سلام آقای دکتر مهاجرانی
حال شما؟
لطف بفرمایید و نام کامل تفسیر آقای محقق را اعلام فرمایید و اگر زحمتی نیست انتشاراتی که آن را منتشر نموده است تا بهره مند گردیم. البته برای بی وقتی مثل این جانب خلاصه ای که آقای خرمشاهی در پاورقی ترجمه خویش آوردند خیلی مفید بود. در ضمن کتابی که طلبه جوان احمد آقا خواستند فکر کنم جامعه شناسی نخبه کشی آقای رضا قلی تا حدودی این مقایسه ها را انجام داده است.
یا حق
********************
با سلام
تفسیر آقای محقق هنوز منتشر نشده است. من بخشی از آن را در یادگارنامه استاد خرمشاهی دیدم
موجب یاس و ناامیدی است که میزان پرداختن به ثقلین ( قران و نهج البلاغه) اینقدر در حوزههای علمیه و میان دینداران کم و نا چیز است ....
ترغیب به فعالیت در این حوزهها اجری عظیم به همراه دارد
موفق باشید
دماوند ایرانی شاگرد قدیمی شما در تربیت مدرس
[ ۸۷/۱۱/۲۸ در ساعت ۱۴:۳۴ ]
سلام جناب دکتر.شگفتا که جنابعالی دایره سانسور را براینترنت هم روا می دارید و کامنت هایی که هیچگونه عبارت خلاف ادب و منطق هم در آن نیست را صرفا به این دلیل که مخالف نظر شماست سانسور می کنید و حتی پاسخی به آن نمی دهید.شاگرد قدیمی در تربیت مدرس
با سلام
با توجه به ارادتي كه نسبت به شما دارم مدتي است كه وبسايت شما را در لينك خود قرار داده و به مطالعه مطالب شما مي پردازم.
خيلي علاقمندم كه نظر شما را نسبت به كانديداتوري اقاي خاتمي بدانم.
ممنون
نوید
[ ۸۷/۱۱/۲۸ در ساعت ۱۲:۵۹ ]
عبداللطیف جان
رفتن بهمنت را بشما تسلیت عرض میکنم خدایش بیامرزد.
شما نمک مکتوبی عمرتتان مستدام.
سلام استاد ،فعلاً متن را مطالعه نکرده ام . ولی در قسمت نظرات دوستی گفته اند که می خواهند تمام سایت را پرینت بگیرند که باید به این دوست عرض کنم نیازی به اینکار نیست ، شما می توانید با نرم افزارهائی مانند offline explorer همه ی سایت را با ضمائم و تمام کامنت ها و مقاله ها دریافت بفرمائید ، فکر نمی کنم بیش از نیم ساعت به طول بیانجامد(البته با توجه به اوضاع اینترنت فرق می کند) و شما پس از دانلود بدون نیاز به اینترنت می توانید به تمامی سایت دسترسی داشته باشید.
بهمن
[ ۸۷/۱۱/۲۷ در ساعت ۱۸:۱۰ ]
سلام آقای مهاجرانی
جمعه گذشته سالروز فتوای امام خمینی درباره سلمان رشدی بود.
کتاب شما را قبلا خوانده بودم.امام در ذهن من فوق العاده احترام برانگیز هستند. از با سوادهایی مثل سلمان رشدی فوق العاده متنفرم. دیشب باز به سراغش رفتم و تورقی نمودم. باز هم همان سوال قبلی به ذهنم آمد. آیا اگر شما در موقعیت اجرای حکم اما خمینی قرار بگیرید، آن را اجرا می کنید؟
ارادتمندیم.
*************
من نویسنده ام. ماموران اجرا فرق می کنند !
آريانا
[ ۸۷/۱۱/۲۷ در ساعت ۰۹:۵۰ ]
سلام دكتر از حاج شيخ چه خبر ؟ دلمان برايش و استاد دادبه تنگ شده است؟چرا اين گونه آدمها ديگر وجود فيزيكي ندارند؟
احسان توفیقیان
[ ۸۷/۱۱/۲۷ در ساعت ۰۹:۲۳ ]
سلام آقای مهاجرانی عزیز
جوانی 19 ساله هستم و بعد از پایان دوران دبیرستان تحصیلات همزمان در حوزه در دانشگاه های تهران را آغاز کرده ام. از روزی که با دست نوشته های گرم و پرلطفتان آشنا شده ام روزی بر من نگذشته که مسیرم به سردر دانشگاه تهران بخورد و کتابی از یادداشت های شما را از اطلاعات تهییه نکنم و یا روزی به مکتوب سر نزنم. تازگی ها برای اینکه تمامی نوشته هایتان را داشته باشم به سرم زده بود نسخه کامل مکتوب را از ابتدا یعنی December 2004 برای خودم پرینت کرده و آرشیو کنم. بعد ها فکر کردم شاید امکان چاپش هم به دست انتشارات امید ایرانیان یا اطلاعات وجود داشته باشد. اگر امکان دارد خواهشمندم راهنمایی ام کنید. به امید اینکه مایوسم نکنید .
تلفن تماس 09141245407-0
4232230149
*******************
مکتوب همین گونه ادامه پیدا می کند. ممکن است پاره هایی از آن منتشر شود
هفته ای ست که شنیده ام. کوتاه و کوبنده. “بهمن” رفت.
دیدم که باز خاکستری غالب شد. گیج و گول در خودم فرو ریختم. با همه ی قلبم سوگوار “بهمن” ام. رفیقی که فلسفه نمی دانست که در برابر سیاست و گفتگوهای متعارض دیگر دوستان ساکت ساکت بود که کتاب هم نمی خواند. “بهمن” با خاک حرف می زد. با باد. با درخت و گلهای ریز شبدر، با گوسفند و گاو. و الاغی که زیر بار چغندر خسته می رفت. وقت درو به گوش خودم شنیدم که از بافه های گندم طلب آمرزش می کرد. آب آینه اش بود و هیچ کسی را ندیدم در همه ی عمرم که به قدر او با زمین یگانه باشد. هزار بار به چشم خود دیدم، که تا ستم نکند، لانه و گذرگاه مورچه ها را دور می زند. هزار بار دیدم که خرده های نان افتاده بر راه را کفسا می کند می بوسد و بر کنجی می نهد. او را بدون لبخند هیچگاه ندیدم. غروب “بهمن” برای "خانم آقا" تلخ است، برای "مش یدالله" برای "آقانور" و برای من و برای تو، برای خانواده ی کوچکش و دایره ای کوچکتر از کسانی که او را می شناختند. یک هفته است که در خلوت شب یاد “بهمن” بر دلم می تابد. کاش می توانستم بی صدا گریه کنم . من در عبداللطیف بودن ادعا می کنم . عبداللطیف “بهمن” بود. کاش دنیا پر از “بهمن” بود...
استاد دکتر محقق داماد به راستی از گوهرهای ناشناخته تفکر حقوقی و اخلاقی و اجتماعی عصر حاضر است. انسانی با منش انسانی و استادی نکته بین.
خدایار
[ ۸۷/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۲:۲۰ ]
جناب دشتی آبادانی گرامی:
آن آیه میفرماید هر چیز چه خوب و بد از جانب خداست.(نه از جانب خود شما)
در آیه دیگرمیفرماید بدی ها از جانب نفس شماست (نه از جانب خود شما)
لذا چنانچه با دقت بیشتری به کلمات بکار رفته در آیات کریمه توجه کنیم در خواهیم یافت که تضادی وجود ندارد و مطالعه قرآن هم نیازی به طول و تفسیر و توجیهات مفسرین ندارد.
عليرضا صادقي
[ ۸۷/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۱:۳۱ ]
سلام جناب دكتر
چندي پيش سئوالي از شما در خصوص كانديداتوري آقاي خاتمي پرسيده شد كه شما جواب را موكول كرديد به زماني كه ايشان اعلام آمادگي كنند.
لطفا اكنون كه ايشان اعلام آمادگي كردند نظر مشروح و مبسوط خودتون را بفرماييد و يادتون باشد كه همانگونه كه شما فرمديد نظر كساني مثل آقاي بجنوردي معيار است نظر شما نيز براي ما هم همينگونه.
*****************
اکنون که هر سه آقایان در صحنه حاضرند... ترجیح می دهم سخنی نگویم تا هنگامی که اصلاح طلبان یک کاندیدا داشته باشند.
akbar
[ ۸۷/۱۱/۲۶ در ساعت ۰۵:۵۸ ]
دکتر سلام.
من هر وقت دلتنگ ميشوم وميخواهم قران بخوانم قرانی دارم که در قطعی کمی بزرگ تر از قران های معمولی است وانرا قران کشف الايات ميگويند.فکر ميکنم ( هیچ تخصصی ندارم )از نوع قران های کوفی باشد. اين قران را به چندجهت دوست دارم. اول انکه پدرم همواره از اين قران استفاده ميکردواز طفولیت این قران را میشناختم. ودوم انکه در ابتدای ان اطلاعاتی در مورد قرائت و شجره نامه های با شیوه های خاص خود وغیره وجود دارد و خط ان کمی درشت تر از قران های قطع معمولی است وسوم انکه در ذيل هر ايه ترجمه کلمه به کلمه ايه فوق را در ذيل هر کلمه معانی معادل فارسی ان بدون هيچگونه تفسيری حتی یک کلمه اضافی نوشته شده است. پس از قرائت قران با توجه به اينکه عربی خوبی هم ندارم در ترجمه ذيل ايات تامل ميکنم. قصدم در تامل ذيل ايات نه برداشت فقهی است که مقلد هستم ونه تفسير قران که صلاحيت ندارم بلکه شناخت واشنائی با قران است در حدی که اگر شخصی در اصطلاح خالی بندی کرد جا خالی نکنم.حقيقت بگويم لزوم تفاسير به اين بزرگی را حد اقل برای عموم نه خواص فقهی که هر کدام دهها جلد میباشتد را درک نمی کنم. برای مردم عادی با نظر مولانا موافقم که می کوید
هیچ ادابی وترتیبی مجو
هر چه میخواهد دل تنگت بگو
علاقه ای که در قرائت وتامل در قران دارم و يکی از انها که برایم بسيار مهم است زمان نزول ايه با دقتی که موجود است میباشد. البته اينکه سوره ای مکی است ويا در مدينه نازل شده است ديده ميشود. وبا احتمال زياد نه با اطمینان ازطرف من ميتوان عنوان کرد که سوره های با ايه های محدود يک باره نازل شده اند .اما در مورد سوره های با تعدادايات زياد مانند سوره مبارک بقره ممکن است اينگونه نباشد. مطمئناٌ برای شناخت ناسخ ومنسوخ وتفاسير ديگر نزد علما شناخت دقیق اين زمانها ممکن است موجود باشد. حقيقت انکه دنبال قرانی ميگردم که زمان نزول هر ايه را با دقتی که موجود است را در ذيل هر ايه با همان معادل های فارسی کلمه به کلمه نه یک کلمه کم ونه یک کلمه اضافی اورده باشد. ميخواستم اگر در اين مورداگر ميتوانید راهنمائی لازم بفرمائيد.
دشتی آبادانی
[ ۸۷/۱۱/۲۶ در ساعت ۰۰:۰۸ ]
أيها الناس اسمعوا قولي ، ولا تعجلوا حتّى أعظكم بما هو حق لكم عليَّ ، وحتّى أعتذر إليكم من مقدمي عليكم ، فإن قبلتهم عذري ، وصدّقتم قولي ، وأعطيتموني النصف من أنفسكم ، كنتم بذلك أسعد ، ولم يكن لكم عليّ سبيل ، وإن لم تقبلوا منّي العذر ، ولم تعطوني النصف من أنفسكم ، فاجمعوا أمركم وشركاءكم ، ثمّ لا يكن أمركم عليكم غمّة ، ثم اقضوا إليّ ولا تنظرون ، إن وليي الله الذي نزل الكتاب وهو يتولّى الصالحين
این قسمتی از خطبه امام در روز عاشورا است با خواندن آن متوجه خواهید شد جزم در عقیده چگونه آدمی را به خلق و خوی حیوانیت سوق میدهد که حتی حاضر نشده اند مواعظ امام را بشنوند
دشتی آبادانی
[ ۸۷/۱۱/۲۵ در ساعت ۲۳:۱۴ ]
يقول الله سبحانه وتعالى:" ولولا أن يكون الناس أمة واحدة لجعلنا لمن يكفر بالرحمن لبيوتهم سقفا من فضة ومعارج عليها يظهرون، ولبيوتهم أبوابا وسررا عليها يتكئون وزخرفا وان كل ذلك لما متاع الحياة الدنيا، والآخرة عند ربك للمتقين
جناب آقای دکتر لطفا این آیه را به زبان فارسی روان ترجمه کنید با مراجعه به کتب معتبر تفسیری مقصود از اختصاص خانه ای با سقف نقر ه ای برای کفار را نتوانستم بفهمم لماذا اختص الله الفضة بالذكر في هذه الآيات؟
آیا مقصود آنگونه که تفسیر نمونه گفته است بی ارزش نشان دادن سرمايه هاى مادى و وسائل تجملاتى دنيا در پيشگاه پروردگار است ؟ كه این سرمایه ها و مواهب دنیائی مى بايست تنها نصيب افراد بى ارزش همچون كفار و منكران حق باشد، و اگر مردم كم ظرفيت و دنياطلب به سوى بى ايمانى و كفر متمايل نمى شدند خداوند اين سرمايه ها را تنها نصيب اين گروه منفور و مطرود مى كرد، تا همگان بدانند مقياس ارزش و شخصيت انسان اين امور نيست ؟
رضا
[ ۸۷/۱۱/۲۵ در ساعت ۱۳:۲۰ ]
سلام
دکتر کاش شما یک کار ابداعی در حوزه تفسیر میکردید.
آیات خاص و ویژه و بحث برانگیز و نکته دار
را با اشاره به ده ها تفسیر از بزرگترین مفسران قران در جهان
گردآوری میکردید و اثری با شکوه به جا می گذاشتید.
آزاده
[ ۸۷/۱۱/۲۵ در ساعت ۱۲:۳۵ ]
سلام
من نمی فهمم چرا آقای احمدی نژاد وقتی هر جا و چندین بار از مذاکره با امریکا حرف می زند و شخصا آنها را دعوت به مذاکره می کند هیچ عیبی ندارد و هیچ کس به او اعتراض نمی کند .ولی مقاله شما در روزنامه اطلاعات آن همه سر و صدا به پا کرد .به نظر شما این به دلیل شرایط زمانه است یا اینکه اگر باز هم شما این حرف را بزنید همان جریانات تکرار می شود ؟؟؟
javad
[ ۸۷/۱۱/۲۵ در ساعت ۱۲:۳۳ ]
سلام استاد عزیزآنچه در خصوص درسهای استاد محقق داماد متفکر معاصر مرقوم فرمودید بسیار صحیح است .درسهای ایشان در دو مجلد توسط انتشارات روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده وانصافا کم نظیر است.با وجودآنکه این مجموعه گفتارهائی است که با اندک ویرایش به صورت نوشتار درآمده برای جامعه اهل فضل ارمغانی است .خدا شما وایشان را از بلای حسودانی که وقتی با پدیده های عظیم برخورد میکنند کودکانه سنگ پرتاب میکنند محفوظ بدارد.
تجهیز مدارس مناطق محروم به کتابخانه هدفی که به آن عشق می ورزیم و امیدواریم عاشقان زیادی همراهمان شوند.
با امید به همکاری و همیاری جنابعالی با کانون فرهنگی اجتماعی اسم، از حضورتان دعوت می شود تا در مراسمی که در روز سه شنبه 29 بهمن ساعت 15:30 به مناسبت تجهیز کتابخانه دفترِ انجمن حمایت از کودکان کار بر گزار می گردد حضور به هم رسانید.
حضور جنابعالی در این مراسم گرمی بخش کانون ما خواهد بود.
برای اطلاع از آدرس محل مراسم با شماره بنده 09123254576 تماس بگیرید.
در ضمن در روزهای ۶-۷ اسفند نیز با حضور در روستای مصر دبستان آن روستا را به کتابخانه تجهیز خواهیم کرد.
با ما باشید....
****************
با سپاس از لطف شما
حمید
[ ۸۷/۱۱/۲۵ در ساعت ۱۰:۱۲ ]
سلام من حمیدم بعضی وقت ها توی مکتوب امدم.منوچهر احترامی شاعر حسنی توی ده شلمرود هم در گذشت:
توي ده شلمرود
حسني تك و تنها بود
حسني نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلي نه قلقلي
نه مرغ زرد كاكلي
هيچكس باهاش رفيق نبود
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
باباش ميگفت: حسني مياي بريم حموم؟
نه نميام نه نميام
سرتو مي خواي اصلاح كني؟
نه نمي خوام نه نمي خوام
كره الاغ كدخدا
يورتمه مي رفت تو كوچه ها
الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم بار ببرم
ديرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنين
سر در هوا سم بر زمين
يالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
يك كمي به من سواري ميدي؟
-نه كه نميدم
چرا نميدي؟
واسه اينكه من تميزم
پيش همه عزيزم اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه!
غاز پريد تو استخر
تو اردكي يا غازي؟
من غاز خوش زبان
مياي بريم به بازي؟
نه جانم
چرا نمياي؟
واسه اينكه من
صبح تا غروب
ميون آب كنار جو
مشغول كار شستشو
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
در وا شد و يه جوجه
دويد و اومد تو كوچه
جيك جيك كنان
گردش زنان
اومدو اومد پيش حسني
جوجه كوچولو
كوچول موچولو
مياي با من بازي كني؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ريزه ميزه
ببين چقد تميزه؟
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واهحسني با چشم گريون
پا شد و اومد تو ميدون:
آي فلفلي آي قلقلي
مياين با من بازي كنين؟
نه كه نميايم
چرا نمياين؟
فلفلي گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفتهاي دو بار ميريم حموم
اما تو چي؟
قلقلي گفت:نگاش كنين
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه حسني دويد پيش باباش
حسني مياي بريم حموم؟
ميام ميام
سرتو ميخواي اصلاح كني؟
ميخوام ميخوام
حسني نگو يه دسته گل
تر و تميز و تپل مپل
الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعي
با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد كاكلي
حلقه زدن دور حسن
الاغه ميگفت:
اگه كاري نداري بريم الاغ سواري
خروسه مي گفت:
قوقولي قوقو قوقولي قوقو
هر چي ميخواي فوري بگو
مرغه ميگفت:
حسني برو تو كوچه
بازي بكن با جوجه
غاز ميگفت:
حسني بيا با همديگه بريم شنا
توي ده شلمرود
حسني دیگه تنها نبود
ali afzal
[ ۸۷/۱۱/۲۵ در ساعت ۰۹:۴۱ ]
درود من از اصفهان هستم سوالي دارم (هنوز اين وبلاگ را زير ورو نكرده ام) آيا واقعااين وبلاگ ازآقاي عطاءالله مهاجراجي است؟ ؟ همان مهاجراني كه وزير فرهنگ وارشاد بود؟ همان عطاءالله كه با خاتمي آمد ورفتنش همه ي ميهن پرستان و هنردوستان را اندوهگين نمود؟؟؟؟ آقاي مهاجراني اگر شما همان مهاجراني هستي ؛ كوتاه و مختصرومفيد:هنوزدرقلب مردم دراقصي نقاط ميهن جاي داري .نميدانم خوداين را ميدانيد يا خير؟ امادرميان مردم عامي هم -هنوز- زبانزد هستيد . آرزوي سلامتي شما را داريم ...هستيد ...بدرود
***********************
درود
هر چه خدا آفریده خوب است اما نفس انسان آنها را به خوب و بد یا حسنه و سیئه تقسیم می کند ولی عقل آنها را به خوب و خوب تقسیم می کند. و همیشه یکی از دو خوبی نصیب او می شود. (احدی الحسنیین)توبه 52
ما اصابك من سيئه فمن نفسك
نفس حسنه را تبدیل به سیئه می کند . حسنه از خداست ولی سیئه از نفس است. نفس زائیده ی جهل است. مثلا می گوید جنگ شر است و ما منادی صلح هستیم اما خداوند می گوید جنگ در جای خود خیر است.
كتب عليكم القتال وهو كره لكم وعسي ان تكرهوا شييا وهو خير لكم
اوج شاهکار قرآن در سوره الرحمن است و خداوند نقمت ها ، سیئات و شرها را تکذیب می کند و همه چیز را نعمت می داند جهنم و عذاب را هم نعمت می داند.(فبای الاء ربکما تکذبان)
نکته ی بسیار بسیار مهم این است که شریعت بر پایه ی دوگانگی خیر و شر یا حسنه و سیئه بناشده است و باید بدانیم که شریعت یک ضرورت اجتماعی است و نه یک حقیقت.در قرآن تضاد بین آیات تکوینی و محکم با آیات تشریعی و متشابه وجوددارد .البته از منظر عقلی مکمل هم هستند.
آیات تکوینی قرآن بر وحدت بنا شده و همه ی زوج ها ، فرد می شوند و دوگانگی ها به یگانگی تبدیل می شوند.
همه ی موجودات مسلمان هستند.(آل عمران 83)
همه ی موجودات تسبیح می گویند(اسراء44)
همه ی موجودات سجده می کنند .(رعد 15)
اما در شریعت برخی مسلمان و برخی کافر هستند. دنیا یک جهان است و جهان بعدی آخرت است . اما در آیات تکوینی دنیا و آخرت یکی هستند و هم زمان وجود دارند .
نتیجه:
از منظر شرعی حسنه و سیئه هر دو از جانب خداست و خداوند به هر که بخواهد سیئه و یا حسنه می دهد.
اما از منظر تکوینی همه چیز حسنه است و سیئه وجود ندارد و اگر بدی به ما رسید نه خدا به ما داده و نه دیگران و نه هیچ چیز دیگر و همگی از جانب نفس است. نفس با نه گفتن و قبول نکردن آنچه خدا به او داده ، آنها را تبدیل به سیئه می کند و در عوض هوس چیزهایی می کند که خدا به او نداده . بدن بدون هوا می میرد و نفس هم بدون هوای نفس خفه می شود و می میرد . آرزو و هوس عامل بقا و هوای نفس است و نفس مادر همه ی بدیهاست و به تعبیری هوس مادر همه ی رنج های بشر و عذاب الهی است. اگر هوس نباشد نفسی هم نخواهد بود .لذا معنای آیه می شود : هر چه بدی به تو می رسد از هوس یا هوای نفس است.
ما اصابك من حسنه فمن الله وما اصابك من سييه فمن نفسك
این آیه تکوینی و فوق تشریع است. یعنی مدح دیگران و خود دروغ محض است یعنی هیچ خیری از خود و دیگران به ما نمی رسد و غیر خدا دروغ و سیئه هستند و تنها خدا راست و حسنه است. این آیه ضد کثرت و موافق وحدت است بر عکس شریعت که کثرت است.
در اجتماع شریعت درست باید حاکم باشد که متغیر است ولی هر فرد باید تابع حقیقت و تکوین باشد.انسان هر چقدر بیشتر به حقیقت نزدیک می شود بیشتر ذوب می شود و در نهایت محو خواهد شد و فقط حقیقت باقی خواهد ماند . انسان از بین نمی رود بلکه نفس ِ اضافی و یا اضافات محو می گردند. (التوحید اسقاط الاضافات)
خیلی وقت بود عرض ارادت نکرده بودم.همیشه بیادتون هستیم.چرا مفسر المیزان یگانه باقی مانده., و دیگر همانند او یا بهتر از او نیامده؟!!! مگر اینهمه در حوزه درس نمیخوانند؟!!!
پس چرا انها ثمر نمیدهند؟!!
********************
المیزان محصول درس و بحث تنها نیست. چرا دیگر کسی مثل خیام رباعی نگفته و مثل حافظ غزل و مثل مولوی مثنوی؟
الي
[ ۸۷/۱۱/۲۴ در ساعت ۱۳:۱۹ ]
سلام
اگر امكان دارد نحوه دسترسي به اين تفسير يا ان مقاله را بگوييد.
با تشكر
*******************
مقاله در کتاب" شاخه ای از شوق" منتشر شده است.
کتاب یادگارنامه ای در بزرگداشت استاد خرمشاهی است. نشر قطره منتشر کرده است.
احمد
[ ۸۷/۱۱/۲۴ در ساعت ۱۱:۳۱ ]
جناب استاد دکتر مهاجرانی
سلام و خسته نباشید ، طلبه ای از قم هستم و شیفته قلم و نیز آزاد مردی شما که بارها نظرات مخالفم را با سعه صدرتان بازتاب دادید و راهنمایم بودی .اگر چه در کلاس درس شما نبودم اما در همین مکتوبتان شاگردی کردم، سؤالم اگر چه با این نوشته مطابقت کامل ندارد ولی اگر بزرگواری کنید و پاسخ دهید خرسند خواهم شد. آیا کتاب و یا نوشتار مستندی می شناسید که پیشرفت ها و عقب ماندگی های 30 سال کشور ما را با کشورهای جهان سوم و یا دیگران مقایسه کرده باشد. ممنون از توجه تان ،
*******************
با سلام
متاسفانه کتاب خاصی را نمی شناسم. البته مقاله در این باره زیاد نوشته شده است.
