حمید معتمدی فرد  
[ ۸۴/۲/۴ در ساعت ۱۹:۲۶  ]

با سلام
اگر مردم حافظه تاريخی داشتند اين تسلسل باطل استبداد و مبارزه با استبداد و قهرمان پروری و مبارزه با قهرمان در طول تاريخ ايران تکرار نمی شد . نامگذاری ها هم به فراخور حال مردم زمانه (در حال قهرمان سازی باشند يا مبارزه با قهرمان ) نهاده می شود .



lmehdi  
[ ۸۴/۲/۴ در ساعت ۱۸:۱۷  ]

سلام.
جناب آقای مهاجرانی!
نه. اين‌طور که ايشان گفته نيست. مردم فراموش می‌کنند. مردم٬ چنگيز و تيمور را فراموش نکرده‌اند. مردم آن‌چه چنگيز و تيمور بر سر ايرانيان آورده‌اند را فراموش کرده‌اند. مردم رضا شاه را فراموش نکرده‌اند٬ کشف حجاب را فراموش کرده‌اند. مردم اگر امروز می‌گویند آمریکا بیاید٬ به این خاطر نیست که آمریکا را بخشیده‌اند. آنها فقط کودتا را از یاد برده‌اند.
آقای مهاجرانی!
مردم ما که امروز می‌گویند خاتمی هیچ کاری نکرده٬ هشت سال پیش را به خاطر نمی‌آورند.
نمی‌دانم. شاید دلیل این فراموشی این باشد که مردم ما تاریخ را دوست ندارند٬ اسطوره را دوست دارند. افسانه را می‌پسندند. ما بیشتر ترجیح می‌دهیم به دروغها دل ببندیم به آنها دل خوش کنیم. ما فراموشکاریم. فراموشکار...
یا حق!



Hosseein khodadad حسین خداداد  
[ ۸۴/۲/۴ در ساعت ۱۳:۲۷  ]

به نام حق
آقا چرا به وبلاگ ما سر نمی زنید؟
دوما اگر ممکن به پیام ها (مانند آقای ابطحی) حداقل دو کلمه جواب بدهید.
بنده در هر وبلاگ پیام نهادم آنها نیز جواب سلام دادند و محبت کردند و در وبلاگ من نیز پاسخ دادند.
البته منظورم این نیست که حتما در وبلاگ دیگران جواب بدید ولی همینجا که می شود جوابی نوشت. کمی جانبداری شما از دوستان ، کمک بزرگی خواهد بود. آخرین نوشتار بنده /--
تنها آقای رفسنجانی می تواند اعتماد مردم را داشته باشد--/
لطفا بخوانید و نظر بدهید.
با تشکر و آرزوی سلامتی برای شما ووهفته وحدت را تبریک عرض می کنم.

قربونت حسین



raha  
[ ۸۴/۲/۴ در ساعت ۰۴:۱۵  ]

changiz ,teimor ,eskandar,,,,,are symbols of authority in Iran history...and Iranian have a tendency to authority...just look at the place that reza shah even after revolution has between mass, or nader shah even choosing Khomeini as a leader shown that Iranian always prefer an authoritian individual...



iman  
[ ۸۴/۲/۴ در ساعت ۰۱:۱۳  ]

سلام آقای مهاجرانی
فکر نمی کنم مردم ما آدمهايی را که همه زندگی خودشون و فرزندانشونو نابود کردند ببخشند چون در اين صورت خدا هم ما را نخواهد بخشيد.
(فکر کنم اين کامنت ديگه نيازی به سانسور نداشته باشه نه؟)



Parviz Rajabi  
[ ۸۴/۲/۳ در ساعت ۱۸:۱۵  ]

