صف بندی دوران مشروطه امسال هم تکرار شد گروه مشروطه خواهان دولتی و مذهبی - و مشروطه خواهان روشنفکر. ای کاش از تاریخ درس بگیریم و اصلاحگر باشیم.
مظفرالدين
[ ۸۵/۵/۲۵ در ساعت ۰۲:۲۲ ]
سلام مشروطه اونقدرام كه شما ميگين ناكام نبوده لا اقل ملت يه خرده دلشون خوش شد كه ميتونن در برابر اون همه ظلم هم ايستاد حالا تازه اون موقع حكومت شاهنشاهي بوده الان كه حكومت جمهوريه ودمكرات هم نذاشتن مردم نماينده هاي واقعي شونو بفرستن مجلس
سینااینا
[ ۸۵/۵/۲۵ در ساعت ۰۰:۵۳ ]
ببخشید من در مورد پست ما همه حزب الله هستیم نظر میدم:
یعنی واقعا حزب الله تروریست نیست؟ به نظر میاد خیلی چیزا از دور و از بیرون قشنگ و جذاب باشه چون ما فقط اون چیزی که بهمون نشون داده میشه که معمولا قسمت خوبشه رو میبینیم. حتا اگه سعی کنیم چشمامون رو باز کنیم باز حس کردن مشکلات از نزدیک چیز دیگه یی هست. مثل مملکت خودمون که از دور برای خیلی از مسلمونا یه الگو هست و خیلی حال میکنن باهاش! و وقتی میشنیدن که تو ایران جوونا و ملت تو هیجده تیر به حکومت از بالا تا پایینش بد گفتن خیلی متعجب میشدن! همین ونزوئلا! یادمه من خودم خیلی با چاوز حال میکردم! چپ بودنش تو این دنیای الآن، مخالف سرسخت آمریکا بودن و ایستادگی کردن، یه جورایی شخصیت مردمی و باحالش مخصوصا بعد از کودتایی که بر علیه ش شد و بعد از یه روز مردم - بخونید طرفداراش یا چماقداراش!- به قدرت برش گردوندند! اما اخیرا با یه نفر برزیلی آشنا شدم که اتفاقا خیلی تفکرات چپ و صلح طلبانه یی داره و وقتی بحث اینو پیش کشیدم گفت نمیدونی این آقا چه دیکتاتوریه برای خودش! نمیدونی چقدر زندانی سیاسی داره! همین آدمای دور و برش که تو سخنرانیاش هستن همه چماقداراش هستند و نه مردم! - مقایسه کنید با مشابه ش که ما اینجا داریم - و چقدر هم از مخالفش دونه دونه خفه ، مفقود یا کشته میشن! - احتمالا یه جور سعید امامی دارن!- خلاصه فکر میکنم تا از نزدیک یا حداقل با آگاهی از همه ی جوانب قضیه نگاه نکنیم درگیر احساسات بشیم.
امیدوارم لندن خوش بگذره!
مدتها بود اینجا نیامده بودم و قصد نوشتن هم نداشتم ولی مطلب شما که ما همه حزب الله هستیم و گزارشتان از هاید پارک مرا بر آن داشت تا چند خطی خدمت شما و دیگر دوستانتان عرض کنم.
آسان است در لندن زندگی کردن و در هاید پارک به تظاهرات رفتن و خود را حزب الله خواندن! اکثر آن جماعتی که شما دیدهاید نه میدانند حزب الله یعنی چه و نه طعم زندگی در زیر سایه حکومتاش را چشیدهاند! خارجیهاشان از دست چپیهای تندرو هستند که عقده شکستشان از آمریکا را با سینه زدن در زیر هر انچه نشانی از ضدییت با آمریکا داشته باشد خالی میکنند و اگر روزی روزگاری سایه حکومت حزبالله بر سرشان سایه افکند از گورستانهایی چون خاوران سر در خواهند آورد و اعرابشان هم که چه عرض کنم!
