با سلام
هستی صاحب حق است، انکار هویت هر هستی تلاش برای انکار حق آن هستی است، انکار حق، سرچشمه تنش و جنگ در جهان و تاریخ است، با رشد روابط و وابستگی های حاصل از توسعه جهان، دنیا به این نتیجه رسیده است که برای ادامه حیات محتاج مطلق صلح و امنیت است. لذا تعریف حق و حقوق هستی ها، پایه و اساس صلح و امنیت در هر نقطه از جهان است. آذربایجان سرزمینی با گروهی از انسانهای است که دارای اشترکات عینی از قبیل زبان، فرهنگ، سرزمین جغرافیایی، آیین مذهبی، وابستگی های اقتصادی، حافظه تاریخی مشترک و اشترکات ذهنی چون آروزوهای ملی، غرور ملی و عصبیت ملی هستند که مجموعه این اشترکات آن را به صورت یک ملت در آورده است ملتی که بر اثر پروسه تاریخی هزاران ساله بوجود آمده و تمام تعریف های حوزه سیاسی و حقوقی مرتبط با ملت از قبیل تعریف آلمانی و فرانسوی در حوزه سیاست و تفکر حقوق اصالت عیان و اصالت اراده ملت در حوزه حقوق ملت بودن آذربایجان را همپوشی و ثابت می کند. آذربایجان تشکیل شده است از ملت و ملت گروهی از انسانها است پس در حوزه مطالعه خود دو هستی در پیش روی داریم. یکی "انسان" و دیگری "ملت"، دو هستی که بنا به هویت خودشان صاحب حق اند و صاحب حق در جبهه صلح است. انسان آذربایجانی و ملت آذربایجان هر کدام دارای یک حق و حقوقی هستند. انسان آذربایجانی خود را انسان می داند. انسانی صاحب عقل، منزلت و وجدان و حیثیت برابر با تمامی انسانها نه کمتر و نه بیشتر، چنان که ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر این واقعیت مهر تایید می زند. هر انسانی طبق استاندارد های یک انسان حقوقی حق حیات دارد، حق آزادی ملی، مذهبی، صنفی و اقامتی و صاحب وجدان و حیثیت. مصلحت های فکری عقیدهای گروهی و شخصی و تقدسات یک جمع نمی تواند کوچکترین تعرض فکری و یا عملی به حقوق استاندارد شده یک انسان داشته باشد
عماد
[ ۸۵/۳/۱۳ در ساعت ۱۹:۰۴ ]
سلام! تبريك ميگويم! همه چيز تمام شد!ديگر بعيد ميدانم بشنويد كه در تبريز كسي شعار قومي بدهد و تحصن يا تجمع يا راه پيمائي كند.آفرين بر اين حسن تدبير مسئولان استاني!چه مسئولان انتظامي و چه مديران اجرائي و نمايندگان تهي مغز.بازداشت هزاران نفر از جوانان-و اتفاقات ناگوار و وحشتناك ديگر به ناگاه داستان را خاتمه داد.شهير جوان 23 ساله تبريزي است كه در ماجراي تظاهرات اخير تبريز مجروح شده و در بيمارستان بستري است و در وضعيت وخيمي بسر ميبرد.شليك با تفنگي شكاري انجام شده است.24 ساچمه ريز و درشت فقط در يك لحظه وارد بدنش شده . وي هر دو چشمش را از دست داده است.جوان ديگري در ماجراي تظاهرات مفقود شد.دو روز بعد يعني پنج شنبه جسد وي در پارك ال گلي تبريز پيدا شد.در مجلس عزايش –كه در شهرك پرواز برگزار شده بود حضور داشتم بيشتر از صاحبان عزا آدم هاي عجيب و غريب حضور داشتند. موارد مشابه زيادي وجود دارد.اينها هيچكدام شايعه نيستند.اگر خواستيد -بگوئيد تا تمام مستندات را ارائه نمايم.من هيچوقت مطلبي برايم ثابت نشود نمي گويم و نمي نويسم.هيچيك از پدر و مادر ها نمي دانند از چه كسي بايد شكايت كنند! در مورد اول نيروي انتظامي گفته است ما تفنگ شكاري نداريم.36 مورد مشابه مورد فرزند شما وجود دارد كه در حال پيگيري قضيه هستيم! در مورد دوم هم گفته اند ببينيد چه كسي با شما خصومت شخصي داشته!عجيب است همه خصومت ها در فاصله اول تا دهم خرداد صورت گرفته اند!چرا اينگونه است؟چرا بايد افرادي بنام نيروهاي انتظامي –بدون مشخص بودن هويتشان و صرفا به خاطر داشتن ظاهري حزب اللهي با ارتكاب چنين اعمالي با أبروي نيروهاي انتظامي و حزب الله بازي كنند؟چرا اينگونه تبعيض قائلند؟أنها چوب در دست مي توانند بدون هيچ مجوزي راهپيمائي كنند و شعار دهند ولي ما براي يك تجمع كوچك و أرام بايد از هفت خوان بگذريم تا شايد نيم نگاهي بياندازند. بگذريم . مهم اين است كه همه چيز تمام شد. أقاي خاتمي حرف قشنگي داشت و أن اين بود كه خطر حرفهاي ناگفته بيش از حرفهاي گفته شده است(اگر چه انتقاد هاي زيادي به ايشان دارم ولي معتقدم انسان متفكري بودند كه حرف تازه اي براي گفتن داشتند.)- اينجا حرفهاي نا گفته زيادي مانده است كه متاسفانه شيوه گفتن أنها از روز 4 شنبه گذشته تغيير كرده و احساس مي كنم كمي خطر ناك شده است. ساعت 2/30 بامداد روز پنج شنبه پس از يك انفجار كوچك بانك مسكن شعبه كوي زعفرانيه تبريز أتش گرفت. تا كنون منطقه آذربايجان منطقه اي آرام بود.اميدوارم اين آرامش باقي بماند.(اميدوارم در آينده نگويند اينها همه زير سر توست و به سرنوشت آن كاريكاتوريست بيچاره دچار نشوم!)
لیلا
[ ۸۵/۳/۱۳ در ساعت ۱۶:۱۳ ]
قيام ده ها هزار نفری مردم تبريز و دیگر شهرهای آذربایجان در اول خرداد ١٣٨۵ نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ترکهای ايران برای دفاع از حقوق پايمال شده انسانی و ملی خويش،عليه جمهوری .. اسلامی که شوونيزم تات *(فارس) را،نیزنمایندگی میکند، ثبت خواهد شد! مقاله روزنامۀ ايران.نشريه دولتی جمهوری اسلامی با عنوان«چه کنيم که سوسکها سوسکمان نکنند»، به هيچوجه اتفاقی تصادفی نيست. اين ادامه و تشديد سياست تحقير ملل غير تات* است که با رژيم پهلوی در ايران بنياد نهاده شد و جمهوری اسلامی وارث و ادامه دهنده آنست همانگونه که کاریکاتوریست ها ودست اندرکاران ارتباط جمعی این رژیم ادامه دهندۀ راه دلقکانی همچون سیدکریم، فرهنگ ورز نظام شاهنشاهی و شونیستهای (فارس) است.
سلام
خواهش می کنم در نظرسنجی شرکت کنید و همچنین از دوستان خواهش کنید در نظر سنجی شرکت کنند
قربون شما حسین خداداد
http://www.hosseeinkhodadad.blogfa.com/
مرسی
ائلناز
[ ۸۵/۳/۱۳ در ساعت ۱۴:۵۷ ]
خدمت خانم کدیور سلام
كاريكاتور منتشر شده تنها يكي از موارد اهانت هاي عريان و تحقير فرهنــگ وهــويت آذربايجان است ومردم اين ديار در حافظه تاريخي خود انبوهي از اين موارد را به يادگار دارند. آنــچه كه امروز در آذربايجان مي گذرد، محصول غير قابل كتمان سياستهاي نادرست دراين منطقه بوده است كه در بستري از آزردگي رواني ناشي ازاهانت روزنامه ايران سوار گشته و بديــن شكـل ظــهور كرده است . دولتهايي كه بذر محروميــتهاي اقتصـادي ، توسعه نيافــتگي وهـــويت زدايي را در اين منــطقه كاشتــه اند و سوداي مستحيل كردن اين هويت و تنوعات فرهنگـي آن را در درون فرهــنگ و هـويت ديگــري در سرپرورانده اند امروز بايد آماده برچيدن محصولشان باشند. اگر امروز حاكمـــيت درگير مسئله آذربايجان است ريشه هاي آن را نه در آنسوي مرزها بلكه در دل برخي از سياستهاي غلط خــود بايستي جستجو كند. چگونه و با چه منطقي آذربايجان با اينهمه پتانسيل هاي اقتصادي، اجتماعي وفرهنـگي به لحاظ شاخص هاي توسعه انساني در طي ده سال گذشته جزواستانهاي توســعه نيافته ايران گرديــده است؟كدامين سياستهاي اقتصادي، مجموع بودجه تخصيص يافته به استانهاي آذربايجان شـرقي ،غربـي و اردبيل را كمتر از يك بخش بودجه استان كرمان رقـــم زده اســـت ؟ ( البتـه در اين ميان غـفــلت و ســـهل انگاري نمايندگان و مسئولان اين خطه خود جاي بحث دارد) كدامين سياستهاي اعمال شـــده مـــيزان مهاجرت نيروي كارآمد آذربايجان را در صدر آمارها نشانده است؟ از نظرما مســئله پيـــچيده نيســت، اگر حاكميت نگاهي به عملكرد خويش داشته باشد، رفتار امروز آذربايجان را به آســاني درك خواهدنمود .
