گاهی وقت ها سری به این وبلاگ شما می زنم.من از دوستداران شما بودم و هستم هیچ وقت یادم نمی رود آن روزی که شمار را در مجلس استیضاح می کردند چه قدر دعا کردیم استیضاح رای نیاورد. یادش بخیر چه شبی داشتیم آن شب وقتی شما سربلند آمدید بیرون خودمانیم چه قدر قشنگ و خوب حرف زدید استیضاح شده بود یک کلاس درس برای نمایندگان آن دوره .به نظر شما آن دوران طلایی دیگر بر می گردد یا نه. دو چرا شما به انگلستان رفته اید؟ موفق باشید
سلام.مدتها بود جوياي احوالتان بودم.آدرسي نداشتم.اميد كه همواره شادباسي.يادم مي ايد در شب جمعه اي كه شنبه اش قراربود شما استيضاح شويد در مسجدي دعاي كميل بود وبچه هاي مسجد-همانها كه اهل حقه ونيرنگند وريا وتزوير وخودشانرا ولايتي مينامند-دعاي كميل ميخواندند البته با اب وتاب بسيار.حقير در صف خوانندگان قرار گرفتم وبلافاصله اين جمله را بر زبان آوردم كه:آنهايي كه دلشان براي آينده فرهنگ كشورمان ميسوزد براي پيروزي اقاي مهاجراني دعا كنند.همهمه اي در مسجد بلند شد كه چه ميگويي وفلان .اما من اخم به ابرو نياوردم.با اينكه دولت خاتمي را دولت فريب ميدانستم واعتقاد داشتم خاتمي ميبايست وميتوانست درد مردم را دوا كند ورهايشان سازد نكرد-اما شما راقلبا دوست داشته ودارم.بله از انروز باور كنيد كه ديگر به ان مسجد راهي ندارم.شاد باشيد ودست حق يارتان
دوست عزیز سلام،
این «مدح» هم از آن اصطلاح های غریب و بلاتکلیف ااست!
گذشته و حال ما آکنده از مدح است، خوب که فکر می کنی.
در دامن مادر چشممان را بر روی «کلمه» با «مدح» باز می کنیم و هنگامی که فرمان می بابیم با مدح بر روی چشم و گوشمان خاک می پاشند...
نخستین لبخند را به روی مادر با مدح می زنیم و ...از کلاس اول ابتدایی رسما وارد قلمرو بیکران مدح می شویم... کارگر و کارمند و مدیر و ابرمدیر هم که شدیم، یرای جلوگیری از بحران ها کوچک و بزرگ، ناگزیر از مداحی می شویم... اغلب کارمان به قربان صدقه رفتن هم می شود...
در این میان، مد روز است که فقط شاعران طرف نکوهش قرار می گیرند... و مثلا از بلندپایگان سخنی به میان نمی آید.
به گمان من همان خیانتی را که شعر زیبا و بی مانند فارسی به «لفظ» کرده است، مدح در مورد «نیت خالص» روا داشته است...
شعر نو توانست تا حدودی دست و پای مدح را در قلمرو شعر بچیند.
آیا می توان برای قلمرو «اخلاق و انصاف» چاره ای اندیشید؟
چند ساعتی است که از مشهد برگشته ام. دوست عزیزی از آمریکا سفارش کرده بود که برایش 52 شمع روشن کنم... با ناتوانی بسیار خودم را برای اجابت خواهش دوست به میدان در آوردم. اما چاپلوسان سر راهم را گرفتند که ما دیگر آتش پرست نیستیم...
مدحی از لونی دیگر... و این نوع از مدح را هر روز عرصه ای تازه به تصرف در می آید...
آیا وقت آن نرسیده است که کمی از خودمان گله کنیم؟...
با فروتنی
پرویز رجبی
روزنامه ی اینترنتی ی دارکوبان با رویکردی تحلیلی در دو زمینه ی اجتماعی و سیاسی از هفدهم خرداد کار خود را آغاز کرد.
حضور شما موجب نوشتن بیشتر ما خواهد شد. امیدواریم خوانندگان دقیقی برای همدیگر باشیم.
فرزانه اعتمادی و محمدرضا فریدی
سلام استاد
روزها می گذرند من وما با خواندن یک خاطره هم مشغولیم
به قول بهنود
خواندیم وماندیم وماندیم وخواندیم
به دوستان اینترنتی می گویم
چه بهانه ای زیباترازاین که
بخوانیم وبنویسیم
تازنده مانیم وبه قولی
زنده ایم تابخوانیم و.....
سعید رکوعی
[ ۸۵/۳/۱۷ در ساعت ۱۰:۵۴ ]
سلام
زیبا بود..
گمان می کنم نظر دوستمان در باره در موقعیت قرار گرفتن درست باشد. مگر شما قبلا چیزی نگفته اید که الان چندان ار آن راضی نباشید ؟
ارادت...
H.S
[ ۸۵/۳/۱۷ در ساعت ۰۶:۲۵ ]
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر:
ظلم وجفايي كه به شما وآقايان عبدالله نوري وكرباسچي و ... در چند سال پيش شد امروز شاهد آن هستيم كه به افراد زحمتكش و رنجديده انقلاب همانند اقايان هاشمي وسيد مظلوم خاتمي در يكي از مقدسترين مكانهاي كشورمان به شكل بدترين توهينها انجام ميشود.چرا شما كه قلمتان هميشه اصلاحگروآرامشگر افراد روشنفكر بوده است نمي نويسد. و هر از چند گاهي به قلم سركار خانم كديور در مكتوب نوشته ميشود.
دوستدار قلم وفكر شما
قلمران
[ ۸۵/۳/۱۶ در ساعت ۱۷:۱۷ ]
سلام سید
بعضی وقتها نوشته هات رو که می خونم یه جورایی حال عجیبی می گیرم. نمی دونم شاید حس می کنم یه جورایی غریب موندی ولی به هر حال هر جا که باشی قریبی.
به امید آزاد اندیشی
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر جناب آقای دکتر مهاجرانی
بنده خیلی اوقات به وبلاگ شما مراجعه می کنم و مطالب زیبای آن را می خوانم. برایم جای سوال است که چرا جنابعالی باتوجه به مسئولیت های اجرایی در کشور، در وبلاگ اظهار نظری نسبت به مسائل روز ندارید؟ البته می دانم که حساسیت های زیادی در خصوص جنابعالی وجود دارد. ولی نسل جوان باید از تحلیل های مفید شما بهره مند شود.
علی ایحال امیدوارم در پیشبرد اهدافتان موفق و موید باشید.
خوشحال میشوم به وبلاگ بنده نیز سر بزنید و از نظرات ارزشمند خود بهره مندم سازید.
در ضمن قدرت چه زيبا بيان داشته ايد
دوست شما
مقداد توانانيا
علیرضا
[ ۸۵/۳/۱۵ در ساعت ۰۳:۴۶ ]
با سلام و عرض خسته نباشید برای همه چیز
محتاج یک راهنمایی هستم
کتاب قلعه حیوانات نوشته جورج اورول را تمام کرده ام.
میل دارم علاوه بر این که نظر خویش را در مورد این کتاب می فرمایید. بنده را در مورد مطالعه کتاب مفید دیگری راهنمایی بفرمایید.
با تشکر
یک دانشجو
سيد
[ ۸۵/۳/۱۴ در ساعت ۱۹:۳۵ ]
ابن عم،
اسم مديحه سرايی بد در رفته است. گمان می کنم يکی از گوياترين منابع انديشه ورزی درباره قدرت نزد مسلمانان را بايد در مدايح عربی و فارسی باز جست. جريانی که می توان رگه های رمانتيسم را در آن بروشنی تميز داد، با خود در رودربايستی مانده و اهميت نظری اين گونه ادبی را چنانکه شايسته است در نيافته، بلکه به شاعران خرده گرفته که گوهر لفظ را به پای اميران خنزير صفت ريخته اند.
گاهی وقت ها سری به این وبلاگ شما می زنم.من از دوستداران شما بودم و هستم هیچ وقت یادم نمی رود آن روزی که شمار را در مجلس استیضاح می کردند چه قدر دعا کردیم استیضاح رای نیاورد. یادش بخیر چه شبی داشتیم آن شب وقتی شما سربلند آمدید بیرون خودمانیم چه قدر قشنگ و خوب حرف زدید استیضاح شده بود یک کلاس درس برای نمایندگان آن دوره .به نظر شما آن دوران طلایی دیگر بر می گردد یا نه. دو چرا شما به انگلستان رفته اید؟ موفق باشید
سلام.مدتها بود جوياي احوالتان بودم.آدرسي نداشتم.اميد كه همواره شادباسي.يادم مي ايد در شب جمعه اي كه شنبه اش قراربود شما استيضاح شويد در مسجدي دعاي كميل بود وبچه هاي مسجد-همانها كه اهل حقه ونيرنگند وريا وتزوير وخودشانرا ولايتي مينامند-دعاي كميل ميخواندند البته با اب وتاب بسيار.حقير در صف خوانندگان قرار گرفتم وبلافاصله اين جمله را بر زبان آوردم كه:آنهايي كه دلشان براي آينده فرهنگ كشورمان ميسوزد براي پيروزي اقاي مهاجراني دعا كنند.همهمه اي در مسجد بلند شد كه چه ميگويي وفلان .اما من اخم به ابرو نياوردم.با اينكه دولت خاتمي را دولت فريب ميدانستم واعتقاد داشتم خاتمي ميبايست وميتوانست درد مردم را دوا كند ورهايشان سازد نكرد-اما شما راقلبا دوست داشته ودارم.بله از انروز باور كنيد كه ديگر به ان مسجد راهي ندارم.شاد باشيد ودست حق يارتان
دوست عزیز سلام،
این «مدح» هم از آن اصطلاح های غریب و بلاتکلیف ااست!
گذشته و حال ما آکنده از مدح است، خوب که فکر می کنی.
در دامن مادر چشممان را بر روی «کلمه» با «مدح» باز می کنیم و هنگامی که فرمان می بابیم با مدح بر روی چشم و گوشمان خاک می پاشند...
نخستین لبخند را به روی مادر با مدح می زنیم و ...از کلاس اول ابتدایی رسما وارد قلمرو بیکران مدح می شویم... کارگر و کارمند و مدیر و ابرمدیر هم که شدیم، یرای جلوگیری از بحران ها کوچک و بزرگ، ناگزیر از مداحی می شویم... اغلب کارمان به قربان صدقه رفتن هم می شود...
در این میان، مد روز است که فقط شاعران طرف نکوهش قرار می گیرند... و مثلا از بلندپایگان سخنی به میان نمی آید.
به گمان من همان خیانتی را که شعر زیبا و بی مانند فارسی به «لفظ» کرده است، مدح در مورد «نیت خالص» روا داشته است...
شعر نو توانست تا حدودی دست و پای مدح را در قلمرو شعر بچیند.
آیا می توان برای قلمرو «اخلاق و انصاف» چاره ای اندیشید؟
چند ساعتی است که از مشهد برگشته ام. دوست عزیزی از آمریکا سفارش کرده بود که برایش 52 شمع روشن کنم... با ناتوانی بسیار خودم را برای اجابت خواهش دوست به میدان در آوردم. اما چاپلوسان سر راهم را گرفتند که ما دیگر آتش پرست نیستیم...
مدحی از لونی دیگر... و این نوع از مدح را هر روز عرصه ای تازه به تصرف در می آید...
آیا وقت آن نرسیده است که کمی از خودمان گله کنیم؟...
با فروتنی
پرویز رجبی
روزنامه ی اینترنتی ی دارکوبان با رویکردی تحلیلی در دو زمینه ی اجتماعی و سیاسی از هفدهم خرداد کار خود را آغاز کرد.
حضور شما موجب نوشتن بیشتر ما خواهد شد. امیدواریم خوانندگان دقیقی برای همدیگر باشیم.
فرزانه اعتمادی و محمدرضا فریدی
سلام استاد
روزها می گذرند من وما با خواندن یک خاطره هم مشغولیم
به قول بهنود
خواندیم وماندیم وماندیم وخواندیم
به دوستان اینترنتی می گویم
چه بهانه ای زیباترازاین که
بخوانیم وبنویسیم
تازنده مانیم وبه قولی
زنده ایم تابخوانیم و.....
سلام
زیبا بود..
گمان می کنم نظر دوستمان در باره در موقعیت قرار گرفتن درست باشد. مگر شما قبلا چیزی نگفته اید که الان چندان ار آن راضی نباشید ؟
ارادت...
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر:
ظلم وجفايي كه به شما وآقايان عبدالله نوري وكرباسچي و ... در چند سال پيش شد امروز شاهد آن هستيم كه به افراد زحمتكش و رنجديده انقلاب همانند اقايان هاشمي وسيد مظلوم خاتمي در يكي از مقدسترين مكانهاي كشورمان به شكل بدترين توهينها انجام ميشود.چرا شما كه قلمتان هميشه اصلاحگروآرامشگر افراد روشنفكر بوده است نمي نويسد. و هر از چند گاهي به قلم سركار خانم كديور در مكتوب نوشته ميشود.
دوستدار قلم وفكر شما
سلام سید
بعضی وقتها نوشته هات رو که می خونم یه جورایی حال عجیبی می گیرم. نمی دونم شاید حس می کنم یه جورایی غریب موندی ولی به هر حال هر جا که باشی قریبی.
به امید آزاد اندیشی
به نظر من اگر جاي آن شاعر بوديد و موقعيت او را داشتيد ، آنگاه مي توانستيد قضاوت کنيد که کارش درست بوده يا غلط
تأخرت استبقی الحیاة فلم أجد
لنفسی حیاة مثل أن أتقدما
زیبا نیست؟
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر جناب آقای دکتر مهاجرانی
بنده خیلی اوقات به وبلاگ شما مراجعه می کنم و مطالب زیبای آن را می خوانم. برایم جای سوال است که چرا جنابعالی باتوجه به مسئولیت های اجرایی در کشور، در وبلاگ اظهار نظری نسبت به مسائل روز ندارید؟ البته می دانم که حساسیت های زیادی در خصوص جنابعالی وجود دارد. ولی نسل جوان باید از تحلیل های مفید شما بهره مند شود.
علی ایحال امیدوارم در پیشبرد اهدافتان موفق و موید باشید.
خوشحال میشوم به وبلاگ بنده نیز سر بزنید و از نظرات ارزشمند خود بهره مندم سازید.
در ضمن قدرت چه زيبا بيان داشته ايد
دوست شما
مقداد توانانيا
با سلام و عرض خسته نباشید برای همه چیز
محتاج یک راهنمایی هستم
کتاب قلعه حیوانات نوشته جورج اورول را تمام کرده ام.
میل دارم علاوه بر این که نظر خویش را در مورد این کتاب می فرمایید. بنده را در مورد مطالعه کتاب مفید دیگری راهنمایی بفرمایید.
با تشکر
یک دانشجو
ابن عم،
اسم مديحه سرايی بد در رفته است. گمان می کنم يکی از گوياترين منابع انديشه ورزی درباره قدرت نزد مسلمانان را بايد در مدايح عربی و فارسی باز جست. جريانی که می توان رگه های رمانتيسم را در آن بروشنی تميز داد، با خود در رودربايستی مانده و اهميت نظری اين گونه ادبی را چنانکه شايسته است در نيافته، بلکه به شاعران خرده گرفته که گوهر لفظ را به پای اميران خنزير صفت ريخته اند.
Hi there. Hoder has an interesting video taken in Israel. Read this article about Hoder's tricks. Visit our website to see our fact sheet about him.