سلام استاد
حيف است كه درسياست بي ارزش نقش داشته باشید.جدا"اين بيان شيوا وقلم روان كم نظير است. خداوند نگهدارتان.
محسن
[ ۸۷/۱۱/۲۴ در ساعت ۰۰:۲۵ ]
با آشنایی که با مکتوبات و آثار آقای محقق داماد دارم بنظرم خیلی مبالغه کرده اید . اصلا" ایشان را در همان حقوق و فقه عمیق نمی دانم چه رسد در این قد و قواره ای که معرفی کرده اید!
دشتی آبادانی
[ ۸۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۲۳:۵۵ ]
امروز بزرگترین اشتباه بعضی از مفسرین این است که میخواهند برای قرآن تفسیر علمی ارائه دهند تا بتوانند بقول خودشان باعث افزایش ایمان مردم مسلمان و گرایش غیر مسلمانان به قرآن و اسلام شوند
در حالیکه بسیاری از پژوهشگران علوم قرآنی عقیده دارند واجب نیست که آیه قرآن را به طرف علوم بکشانیم، تا تفسیرش کنیم و علوم را هم به طرف آیه نکشانیم تا قرآن را تفسیر کنیم، ابواسحاق شاطبی فقیه مالکی مذهب اندلسی در کتاب الموافقات تفسیر علمی را انکار و میگوید «بسیاری از مردم از حد تجاوز کردند، ادعا کردند که در قرآن، همه علوم گذشتگان و آیندگان وجود دارد، مانند: علوم طبیعی، هندسه، ریاضی منطق و علم حروف، ولی این صحیح نیست از سلف صالح، کسی این ادعا را نکرده است و قرآن هم، برای بیان احکام تکالیف و احکام آخرت و مسایل جنبی آن آمده است
بهمن
[ ۸۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۹:۱۰ ]
سلام مجدد آقای مهاجرانی
در مورد کاندیداتوری آقای خاتمی نظری ندارید؟
******************
نظرم در باره کانداتوری ایشان و مهندس موسوی و آقای کروبی مثبت است !
بهمن
[ ۸۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۹:۰۳ ]
سلام آقای مهاجرانی
سخن امروز ما باید سخن این زمانه باشد. و این زمانه تشکیل شده است از برآیند اندیشه آدمیان این روزگار در کل این دنیا. ما نباید در چارچوب دیانت و مذهب خود محصور بمانیم. با چراخ دیانت خود می توانیم راهی به سوی اندیشه های نو پیدا کنیم.
ارادتمندیم.
سلام دستتان را به گرمي مي فشارم خوشحالم كه ايران امثال شما را دارد . خيلي حرف و پرسش دارم خدا كند كه جوابم را از سر لطف بگوييد . به لذت و شوق مطالبتان را خواندم . نمي توانم نظري بدهم بايد بيشتر و بيشتر بخوانم نوشته هايتان را چند بار بخوانم فقط الان لذت يافتن سايت مكتوب را مي برم سلام بر ابنترنت كه باعث نزديكي و دسترس شدن مي شود.
***********
درود
دشتی آبادانی
[ ۸۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۴:۰۱ ]
آنچه در این زمان بیش از همه چیز در مورد سبک تفسیر قرآن ضروری به نظر میرسد جمع بین آیات متضاد قرانی است شاید تفسیر کلامی و عقلی بتواند این انتظار را پاسخ دهد مثلا جمع تضاد بین این آیات را کدامیک از مفسران ارائه داده اند:
1- و ان تصبهم حسنه يقولون هذه من عندالله و ان تصبهم سيئه يقولوا هذه منعندك قل كل من عندالله ( هر دو از ناحيه خداست )
2- ما اصابك من سيئه فمن نفسك
بر اساس آیه نخست هردو از او سرچشمه مىگيرند و اما در آیه دوم میگوید حسنه از خدا و سيئه از انسان است
مجید
[ ۸۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۴:۰۱ ]
با سلام و عرض ادب
حتما می پذیرید کتاب حق الناس جناب کدیور نشان از درک صحیح ایشان از دغدغه های واقعی دینداران امروز دارد. راهکار ایشان در خصوص تغییر احکام غیر عبادی مخصوصا پاره ای از آنها که دارای صراحت قرآنی هستند بحث زیادی می طلبد. امیدوارم همچون گذشته انتظار ما را در بیان نظر خود در این مورد بی پاسخ نگذارید.
با تشکر فراوان
دشتی آبادانی
[ ۸۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۱۳:۰۳ ]
نوشتن تفاسیر با سبکها و رویکرد های مختلف شاید دلیلی باشد بر درستی نظریه بعضی اندیشمندان غربی از قبیل ویتگنشتاین و هایدگر که میگویند کل تجربه بشرى اساسا ماهیتى تفسیرى دارد و تمامى داوریهاى او در دورن یک بافت تفسیرى که فرهنگ و زبان واسطه اظهار آن هستند و از آن فراتر نمى توان رفت، قرار دارد
به تعبیر ساده تر نشان میدهد که همه فهم ها نسبى هستند و شاید و خودفهمى هاى مردم، شکل دهنده واقعیت باشند
شاهین نصر
[ ۸۷/۱۱/۲۳ در ساعت ۰۳:۲۲ ]
سلام اقای مهاجرانی
نمی دانم چرا شما اندیشه اقای محقق داماد را به نفع انقلاب مصادره میکنید! اگر میخواهید بگویید که انقلاب ما در تشکیل افکار ایشان نقش داشته باید برای این حرف دلیل بیاورید و بگویید اگر انقلاب نمیشد اقای محقق داماد چنین میشد و خودتان میدانید که نمی توانید... بر خلاف نظر شما اعتقاد دارم که اگر انقلاب ما چنین نبود و چنان بود (!) قدر اقای محقق داماد را خیلی بیش از این میدانستند و چنین نمیشد که امثال پدرم که تا قبل از انقلاب تمام کتابها و مقالات مذهبی را میخواند از دو سال بعد از انقلاب حتی نماز هم نمی خواند و الان وقتی من از خاتمی و مطهری و غیره و غیره میگویم با لبخندی میگویند... .
در اخر... از اقای محقق داماد به نفع انقلاب خرج نکنید... مگر اینکه دلیل داشته باشید.