آراز
[ ۸۵/۳/۱۳ در ساعت ۱۴:۴۲ ]
با سلام خدمت دکتر کدیور
سالیان دراز ملت آذربایجان همانند سایر ملل غیر فارس در ایران در معرض تحقیر و تبعیض ملی ـ سیاسی و اجتماعی هم از طرف رژیم پهلوی و هم از طرف رژیم جمهوری اسلامی قرار داشته است. این تحقیر و تبعیض به صورت منتظم و سیستماتیک از طرف دولت مرکزی حمایت شده و باعث نفرت و خشم ترکهای آذربایجان شده است. به گونه ای که حتی شاعر شهیر آذربایجان زنده یاد محمد حسین شهریار نیز، شعر معروف « الا تهرانیا انصاف میکن... تویی یا من » را در اعتراض به این حقارت ها سرود .
رژیم پهلوی که تخم نفاق کاشته بود محکوم به درو کردن عصیان و غضب توده های میلیونی شد که از آذربایجان برخاست و دودمان شاهنشاهی پهلوی را بر انداخت. امید ملت آذربایجان و دیگر ملل این بود که از این پس عدالت حکمفرما شود و همه ی ملل از تساوی حقوق، احترام متقابل و همزیستی برادرانه برخوردار شوند. امید ما آن بود که تفکر و فرهنگ حاکم شوونیستی به یاد گار مانده از رژیم پهلوی به زباله دان تاریخ سپرده شود. امید براین بود که دیگر ملل غیر فارس قربانی سیاست تحقیر و تبعیض ملی نشوند. اما متاسفانه تجربه بیست و چند ساله نشان داد که این بیماری فکری و فرهنگی تحقیر ملت های غیر فارس بالاخص ترکها به تمام ارگانهای فعال جمهوری اسلامی سرایت کرده است و تبعیض و تحقیر علیه ملت غیور ترک همچنان اعمال می شود .
ائلناز
[ ۸۵/۳/۱۳ در ساعت ۱۴:۳۹ ]
سلام خانم کدیور
اعتراضات مدني و مسالمتآميز اقشار مختلف ملت آذربايجان در اقصي نقاط كشور، بار ديگر اثبات نمود كه اين ملت عليرغم تمام مشكلات و مصائب هرگز هويت ملي و قومي خويش را فراموش نكرده و همچنان با هوشياري كامل حافظ اين جوهره وجودي هستياش ميباشد.
اقشار مختلف ملت آذربايجان از جمله دانشجويان، دانشگاهيان، بازاري، كسبه، نويسندگان و روزنامهنگاران، فرهنگيان، نمايندگان مجلس، مسئولين دولتي و... دست در دست هم، با اتحاد و يكپارچكي كامل با شركت در تجمعات، ميتينگها و اعتراضات خياباني ضمن اعتراض به توهين روزنامه ايران خواستار توجه مسئولين ذيربط به خواستههاي به حق و قانوني خويش شدند.
در حوادث اخير كه نشان از لبريز شدن كاسه صبر ملت متين، صبور و با وقار آذربايجان ميباشد جهانيان صداي غرش اين شيرزنان و دلير مردان را در دفاع از هويت ملي و حقوق مدني خويش شنيدند. حوادث اخير آذربايجان زنگ خطري ديگري بود كه به صدا در آمد و به همه مسئولين و ارگانهاي ذيربط هشدار داد اگر در وقت مقتضي نسبت به اعطاي حقوق بر حق، قانوني و مدني اين ملت مظلوم اقدامات لازم را انجام ندهند مسئوليت عواقب آن را بر عهده آنان خواهد بود.
هرچند در برخي نهادها و ارگانها به خصو ص در خانه ملت، جنب و جوشهائي مبني بر تأمين حداقل خواستههاي آذربايجانيان به گوش ميرسد كه مايه مسرت و خوشحالي دارد، ليكن از طرف ديگر دستگيري، بازداشت و احضار فعالين فرهنگي، مدني آذربايجان خود اشتباه ديگري است كه از طرف برخي ارگانهاي امنيتي، اطلاعاتي و انتظامي صورت گرفته و ميگيرد.
دستگيري و بازداشت برخي روزنامه نگاران و نويسندگان آذربايجاني، دستگيري فلهاي شركتكنندگان در ميتينگ مقابل مجلس شوراي اسلامي، بازداشت و احضار فعالين فرهنگي آذربايجان، دستگيري و بازداشت فعالين جنبش دانشجوئي حركت ملي از جمله سياستهاي اعمالي جهت مقابله با اين مطالبات قانوني ميباشد.
سلام . خسته نباشید خانم دکتر. به نظر من رسانه ها بیش از همه مقصرند. خودتون بگین. تا حالا چند بار شده که هرآدم ساده لوحی در هر فیلمی لهجه ترکی داشته باشه ؟ خوب عادت می شه دیگه. الان هم همه شدند آلت دست و موضوع اصلی از بین رفته.
اي كاش مي نوشتيد كه نقش دولت اصلاح طلب كه 90 درصدش ساكن اروپا و امريكا شده در ترسيم اين وضعيت چيست؟ البته من سياسي نيستم اما خوشحال مي شوم جواب اين پرسش را بدانم
سارا
[ ۸۵/۳/۱۲ در ساعت ۰۱:۴۸ ]
سپاسی عزیز خسته نباشید
من دو سخن کوتاه با صاحب سخن مکتوب داشتم آمدی و سخن از اصل خویش واماند؛آری من نیز گفتگو را با شما رها می کنم و به سخن اول بر میگردم و دوست دارم این تعامل با صاحب مکتوب به انجام رسد و به انتظار آن می نشینم. ارادت
حسين1
[ ۸۵/۳/۱۱ در ساعت ۰۶:۲۴ ]
عماد عزيز
تنهااز ترك زبانهانيستندكه در فيلم وسريالها كه اشاره كرديد استفاده ميشوند متاسفانه اغلب لهجه شيرين يزدي را با بدترين حالت ممكن به بازيچه مي گيرند و آنچه كه به جايي نرسد فرياد است.
عماد
[ ۸۵/۳/۱۰ در ساعت ۲۰:۲۹ ]
سلام پريروز 85/3/8 محله هاي حيدر آباد و 40 متري و ارم كه تقريبا پائين شهر تبريز محسوب مي شوند شاهد درگيري و اعتراض و خشونت شديدي بودند. ظاهرا قرار است فردا 85/3/11 هم اوضاع به هم بريزد.خدا به خير كند.اينجا اوضاع حادي حكمفرماست.دو حرف دارم.اولي خطاب به دوستان آذربايجاني ام و آن اينكه جدا شدن ما از ايران نه امكانپذير است و نه به صلاحمان.چنين هدفي جز خسران نتيجه اي در پي نخواهد داشت.شعار دادن بر عليه فارسي زبانان هم يك اشتباه ديگر است.ما به حمايت آنان جهت بيان مشكلات و دردهامان نيازمنديم.اگر در برخي از اين درد ها با آنان همراهيم – اين راه خوبي براي جلب مشاركت بيشتر آنان مي باشد.لذا بايد هدف را دقيقا مشخص نمائيم و هر گونه فعل و شعارمان در جهت آن باشد . ببينيد درد ما درد حكومت نيز هست.يك مثال مي آورم:در مورد ما آذر بايجاني ها در فيلمهاي سينمائي و سريالهاي تلويزيوني هر جا خواستند يك شخصيت خنده آور-هالو وكم سواد داشته باشند از زبان تركي بهره گرفتند . مطبوعاتشان را كه ميبينيد! سينماهاشان! اس ام اس هاشان! جوكهاشان! حرفهاشان! و در نهايت نگاههاشان! نتيجه يك چنين رفتاري چه خواهد بود؟ به نظر من در خوشبينانه ترين حالت اين خواهد بود كه افراد از زبان و هويت اصلي خود كم كم متنفر خواهند شد و باورشان خواهد شد كه اين زبان و قوميت به معناي همان حرفهاست.الگوي شخصيتي يك جوان آذربايجاني يك تهراني خواهد بود و به محض به دست آوردن كمترين تمكن مالي به تهران مهاجرت خواهد نمود.او يك عمر شنيده است تهران جاي با فرهنگي است- تهران جاي خوبي براي پول در آوردن است – تهران آزادي بيشتري دارد – تهران امكانات بيشتري دارد و بالاخره تهران جائي است كه يك عمر هويتش را به خاطر آن و زبان و لهجه اش را به خاطر زبان آن كتمان كرده چرا كه هميشه شنيده است ايران يعني پرشين و پرشين يعني فارسي و بهترين فارسي فارسي بالاي شهر تهران!و روز به روز بر جمعيت تهران افزوده مي شود و به همراه آن بر درد سر و عذابهاي آسماني نازل شده بر سر دولت . سپس تصميم ميگيرند تهراني با زبان فارسي اي جديد بنا كنند.ميلياردها هزينه كنند و اين داستان را تكرار نمايند.پس مي بينيد كه مشكل اصلي مشكل حكومت است!پس اينجا با ما همراه خواهد شد.و اما حرف دومم خطاب به حكوت است و آن اينكه كمي فكر كند!نگاه عاقل اندر سفيه و نگاه زورگويانه و سركوبگرايانه كاملا نتيجه عكس خواهد داد.آذربايجان تا كنون فرزند ناخوانده اي شمرده شده بود كه اكنون حقوقش را مي خواهد.