با سلام به دوستان علاقه مند!
و سلام به آقای مهاجرانی که عقربی را توی اتاقی تاریک رها کرده است!
در کنار جامعه های مدنی افلاتون و فارابی، لابد که ساده ترین تعریف برای جامعه ای مدنی این می تواند باشد که مردم و دولت - هردو - حقوق و وظایف و مسولیتهایی معین داشته باشند. یعنی همان گونه که مردم می توانند حقوق و مطالباتی از دولت داشته باشند، دولت هم می تواند حقوق و مطالباتی از مردم داشته باشد. یعنی هردو جناح باید بتوانند همدیگر را امر به معروف بکنند و نهی از منکر! مسلم است که در جوامعی که تنها یک جناح می تواند متولی منکرات باشد و از حقوق کافی برخوردار شود، ناهنجاری های زیادی تعادل جامعه را از مرغوبیت می اندازد...
و جامعه نامرغوب و نا متعادل خیلی آسان می تواند به هویت خود بی علاقه و بی اعتنا باشد. پیداست که در هر جامعه ای که تعادل حقوق مردم و دولت به هم بخورد و ارتباط دولت و مردم تنها منحصر به محدودیت ها باشد به مرور یاس هویتی پدیدار می شود! بدتر از این هنگامی است که این یاس به دولت هم سرایت کند. مثل دوره بیهوده قاجارها. در این دوره اگر مردم چنگیز را خوب نمی شناختند، از مواهبی که او برخوردار بود شنیده بودند... و کسانی اسم پسرشان را چنگیز و اسکندر می گذاشتند که یک ...دوله و ...سلطنه به همراه عنوان خود داشتند... و می خواستند از یاس خود بکاهند! این نام گذاری تقلیدی را هم به همراه داشت که از بیماری های بی درمان جوامع نامتعادل است.
عقلم این طور می رسد!



بهرام  
[ ۸۴/۲/۳ در ساعت ۱۱:۰۸  ]

هر زمان که ياد دادند به زمان نوشیدن آب بگوييد سلام بر داريوش لعنت بر اسکندر...ديگر کسی نام اسکندر بر فرزندان نخواهد گذاشت.



azadeh  
[ ۸۴/۲/۳ در ساعت ۰۳:۱۴  ]

با سلامی گرم٫
سوال جالبيست اما فکر نميکنم جوابش تغييری در روش فکری و زندگانی ما ايرانيان بدهد. حال ما چه ببخشيم يا فراموش کنيم و چه هر دو را و يا هيچکدامش را٫ برای من اين مهم است که بعد از این بخششها و فراموش کردنها ما کجاييم و مردم کشورهای پيشرفته کجا. آنها به کجا ميروند و ما به کجا.
آنها سودای سفر به مريخ را در سر میپرورانند و ما در آه سفر به دوران هزاروچهارصد سال پيش.
آنها برای شادی و زندگی فرياد ميکشند و ما برای عزا و مردن.
آنها ماهواره و اینترنت را توسعه میدهند و ما فیلتر و ممنوع کردنش را.
ما نفت را داریم و آنها ثروتش را.
آنها آزادی را انسانی میکنند و ما محدود کردن را آزاد.
اگر از محبتهای گرم خانوادگی بگذریم٫ فرهنگ اجتماعی سیاسی اقتصادی ما سالهای نوری با راستی و پاکی فاصله دارد! و اینها همه ریشه نه در دیکتاتوری دوهزاروپانصدساله( که همه دیکتاتورهایمان نیز ایرانی بودند) که ریشه در جایی دیگر دارد.

شاد باشید.



کاتب  
[ ۸۴/۲/۲ در ساعت ۱۱:۲۸  ]

البته مردم اختیار خود را دارند و یک کمیت واحد هم نیستند که بتوان قضاوت یکسانی کرد و حق شخصی خود را می توانند ببخشند و یا نبخشند ، اما خدای تعالی هرگز کسانی را که نظرات شخصی خود را به نام اسلام ، آنهم از نوع نابش! منتشر می کنند نخواهد بخشید.mobahesat2.persianblog.com حاسبوا قبل ان تحاسبوا ...



hosseein khodadad حسین خداداد  
[ ۸۴/۲/۲ در ساعت ۰۰:۳۴  ]

با یاد او و سلام بر شما
صحبت کنسول گری و نام و اسم شد. ما اگر سعی و تلاش می کردیم کمی اعمال خود را اسلامی کنیم فکر می کنم مشکلات حل می شد. ما مشکل قرائت دینی شدیدی داریم. همه نامها یی که به هر زبانی باشند و معنی نیکی بدهند اسلامی است و کشور و منبع نام مهم نیست. آیا کسی توانسته است نام - نیکی - را از زبان دیگر برای فرزند ایرانی خود انتخاب کند؟ افرادی بسیاری می شناسم که نام فرزند انتخاب می کنند ولی سفارت با نام اسلامی بودن ایران با آنها مخالفت می کند. یکی از نامها همین نام نیکی است. چون در خارج استعمال می شود ممنوع قرار گرفته است. اگر می دانستید اکثریت ایرانیان مقیم خارج با سفارت خود مشکل دارند شاید بحث را گونه دیگری بیان می کردید. بنده از مرجع تقلید فتوا دارم که به هر زبانی باشد تا آنجایی که معنای خوب و طبیعی داشته باشد هیچگونه اشکالی ندارد و مخالفتی با اسلام ندارد ولی بهتر است از فرهنگ خود باشد و کسی حق اجبار ندارد. نظر شما چیست ایا ما در انتخاب نام واقعا ازادی داریم و یا این مسئله کوچک نیز مانند تمام مسائل دیگر مهم نیست؟



MiLaD  
[ ۸۴/۲/۱ در ساعت ۲۲:۳۹  ]

آقای مهاجرانی عزيز سلام و عرض ادب!
فقط يک کلام و آن اينکه مردم هم حتی اگر ببخشند خودشان می توانند خود را ببخشايند؟ اما می دانم خدا هرگز نخواهد بخشيد ! شما هم می بخشيد؟!



KAMI  
[ ۸۴/۲/۱ در ساعت ۱۸:۴۳  ]

Dear Mr Mohajerani
Two points:

1 Iranian people have always been seeking peace and friend ship, despite what our current leaders are trying to promote, hence our ability to forgive

2 Do you have any statistic available that since the Islamic Revolotion what type of names are popular, Religious ones or ancient Persian or historical ones
.
The reason why names like Eskandar and Teymour are popular is because Iranians are fed up with our wau of Islam and what it represents.



s  
[ ۸۴/۲/۱ در ساعت ۱۸:۳۵  ]

خوب اين را چگونه تفسير می کنيد: انتقام ؟
سال ۵۷ چندتا پسر بچه اسمشون روح اله شد امسال چند تا؟



منصور  
[ ۸۴/۲/۱ در ساعت ۰۲:۲۱  ]

به نام خدا
سلام ُ خسته نباشيد !
خدمت شما عرض کنم که اسم هايی مثل : اسکندر ، چنگیز ، تیمور و حتی شاپور و غیره ... امروزه ، اسم های رایجی نیستند ! و امروزه شما نمی توانید مردمی را پیدا کنید که مثلا اسم پسرشان چنگیز باشد و اگر هم هستند به ندرت !
در گذشته هم این اسم ها از روی علم به موضوع انتخاب نمی شد چون آگاهی کم بود و کشاورز مثلا : فلان نقطه دور افتاده ایران چه می دانست تیمور لنگ کیست تا بخواهد در مورد او قضاوت کند یا او را ببخشد !

مردم چه ببخشند وچه نبخشند اینها همانند که بودند ! و اگر قرار بود کننده کار زشتی ! به دلیل اینکه قرار است به تاریخ بپیوندد در نظر مردم جلوه ی خوبی بگیرد که پس هیتلر هم از نظر یهودیان قابل بخشش است !

با تشکر : منصور



mehrdad  
[ ۸۴/۲/۱ در ساعت ۰۱:۳۰  ]

با سلام و احترام

گزند باد ما را یاری رساند در برابر گزند باد. اما دريغ که بسياری در برابر نوشته های آرامش دوستدار و مانند آن هاج و واج و بی پناهند و گزند بادی ديگر را چشم دارند.



نقش خیال  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۲۱:۵۰  ]

آقای دکتر مهاجرانی
ياد جمله‌ای در يکي از کتاب‌های صادق چوبک ( یا شاید بزرگ علوی؟ ) - که نام کتاب و داستان يادم نيست - افتادم که در شرح آدم داستانش می‌گويد: او بدهی‌های ديگران را می‌ديد و می‌فهميد ، اما باز يک قلم عفوی روی آنها می‌کشيد.



مهدی  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۲۰:۲۲  ]

فکر می کنم این نامگذاری نشانه جهل ونسیان است نه بخشش و مهربانی!



rozbeh  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۱۸:۵۱  ]

اينگونه نام گذاريها ناشی از بخشودگی و يا فراموشی نيست . ناشی از مبهوت بودن ما در مقابل قدرت است. اين نامها در واقع تداعی گر عظمت کسانی است که به رغم ظلمهايی که مرتکب شده اند در چشم ما ايرانيان بزرگ جلوه کرده اند. البته در خصوص اسکندر فراموش نکنيم که پاره ای از آموزه های دينی ما فرد موسوم به ذوالقرنين در قرآن را در واقع همين اسکندر می دانند

با احترام
روزبه



مستوره  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۱۸:۳۵  ]

شما اگر همین امروز هم عطای حکومت را به لقایش ببخشید٬الله نگهدار نامتان و شفا دهنده حالتان خواهد بود



Parviz Rajabi  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۱۶:۵۳  ]

دوست عزیز سلام
مثل این که پرداختن به حافظه تاریخی هم نیاز به ترازویی هزارکفه دارد! اما با اندکی تساهل و تسامح می توان گفت که ما خیلی رند هستیم. مثلا با رندی خواجه شیراز را رند می نامیم. و با رندی کسی را که کم می پسندیم رند می خوانیم.
بارها نوشته ام و گفته ام که ما از اسکندر آیینه سکندر و آب سکندر می سازیم و سکندری می زنیم به هرکه که اسکندر است!
اغلب از خودم می پرسم که اصلا کسی می تواند مدعی شود که ما را می شناسد؟
حالا که در قلمرو خاطره هستیم اجازه دهید خاطره ای تلخ را در این جا بیاورم: اواخر دی 57 بود. در دانشگاهی که من کار می کردم هر روز تظاهرات داشتیم و شعار می دادیم: می کشم می کشم آن که برادرم را کشت. یک روز رفتم دانشگاه دیدم از کسی خبری نیست. نه دانشجویی و نه استادی و نه کارمندی و نه پیش خدمتی. فکر کردم دانشگاه تعطیل است. در باغ دانشگاه از کارگر پیری که مشغول کار خود بود پرسیدم که چه خبر است؟ گفت: گوگوش در تالار فلان آواز می خواند...
در شب های عزاداری ماه محرم هم هرشب صفی طولانی از مردمی را می دیدی که حرف اونور آب را می زنند و ویار اونور آب را دارند اما قابلمه به دست در انتظار خورش قیمه هستند.
گاهی هم به خودم می گویم که صحبت خاطره یا حافظه تاریخی نیست بلکه علاقه تاریحی هم مطرح است. هر سال عید که نزدیک می شود رادیو و تلوزیون و رسانه ها به تکاپو می افتند که اطلاعاتی درباره نوروز جمع آوری کنند و به مردمی که معتقدند که بیشتر از 2500 سال است که جشن نوروز دارند بگویند که نوروز چیست!
فکر نمی کنم که برای بودایی ها و یهودی ها و یا مسیحی ها چنین تکاپویی انجام بگیرد.
در هر حال مدمی دوست داشتنی هستیم.
پرویز رجبی



نسيم بهار  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۱۶:۰۹  ]

سلام
قسمت آخر كنايه عجيبي دارد !«مردم ما می‌بخشند در ذهنشان اسکندر و چنگیز و تیمور را بخشیده‌اند وگرنه این نام‌ها را زنده نگاه نمی‌داشتند، روی بچه‌هایشان نمی‌گذاشتند.».راستي به نظر شما مشكل اين مردم فراموشي ست يا اينكه دل مهر باني دارند و يا اين كه بيش از حد تصور نادان و احساسي هستند!.موفق باشيد



salimi  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۱۵:۰۹  ]

شايد هم اجداد ما نمی دانستند چه کار می کنند. معنی ندارد انسان نام متجاوز بر کشور خود را روی بچه اش بگذارد.



علی  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۱۴:۵۰  ]

با سلام و احترام. بجز روزنوشت، بخش‌های دیگر سایت در دسترس نیست. بخش‌هایی مثل: عکس‌ها، مقالات، زندگی‌نامه و خاطرات. پیشتر به این بخش‌ها ـ البته بجز خاطرات که ظاهراً به تازگی‌ افزوده شده ـ دسترسی داشتیم. نمی‌دانم چرا عناوین این قسمت‌ها حذف شده است. موفق باشید.



فواد  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۱۲:۵۹  ]

فکر نکم انتخاب اسم از روی بخشندگی باشد چون يک نفر اسم خاصی را دوست دارد و به هر صورت آن را خواهد گذاشت، اما مردم ما مشغله فکريشان زياد شده آنقدر که کتاب هم اهميت قبل را برايشان ندارد چه برسد به تاريخ، به هرحال من نخواهم بخشيد آنانی را که...ولی شايد اسم آتيلا را دوست داشته باشم!



رضا رهدار  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۱۲:۰۲  ]

با احترام به اين مردم عزيز ، حقيقت تلخ اين است عده اي كه بدين سان نام بر فرزند خود مي نهند نه مي بخشند و نه دچار نسيان هستند در يك كلام آنها نمي دانند. و اين عيب و ايراد براي آنها وارد نيست كه در اين جهل مانده اند هر چند شايد اينك متوجه اشتباه خود شده اند . اين ايراد را بايد به كساني گرفت كه در اين مملكت ترويج علم مي نمودند. ..... والا مگر مي شود اسم قاتل پدران خود را بر فرزندان خود گذاشت.



mamoud  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۰۴:۴۳  ]

بسته گی دارد که کی باشد.
بسياری از نام ها مقارن نام چنگيز و تيمور می شود.
ديگر کسی نام فرزند حويش را با اميد و دانش ........... نخواهد نهاد.
اگر چه ممکن است که حافظه تاريخی اين ملت را عده ای در روستا های دور دست بجويند.
ما مردم خوب و جدی و مصمم نداريم.



سيد  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۰۳:۱۳  ]

ابن عم،

قدرت سياسی يکی از کارهايش دست بردن در حافظه تاريخی مردم است. اين امر اتفاقی نيست، بلکه "امر" حکومتی است. از دوره معاصر مثال نمی زنم تا محذور پيدا نشود.
اينکه ساسانيان، خاطره اشکانيان و هخامنشيان را از تاريخ پاک کردند يک نمونه است. ظاهراً در همه شاهنامه چند بيت (شايد 17 بيت) درباره دوره اشکانی بيشتر نيامده است: هخامنشيان هم که در شاهنامه به عصر اساطير پرتاب شده اند.
جای سخن بيشتر هست، ولی البته نه اينجا.
ايام خوش



pouyan  
[ ۸۴/۱/۳۱ در ساعت ۰۰:۳۴  ]

من که شما رو می‌بخشم!