حمایت امثال شما هم که نه توانستید زیر سایه حزب الله در ایران زندگی کنید و نه حاضر بودید در جنوب لبنان زیر سایه نصرالله به سر برید و سر از هاید پارک دراوردید و زندگی در لندن را به تهران و جنوب لبنان ترجیح دادید چیزی است در مایه آن دو گروه دیگر.
ما ایرانیانی که از نابودی حزب الله در لبنان پشتیبانی میکنیم و میخواهیم شر امثال نصرالله از سر مردم در جنوب لبنان و تهران و جاهای دیگر کم شود و بروند و برای همیشه از صحنه سیاست دور شوند اما هم میدانیم چه میگوییم و هم میدانیم چه میخواهیم. اگر هم اشتباه کنیم حداقل با خودمان صادقیم!
طعم زندگی در زیر سایه حزب الله را چشیدهایم و سر خودمان را کلاه نمیگذاریم! و همین هم برای ما بس است که با خود و دیگران صادقیم! شما و جناب دکتر چطور؟ با خود و ما مردم صادقید؟
با سلام،
مردمی شگفت انگیز هستیم. برای چیزی که روی نداده است این همه نگرانی چرا؟
چرا می کوشیم به شکست های خود افتخار کنیم؟
چه کسی جز شعار و ماندگاری شعار، خاطره ای خوش از ای چیزی که مشروطیتش خوانده ایم دارد؟
کی خسته خواهیم شد؟
حتما اگر با حلوا گفتن دهانمان را شیرین نمی کردیم، شیرین کامی را به تاخیر نمی انداختیم.
صد سال حرف جنینی مشکوک و سقط شده را زدن به خدا در هیچ جای دنیا مرسوم نیست.
چرا می کوشیم استانداردهای خودمان را این قدر ذلیل انتخاب کنیم؟
چرا آب آکنده از لجن به آسیاب ملت می اندازیم؟
چرا به کودکانمان جفا می کنیم؟
چرا...
سپاسی
ali
[ ۸۵/۵/۱۹ در ساعت ۱۰:۲۹ ]
در مورد مشروطه زیاد گفته و نوشته شده.ولی هنوز بسیاری از ابعاد آن ناگفته باقی مانده است.
با درود به دكتر كديور
نقد و باز سازي انديشه هاي مشروطه وظيفه همه دانشمندان علوم سياسي ايران است و مهم ؛ماندن آن انديشه ها در جامعه و اميدوار بودن مردم به اصلاحات است كه بايد در قلب ها ي مردم ايران شكل بگيرد. بسياري از متولدين سرزمين ايران به اصلاحات نمي انديشند و اصولا به انديشه هاي خردمندان كشور فكر نمي كنند بلكه تنها به زندگي ايستي خود مي انديشند و برايشان نه ايران مهم است و نه نقدي و بررسي هاي علمي. دوستاني كه هر كار مردم ايران را به همه مردم كشور نسبت مي دهند باور ندارم متاسفانه درك ناسالم در مورد انديشه هاي انقلابي و دور كردن مردم از صحنه اصلاحات هميشه كار فئو دال ها و آندسته از سرمايه داران انگلي ايران بوده و خواهد بود . از نقد زيباي شما و ياد اوري تاريخ بسياري از مشاهير ما كار سترگي است كه نبايد تنها دانشگاه ديده به آن بپردازند بلكه ما افراد عادي هم بايد در حوزه شناخت رفتار هاي سياسي و بهتر از آن ؛نسبت به خائنين كشور بايد از نقد هاي شما دريافت نمائيم.ج
azadi
[ ۸۵/۵/۱۸ در ساعت ۱۰:۴۸ ]
ما ملتی هستیم که مهمتزین ویژگی اش کارهای ناتمام و بی سرانجام است
با سلامٍ
هنگامی می توانیم از ناکامی و ناانجامی سخنی به میان بیاوریم که آن چیز اقلا یک بار به کام بوده است.
برداشت من این است که صورت مساله از بیخ و بن غلط است!
مظفرالدی شاه سند بیماری و درماندگی خودش را امضا کرد و ملتی که خود درمانده و بیمار بود، کام خود را ستانده انگاشت...
سپاسی
سلام
دستاورد مصاحبه احمدی نزاد با سی بی اس
در
www.payambehbahan.blogfa.com
صف بندی دوران مشروطه امسال هم تکرار شد گروه مشروطه خواهان دولتی و مذهبی - و مشروطه خواهان روشنفکر. ای کاش از تاریخ درس بگیریم و اصلاحگر باشیم.
سلام مشروطه اونقدرام كه شما ميگين ناكام نبوده لا اقل ملت يه خرده دلشون خوش شد كه ميتونن در برابر اون همه ظلم هم ايستاد حالا تازه اون موقع حكومت شاهنشاهي بوده الان كه حكومت جمهوريه ودمكرات هم نذاشتن مردم نماينده هاي واقعي شونو بفرستن مجلس
ببخشید من در مورد پست ما همه حزب الله هستیم نظر میدم:
یعنی واقعا حزب الله تروریست نیست؟ به نظر میاد خیلی چیزا از دور و از بیرون قشنگ و جذاب باشه چون ما فقط اون چیزی که بهمون نشون داده میشه که معمولا قسمت خوبشه رو میبینیم. حتا اگه سعی کنیم چشمامون رو باز کنیم باز حس کردن مشکلات از نزدیک چیز دیگه یی هست. مثل مملکت خودمون که از دور برای خیلی از مسلمونا یه الگو هست و خیلی حال میکنن باهاش! و وقتی میشنیدن که تو ایران جوونا و ملت تو هیجده تیر به حکومت از بالا تا پایینش بد گفتن خیلی متعجب میشدن! همین ونزوئلا! یادمه من خودم خیلی با چاوز حال میکردم! چپ بودنش تو این دنیای الآن، مخالف سرسخت آمریکا بودن و ایستادگی کردن، یه جورایی شخصیت مردمی و باحالش مخصوصا بعد از کودتایی که بر علیه ش شد و بعد از یه روز مردم - بخونید طرفداراش یا چماقداراش!- به قدرت برش گردوندند! اما اخیرا با یه نفر برزیلی آشنا شدم که اتفاقا خیلی تفکرات چپ و صلح طلبانه یی داره و وقتی بحث اینو پیش کشیدم گفت نمیدونی این آقا چه دیکتاتوریه برای خودش! نمیدونی چقدر زندانی سیاسی داره! همین آدمای دور و برش که تو سخنرانیاش هستن همه چماقداراش هستند و نه مردم! - مقایسه کنید با مشابه ش که ما اینجا داریم - و چقدر هم از مخالفش دونه دونه خفه ، مفقود یا کشته میشن! - احتمالا یه جور سعید امامی دارن!- خلاصه فکر میکنم تا از نزدیک یا حداقل با آگاهی از همه ی جوانب قضیه نگاه نکنیم درگیر احساسات بشیم.
امیدوارم لندن خوش بگذره!
هوالكريم. سلام. خيلي خوب بود متشكر
سرکار خانم کدیور با عرض سلام
مدتها بود اینجا نیامده بودم و قصد نوشتن هم نداشتم ولی مطلب شما که ما همه حزب الله هستیم و گزارشتان از هاید پارک مرا بر آن داشت تا چند خطی خدمت شما و دیگر دوستانتان عرض کنم.
آسان است در لندن زندگی کردن و در هاید پارک به تظاهرات رفتن و خود را حزب الله خواندن! اکثر آن جماعتی که شما دیدهاید نه میدانند حزب الله یعنی چه و نه طعم زندگی در زیر سایه حکومتاش را چشیدهاند! خارجیهاشان از دست چپیهای تندرو هستند که عقده شکستشان از آمریکا را با سینه زدن در زیر هر انچه نشانی از ضدییت با آمریکا داشته باشد خالی میکنند و اگر روزی روزگاری سایه حکومت حزبالله بر سرشان سایه افکند از گورستانهایی چون خاوران سر در خواهند آورد و اعرابشان هم که چه عرض کنم!
حمایت امثال شما هم که نه توانستید زیر سایه حزب الله در ایران زندگی کنید و نه حاضر بودید در جنوب لبنان زیر سایه نصرالله به سر برید و سر از هاید پارک دراوردید و زندگی در لندن را به تهران و جنوب لبنان ترجیح دادید چیزی است در مایه آن دو گروه دیگر.
ما ایرانیانی که از نابودی حزب الله در لبنان پشتیبانی میکنیم و میخواهیم شر امثال نصرالله از سر مردم در جنوب لبنان و تهران و جاهای دیگر کم شود و بروند و برای همیشه از صحنه سیاست دور شوند اما هم میدانیم چه میگوییم و هم میدانیم چه میخواهیم. اگر هم اشتباه کنیم حداقل با خودمان صادقیم!
طعم زندگی در زیر سایه حزب الله را چشیدهایم و سر خودمان را کلاه نمیگذاریم! و همین هم برای ما بس است که با خود و دیگران صادقیم! شما و جناب دکتر چطور؟ با خود و ما مردم صادقید؟
به هر حال
شاد باشید
با سلام،
مردمی شگفت انگیز هستیم. برای چیزی که روی نداده است این همه نگرانی چرا؟
چرا می کوشیم به شکست های خود افتخار کنیم؟
چه کسی جز شعار و ماندگاری شعار، خاطره ای خوش از ای چیزی که مشروطیتش خوانده ایم دارد؟
کی خسته خواهیم شد؟
حتما اگر با حلوا گفتن دهانمان را شیرین نمی کردیم، شیرین کامی را به تاخیر نمی انداختیم.
صد سال حرف جنینی مشکوک و سقط شده را زدن به خدا در هیچ جای دنیا مرسوم نیست.
چرا می کوشیم استانداردهای خودمان را این قدر ذلیل انتخاب کنیم؟
چرا آب آکنده از لجن به آسیاب ملت می اندازیم؟
چرا به کودکانمان جفا می کنیم؟
چرا...
سپاسی
در مورد مشروطه زیاد گفته و نوشته شده.ولی هنوز بسیاری از ابعاد آن ناگفته باقی مانده است.
با درود به دكتر كديور
نقد و باز سازي انديشه هاي مشروطه وظيفه همه دانشمندان علوم سياسي ايران است و مهم ؛ماندن آن انديشه ها در جامعه و اميدوار بودن مردم به اصلاحات است كه بايد در قلب ها ي مردم ايران شكل بگيرد. بسياري از متولدين سرزمين ايران به اصلاحات نمي انديشند و اصولا به انديشه هاي خردمندان كشور فكر نمي كنند بلكه تنها به زندگي ايستي خود مي انديشند و برايشان نه ايران مهم است و نه نقدي و بررسي هاي علمي. دوستاني كه هر كار مردم ايران را به همه مردم كشور نسبت مي دهند باور ندارم متاسفانه درك ناسالم در مورد انديشه هاي انقلابي و دور كردن مردم از صحنه اصلاحات هميشه كار فئو دال ها و آندسته از سرمايه داران انگلي ايران بوده و خواهد بود . از نقد زيباي شما و ياد اوري تاريخ بسياري از مشاهير ما كار سترگي است كه نبايد تنها دانشگاه ديده به آن بپردازند بلكه ما افراد عادي هم بايد در حوزه شناخت رفتار هاي سياسي و بهتر از آن ؛نسبت به خائنين كشور بايد از نقد هاي شما دريافت نمائيم.ج
ما ملتی هستیم که مهمتزین ویژگی اش کارهای ناتمام و بی سرانجام است
سلام
ما به زخم وستاره دل بستیم
به قیامی دوباره دل بستیم
با سلامٍ
هنگامی می توانیم از ناکامی و ناانجامی سخنی به میان بیاوریم که آن چیز اقلا یک بار به کام بوده است.
برداشت من این است که صورت مساله از بیخ و بن غلط است!
مظفرالدی شاه سند بیماری و درماندگی خودش را امضا کرد و ملتی که خود درمانده و بیمار بود، کام خود را ستانده انگاشت...
سپاسی