حق مسلم اوست كه بگويد نا خوانده نيست.در مقابل خشم حق جويانه اش خشم درست نيست! اندكي صداقت و مهر و اقرار و بازگشت كافيست . از راه فريب وارد نشويد.آنها ميفهمند.(اقاي بابك از نظرتان متشكرم . مطلب تازه اي براي تحقيق به من داديد.اين صفحه نظرات را مثل يك كلاس درس مي بينم. به همان قداست.)
سیاوش
[ ۸۵/۳/۱۰ در ساعت ۱۷:۲۳ ]
خانم کدیور با سلام و درود فراوان
من قبلا برای شما یک جوک در همین رابطه فرستادم شما انرا منعکس نکردید در واقع می خواستم عکس العمل دوستان داتشمندم را ببینم واین جوک در همان وحله ی اول در دنیای مجازی شما سانسور شدو بیرون نیامد واقعا متا سفم برای افرادی که میدانند واز دانسته خود سوء استفاده میکنند واز اطلاعات خود فقط برای نصیحت کردن استفاده می کنند این کاریکاتور نشان داد جامعه ما چقدر شکننده است واز این شکنندگی چه سوء استفاده هایی که صورت نمیگیرد
چه راحت میتوان دنیایی را به اشوب و هرج و مرج کشاند و به دولتمردان نشان داد که خواسته واقعی مردم چیست وچرا اینگونه خویش را غافل نشان میدهند یک کاریکاتوریست کارش بیداری جامعه است واز این هنر خود به بهترین شکل استفاده می کندبه نظر من مردم ترک زبان از چنین فردی باید تقدیر بکنند نه او را دشمن خویش تصور کنند مطمعنا که چنین نیست
موفق باشید
Sepasi
[ ۸۵/۳/۱۰ در ساعت ۱۲:۵۳ ]
سارای عزیز سلام،
بگذار بحث را عوض کنیم:
امروز صبح زود یکی از دوستانم تلفن زد و در رحالی که از دهانش آتش می ریخت، گفت: می خواهد شرکتش را با شریکش به هم بزند. چون شریکش بنای بدرفتاری را گذاشته است.
گفتم: درنگ نکن!
بعد که گوشی را گذاشتم با خودم فکر کردم که در مغرب زمین هزاران هزار شرکت بسیار موفق سابقه ای چند قرنی دارند و حتی شرکای امورز نمی دانند که شرکتشان را چه کسانی تاسیس کرده اند...
اما در کشور من برای برهم زدن یک شرکت درنگ جایز نیست!
چرا؟...
با احترام
سپاسی
خانم کدیور، سلام!
ممنون از اینکه مینویسید! این از همه چی مهمتره. توی نمایشگاه که دیدمتون و گله کردم از اینکه دیر به دیر مینویسید گفتید که شب گذشته وبلاگتون رو به روز کردید. اومدم دیدم که بله. حق با شما بود. اما بعدش هرچی سر زدم دیدم که بازم خبری نیست... نا امید شدم! فکر کردم چشمتون زدم! آخرش هم من موفق نشدم کتاب سهراب کشان آقای دکتر رو توی نمایشگاه بخرم. اما میناگران رو برام امضا کردید. امیدوارم فرصتی دست بده تا آقای دکتر رو هم ملاقات کنم و ایشون هم یه امضای دیگه پای این کتاب ما بندازن... (:
موفق باشید.
سلام خانم کدیور.
من خیلی خوشحال شدم که وبلاگ شما را پیدا کردم.و واقعا معلوم نیست که ما به کدام سو در حال حرکت هستیم.
و واقعا به نکته ی ظریفی که شما به آن اشاره کردید که هر چیز را به گردن بیگانگان میاندازیم با شما موافق هستم و امید وارم که اینجور افراد با دید باری با مسایل برخورد کنند.
دوستی از غریب آباد
[ ۸۵/۳/۹ در ساعت ۱۱:۳۱ ]
و اگر یک کاریکاتور این گونه کار می کند، دیگر چه نیاز است به ارتش و پلیس!
دوستان عزیز، حرفهای اگثریت بر تایید محاکمه ی آقای نیستانی بود!!!
تاسف را از ته دل برایشان دارم! و تاسف را از ته دل برای آنانی که فکر می کنند مردم عزیزمان بر سر یک کاریکاتور به بیرون آمده اند!
سالهاست اندیشمندان تذکر به بمب مردم دادند و تذکر به چاشنِی!!!
حال اصلا این چاشنی چه بود بماند! ولی کاریکانور آیا چاشنی هم می شود!؟؟؟؟
سروش زمانی
[ ۸۵/۳/۹ در ساعت ۱۱:۲۲ ]
سلام و خسته نباشید
خانم دکتر بنده متولد 1358 و خوزستانی و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد مهندسی صنایع و کارمند پتروشیمی میباشم .
از دیرباز تا کنون مشتاق ملاقات حضوری با شما میباشم
لطفا وقتی را هر چند بسیار اندک به بنده بدهید تا از نزدیک شما را ملاقات کنم در ضمن میخواستم آدرس ایمیل شما را داشته باشم .
پیروز باشید.
عماد
[ ۸۵/۳/۸ در ساعت ۱۹:۳۰ ]
سلام! ديروز 85/3/7 شهر تبريز حال و هواي ديگري داشت . حضور اتومبيلهاي مخوف ضد شورش-نيروهاي سپاه و بسيج و از همه ترسناك تر نيروهاي نامعلوم كه با چفيه چهره هاي خود را پوشانيده بودند از ساعت 3 ظهر شهر را به يك پادگان نظامي تبديل كرده بود.حدود ساعت 5 خيابانها و پياده رو هاي سطح شهر و علي الخصوص خيابان امام حد فاصل چهار راه منصور تا آبرسان و سه راه طالقاني و خيابان بهار به طرز عجيبي مملو از جمعيت گرديد.و بالاخره ذر ساعت 6.30 اين تجمع به خشونت كشيده شد . كليه بامكهاي دولتي خيابان بهار سنگ باران گرديدند.بانك صادرات نبش بهار به آتش كشيده شد.اين وضعيت در خيابان منجم و ناصر و شريعتي هم بوجود آمد.مامورين شروع به شليك نمودند. نبرد سختي بيم مردم بي پناه و مامورين صورت گرفت. متاسفانه اين وضعيت ادامه خواهد يافت.اميدوارم مسوولين زود تر سر عقل بيايند و به حرف دل مردم گوش دهند.
ایمان
[ ۸۵/۳/۷ در ساعت ۱۷:۴۱ ]
ساده انگارانه است که حتا بهانه ی اعتراضات آذربایجان را آن کاریکاتور بدانیم. چیزی که من در روزنامه ی ایران جمعه دیدم حتا عنوان کاریکاتور به خود نمی گرفت.
و زمانی که این تصویر را کنار تصاویر راهپیمایی هموطنان آذری می گذارم بر خود می لرزم! مشت محکمی که بر دهان استکبار می کوبیدند با این تصویر هیچ سنخیتی نداشت.
زنهار که پس پرده خبرهایی است!
بابک
[ ۸۵/۳/۷ در ساعت ۱۷:۲۶ ]
آقای عماد لطفا توضیح دهید آذری یعنی چه؟ اگر منظورتان تورک- اذربایجانی هست لطفا تصحیح فرمایید در غیر این صورت واژه مجعول آذری را از حیث تاریخ و ادبیات ریشه شناسی فرمایید. مثل اینکه شمه هم به درد دیگر روشنفکران فارس که از تاریخ فقط 2500+27 را میشناسند مبتلا گشتید .برای درمان درد اپیدمی شما توصیه میشود از منابع خارج از کتابخانه ملی ایران و دانشگاه تهران در واقع کتب غیر زبان فارسی جهت درمان استفاده کنید.
سارا
[ ۸۵/۳/۷ در ساعت ۱۷:۰۸ ]
سپاسی عزیز ؛ سپاس فراوان از حوصله ؛ متانت و اندیشه سبزتان. سپاسی مهربان کوتاهی مطلبتان با شیرینی گفتارتان آمیخته است من از دقت نظر شما متشکرم اما از مدنیت و کشورهای مدنی سخن راندید بایست بگویم جامعه مدنی متعهد است که معیار اساسی مدنیت را بر قرار سازد یعنی کاری کند که هر فرد ارزش وکرامت فرد دیگر را باز شناسد اگر شهروندان به ارزش و قابلیت احترام یکدیگر پی نبرند ؛دمو کراسی شکوفا نخواهد شد. دموکراسی بر پایه ارزشهایی عام- نظیر احترام به ازادی فرد؛حاکمیت قانون ؛...استوار است در عین حال اصول هر فرهنگ دموکراتیک باید در خدمت پرورش آگاهی به تنوعات انسانی- از حیث فرهنگ ؛زبان؛دین - و آموزش شهروندان در جهت تخلق به روحیه تساهل و احترام به این اختلافات واقع شود پس جامعه مدنی در نهایت نهادی آموزشی است که هدفش روا داشتن تنوعات است ولی با تاسف فراوان این تنوع پذیری نه تنها در دوره پهلوی به وقوع نپیوست بلکه در بعد از انقلاب نیز با مشکلات فراوانی مواجه گشت حتی دردوره زرین اصلاحات نیز همه دردها را گفتیم همه حرفها را زدیم الا عمل به قانون اساسی-اصول 15؛19-من نیز با شما موافقم طنز ؛جوک؛ کاریکاتور...درد جامعه ما نیست آیا نمی اندیشی که امروز مطالبات مدنی آذربایجان توقیف روزنامه -نه خبرنامه- ایران ؛ مانی نیستانی نیست بلکه ریشه در جنبش مشروطیت و آرمانهای انقلاب اسلامی - قانون اساسی وفاق ملی -و عدم پاسخگویی ها و ... دارد ؛بگذریم آذربایجانی که امروز به زبان ترکی نمی تواند بنویسد و تاریخ نمیداند میتواند هر هویتی را به سخره بگیرد چرا که سیاستهای الیناسیون چنین نتایجی را در بر دارد ؛تا نوشتاری دیگر؛ با احترام و ادب فراوان.
قلمران
[ ۸۵/۳/۷ در ساعت ۱۶:۰۱ ]
سلام
ماکه دیگه برامون این فیلم ها عادی شده و ککمون هم نمیگزه!!!
Sepasi
[ ۸۵/۳/۷ در ساعت ۰۲:۱۴ ]
سارای عزیز سلام،
چون اطمینان دارم که به سبب کوتاه بودم مطلب حقیر سوء تفاهم شده است، از شما صمیمانه معذرت می خواهم.
حرف زیاد است، اما موقعیت مناسب نیست.
در کشورهای مدنی هنگامی که حالتی مانند حالت امروز کشور ما پیش می آید، همۀ ملت به صلاح میهن خود می دانند که برخی از بحث ها را به تاخیر بیندازند، تا بر آشفتگی دامن نزنند.
من فکر می کنم طنز ریشۀ گرفتاری ما نیست. در هیچ کجایی از جهان جای این گونه طنز و شوخی خالی نیست. به خدا حتی گاهی بیش از ایران است.
گفتم که مساله طنز نیست... و گفتم که فعلا جای دامن زدن هم نیست.
وقت آن رسیده است که ما از قومیت، دولت، دین، مردم، سیاست و مبارزه تعاریفی نو داشته باشیم...
من خودم آدربایجانی هستم... به خدا شاهد بوده ام که آدربایجانی ها خودشان هم «جوک» ها را دست به دست می کنند...
با پوزش دوباره و با احترام زیاد
سپاسی
hamun ke aghaye haddad e adel farmoodan ina hamash toteehaye amrikaye khoonkhare ...
hooman
[ ۸۵/۳/۶ در ساعت ۱۴:۴۵ ]
salam farda 85/3/7/ dobare mardome tabriz be pa khahand khast.inbar masale masaleie jirlirak ast.
عماد
[ ۸۵/۳/۶ در ساعت ۱۰:۳۷ ]
سلام خانم كديور عزيز!اگر مديران محترم اندكي تامل ميكدند ميفهميدند كه اينهمه دعوا فقط بر سر يك سوسك يا يك كلمه"نمنه"نميباشد . سالهاست كه در اين كشور به طرق مختلف به قوميتها توهين مي شود لر ها رشتيها آذريها و... نميدانم چرا حكومت اينقدر از قوميتها ميترسد و هميشه سعي در تضعيف آنها و عدم حمايتشان و تمركز بيشتر در پايتخت و زبان پارسي دارد.من كاري به اين ندارم كه خيلي از ما ها علاوه بر موارد فوق بيكاري ووفقر در مردم و ناكار آمدي و فساد اداري شديد دولتي را مزيد بر علت تجمعاتمان ميدانيم - حد اقل در اين مورد قومي حرفتان را كاملا قبول دارم.برخي از مديران به جاي حل ريشه اي موضوع - از يقه كاريكاتوريست بيچاره و برخي ديگران گرفته اند كه مقصر فقط شمائيد.همان داستان فافكني هميشگي.اگر تامل كنند بايد خود را مجازات نمايند.ببينيد در كشور ما سيگار كشيدن در محافل عمومي جرم است و مجازات دارد ولي توهين و تحقير و حتي فحش پدر و مادر و ناموسي به يك قوم جرم نيست!علاوه بر اين قانون مطبوعات هم فقط اهانت به نظام را جرم مي داند و بس.علاوه بر اين اين نگاه كه براي حفظ وحدت قوميت ها بايد عقب نگه داشته شوند فكريست غلط. شما ببينيد اگر مسئولان منطقه اي خود پيشگام ميشدند و از اين نيروي عظيم ايجاد شده در جهت صحيح و با نظارت خودشان - خود استفاده مي كردند هر گز شاهد چنين حوادث تلخي نبوديم! خانم كديور از آنجائي كه شما و همسرتان را جزو افراد پيشرو و متفكر دارم از شما مي خواهم خواست منطقي و معقول ما را با قلم فصيح خود به همه ما طرفدارانتان بيان فرمائيد
با تشكر عماد از تبريز.
سارا
[ ۸۵/۳/۶ در ساعت ۰۰:۰۶ ]
سلامتان باد
من از اظهار نظر "سپاسی محترم " متشکرم که در کمترین واکنش باز قابل تقدیر است اما انتظار بود خانم کدیور نیز بفرمایند ولی بهر حال سپاسی عزیز نیزشاید وقت بیشتر نگذاشتند یا اینکه برسیاق "یک حرف بس است " گفتند اما
سپاسی عزیز این جمله شما علی رغم ادبیاتتان بر من بسیار سنگین و... است چرا که ادب حکم می کند که بدانید کسی که قلم می زند تمام ملزومات آن را رعایت کرده است _ در واقع بار ها متن را خواندن که هیچی تحلیل و ... کرده است و یا اینکه در این وادی نستید که لزوما نیازی به پاسخ "کاسه داغ تر از آش نیست " .
دیگر سخن :
برابر اصل سی و دوم قانون اساسی باید حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی فرد بازداشت شده به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد ؛ بنابراین " بازداشت قبل از محاکمه را خانم دکتر و در صورت دسترسی به کاسه - جنابعالی - و مشاورت شما پاسخ نمایند و ما را درس اموخته کسانی نمایید که هشت سال از قانون مداری سخن راندن حال آنکه از قانون اساسی بیگانه اند و لی با کمال ارادت در خوشبینانه ترین حالت این را حمل بر ازدحام کاری و اشتباه قلمی می گذارم اگر سپاسی عزیز باور دیگری دارد ما را گوش شنیدن ان نیز هست .
سپاسی عزیز شما نیز "قانون اساسی " -وفاق ملی- را برای اولین بار بخوانید . گرچه سخن فراوان است ولی تا شما قانون اساسی را بخوانید من نیز با یک چای به اوقات تلخ و زخم قلمتان پایان دهم .
با سلام دوشنبه و سه شنبه دانشگاه امیر کبیر شلوغ بود.قرار بود انتخابات انجمن اسلامی برگزار شود که به دستور رییس دانشگاه لغو شد.پس از بسیج و کانون دانشجوی مسلمان حالا انجمن هم به باید به تشکلی تبدیل شود که مطابق میل نهاد رفتار کند.ولی جای تاسف آنجاست که انجمنی ها هم به جای منطق راه لجبازی را در پیش گرفتند و با تندرویشان جایگاهشان را در بین بچه ها از دست می دهند.
شنیدیم که زمانی به وسیله انجمنی ها گروههای چپ را قلع و قمع کردند ولی حال که نسلی پیدا شدند که چون آنها نمی اندیشند باید اساسا پایگاهشان هم نابود شود.
دانشگاه به عنوان بخش روشنفکر جامعه است که می تواند نقش نقد آن را به عهده بگیرد ولی متاسفانه با آگاهی دانشجویان را با هم در گیر می کنند تا این نقش را هم از آنها بگیرند.
Sepasi
[ ۸۵/۳/۵ در ساعت ۰۴:۳۲ ]
سارای عزیز سلام،
پیشنهاد می کنم روزنوشت را یک بار دیگر با دقت بخوانید!
سپاسی
sara
[ ۸۵/۳/۴ در ساعت ۱۸:۲۹ ]
سلامت باد ، خانم کدیور
من منظور اندیشمندانه شما را در مورد " بازداشت قبل از محاکمه" و همچنین در جمله "موجی که توسط افرادی ایجاد شد که شاید حتی از محتوای کاریکاتور بیاطلاع بوده و اصولا از کارکرد و جایگاه کاریکاتور و طنز بیخبرند " نمی توانم دریابم و این "شاید " را شما از کجا در یافتید نمی دانم .
برای شما توصیه می کنم قلمتان را به رسالت دانشجوییتان از سیاست زدگی پارس گونه دیدن به انسان گونه اندیشیدن تغییر دهید .
آیا در میان این مردمان بودید ؟ مردمان آذربایجان را می شناسید ؟ یا مثال ورجاوند ها و افشارها و کسروی ها ... بی درد مردمید؟
اهانت را می شناسید ؟ به اندیشه فرد احترام می گذارید ؟ یا این "شاید " شما را هم در ادامه اهانت های ادبیات کودک ! ایران جمعه - مانی نیستانی - به مردم آذربایجان و اندیش مندان اصلاحات معرفی کنیم .
من باور ندارم که شما این سطور را در مکتوب دیگر تصحیح نکنید چرا که شما را اندیشمند باور و کردار می شناسم .
دوستتان داریم
سارا
سلام
خانم دکتر همشهری عزیز
اگر شماهم مثل من سالهای زیادی از عمرتان را درکنار هموطنان ترک زندگی کرده بودید می دانستید که کار از موضعگیری های روشنفکری وجوش وجلای طنز زدن گذشته در این چند روزه حقیقتا فاجعه ای درحال شکل گیری بود همکارانی که سالها درکنار هم کار کرده ایم در محل کار خصمانه مرامینگریستند در کوچه وخیابان جرئت راه رفتن وحرف زدن نداشتم اساتید در کلاس درس دانشجویان ناگزیر به موضع گیری وتدریس به زبان ترکی شدند آنچه دولت انجام داد حداقل کار برا ی پیشگیری از یک فاجعه بود این کاریکاتوریست نادان (در خوشبینانه ترین نگاه ) نزدیک بود زندگی مارا به باد فنادهد وآتش در خرمن زندگی خیلی ها بیندازد لطفا دلسوزی نکنید
گفتنش برای پایتخت نشینان آسان است طبق معمول........
ali
[ ۸۵/۳/۴ در ساعت ۱۳:۳۳ ]
سرکار حانم کدیور
این شتری است که به نوبت در خانه همه می خوابدجامعه آن چتات آسیب پذیر است که یک سوسک آن را آشوب زده می کند.
با سلام
هستی صاحب حق است، انکار هویت هر هستی تلاش برای انکار حق آن هستی است، انکار حق، سرچشمه تنش و جنگ در جهان و تاریخ است، با رشد روابط و وابستگی های حاصل از توسعه جهان، دنیا به این نتیجه رسیده است که برای ادامه حیات محتاج مطلق صلح و امنیت است. لذا تعریف حق و حقوق هستی ها، پایه و اساس صلح و امنیت در هر نقطه از جهان است. آذربایجان سرزمینی با گروهی از انسانهای است که دارای اشترکات عینی از قبیل زبان، فرهنگ، سرزمین جغرافیایی، آیین مذهبی، وابستگی های اقتصادی، حافظه تاریخی مشترک و اشترکات ذهنی چون آروزوهای ملی، غرور ملی و عصبیت ملی هستند که مجموعه این اشترکات آن را به صورت یک ملت در آورده است ملتی که بر اثر پروسه تاریخی هزاران ساله بوجود آمده و تمام تعریف های حوزه سیاسی و حقوقی مرتبط با ملت از قبیل تعریف آلمانی و فرانسوی در حوزه سیاست و تفکر حقوق اصالت عیان و اصالت اراده ملت در حوزه حقوق ملت بودن آذربایجان را همپوشی و ثابت می کند. آذربایجان تشکیل شده است از ملت و ملت گروهی از انسانها است پس در حوزه مطالعه خود دو هستی در پیش روی داریم. یکی "انسان" و دیگری "ملت"، دو هستی که بنا به هویت خودشان صاحب حق اند و صاحب حق در جبهه صلح است. انسان آذربایجانی و ملت آذربایجان هر کدام دارای یک حق و حقوقی هستند. انسان آذربایجانی خود را انسان می داند. انسانی صاحب عقل، منزلت و وجدان و حیثیت برابر با تمامی انسانها نه کمتر و نه بیشتر، چنان که ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر این واقعیت مهر تایید می زند. هر انسانی طبق استاندارد های یک انسان حقوقی حق حیات دارد، حق آزادی ملی، مذهبی، صنفی و اقامتی و صاحب وجدان و حیثیت. مصلحت های فکری عقیدهای گروهی و شخصی و تقدسات یک جمع نمی تواند کوچکترین تعرض فکری و یا عملی به حقوق استاندارد شده یک انسان داشته باشد
سلام! تبريك ميگويم! همه چيز تمام شد!ديگر بعيد ميدانم بشنويد كه در تبريز كسي شعار قومي بدهد و تحصن يا تجمع يا راه پيمائي كند.آفرين بر اين حسن تدبير مسئولان استاني!چه مسئولان انتظامي و چه مديران اجرائي و نمايندگان تهي مغز.بازداشت هزاران نفر از جوانان-و اتفاقات ناگوار و وحشتناك ديگر به ناگاه داستان را خاتمه داد.شهير جوان 23 ساله تبريزي است كه در ماجراي تظاهرات اخير تبريز مجروح شده و در بيمارستان بستري است و در وضعيت وخيمي بسر ميبرد.شليك با تفنگي شكاري انجام شده است.24 ساچمه ريز و درشت فقط در يك لحظه وارد بدنش شده . وي هر دو چشمش را از دست داده است.جوان ديگري در ماجراي تظاهرات مفقود شد.دو روز بعد يعني پنج شنبه جسد وي در پارك ال گلي تبريز پيدا شد.در مجلس عزايش –كه در شهرك پرواز برگزار شده بود حضور داشتم بيشتر از صاحبان عزا آدم هاي عجيب و غريب حضور داشتند. موارد مشابه زيادي وجود دارد.اينها هيچكدام شايعه نيستند.اگر خواستيد -بگوئيد تا تمام مستندات را ارائه نمايم.من هيچوقت مطلبي برايم ثابت نشود نمي گويم و نمي نويسم.هيچيك از پدر و مادر ها نمي دانند از چه كسي بايد شكايت كنند! در مورد اول نيروي انتظامي گفته است ما تفنگ شكاري نداريم.36 مورد مشابه مورد فرزند شما وجود دارد كه در حال پيگيري قضيه هستيم! در مورد دوم هم گفته اند ببينيد چه كسي با شما خصومت شخصي داشته!عجيب است همه خصومت ها در فاصله اول تا دهم خرداد صورت گرفته اند!چرا اينگونه است؟چرا بايد افرادي بنام نيروهاي انتظامي –بدون مشخص بودن هويتشان و صرفا به خاطر داشتن ظاهري حزب اللهي با ارتكاب چنين اعمالي با أبروي نيروهاي انتظامي و حزب الله بازي كنند؟چرا اينگونه تبعيض قائلند؟أنها چوب در دست مي توانند بدون هيچ مجوزي راهپيمائي كنند و شعار دهند ولي ما براي يك تجمع كوچك و أرام بايد از هفت خوان بگذريم تا شايد نيم نگاهي بياندازند. بگذريم . مهم اين است كه همه چيز تمام شد. أقاي خاتمي حرف قشنگي داشت و أن اين بود كه خطر حرفهاي ناگفته بيش از حرفهاي گفته شده است(اگر چه انتقاد هاي زيادي به ايشان دارم ولي معتقدم انسان متفكري بودند كه حرف تازه اي براي گفتن داشتند.)- اينجا حرفهاي نا گفته زيادي مانده است كه متاسفانه شيوه گفتن أنها از روز 4 شنبه گذشته تغيير كرده و احساس مي كنم كمي خطر ناك شده است. ساعت 2/30 بامداد روز پنج شنبه پس از يك انفجار كوچك بانك مسكن شعبه كوي زعفرانيه تبريز أتش گرفت. تا كنون منطقه آذربايجان منطقه اي آرام بود.اميدوارم اين آرامش باقي بماند.(اميدوارم در آينده نگويند اينها همه زير سر توست و به سرنوشت آن كاريكاتوريست بيچاره دچار نشوم!)
قيام ده ها هزار نفری مردم تبريز و دیگر شهرهای آذربایجان در اول خرداد ١٣٨۵ نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ترکهای ايران برای دفاع از حقوق پايمال شده انسانی و ملی خويش،عليه جمهوری .. اسلامی که شوونيزم تات *(فارس) را،نیزنمایندگی میکند، ثبت خواهد شد! مقاله روزنامۀ ايران.نشريه دولتی جمهوری اسلامی با عنوان«چه کنيم که سوسکها سوسکمان نکنند»، به هيچوجه اتفاقی تصادفی نيست. اين ادامه و تشديد سياست تحقير ملل غير تات* است که با رژيم پهلوی در ايران بنياد نهاده شد و جمهوری اسلامی وارث و ادامه دهنده آنست همانگونه که کاریکاتوریست ها ودست اندرکاران ارتباط جمعی این رژیم ادامه دهندۀ راه دلقکانی همچون سیدکریم، فرهنگ ورز نظام شاهنشاهی و شونیستهای (فارس) است.
سلام
خواهش می کنم در نظرسنجی شرکت کنید و همچنین از دوستان خواهش کنید در نظر سنجی شرکت کنند
قربون شما حسین خداداد
http://www.hosseeinkhodadad.blogfa.com/
مرسی
خدمت خانم کدیور سلام
كاريكاتور منتشر شده تنها يكي از موارد اهانت هاي عريان و تحقير فرهنــگ وهــويت آذربايجان است ومردم اين ديار در حافظه تاريخي خود انبوهي از اين موارد را به يادگار دارند. آنــچه كه امروز در آذربايجان مي گذرد، محصول غير قابل كتمان سياستهاي نادرست دراين منطقه بوده است كه در بستري از آزردگي رواني ناشي ازاهانت روزنامه ايران سوار گشته و بديــن شكـل ظــهور كرده است . دولتهايي كه بذر محروميــتهاي اقتصـادي ، توسعه نيافــتگي وهـــويت زدايي را در اين منــطقه كاشتــه اند و سوداي مستحيل كردن اين هويت و تنوعات فرهنگـي آن را در درون فرهــنگ و هـويت ديگــري در سرپرورانده اند امروز بايد آماده برچيدن محصولشان باشند. اگر امروز حاكمـــيت درگير مسئله آذربايجان است ريشه هاي آن را نه در آنسوي مرزها بلكه در دل برخي از سياستهاي غلط خــود بايستي جستجو كند. چگونه و با چه منطقي آذربايجان با اينهمه پتانسيل هاي اقتصادي، اجتماعي وفرهنـگي به لحاظ شاخص هاي توسعه انساني در طي ده سال گذشته جزواستانهاي توســعه نيافته ايران گرديــده است؟كدامين سياستهاي اقتصادي، مجموع بودجه تخصيص يافته به استانهاي آذربايجان شـرقي ،غربـي و اردبيل را كمتر از يك بخش بودجه استان كرمان رقـــم زده اســـت ؟ ( البتـه در اين ميان غـفــلت و ســـهل انگاري نمايندگان و مسئولان اين خطه خود جاي بحث دارد) كدامين سياستهاي اعمال شـــده مـــيزان مهاجرت نيروي كارآمد آذربايجان را در صدر آمارها نشانده است؟ از نظرما مســئله پيـــچيده نيســت، اگر حاكميت نگاهي به عملكرد خويش داشته باشد، رفتار امروز آذربايجان را به آســاني درك خواهدنمود .
با سلام خدمت دکتر کدیور
سالیان دراز ملت آذربایجان همانند سایر ملل غیر فارس در ایران در معرض تحقیر و تبعیض ملی ـ سیاسی و اجتماعی هم از طرف رژیم پهلوی و هم از طرف رژیم جمهوری اسلامی قرار داشته است. این تحقیر و تبعیض به صورت منتظم و سیستماتیک از طرف دولت مرکزی حمایت شده و باعث نفرت و خشم ترکهای آذربایجان شده است. به گونه ای که حتی شاعر شهیر آذربایجان زنده یاد محمد حسین شهریار نیز، شعر معروف « الا تهرانیا انصاف میکن... تویی یا من » را در اعتراض به این حقارت ها سرود .
رژیم پهلوی که تخم نفاق کاشته بود محکوم به درو کردن عصیان و غضب توده های میلیونی شد که از آذربایجان برخاست و دودمان شاهنشاهی پهلوی را بر انداخت. امید ملت آذربایجان و دیگر ملل این بود که از این پس عدالت حکمفرما شود و همه ی ملل از تساوی حقوق، احترام متقابل و همزیستی برادرانه برخوردار شوند. امید ما آن بود که تفکر و فرهنگ حاکم شوونیستی به یاد گار مانده از رژیم پهلوی به زباله دان تاریخ سپرده شود. امید براین بود که دیگر ملل غیر فارس قربانی سیاست تحقیر و تبعیض ملی نشوند. اما متاسفانه تجربه بیست و چند ساله نشان داد که این بیماری فکری و فرهنگی تحقیر ملت های غیر فارس بالاخص ترکها به تمام ارگانهای فعال جمهوری اسلامی سرایت کرده است و تبعیض و تحقیر علیه ملت غیور ترک همچنان اعمال می شود .
سلام خانم کدیور
اعتراضات مدني و مسالمتآميز اقشار مختلف ملت آذربايجان در اقصي نقاط كشور، بار ديگر اثبات نمود كه اين ملت عليرغم تمام مشكلات و مصائب هرگز هويت ملي و قومي خويش را فراموش نكرده و همچنان با هوشياري كامل حافظ اين جوهره وجودي هستياش ميباشد.
اقشار مختلف ملت آذربايجان از جمله دانشجويان، دانشگاهيان، بازاري، كسبه، نويسندگان و روزنامهنگاران، فرهنگيان، نمايندگان مجلس، مسئولين دولتي و... دست در دست هم، با اتحاد و يكپارچكي كامل با شركت در تجمعات، ميتينگها و اعتراضات خياباني ضمن اعتراض به توهين روزنامه ايران خواستار توجه مسئولين ذيربط به خواستههاي به حق و قانوني خويش شدند.
در حوادث اخير كه نشان از لبريز شدن كاسه صبر ملت متين، صبور و با وقار آذربايجان ميباشد جهانيان صداي غرش اين شيرزنان و دلير مردان را در دفاع از هويت ملي و حقوق مدني خويش شنيدند. حوادث اخير آذربايجان زنگ خطري ديگري بود كه به صدا در آمد و به همه مسئولين و ارگانهاي ذيربط هشدار داد اگر در وقت مقتضي نسبت به اعطاي حقوق بر حق، قانوني و مدني اين ملت مظلوم اقدامات لازم را انجام ندهند مسئوليت عواقب آن را بر عهده آنان خواهد بود.
هرچند در برخي نهادها و ارگانها به خصو ص در خانه ملت، جنب و جوشهائي مبني بر تأمين حداقل خواستههاي آذربايجانيان به گوش ميرسد كه مايه مسرت و خوشحالي دارد، ليكن از طرف ديگر دستگيري، بازداشت و احضار فعالين فرهنگي، مدني آذربايجان خود اشتباه ديگري است كه از طرف برخي ارگانهاي امنيتي، اطلاعاتي و انتظامي صورت گرفته و ميگيرد.
دستگيري و بازداشت برخي روزنامه نگاران و نويسندگان آذربايجاني، دستگيري فلهاي شركتكنندگان در ميتينگ مقابل مجلس شوراي اسلامي، بازداشت و احضار فعالين فرهنگي آذربايجان، دستگيري و بازداشت فعالين جنبش دانشجوئي حركت ملي از جمله سياستهاي اعمالي جهت مقابله با اين مطالبات قانوني ميباشد.
راستی اظهار نظر احمدی نژاد را شنیدین راجع به اون کاریکاتوریست ؟!!! جاهل دست نشانده
دلم خوش بود شاید مقامات دعوا ها را تموم کنند ولی این بابا شروع کرد.
سلام . خسته نباشید خانم دکتر. به نظر من رسانه ها بیش از همه مقصرند. خودتون بگین. تا حالا چند بار شده که هرآدم ساده لوحی در هر فیلمی لهجه ترکی داشته باشه ؟ خوب عادت می شه دیگه. الان هم همه شدند آلت دست و موضوع اصلی از بین رفته.
اي كاش مي نوشتيد كه نقش دولت اصلاح طلب كه 90 درصدش ساكن اروپا و امريكا شده در ترسيم اين وضعيت چيست؟ البته من سياسي نيستم اما خوشحال مي شوم جواب اين پرسش را بدانم
سپاسی عزیز خسته نباشید
من دو سخن کوتاه با صاحب سخن مکتوب داشتم آمدی و سخن از اصل خویش واماند؛آری من نیز گفتگو را با شما رها می کنم و به سخن اول بر میگردم و دوست دارم این تعامل با صاحب مکتوب به انجام رسد و به انتظار آن می نشینم. ارادت
عماد عزيز
تنهااز ترك زبانهانيستندكه در فيلم وسريالها كه اشاره كرديد استفاده ميشوند متاسفانه اغلب لهجه شيرين يزدي را با بدترين حالت ممكن به بازيچه مي گيرند و آنچه كه به جايي نرسد فرياد است.
سلام پريروز 85/3/8 محله هاي حيدر آباد و 40 متري و ارم كه تقريبا پائين شهر تبريز محسوب مي شوند شاهد درگيري و اعتراض و خشونت شديدي بودند. ظاهرا قرار است فردا 85/3/11 هم اوضاع به هم بريزد.خدا به خير كند.اينجا اوضاع حادي حكمفرماست.دو حرف دارم.اولي خطاب به دوستان آذربايجاني ام و آن اينكه جدا شدن ما از ايران نه امكانپذير است و نه به صلاحمان.چنين هدفي جز خسران نتيجه اي در پي نخواهد داشت.شعار دادن بر عليه فارسي زبانان هم يك اشتباه ديگر است.ما به حمايت آنان جهت بيان مشكلات و دردهامان نيازمنديم.اگر در برخي از اين درد ها با آنان همراهيم – اين راه خوبي براي جلب مشاركت بيشتر آنان مي باشد.لذا بايد هدف را دقيقا مشخص نمائيم و هر گونه فعل و شعارمان در جهت آن باشد . ببينيد درد ما درد حكومت نيز هست.يك مثال مي آورم:در مورد ما آذر بايجاني ها در فيلمهاي سينمائي و سريالهاي تلويزيوني هر جا خواستند يك شخصيت خنده آور-هالو وكم سواد داشته باشند از زبان تركي بهره گرفتند . مطبوعاتشان را كه ميبينيد! سينماهاشان! اس ام اس هاشان! جوكهاشان! حرفهاشان! و در نهايت نگاههاشان! نتيجه يك چنين رفتاري چه خواهد بود؟ به نظر من در خوشبينانه ترين حالت اين خواهد بود كه افراد از زبان و هويت اصلي خود كم كم متنفر خواهند شد و باورشان خواهد شد كه اين زبان و قوميت به معناي همان حرفهاست.الگوي شخصيتي يك جوان آذربايجاني يك تهراني خواهد بود و به محض به دست آوردن كمترين تمكن مالي به تهران مهاجرت خواهد نمود.او يك عمر شنيده است تهران جاي با فرهنگي است- تهران جاي خوبي براي پول در آوردن است – تهران آزادي بيشتري دارد – تهران امكانات بيشتري دارد و بالاخره تهران جائي است كه يك عمر هويتش را به خاطر آن و زبان و لهجه اش را به خاطر زبان آن كتمان كرده چرا كه هميشه شنيده است ايران يعني پرشين و پرشين يعني فارسي و بهترين فارسي فارسي بالاي شهر تهران!و روز به روز بر جمعيت تهران افزوده مي شود و به همراه آن بر درد سر و عذابهاي آسماني نازل شده بر سر دولت . سپس تصميم ميگيرند تهراني با زبان فارسي اي جديد بنا كنند.ميلياردها هزينه كنند و اين داستان را تكرار نمايند.پس مي بينيد كه مشكل اصلي مشكل حكومت است!پس اينجا با ما همراه خواهد شد.و اما حرف دومم خطاب به حكوت است و آن اينكه كمي فكر كند!نگاه عاقل اندر سفيه و نگاه زورگويانه و سركوبگرايانه كاملا نتيجه عكس خواهد داد.آذربايجان تا كنون فرزند ناخوانده اي شمرده شده بود كه اكنون حقوقش را مي خواهد.
حق مسلم اوست كه بگويد نا خوانده نيست.در مقابل خشم حق جويانه اش خشم درست نيست! اندكي صداقت و مهر و اقرار و بازگشت كافيست . از راه فريب وارد نشويد.آنها ميفهمند.(اقاي بابك از نظرتان متشكرم . مطلب تازه اي براي تحقيق به من داديد.اين صفحه نظرات را مثل يك كلاس درس مي بينم. به همان قداست.)
خانم کدیور با سلام و درود فراوان
من قبلا برای شما یک جوک در همین رابطه فرستادم شما انرا منعکس نکردید در واقع می خواستم عکس العمل دوستان داتشمندم را ببینم واین جوک در همان وحله ی اول در دنیای مجازی شما سانسور شدو بیرون نیامد واقعا متا سفم برای افرادی که میدانند واز دانسته خود سوء استفاده میکنند واز اطلاعات خود فقط برای نصیحت کردن استفاده می کنند این کاریکاتور نشان داد جامعه ما چقدر شکننده است واز این شکنندگی چه سوء استفاده هایی که صورت نمیگیرد
چه راحت میتوان دنیایی را به اشوب و هرج و مرج کشاند و به دولتمردان نشان داد که خواسته واقعی مردم چیست وچرا اینگونه خویش را غافل نشان میدهند یک کاریکاتوریست کارش بیداری جامعه است واز این هنر خود به بهترین شکل استفاده می کندبه نظر من مردم ترک زبان از چنین فردی باید تقدیر بکنند نه او را دشمن خویش تصور کنند مطمعنا که چنین نیست
موفق باشید
سارای عزیز سلام،
بگذار بحث را عوض کنیم:
امروز صبح زود یکی از دوستانم تلفن زد و در رحالی که از دهانش آتش می ریخت، گفت: می خواهد شرکتش را با شریکش به هم بزند. چون شریکش بنای بدرفتاری را گذاشته است.
گفتم: درنگ نکن!
بعد که گوشی را گذاشتم با خودم فکر کردم که در مغرب زمین هزاران هزار شرکت بسیار موفق سابقه ای چند قرنی دارند و حتی شرکای امورز نمی دانند که شرکتشان را چه کسانی تاسیس کرده اند...
اما در کشور من برای برهم زدن یک شرکت درنگ جایز نیست!
چرا؟...
با احترام
سپاسی
خانم کدیور، سلام!
ممنون از اینکه مینویسید! این از همه چی مهمتره. توی نمایشگاه که دیدمتون و گله کردم از اینکه دیر به دیر مینویسید گفتید که شب گذشته وبلاگتون رو به روز کردید. اومدم دیدم که بله. حق با شما بود. اما بعدش هرچی سر زدم دیدم که بازم خبری نیست... نا امید شدم! فکر کردم چشمتون زدم! آخرش هم من موفق نشدم کتاب سهراب کشان آقای دکتر رو توی نمایشگاه بخرم. اما میناگران رو برام امضا کردید. امیدوارم فرصتی دست بده تا آقای دکتر رو هم ملاقات کنم و ایشون هم یه امضای دیگه پای این کتاب ما بندازن... (:
موفق باشید.
سلام خانم کدیور.
من خیلی خوشحال شدم که وبلاگ شما را پیدا کردم.و واقعا معلوم نیست که ما به کدام سو در حال حرکت هستیم.
و واقعا به نکته ی ظریفی که شما به آن اشاره کردید که هر چیز را به گردن بیگانگان میاندازیم با شما موافق هستم و امید وارم که اینجور افراد با دید باری با مسایل برخورد کنند.
و اگر یک کاریکاتور این گونه کار می کند، دیگر چه نیاز است به ارتش و پلیس!
دوستان عزیز، حرفهای اگثریت بر تایید محاکمه ی آقای نیستانی بود!!!
تاسف را از ته دل برایشان دارم! و تاسف را از ته دل برای آنانی که فکر می کنند مردم عزیزمان بر سر یک کاریکاتور به بیرون آمده اند!
سالهاست اندیشمندان تذکر به بمب مردم دادند و تذکر به چاشنِی!!!
حال اصلا این چاشنی چه بود بماند! ولی کاریکانور آیا چاشنی هم می شود!؟؟؟؟
سلام و خسته نباشید
خانم دکتر بنده متولد 1358 و خوزستانی و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد مهندسی صنایع و کارمند پتروشیمی میباشم .
از دیرباز تا کنون مشتاق ملاقات حضوری با شما میباشم
لطفا وقتی را هر چند بسیار اندک به بنده بدهید تا از نزدیک شما را ملاقات کنم در ضمن میخواستم آدرس ایمیل شما را داشته باشم .
پیروز باشید.
سلام! ديروز 85/3/7 شهر تبريز حال و هواي ديگري داشت . حضور اتومبيلهاي مخوف ضد شورش-نيروهاي سپاه و بسيج و از همه ترسناك تر نيروهاي نامعلوم كه با چفيه چهره هاي خود را پوشانيده بودند از ساعت 3 ظهر شهر را به يك پادگان نظامي تبديل كرده بود.حدود ساعت 5 خيابانها و پياده رو هاي سطح شهر و علي الخصوص خيابان امام حد فاصل چهار راه منصور تا آبرسان و سه راه طالقاني و خيابان بهار به طرز عجيبي مملو از جمعيت گرديد.و بالاخره ذر ساعت 6.30 اين تجمع به خشونت كشيده شد . كليه بامكهاي دولتي خيابان بهار سنگ باران گرديدند.بانك صادرات نبش بهار به آتش كشيده شد.اين وضعيت در خيابان منجم و ناصر و شريعتي هم بوجود آمد.مامورين شروع به شليك نمودند. نبرد سختي بيم مردم بي پناه و مامورين صورت گرفت. متاسفانه اين وضعيت ادامه خواهد يافت.اميدوارم مسوولين زود تر سر عقل بيايند و به حرف دل مردم گوش دهند.
ساده انگارانه است که حتا بهانه ی اعتراضات آذربایجان را آن کاریکاتور بدانیم. چیزی که من در روزنامه ی ایران جمعه دیدم حتا عنوان کاریکاتور به خود نمی گرفت.
و زمانی که این تصویر را کنار تصاویر راهپیمایی هموطنان آذری می گذارم بر خود می لرزم! مشت محکمی که بر دهان استکبار می کوبیدند با این تصویر هیچ سنخیتی نداشت.
زنهار که پس پرده خبرهایی است!
آقای عماد لطفا توضیح دهید آذری یعنی چه؟ اگر منظورتان تورک- اذربایجانی هست لطفا تصحیح فرمایید در غیر این صورت واژه مجعول آذری را از حیث تاریخ و ادبیات ریشه شناسی فرمایید. مثل اینکه شمه هم به درد دیگر روشنفکران فارس که از تاریخ فقط 2500+27 را میشناسند مبتلا گشتید .برای درمان درد اپیدمی شما توصیه میشود از منابع خارج از کتابخانه ملی ایران و دانشگاه تهران در واقع کتب غیر زبان فارسی جهت درمان استفاده کنید.
سپاسی عزیز ؛ سپاس فراوان از حوصله ؛ متانت و اندیشه سبزتان. سپاسی مهربان کوتاهی مطلبتان با شیرینی گفتارتان آمیخته است من از دقت نظر شما متشکرم اما از مدنیت و کشورهای مدنی سخن راندید بایست بگویم جامعه مدنی متعهد است که معیار اساسی مدنیت را بر قرار سازد یعنی کاری کند که هر فرد ارزش وکرامت فرد دیگر را باز شناسد اگر شهروندان به ارزش و قابلیت احترام یکدیگر پی نبرند ؛دمو کراسی شکوفا نخواهد شد. دموکراسی بر پایه ارزشهایی عام- نظیر احترام به ازادی فرد؛حاکمیت قانون ؛...استوار است در عین حال اصول هر فرهنگ دموکراتیک باید در خدمت پرورش آگاهی به تنوعات انسانی- از حیث فرهنگ ؛زبان؛دین - و آموزش شهروندان در جهت تخلق به روحیه تساهل و احترام به این اختلافات واقع شود پس جامعه مدنی در نهایت نهادی آموزشی است که هدفش روا داشتن تنوعات است ولی با تاسف فراوان این تنوع پذیری نه تنها در دوره پهلوی به وقوع نپیوست بلکه در بعد از انقلاب نیز با مشکلات فراوانی مواجه گشت حتی دردوره زرین اصلاحات نیز همه دردها را گفتیم همه حرفها را زدیم الا عمل به قانون اساسی-اصول 15؛19-من نیز با شما موافقم طنز ؛جوک؛ کاریکاتور...درد جامعه ما نیست آیا نمی اندیشی که امروز مطالبات مدنی آذربایجان توقیف روزنامه -نه خبرنامه- ایران ؛ مانی نیستانی نیست بلکه ریشه در جنبش مشروطیت و آرمانهای انقلاب اسلامی - قانون اساسی وفاق ملی -و عدم پاسخگویی ها و ... دارد ؛بگذریم آذربایجانی که امروز به زبان ترکی نمی تواند بنویسد و تاریخ نمیداند میتواند هر هویتی را به سخره بگیرد چرا که سیاستهای الیناسیون چنین نتایجی را در بر دارد ؛تا نوشتاری دیگر؛ با احترام و ادب فراوان.
سلام
ماکه دیگه برامون این فیلم ها عادی شده و ککمون هم نمیگزه!!!
سارای عزیز سلام،
چون اطمینان دارم که به سبب کوتاه بودم مطلب حقیر سوء تفاهم شده است، از شما صمیمانه معذرت می خواهم.
حرف زیاد است، اما موقعیت مناسب نیست.
در کشورهای مدنی هنگامی که حالتی مانند حالت امروز کشور ما پیش می آید، همۀ ملت به صلاح میهن خود می دانند که برخی از بحث ها را به تاخیر بیندازند، تا بر آشفتگی دامن نزنند.
من فکر می کنم طنز ریشۀ گرفتاری ما نیست. در هیچ کجایی از جهان جای این گونه طنز و شوخی خالی نیست. به خدا حتی گاهی بیش از ایران است.
گفتم که مساله طنز نیست... و گفتم که فعلا جای دامن زدن هم نیست.
وقت آن رسیده است که ما از قومیت، دولت، دین، مردم، سیاست و مبارزه تعاریفی نو داشته باشیم...
من خودم آدربایجانی هستم... به خدا شاهد بوده ام که آدربایجانی ها خودشان هم «جوک» ها را دست به دست می کنند...
با پوزش دوباره و با احترام زیاد
سپاسی
hamun ke aghaye haddad e adel farmoodan ina hamash toteehaye amrikaye khoonkhare ...
salam farda 85/3/7/ dobare mardome tabriz be pa khahand khast.inbar masale masaleie jirlirak ast.
سلام خانم كديور عزيز!اگر مديران محترم اندكي تامل ميكدند ميفهميدند كه اينهمه دعوا فقط بر سر يك سوسك يا يك كلمه"نمنه"نميباشد . سالهاست كه در اين كشور به طرق مختلف به قوميتها توهين مي شود لر ها رشتيها آذريها و... نميدانم چرا حكومت اينقدر از قوميتها ميترسد و هميشه سعي در تضعيف آنها و عدم حمايتشان و تمركز بيشتر در پايتخت و زبان پارسي دارد.من كاري به اين ندارم كه خيلي از ما ها علاوه بر موارد فوق بيكاري ووفقر در مردم و ناكار آمدي و فساد اداري شديد دولتي را مزيد بر علت تجمعاتمان ميدانيم - حد اقل در اين مورد قومي حرفتان را كاملا قبول دارم.برخي از مديران به جاي حل ريشه اي موضوع - از يقه كاريكاتوريست بيچاره و برخي ديگران گرفته اند كه مقصر فقط شمائيد.همان داستان فافكني هميشگي.اگر تامل كنند بايد خود را مجازات نمايند.ببينيد در كشور ما سيگار كشيدن در محافل عمومي جرم است و مجازات دارد ولي توهين و تحقير و حتي فحش پدر و مادر و ناموسي به يك قوم جرم نيست!علاوه بر اين قانون مطبوعات هم فقط اهانت به نظام را جرم مي داند و بس.علاوه بر اين اين نگاه كه براي حفظ وحدت قوميت ها بايد عقب نگه داشته شوند فكريست غلط. شما ببينيد اگر مسئولان منطقه اي خود پيشگام ميشدند و از اين نيروي عظيم ايجاد شده در جهت صحيح و با نظارت خودشان - خود استفاده مي كردند هر گز شاهد چنين حوادث تلخي نبوديم! خانم كديور از آنجائي كه شما و همسرتان را جزو افراد پيشرو و متفكر دارم از شما مي خواهم خواست منطقي و معقول ما را با قلم فصيح خود به همه ما طرفدارانتان بيان فرمائيد
با تشكر عماد از تبريز.
سلامتان باد
من از اظهار نظر "سپاسی محترم " متشکرم که در کمترین واکنش باز قابل تقدیر است اما انتظار بود خانم کدیور نیز بفرمایند ولی بهر حال سپاسی عزیز نیزشاید وقت بیشتر نگذاشتند یا اینکه برسیاق "یک حرف بس است " گفتند اما
سپاسی عزیز این جمله شما علی رغم ادبیاتتان بر من بسیار سنگین و... است چرا که ادب حکم می کند که بدانید کسی که قلم می زند تمام ملزومات آن را رعایت کرده است _ در واقع بار ها متن را خواندن که هیچی تحلیل و ... کرده است و یا اینکه در این وادی نستید که لزوما نیازی به پاسخ "کاسه داغ تر از آش نیست " .
دیگر سخن :
برابر اصل سی و دوم قانون اساسی باید حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی فرد بازداشت شده به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد ؛ بنابراین " بازداشت قبل از محاکمه را خانم دکتر و در صورت دسترسی به کاسه - جنابعالی - و مشاورت شما پاسخ نمایند و ما را درس اموخته کسانی نمایید که هشت سال از قانون مداری سخن راندن حال آنکه از قانون اساسی بیگانه اند و لی با کمال ارادت در خوشبینانه ترین حالت این را حمل بر ازدحام کاری و اشتباه قلمی می گذارم اگر سپاسی عزیز باور دیگری دارد ما را گوش شنیدن ان نیز هست .
سپاسی عزیز شما نیز "قانون اساسی " -وفاق ملی- را برای اولین بار بخوانید . گرچه سخن فراوان است ولی تا شما قانون اساسی را بخوانید من نیز با یک چای به اوقات تلخ و زخم قلمتان پایان دهم .
با سلام دوشنبه و سه شنبه دانشگاه امیر کبیر شلوغ بود.قرار بود انتخابات انجمن اسلامی برگزار شود که به دستور رییس دانشگاه لغو شد.پس از بسیج و کانون دانشجوی مسلمان حالا انجمن هم به باید به تشکلی تبدیل شود که مطابق میل نهاد رفتار کند.ولی جای تاسف آنجاست که انجمنی ها هم به جای منطق راه لجبازی را در پیش گرفتند و با تندرویشان جایگاهشان را در بین بچه ها از دست می دهند.
شنیدیم که زمانی به وسیله انجمنی ها گروههای چپ را قلع و قمع کردند ولی حال که نسلی پیدا شدند که چون آنها نمی اندیشند باید اساسا پایگاهشان هم نابود شود.
دانشگاه به عنوان بخش روشنفکر جامعه است که می تواند نقش نقد آن را به عهده بگیرد ولی متاسفانه با آگاهی دانشجویان را با هم در گیر می کنند تا این نقش را هم از آنها بگیرند.
سارای عزیز سلام،
پیشنهاد می کنم روزنوشت را یک بار دیگر با دقت بخوانید!
سپاسی
سلامت باد ، خانم کدیور
من منظور اندیشمندانه شما را در مورد " بازداشت قبل از محاکمه" و همچنین در جمله "موجی که توسط افرادی ایجاد شد که شاید حتی از محتوای کاریکاتور بیاطلاع بوده و اصولا از کارکرد و جایگاه کاریکاتور و طنز بیخبرند " نمی توانم دریابم و این "شاید " را شما از کجا در یافتید نمی دانم .
برای شما توصیه می کنم قلمتان را به رسالت دانشجوییتان از سیاست زدگی پارس گونه دیدن به انسان گونه اندیشیدن تغییر دهید .
آیا در میان این مردمان بودید ؟ مردمان آذربایجان را می شناسید ؟ یا مثال ورجاوند ها و افشارها و کسروی ها ... بی درد مردمید؟
اهانت را می شناسید ؟ به اندیشه فرد احترام می گذارید ؟ یا این "شاید " شما را هم در ادامه اهانت های ادبیات کودک ! ایران جمعه - مانی نیستانی - به مردم آذربایجان و اندیش مندان اصلاحات معرفی کنیم .
من باور ندارم که شما این سطور را در مکتوب دیگر تصحیح نکنید چرا که شما را اندیشمند باور و کردار می شناسم .
دوستتان داریم
سارا
سلام
خانم دکتر همشهری عزیز
اگر شماهم مثل من سالهای زیادی از عمرتان را درکنار هموطنان ترک زندگی کرده بودید می دانستید که کار از موضعگیری های روشنفکری وجوش وجلای طنز زدن گذشته در این چند روزه حقیقتا فاجعه ای درحال شکل گیری بود همکارانی که سالها درکنار هم کار کرده ایم در محل کار خصمانه مرامینگریستند در کوچه وخیابان جرئت راه رفتن وحرف زدن نداشتم اساتید در کلاس درس دانشجویان ناگزیر به موضع گیری وتدریس به زبان ترکی شدند آنچه دولت انجام داد حداقل کار برا ی پیشگیری از یک فاجعه بود این کاریکاتوریست نادان (در خوشبینانه ترین نگاه ) نزدیک بود زندگی مارا به باد فنادهد وآتش در خرمن زندگی خیلی ها بیندازد لطفا دلسوزی نکنید
گفتنش برای پایتخت نشینان آسان است طبق معمول........
سرکار حانم کدیور
این شتری است که به نوبت در خانه همه می خوابدجامعه آن چتات آسیب پذیر است که یک سوسک آن را آشوب زده می کند.