۳:۳۰  ]

سلام خانوم كديور ! خب چگونه اعتراض كنيم؟



Bi nam  
[ ۸۷/۲/۲۷ در ساعت ۰۸:۰۶  ]

vaghean motasefam , akhe dar in mamlekate eslami masoolan inghadr be tarze lebas pooshidan va rah raftan , kharid kardan , ghaza khordan , ... mordam kar daran va hamintor be baghieh mamaleke donya ke vaghti barashoon nemimoone , vaghti ke aghayan 2-3 ta shoghl o magham daran dige che entezari mire ,



هیچکس  
[ ۸۷/۲/۲۶ در ساعت ۲۲:۲۵  ]

و هزار هزار دردی دیگر
گریه های سر در گریبان یک پدر
قار قار کلاغان سیاه
تکه های شکسته قلبی بی نبض





: