قلمران  
[ ۸۴/۴/۷ در ساعت ۱۵:۰۵  ]

سلام
نكته اي جالب توجه است كه كمتر كسي مستقيم و بدون پالایش به آن پرداخته است. جالب است ما نیرویی را متشکل و با انسجام تعریف و ایجاد کنیم و آنرا با حمایتها و کمکها ارج و قرب می نهیم و انتظار نداشته باشیم در موارد خاص بطور یکدست اظهار عقیده کند و البته نظر حاکم بر این تشکل نیز بر همگان واضح است. مسلما تشکیل اجتماع ها و گروهها از عواملی است که علاوه بر وحد ت آن جمع باعث نوعی قدرت در آنها می گردد. به همین طریق هم وقتی حزبی تشکیل می شود در حقیقت گروهی با افکار مشترک دارای قدرت افزون می گردند . حال اگر این گروه از حمایتهای بی دریغ دولتی هم برخوردار شود مسلما با برخورداری از امکانات بیشتر بهتر می تواند رشد کند و در این راستا جذب عضو هم داشته باشد.
یکی از مسائلی که از آن بعنوان تقلب نام برده می شد مسئله دخالت نیروهای سازمان یافته و متشکل بصورت گروهی از کاندیدای جناح خاص می باشد. به عقیده اینجانب وقتی تشکلی با دیدگاههای مشخص و معین شکل می گیرد و تحت کمکهای مختلف هم قرار می گیرد نباید انتظاری غیر از این داشت و اگر مخالفتی است باید با اصل وجود این تشکل مطرح باشد.
متاسفانه این انتخابات ضعف بنیادینی را در علت وجود و تداوم این تشکل هویدا نمود و قابل بحث است.
با تشکر



بچه ها شوکران  
[ ۸۴/۴/۷ در ساعت ۱۰:۱۷  ]

تشکر از زحماتت . عالی گفتی



مهدی اسکروچی - شیراز  
[ ۸۴/۴/۷ در ساعت ۰۹:۲۲  ]

نقل از ايرنا:
‪ ۸۶‬سال پيش در چنين روزي در ‪ ۲۸‬ژوئن سال ‪ ۱۹۱۹‬ميلادي، ده دقيقه مانده به ساعت چهاربعدازظهر نمايندگان آلمان زيرفشار شديد و ترس‌از خطر اشغال نظامي وطنشان، قرارداد "ورساي" را امضا كردند.

"ماكس وبر" نخستين انديشمندي بود كه‌اعلام كرد اين‌قرارداد كه باعث تحقير مردم‌آلمان مي‌شود، موجب بروز جنگ ديگري خواهدبود وتاريخ نشان داد كه چنين شد.

اين تنها پيش‌بيني درست ماكس وبر جامعه‌شناس و صاحب فرضيه "رابطه سرمايه- داري، ديوان‌سالاري و دمكراسي" نبود كه در سال ‪ ۱۸۶۴‬به دنيا آمد و تا ‪۱۹۲۰‬ عمر كرد.

وبر كه بزرگترين جامعه شناس آلماني شناخته شده‌است،پيش‌بيني كرد كه حكومت بلشويكي روسيه سرانجام قرباني بروكراسي بد خود مي‌شود، زيرا كه بروكراسي بي‌قاعده هر روز پيچيده‌تر و دست و پاگير، مانع كارآيي توليدكنندگان خواهد شد.

وبر به رهبران هر انقلاب توصيه كرده‌است كه مراقب بروكراسي كشورباشند كه اگر از كنترل خارج شود ممكن است به دگرگوني و شكست بيانجامد، زيرا بر عده ناراضيان مي‌فزايد و مردم مايوس نسبت به دمكراسي و مشاركت درآن هم بي اعتنا مي‌شوند واين وضعيت راه را براي روي كار آمدن گروهي جاه‌طلب و آزمند هموار مي‌گرداند.

به پيش‌بيني وبر بروكراسي‌بد و پيچيده به‌فساد مي‌گرايد و هرچه‌را كه جامعه از پيشرفت به دست آورد بر باد مي‌دهد و مانند "مار بوآ" (پي تون) با فشار خود كمر پيشرفت را مي‌شكند.

وبر همچنين وعده‌هاي دروغ در جريان مبارزات انتخاباتي را كه از آن زمان رواج بيشتر يافته قاتل "دمكراسي اصيل" دانسته است. دراين زمينه، او گفته است: اگر قدرت داشت براي كساني كه درجريان مبارزات اننخاباتي با دروغ‌ها و وعده‌هاي ارزان راي‌دهندگان را مي‌فريبند و مسير دموكراسي اصيل را تغيير مي‌دهند كيفرخواست مي‌نوشت و آنها را به دادگاه مي‌فرستاد ونيز توصيه مي‌كرد كه قوانين جامع‌تري دراين زمينه وضع شود و ضميمه قوانين كيفري گردد.

وبر راه ترقي يك جامعه رادر به‌كارگيري هرچه بيشتر افراد باتجربه، دلسوز و وفادار مي‌دانست.



اشاره گر  
[ ۸۴/۴/۷ در ساعت ۰۹:۰۸  ]

دعوا سر لحاف ملاست. / درست يا غلط اين اتفاق برای بار اولی نيست که رخ می دهد و برای بار آخر هم نخواهد بود - چون انديشه براندازی اين نظام انديشه ای مسخره بيش نيست. / خواه با تخلف و خواه بی تخلف ، گذشت. / آنان که بايد می ديدند و می فهميدند ، هم ديدند و هم فهميدند. / آنان که دوست دارند خود را به کوچه ديگری بکوبند ، با هيچ روشی نمی توان چيزی را برايشان روشن کرد - حتی به روش خودشون يعنی زور هم نمی توان. / از اين حرفها بگذريد. / آنان که نه روزنامه می خوانند ، نه از اينترنت و دنيای مجازی چيزی می دانند و نه حتی تلويزيون در دسترسشان هست يا علاقه ای به ديدن واقعيت ها دارند ، رای دادند و رفتند. / بيانديشيد که هر يک از آنان دقيقا به اندازه هر يک از ما حق رای داشت و رای دادند. / من مطمئنم که چهار سال آينده از جمله بهترين سال های عمر همه ما خواهد بود. / اتفاقاتی بسی شيرين رخ خواهد داد. / اتفاقاتی که اگر ۸ تا خاتمی هم جمع بشوند ، قادر به انجامش نخواهند بود. / اندکی صبر.... سحری در کار نيست ولی لااقل می توان از نيمه های شب گذشت.....



رضا  
[ ۸۴/۴/۷ در ساعت ۰۱:۲۱  ]

با سلام
۱- هشت سال فریاد زدیم باید به خواسته مردم تن داد حتی اگر اکثریت اشتباه کنند . الآن وقت نشان دادن ميزا ن اعتقاد خودمان به حرفهايمان است.
۲- در استفاده از لغت * تقلب * خيلی خوش سليقگی نکردید. شاید بهتر باشد از اصطلاح * هدایت آرا* استفاده فرمایید.
۳- احمدی نژاد همان کاری را کرد که خاتمی هشت سال پیش انجام داد. خاتمی در آن زمان علیه وضع موجود صحبت کرد البته در بعد اجتماعی و سیاسی اش و احمدی نژاد نیز علیه وضع موجود صحبت کرد البته در بعد اقتصادی اش. و این یعنی هنوز کسی برنده است که به نوعی علیه مسئولین صحبت کند.
۴- اگر عده ای رای مردم را به سمت احدی نژاد منحرف کردند٬ روشنفکران ما هم به دلیل عدم شناخت بافت اجتماعی و سیاسی مردم نتوانستد آرا مردم را به سمتی دیگر هدایت کنند.
۵- بايد اعتراف کنيم در زمان هاشمی فاصله اقتصادی افراد جامعه بيشتر شدو در زمان خاتمی فاصله فرهنگی افزايش يافت . از يک طرف نخبگان تصور میکردند هرچه بگویند مردم درک میکنند و یا لا اقل پیروی میکنند و از طرف دیگر مردم نمی دانستند چرا نخبگان جامعه بالاتفاق از يک نفر حمايت ميکنند.
۶- مردم ما هنوز مظلوم پسندند. چه در زمان خاتمی و جه در حال حاضر مظلوميت يکی از دلايل اصلی برای رای دادن است. حتی طرفداران سر سخت آقای خامنه ای مرتب از مظلومیت ایشان سخن میگویندچون میدانند که متاسفانه در فضای فعلی جامعه ما هرکس مظلوم تر باشد لاجرم محبوب تر نیز هست .
۷- دست آخر اینکه در این ماجرا اکر اشتباهی در انتخاب صورت گرفته باشدتقصیر و بلکه گناه اصلی آن بر عهده نخبگان جامعه است که وظیفه خود را که همانا آگاهی بخشيدن به جامعه است ٬ به درستی انجام ندادند.
که فرمود :* هل يستوی الذين يعلمون والذين لا يعلمون*.



zahra  
[ ۸۴/۴/۷ در ساعت ۰۱:۰۳  ]

بايد قبول کنيم که احمدی نژاد رای ميآورد همون رای ثابت هميشگی که جناح راست داره..
تنها نکتهای که باعث شد رای بيشتر از هميشه بياره مسائل اقتصادی بود...چبزی که احمدی نژاد به شدت به اوون بها داد و کانديدای اصلاح طلب کم(جز آقای کروبی که ديديم با تقلب سوم شد..)
به نتيجه بدی رسيدم...ملت بدی داريم..حاضرا حيثيت و ابرو شرف خودشون رو بدن و شکمشون رو سير کنن.يا به خوشگذرونيهاشون برسن..
اين تو مردم شهر زيادتره...تو نتيجه آرا دقت کردين...تو خيلی از مناطق محروم مردم گول فقر رييس جمهور محبوب؟! رو نخوردن.



احسان مطهري  
[ ۸۴/۴/۶ در ساعت ۱۶:۵۶  ]

ريگي در كفش ها و آواز تخلف

مقدمه اول:
دولت مجري انتخابات است، دولت براي تامين امنيت انتخابات ابزار وزارت كشور و وزارت اطلاعات و نيروي انتظامي را در اختيار دارد .
فرمانداران به عنوان مسئول ستاد انتخابات هر حوزه انتخابيه تمام امكانات و ابزارهاي برگزاري انتخابات سالم را در اختيار دارند، بدون استثنا در كنار هر صندوق راي چند نفر عوامل انتظامي گوش به فرمان نماينده فرماندار حي و حاضر است، بنابراين بفرض هم اگر كسي خارج از دايره تيم اخذ آراء بخواهد سوءاستفاده يا تقلب كند، مجريان انتخابات با همين ابزارها بايد مصاديق آن را تشخيص و بلافاصله با عامل تقلب و سوءاستفاده برخورد كنند.
مقدمه دوم:
ائتلاف شكل گرفته از مجموع احزاب نزديك به دولت و حمايت آن از يكي از كانديداها در برابر كانديداي كه جز مردم حمايت كننده اي ندارد و از قضا نامزدي او با اقبال گسترده مردم مواجه شده ، استمرار قدرت مديران حزبي را به خطر انداخته است ، ائتلاف شكل گرفته از احزاب نزديك به دولت و مديران ارشد دولتي بر عليه اين كانديدا به اندازه اي علني است كه حتي روزنامه دولتي علنا وي را تخريب و رقيب او را تبليغ مي كند و يا مسئولين وزارت كشور براي تخريب وي كه في الواقع به منظور تاثير گزاري بر آراء مردم است حتي از حريم اخلاق خارج مي شوند به طور مثال مدير كل امور اجتماعي و انتخابات استانداري تهران اعلام مي كند با وجود رييس جمهور شدن فرد مورد اشاره زنان بايد از شوهرانشان جدا شوند!
بنابراين به طور طبيعي در شرايطي كه اين جماعت با اينگونه تعلق حزبي مجريان انتخابات هستند انگيزه تقلب براي هدايت آراء به نام كانديداي مورد نظر خود نيز دارد و اين انگيزه طبق قواعد ومنطق حزبي قابل توجيه به نظر مي رسد.
مقدمه سوم:
مسئولين وزارت كشور از صبح امروز- به ويژه با انتشار اخبار برتري احمدي نژاد كه ابتدائا نيز خبر اين برتري را سايتهاي خبري ضد انقلاب يا بنگاه هاي خبري طرفدار نامزد نزديك به موضع وزارت كشور اعلام كردند از جمله سايت بي بي سي و سايت گويا نيوز- مرتب پالس هايي مبني بر اعمال تخلفات گسترده در انتخابات مي فرستند، بطور مثال سخنگوي وزارت كشور در سايت ويژه وزارتخانه از تخلفات گسترده خبر مي دهد يا سايت خبري نزديك به وزارت كشور مانند "رويداد" و "امروز" غالب خبرهاي خود را به سوژه تقلب و خدشه در انتخابات اختصاص مي دهد.
اگر طبق قاعده منطقي پيش برويم لاجرم بايد در مواضع و ايستگاه هاي ذيل كمي توقف و تامل نماييم.
ايستگاه اول: اگر تقلبي صورت گرفته باشد غالبا در محدوده داخلي عوامل اجرايي انتخابات است.نتيجه چنان تقلبي طبيعتا بنفع كانديداي مورد حمايت دستگاه اجرايي است .
ايستگاه دوم: اگر تقلب خارج از دايره مجريان و عوامل پيرامون صندوق هاست مجري انتخابات با توجه به در اختيار داشتن عوامل انتظامي و اطلاعاتي مي تواند برخورد كند. اگر نكرده باشد، خود متخلف و مقصر است و ديگر نياز به داد و فرياد و پيشدستي ندارد و اگر با اين گونه عوامل برخورد نكرده است لاجرم تشخيصشان اين است كه نتيجه تقلب به نفع كانديداي مورد حمايت دستگاه هاي اجرايي است .
ايستگاه سوم : پس اصولا وزارت كشور نبايد منادي وجود تخلف و تقلب در اجراي انتخابات باشد، قطعا شما نيز با اين مراحلي كه ذكر شد موافقيد.
نتيجه مقدمات و ايستگاه هاي تامل يك سوال است و آن اينكه پس چرا وزارت كشور و ارگان احزاب دولتي بويژه سايت رويداد و سايت امروز منادي وجود تخلف در انتخابات شده اند؟
پاسخ كاملا روشن است، حضرات از رويكرد گسترده مردم به دكتر احمدي نژاد كاملا اطلاع دارند بنابراين با كليد زدن پروژه مخدوش جلوه دادن انتخابات چند هدف را پيگيري مي كنند.
1) اولا خود را از موضع "متهم" به موضع "مدعي" منتقل مي كنند به عبارتي دست پيش مي گيرند كه پس نيفتند، با اين موضع گيري به تخلفات احتمالي عوامل زيرمجموعه خود سرپوش مي گذارند.
2) با مخدوش جلوه دادن انتخابات مي خواهند به زعم خود در پيروزي كانديداي مردمي يعني احمدي نژاد ترديد ايجاد كنند تا چند صباحي رسانه هاي همسو و رسانه هاي خارجي ابعاد شكست اين جريان را توجيه كنند.
3) با توجه به شوك روحي ناشي از اين شكست مي خواهند حلاوت پيروزي ملت را در كام مردم تلخ كنند تا ناكامي خودشان كمي تسكين داده شود.
اما رييس جمهور منتخب مردم ، رييس جمهور همه مردم ايران است و انشاءالله با پشتوانه سنگين آراء مردم و با توجه به برخورداري ايشان از ويژگي توانمندي و كارامدي و روحيه خدمت گزاري منشاء بركات گسترده براي كشور و ملت ايران خواهد بود و چه نيكوست مديران دولت دل مشغولي هاي ذهن خود را كنارگذاشته و براي ساختن ايران مقتدر و الگو به همراه ملت ايران و رييس جمهور منتخب



مسیح  
[ ۸۴/۴/۶ در ساعت ۱۱:۲۵  ]

با سلام
در این که تقلب شده شکی نیست .
ولی بسیاری از آرا نیز از روی ناآگاهی مردم(خصوصا مردم فقیر و نا آگاه مناطق کوچک) که فریب تبلیغات و عوامفریبی ژست احمدی نژاد را خورده بودند جمع آوری و حتی خریداری شد.من خودم از نزدیک رای گیری در این نواحی و خرید آرای مردم را دیدم.



مينا  
[ ۸۴/۴/۶ در ساعت ۰۸:۲۰  ]

بايد قبول كنيد،اشتباه كرديد ... شما با اختلافات و تند روي هايتان باعث اين اتفاق شديد .. مردم به اصلاحات نه گفتن نه به احمدي نژاد آري ... خواهش مي كنم فرهنگ دمكراسي را از دفاترتان به خانه ها ببريد و به مردم آموزش دهيد ... الان جامعه ما نيازمند فرهنگ سازيست ... او تازه كار شما شروع شده است



پرديس تعلما  
[ ۸۴/۴/۶ در ساعت ۰۶:۴۲  ]

سلام خانوم كديور اميدوارم كه خوب باشيد.
به نظر شماانتخابات به اين شکل نيست که
به ترتيب راستی و چپی ميباشد.يعنی يکی در ميان است؟



صادق  
[ ۸۴/۴/۶ در ساعت ۰۴:۱۹  ]

من هم به خداوند شکايت دارم چرا بازيچه شده ام . چرا بايد رای ميدادم در حالی که از هيچ کدام از کانديدا ها خوشم نمی آمد و در آخر بدترينشان روی کار آمد. دموکراسی يعنی اينکه به یکی رای بده ولو خوشت نیاید؟ یا به بد رای بده تا بدتر نیاید؟ شما که با سابقه هستيد جواب من را بدهيد ... دوموکراسی يعنی چه؟



بيتا پرويزي  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۲۱:۴۵  ]

سلام خانم دكتر
اميدوارم حال شما خوب باشد
مي خواستم بگم كه بايد قبول كرد كه آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور شده. و اين بحث تقلب به نظر من چيز الكي است
اگر هم كه تقلبي صورت گرفته باشد كه ۱۰۰ ٪ بوده است به نحوي نبوده كه كليت قضيه زير سئوال برود
ما نبايد رفتار ۸ سال گذشته اين آقايان را تكرار كنيم
بيتا پرويزي



FARSHID  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۱۸:۱۰  ]

SALAM! ZAAHERAN BE NAAM'E SHOMAA VA DR. MOHAJERANI DAR "ORKUT" DAARAD SOO'E ESTEFAADEH MISHAVAD....AZ TARAF'E SHOMAA YEK COMMUNITY BE NAAM'E AGHAY'E AHMADINEZHAD DOROST SHODEH VA AZ AZ TARAF'E SHOMAA DARKHAAST MISHEH OZV SHAVAND...LOTFAN PEIGIRI KONID.



منصور  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۱۳:۴۳  ]

به نام خدا
سلام خانم کديور
راستش نمي دونم چي بگم !؟
ولي از هر کي پرسيديم گفتن به احمدي نژاد راي مي ديم !
مي دونم تخلفاتي هم صورت گرفته ! ولي از هر دو طرف بوده !
چه بخوايم و چه نخوايم بايد بپذيريم هيچ حکومتي زير بار نميره که دودستي سبب فروپاشي خودش بشه ! و شده حتي از راه ديکتاتوري هم مردم رو سرکوب مي کنه تا بقا پيدا کنه !
نمي دونم وب نوشت ابطحي رو خوندين يا نه ؟!
ولي خيلي متفکرانه و جالب بود !
قبول کنيم جناح چپ بازي رو به مردم باخت ! و الآن مردم فکر مي کنن احمدي نژاد مقابل حکومته !
من ساعت 10:20 شب رفتم و يه ضربدر زدم و اومدم ! فقط و فقط براي اينکه بتونم فردا حرف بزنم !
مردم تو اين 8 سال به فکر دموکراسي نبودن ! اونها آزادي هاشون رو بدست آورده بودن ! و يه عده حتي از اون آزادي معقول پاشون رو فراتر گذاشته بودن !
وقتي آقايان مهرعليزاده و معين و کروبي از يک طيف تقريبا موافق راي ها رو مي شکونن بيشتر از اين نبايد انتظار داشت !
نفت بشکه اي 60 دلار و مردم در مذيقه هستن ! اونها ديگه به پشت پرده کاري ندارن ، و ظاهر رو نگاه مي کنن !
روستايي چي مي فهمه دموکراسي يعني چي ؟!
هر چي جناح به اصطلاح چپ کشيد ، از کرده خودش کشيد !
و حالا پول کلاني در خدمت دولت آقا احمد نژاد هست که اگه معقولانه سياست گذاري کنه تا 4 سال آينده و تا 4 سال ديگش هم مردم پشتيبانش ميشن و در اين بين راحت مي تونه سياست هاي خودش رو هم اجرا بگذاره !
يکم نامفهوم گفتم ! ولي اينم بخاطر خرد بودن اعصابم از امتحان امروز دانشگاه هست !
اون از اون هفته که بخاطر دکتر معين حسابداري رو افتاديم
اينم از اين هفته که بخاطر هيچي و خوندن جزوه اشتباه رياضيات در مديريت رو ميفتم
با تشکر : منصور



مهدی اسکروچی - شیراز  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۱۲:۱۹  ]

سکوت معترضانه و تحریم فقط باعث هار تر شدن درندگان خواهد شد و ما را از صحنه خارج می کند
ما باید در صحنه حاضر باشیم.



مهدی اسکروچی - شیراز  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۱۲:۱۴  ]

سلام همشهری عزيز
مردم شیراز هنوز هم یاد آن دوران را در ذهن دارند و البته کمی دلچرکین از همشهریانی که به آبادانی شهرمان پشت کرده اند هم هستند
من تمام مطلبی که امروز برای آقای ابطهی نوشتم برای شما هم می فرستم :
نبايد اثر منفی تبليغات تخريبی خودتون رو هم نديده بگيريد. و البته جمله صحيح آقای شمس الواعضين که شما را هم در بر می گيرد : "مردم از اصلاح طلبان تشکيلاتی دورويی ديدند". شما همه نيرو های خلاف جهت خودتان را که رقيب جدی می ديديد تخريب کرديد : هاشمی - قاليباف - لاريجانی و حتی کروبی ( اين آخری در نوشته ديروز شما هم تخريب شده) و عملا دست به ترور گسترده سياسی شخصيت های معتدل تر جناح راست زديد - در حالی که افراد راديکال تر رو اصلا به حساب نمی اورديد . تحليل من از اين انتخاب مردم ايران اين هست که چون از اصلاحات دورويی ديدند و چون اصلاحات خودش خواسته يا ناخواسته (بخصوص در جريان تبليغات معين) شروع به تخريب عملکرد ۸ ساله سيد منتخب و محبوب مردم کرد و چون نامزد معرفی شده اصلاحات ( عملا هر دو ولی اينجا بيشتر منظورم معين هست ) انقدر ضعيف بود که معرفی شدنش شما رو هم زير سوال برد ( دقيقا به همون دليلی که رای نياوردن دکتر فرجی دانا تو مجلس دانشگاه رو از شما -اصلاحات- نا اميد کرد)(اگه بین اساتید دانشگاه شیراز -۷۰۰ نفر- رای گیری کنید ارا معین به ۱۰ نفر هم نمی رسه). پشت کردن اصلاحات به مجلس هفتم با وجود شعار هايی که می دادند و می گفتند که ما فلان می کنيم و ... ولی تحريم انتخابات مجلس هفتم عملا دو رويی اصلاح طلبان بود و در نهايت دو رويی نهايی که حمايت از هاشمی - مردی که بزرگترين تخریب شده اصلاح طلبان یود- پروسه رو کامل کرد . حمايت خيلی ها بوی ريا می داد - بهزاد نبوی و ...-
خلاصه همه اين موضوعات و موارد دیگری که نمی نویسم چون می دونم که خونده نمی شه باعث شد که احمدی نژاد انتخاب بشه .
اگه اين مطاب رو خونديد - لطفا رييس جمهور جديد رو ياری کنيد چون شکست ايشون شکست ايران و ايرانيان هست . برای ما مردم فرقی نمی کنه که کی ساربون باشه مهم اينه که کاروان درست به مقصد برسه و تلفاتش هم کمتر باشه . ما خودمون رو مثل شما دو دسته نمی کنيم . ما هدفمون فقط ايران هست نه چيز ديگری.

و البته این نکته رو یاد آوری می کنم که این مطلب رو برای آقای ابطهی نوشتم و قطعا تضاد هایی با مطالب نوشته شده شما دارد که خودم هم می دانم ولی عملا پاسخگوی نظرات شما هم هست.
و ذکر یک نکته اقتباسی از اقای مهاجرانی که اراده تعیین کننده همان مردم هستند که این بار دست به انتخابی متفاوت زده اند که شاید شاهد سربلندی ایران باشند .

خانم کدیور و اقای مهاجرانی کنار نشینی شما باعث تغییر ذایقه مردم شده است . به صحنه برگردید تا ما هم به کمک شما بیاییم.
يا حق



شرتو  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۱۱:۲۸  ]

تنها بسنده کردن به شکايت به درگاه خداوند آنهم وقتی پای حفاظت از رای ديگران درميان است چه سودی دارد؟!! رئيس جمهوری و دولتی که نتواند يک انتخابات آزاد و سالم برگزار کند همان بهتر که چنين جانشينانی داشته باشد.



Mohammad  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۱۱:۲۴  ]

سلام

واقعا براتون متاسفم. هنوز هم نميخواهيد قبول کنيد که به خاطر کارهای خودتان مردم از شما روگردان شدند. فقط به چند تاش اشاره ميکنم:

۱) شعار شايسته سالاری در عمل باند سالاری شد.
۲) شعار جوانگرايی در عمل باند گرايی شد.
۳) شعلر احترام به نظر مخالف در عمل تخريب و تحقير نظر مخالف شد.
۴) شعار قانونمداری در عمل حزب مداری شد.
۴) به همه چيز حتی مايحتاج ضروری مردم رنگ و بوی سياسی داده شد
۵) ....
.
.
.

متاسفانه عيب بزرگ شما اينه که مردم را عوام و نفهم ميدونيد و خودتون رو عقل کل. روزی که مردم به شما رای ميدند فهيمند و روزی که خلاف شما رای ميدن نفهمند.

با اين تحليلهاتون يا مردم رو نفهم ميدونيد يا واقعا از سياست بی بهره ايد.

با آرزوی فردايی بهتر
محمد



Parviz Rajabi  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۰۹:۳۱  ]

سرکار خانم دکتر کدیور، سلام
امروز بیشتر از اینکه به حاصل روزنوشت شما فکر کنم، به خود شما فکر کردم:
اینکه چند زن ایرانی دغدقه های شما را دارند؟
البته متوجه سکوت های محبوس هستم. اما این را هم متوجه هستم که خیلی پیش از اینکه اندیشه ی جهانی سازی بر سر زبان ها بیفتد، سکوت مرگبار بسیاری از انسان ها جهانی سازی شده بود!...
با این همه، شما هم در همین فضای جهانی سازی شده ی سکوت زندگی می کنید.
بی آنکه بخواهم منزلت زن ایرانی را به زیر سوال ببرم، متاسفانه امروز زنان ما یا در فضای بسیار تنگ قلب های خود به سرمی برند و یا اگر دریچه ای از درونشان بر روی جهان خارج می گشایند، این دریچه اغلب با حالتی بسیار شلخته به روی دنیای اونور آب گشوده می شود. و می بینم که سازندگان این دریچه ها، کوششی هم برای شناخت اونور آب، حتی از نظر جغرافیایی، ندارند.
اما برگردیم بر سر روزنوشت:
... به هزار و یک دلیل آنچه که در کشور خوب ما می گذرد طبیعی است. ما هنوز برای حضور منطقی در صحنه راه درازی در پیش داریم. وقتی که تک تک مردم به اصطلاح همیشه در صحنه، به قلمرو قدرت اندیشه گماری نزدیک شدند، آن وقت می توانیم بر انتظار خود بیفزاییم.
... فراموش نکنیم که هنوز ما بدون تکیه بر شعر و ضرب المثل قادر به سخن گفتن نیستیم! تازه اتفاقا بیشتر ضرب المثل ها و شعرهایی که به آن ها تکیه می کنیم، مندرس، نامرغوب و بی محتوی هستند:
-- چو فردا شود فکر فردا کنیم!
-- هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد!
-- لابد مصلحت بوده یا نبوده است!
-- عاقبت گرگ زاده گرگ می شود!
-- گلی خوشبوی در حمام روزی ....
-- تربیت نا اهل را چون گردکان!...
و همین طور...
واقعیت این است که بیشتر اندیشمندان خوب روزگار ما هم مردم ما را بیشتر با غزالی... سرگرم می کنند، تا با روشنگری...
سال اول انقلاب بود. برای انجام کاری با اتوموبیل با شتاب در حال رانندگی بودم. رادیو را باز کردم. دکتر سروش در حال سخنرانی بود. او را هنوز نمی شناختم... کارم را فراموش کردم و در سایه ای پارک کردم و تا آخرین قطره ی حرف های او را بلعیدم... و بعد فکر کردم که این مرد جادویی با صدای جادویی خود انقلابی در تفکر مردم ما بر پا خواهد کرد....
... اما او هر روز بیشتر از پیش به غزالی ها پرداخت...مشکلات دکتر سروش را می شناسم و برای او احترام زیادی را قایلم، اما....این را هم می دانم که ما در فضای کمبریج یا آکسفورد و یا مدرسه ی چهار باغ نفس نمی کشیم.
مردم ما به دور از جنجال و مرافعه های جناحی صدتا یک غاز نیاز به آگاهی دارند. بچه ی ناآموخته را خروس قندی از یاد مادر غایبش می اندازد...
ما هنوز باید جدول ضرب بیاموزیم...
روزی فراموش نشدنی، از آقای دکتر مهاجرانی شنیدم که ما راهی جز روی آوردن به دانش را نداریم....
در ایران هنوز برای چیپس و پوفک و نوشابه های زرد و سیاه بیشتر از کتاب خرج می شود....
در سفرها هم اول چیپس توشه ی راه است... و تخمه ی جابنی و گل آفتاب گردان...
ما هنوز آفتاب گردانیم... و مادرانمان هنوز برای کودکان خود هر جنبنده ای را جوجو نام گذاری می کنند و هر سبزه ای را علف. و گاهی هم کوفت!
... می بینم شما نگران مردم خود هستید. اما شما هم می دانید که او نگار حافظ بود که مکتب نرفت و مساله آموز شد...
.. پس از انقلاب بیشترین وقت اندیشمندان ما صرف مرافعه شد... و حرف های صدتا یک غاز...
شعر و ضرب المثل را و غزالی را مدتی بگذاریم به کنار....
به فکر جدول ضرب باشیم!
با فروتنی
پرویز رجبی



farzad moshiri  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۰۴:۳۵  ]

اصلاحات و اصلاح طلبان با گذشت از شوک این انتخاب پوپولیستی می بایست به نقد از خود و وزن کشی سیاسی و تعمیق تیوریک و نقد و تحلیل چیدمان سیاسی نظام جمهوری اسلامی بپردازند...
شاد و پیروز باشید



سامان  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۰۲:۱۹  ]

خانم کديور نمی دانم متوجه شده ايد که از ديروز که رهبر انقلاب به آقای رفسنجانی «حجت الاسلام» خطاب کرد و نه «آيت الله» خبرگزاری های ايران هم ديگر به ايشان «آيت الله» نمی گويند. برای مثال:
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-546231



Highlander  
[ ۸۴/۴/۵ در ساعت ۰۲:۱۸  ]

The political situation in Iran is quite similar to what happened in Germany before Richie III (1918-1933), There is high unemployment, general dissatisfaction, social gap, poverty and above all a massive percentage of young’s that create enough elements for a social crisis and may lead the country to some type of fascism. A populist president like Ahmadi-Nejad could easily enjoy his popularity by emphasizing on the fundamental mottos of Iran’s revolution (equal society, oil money, and better income for poor), Unlike Hitler, Ahmadi-Nejad may not be able to attack any neighbor country, but he can put pressure on Iranian upper and middle-class to keep his supporters happy. It is too early to believe what may be happening in the next upcoming years, but if today-Iran is stepping into the same path that Germany did before the WWII, it could be seen as a catastrophic failure in history. The result would be a country with a tight-security and isolated from the world with an illiterate population that are happy to meet ends, and are unable to digest that real world around them. The world community will not be able to step in because, Iran cleverly will not attack any of its neighbors and they can not do much about the human rights as the can not do anything for China nowadays. The intellectuals of Iran will have to bend over the totalitarian power or become alienated from the society by force, at any options, the population will not listen to them just like today. I personally do not believe that Iranian people are capable of any change or social reform. The problem has root in history and in Iranian people. So let us face the reality, welcome to another dictatorship, welcome to another dark age.