سلام آقای دکتر مهاجرانی
حال شما؟
لطف بفرمایید و نام کامل تفسیر آقای محقق را اعلام فرمایید و اگر زحمتی نیست انتشاراتی که آن را منتشر نموده است تا بهره مند گردیم. البته برای بی وقتی مثل این جانب خلاصه ای که آقای خرمشاهی در پاورقی ترجمه خویش آوردند خیلی مفید بود. در ضمن کتابی که طلبه جوان احمد آقا خواستند فکر کنم جامعه شناسی نخبه کشی آقای رضا قلی تا حدودی این مقایسه ها را انجام داده است.
یا حق
********************
با سلام
تفسیر آقای محقق هنوز منتشر نشده است. من بخشی از آن را در یادگارنامه استاد خرمشاهی دیدم
موجب یاس و ناامیدی است که میزان پرداختن به ثقلین ( قران و نهج البلاغه) اینقدر در حوزههای علمیه و میان دینداران کم و نا چیز است ....
ترغیب به فعالیت در این حوزهها اجری عظیم به همراه دارد
موفق باشید
سلام جناب دکتر.شگفتا که جنابعالی دایره سانسور را براینترنت هم روا می دارید و کامنت هایی که هیچگونه عبارت خلاف ادب و منطق هم در آن نیست را صرفا به این دلیل که مخالف نظر شماست سانسور می کنید و حتی پاسخی به آن نمی دهید.شاگرد قدیمی در تربیت مدرس
با سلام
با توجه به ارادتي كه نسبت به شما دارم مدتي است كه وبسايت شما را در لينك خود قرار داده و به مطالعه مطالب شما مي پردازم.
خيلي علاقمندم كه نظر شما را نسبت به كانديداتوري اقاي خاتمي بدانم.
ممنون
عبداللطیف جان
رفتن بهمنت را بشما تسلیت عرض میکنم خدایش بیامرزد.
شما نمک مکتوبی عمرتتان مستدام.
سلام استاد ،فعلاً متن را مطالعه نکرده ام . ولی در قسمت نظرات دوستی گفته اند که می خواهند تمام سایت را پرینت بگیرند که باید به این دوست عرض کنم نیازی به اینکار نیست ، شما می توانید با نرم افزارهائی مانند offline explorer همه ی سایت را با ضمائم و تمام کامنت ها و مقاله ها دریافت بفرمائید ، فکر نمی کنم بیش از نیم ساعت به طول بیانجامد(البته با توجه به اوضاع اینترنت فرق می کند) و شما پس از دانلود بدون نیاز به اینترنت می توانید به تمامی سایت دسترسی داشته باشید.
سلام آقای مهاجرانی
جمعه گذشته سالروز فتوای امام خمینی درباره سلمان رشدی بود.
کتاب شما را قبلا خوانده بودم.امام در ذهن من فوق العاده احترام برانگیز هستند. از با سوادهایی مثل سلمان رشدی فوق العاده متنفرم. دیشب باز به سراغش رفتم و تورقی نمودم. باز هم همان سوال قبلی به ذهنم آمد. آیا اگر شما در موقعیت اجرای حکم اما خمینی قرار بگیرید، آن را اجرا می کنید؟
ارادتمندیم.
*************
من نویسنده ام. ماموران اجرا فرق می کنند !
سلام دكتر از حاج شيخ چه خبر ؟ دلمان برايش و استاد دادبه تنگ شده است؟چرا اين گونه آدمها ديگر وجود فيزيكي ندارند؟
سلام آقای مهاجرانی عزیز
جوانی 19 ساله هستم و بعد از پایان دوران دبیرستان تحصیلات همزمان در حوزه در دانشگاه های تهران را آغاز کرده ام. از روزی که با دست نوشته های گرم و پرلطفتان آشنا شده ام روزی بر من نگذشته که مسیرم به سردر دانشگاه تهران بخورد و کتابی از یادداشت های شما را از اطلاعات تهییه نکنم و یا روزی به مکتوب سر نزنم. تازگی ها برای اینکه تمامی نوشته هایتان را داشته باشم به سرم زده بود نسخه کامل مکتوب را از ابتدا یعنی December 2004 برای خودم پرینت کرده و آرشیو کنم. بعد ها فکر کردم شاید امکان چاپش هم به دست انتشارات امید ایرانیان یا اطلاعات وجود داشته باشد. اگر امکان دارد خواهشمندم راهنمایی ام کنید. به امید اینکه مایوسم نکنید .
تلفن تماس 09141245407-0
4232230149
*******************
مکتوب همین گونه ادامه پیدا می کند. ممکن است پاره هایی از آن منتشر شود
هفته ای ست که شنیده ام. کوتاه و کوبنده. “بهمن” رفت.
دیدم که باز خاکستری غالب شد. گیج و گول در خودم فرو ریختم. با همه ی قلبم سوگوار “بهمن” ام. رفیقی که فلسفه نمی دانست که در برابر سیاست و گفتگوهای متعارض دیگر دوستان ساکت ساکت بود که کتاب هم نمی خواند. “بهمن” با خاک حرف می زد. با باد. با درخت و گلهای ریز شبدر، با گوسفند و گاو. و الاغی که زیر بار چغندر خسته می رفت. وقت درو به گوش خودم شنیدم که از بافه های گندم طلب آمرزش می کرد. آب آینه اش بود و هیچ کسی را ندیدم در همه ی عمرم که به قدر او با زمین یگانه باشد. هزار بار به چشم خود دیدم، که تا ستم نکند، لانه و گذرگاه مورچه ها را دور می زند. هزار بار دیدم که خرده های نان افتاده بر راه را کفسا می کند می بوسد و بر کنجی می نهد. او را بدون لبخند هیچگاه ندیدم. غروب “بهمن” برای "خانم آقا" تلخ است، برای "مش یدالله" برای "آقانور" و برای من و برای تو، برای خانواده ی کوچکش و دایره ای کوچکتر از کسانی که او را می شناختند. یک هفته است که در خلوت شب یاد “بهمن” بر دلم می تابد. کاش می توانستم بی صدا گریه کنم . من در عبداللطیف بودن ادعا می کنم . عبداللطیف “بهمن” بود. کاش دنیا پر از “بهمن” بود...
استاد دکتر محقق داماد به راستی از گوهرهای ناشناخته تفکر حقوقی و اخلاقی و اجتماعی عصر حاضر است. انسانی با منش انسانی و استادی نکته بین.
جناب دشتی آبادانی گرامی:
آن آیه میفرماید هر چیز چه خوب و بد از جانب خداست.(نه از جانب خود شما)
در آیه دیگرمیفرماید بدی ها از جانب نفس شماست (نه از جانب خود شما)
لذا چنانچه با دقت بیشتری به کلمات بکار رفته در آیات کریمه توجه کنیم در خواهیم یافت که تضادی وجود ندارد و مطالعه قرآن هم نیازی به طول و تفسیر و توجیهات مفسرین ندارد.
سلام جناب دكتر
چندي پيش سئوالي از شما در خصوص كانديداتوري آقاي خاتمي پرسيده شد كه شما جواب را موكول كرديد به زماني كه ايشان اعلام آمادگي كنند.
لطفا اكنون كه ايشان اعلام آمادگي كردند نظر مشروح و مبسوط خودتون را بفرماييد و يادتون باشد كه همانگونه كه شما فرمديد نظر كساني مثل آقاي بجنوردي معيار است نظر شما نيز براي ما هم همينگونه.
*****************
اکنون که هر سه آقایان در صحنه حاضرند... ترجیح می دهم سخنی نگویم تا هنگامی که اصلاح طلبان یک کاندیدا داشته باشند.
دکتر سلام.
من هر وقت دلتنگ ميشوم وميخواهم قران بخوانم قرانی دارم که در قطعی کمی بزرگ تر از قران های معمولی است وانرا قران کشف الايات ميگويند.فکر ميکنم ( هیچ تخصصی ندارم )از نوع قران های کوفی باشد. اين قران را به چندجهت دوست دارم. اول انکه پدرم همواره از اين قران استفاده ميکردواز طفولیت این قران را میشناختم. ودوم انکه در ابتدای ان اطلاعاتی در مورد قرائت و شجره نامه های با شیوه های خاص خود وغیره وجود دارد و خط ان کمی درشت تر از قران های قطع معمولی است وسوم انکه در ذيل هر ايه ترجمه کلمه به کلمه ايه فوق را در ذيل هر کلمه معانی معادل فارسی ان بدون هيچگونه تفسيری حتی یک کلمه اضافی نوشته شده است. پس از قرائت قران با توجه به اينکه عربی خوبی هم ندارم در ترجمه ذيل ايات تامل ميکنم. قصدم در تامل ذيل ايات نه برداشت فقهی است که مقلد هستم ونه تفسير قران که صلاحيت ندارم بلکه شناخت واشنائی با قران است در حدی که اگر شخصی در اصطلاح خالی بندی کرد جا خالی نکنم.حقيقت بگويم لزوم تفاسير به اين بزرگی را حد اقل برای عموم نه خواص فقهی که هر کدام دهها جلد میباشتد را درک نمی کنم. برای مردم عادی با نظر مولانا موافقم که می کوید
هیچ ادابی وترتیبی مجو
هر چه میخواهد دل تنگت بگو
علاقه ای که در قرائت وتامل در قران دارم و يکی از انها که برایم بسيار مهم است زمان نزول ايه با دقتی که موجود است میباشد. البته اينکه سوره ای مکی است ويا در مدينه نازل شده است ديده ميشود. وبا احتمال زياد نه با اطمینان ازطرف من ميتوان عنوان کرد که سوره های با ايه های محدود يک باره نازل شده اند .اما در مورد سوره های با تعدادايات زياد مانند سوره مبارک بقره ممکن است اينگونه نباشد. مطمئناٌ برای شناخت ناسخ ومنسوخ وتفاسير ديگر نزد علما شناخت دقیق اين زمانها ممکن است موجود باشد. حقيقت انکه دنبال قرانی ميگردم که زمان نزول هر ايه را با دقتی که موجود است را در ذيل هر ايه با همان معادل های فارسی کلمه به کلمه نه یک کلمه کم ونه یک کلمه اضافی اورده باشد. ميخواستم اگر در اين مورداگر ميتوانید راهنمائی لازم بفرمائيد.
أيها الناس اسمعوا قولي ، ولا تعجلوا حتّى أعظكم بما هو حق لكم عليَّ ، وحتّى أعتذر إليكم من مقدمي عليكم ، فإن قبلتهم عذري ، وصدّقتم قولي ، وأعطيتموني النصف من أنفسكم ، كنتم بذلك أسعد ، ولم يكن لكم عليّ سبيل ، وإن لم تقبلوا منّي العذر ، ولم تعطوني النصف من أنفسكم ، فاجمعوا أمركم وشركاءكم ، ثمّ لا يكن أمركم عليكم غمّة ، ثم اقضوا إليّ ولا تنظرون ، إن وليي الله الذي نزل الكتاب وهو يتولّى الصالحين
این قسمتی از خطبه امام در روز عاشورا است با خواندن آن متوجه خواهید شد جزم در عقیده چگونه آدمی را به خلق و خوی حیوانیت سوق میدهد که حتی حاضر نشده اند مواعظ امام را بشنوند
يقول الله سبحانه وتعالى:" ولولا أن يكون الناس أمة واحدة لجعلنا لمن يكفر بالرحمن لبيوتهم سقفا من فضة ومعارج عليها يظهرون، ولبيوتهم أبوابا وسررا عليها يتكئون وزخرفا وان كل ذلك لما متاع الحياة الدنيا، والآخرة عند ربك للمتقين
جناب آقای دکتر لطفا این آیه را به زبان فارسی روان ترجمه کنید با مراجعه به کتب معتبر تفسیری مقصود از اختصاص خانه ای با سقف نقر ه ای برای کفار را نتوانستم بفهمم لماذا اختص الله الفضة بالذكر في هذه الآيات؟
آیا مقصود آنگونه که تفسیر نمونه گفته است بی ارزش نشان دادن سرمايه هاى مادى و وسائل تجملاتى دنيا در پيشگاه پروردگار است ؟ كه این سرمایه ها و مواهب دنیائی مى بايست تنها نصيب افراد بى ارزش همچون كفار و منكران حق باشد، و اگر مردم كم ظرفيت و دنياطلب به سوى بى ايمانى و كفر متمايل نمى شدند خداوند اين سرمايه ها را تنها نصيب اين گروه منفور و مطرود مى كرد، تا همگان بدانند مقياس ارزش و شخصيت انسان اين امور نيست ؟
سلام
دکتر کاش شما یک کار ابداعی در حوزه تفسیر میکردید.
آیات خاص و ویژه و بحث برانگیز و نکته دار
را با اشاره به ده ها تفسیر از بزرگترین مفسران قران در جهان
گردآوری میکردید و اثری با شکوه به جا می گذاشتید.
سلام
من نمی فهمم چرا آقای احمدی نژاد وقتی هر جا و چندین بار از مذاکره با امریکا حرف می زند و شخصا آنها را دعوت به مذاکره می کند هیچ عیبی ندارد و هیچ کس به او اعتراض نمی کند .ولی مقاله شما در روزنامه اطلاعات آن همه سر و صدا به پا کرد .به نظر شما این به دلیل شرایط زمانه است یا اینکه اگر باز هم شما این حرف را بزنید همان جریانات تکرار می شود ؟؟؟
سلام استاد عزیزآنچه در خصوص درسهای استاد محقق داماد متفکر معاصر مرقوم فرمودید بسیار صحیح است .درسهای ایشان در دو مجلد توسط انتشارات روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده وانصافا کم نظیر است.با وجودآنکه این مجموعه گفتارهائی است که با اندک ویرایش به صورت نوشتار درآمده برای جامعه اهل فضل ارمغانی است .خدا شما وایشان را از بلای حسودانی که وقتی با پدیده های عظیم برخورد میکنند کودکانه سنگ پرتاب میکنند محفوظ بدارد.
کتاب،کودک،توسعه
تجهیز مدارس مناطق محروم به کتابخانه هدفی که به آن عشق می ورزیم و امیدواریم عاشقان زیادی همراهمان شوند.
با امید به همکاری و همیاری جنابعالی با کانون فرهنگی اجتماعی اسم، از حضورتان دعوت می شود تا در مراسمی که در روز سه شنبه 29 بهمن ساعت 15:30 به مناسبت تجهیز کتابخانه دفترِ انجمن حمایت از کودکان کار بر گزار می گردد حضور به هم رسانید.
حضور جنابعالی در این مراسم گرمی بخش کانون ما خواهد بود.
برای اطلاع از آدرس محل مراسم با شماره بنده 09123254576 تماس بگیرید.
در ضمن در روزهای ۶-۷ اسفند نیز با حضور در روستای مصر دبستان آن روستا را به کتابخانه تجهیز خواهیم کرد.
با ما باشید....
****************
با سپاس از لطف شما
سلام من حمیدم بعضی وقت ها توی مکتوب امدم.منوچهر احترامی شاعر حسنی توی ده شلمرود هم در گذشت:
توي ده شلمرود
حسني تك و تنها بود
حسني نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلي نه قلقلي
نه مرغ زرد كاكلي
هيچكس باهاش رفيق نبود
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
باباش ميگفت: حسني مياي بريم حموم؟
نه نميام نه نميام
سرتو مي خواي اصلاح كني؟
نه نمي خوام نه نمي خوام
كره الاغ كدخدا
يورتمه مي رفت تو كوچه ها
الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم بار ببرم
ديرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنين
سر در هوا سم بر زمين
يالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
يك كمي به من سواري ميدي؟
-نه كه نميدم
چرا نميدي؟
واسه اينكه من تميزم
پيش همه عزيزم اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه!
غاز پريد تو استخر
تو اردكي يا غازي؟
من غاز خوش زبان
مياي بريم به بازي؟
نه جانم
چرا نمياي؟
واسه اينكه من
صبح تا غروب
ميون آب كنار جو
مشغول كار شستشو
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
در وا شد و يه جوجه
دويد و اومد تو كوچه
جيك جيك كنان
گردش زنان
اومدو اومد پيش حسني
جوجه كوچولو
كوچول موچولو
مياي با من بازي كني؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ريزه ميزه
ببين چقد تميزه؟
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واهحسني با چشم گريون
پا شد و اومد تو ميدون:
آي فلفلي آي قلقلي
مياين با من بازي كنين؟
نه كه نميايم
چرا نمياين؟
فلفلي گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفتهاي دو بار ميريم حموم
اما تو چي؟
قلقلي گفت:نگاش كنين
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه حسني دويد پيش باباش
حسني مياي بريم حموم؟
ميام ميام
سرتو ميخواي اصلاح كني؟
ميخوام ميخوام
حسني نگو يه دسته گل
تر و تميز و تپل مپل
الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعي
با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد كاكلي
حلقه زدن دور حسن
الاغه ميگفت:
اگه كاري نداري بريم الاغ سواري
خروسه مي گفت:
قوقولي قوقو قوقولي قوقو
هر چي ميخواي فوري بگو
مرغه ميگفت:
حسني برو تو كوچه
بازي بكن با جوجه
غاز ميگفت:
حسني بيا با همديگه بريم شنا
توي ده شلمرود
حسني دیگه تنها نبود
درود من از اصفهان هستم سوالي دارم (هنوز اين وبلاگ را زير ورو نكرده ام) آيا واقعااين وبلاگ ازآقاي عطاءالله مهاجراجي است؟ ؟ همان مهاجراني كه وزير فرهنگ وارشاد بود؟ همان عطاءالله كه با خاتمي آمد ورفتنش همه ي ميهن پرستان و هنردوستان را اندوهگين نمود؟؟؟؟ آقاي مهاجراني اگر شما همان مهاجراني هستي ؛ كوتاه و مختصرومفيد:هنوزدرقلب مردم دراقصي نقاط ميهن جاي داري .نميدانم خوداين را ميدانيد يا خير؟ امادرميان مردم عامي هم -هنوز- زبانزد هستيد . آرزوي سلامتي شما را داريم ...هستيد ...بدرود
***********************
درود
سلام
در جواب آقای دشتی آبادانی
الذی احسن کل شی خلقه(سجده7)
هر چه خدا آفریده خوب است اما نفس انسان آنها را به خوب و بد یا حسنه و سیئه تقسیم می کند ولی عقل آنها را به خوب و خوب تقسیم می کند. و همیشه یکی از دو خوبی نصیب او می شود. (احدی الحسنیین)توبه 52
ما اصابك من سيئه فمن نفسك
نفس حسنه را تبدیل به سیئه می کند . حسنه از خداست ولی سیئه از نفس است. نفس زائیده ی جهل است. مثلا می گوید جنگ شر است و ما منادی صلح هستیم اما خداوند می گوید جنگ در جای خود خیر است.
كتب عليكم القتال وهو كره لكم وعسي ان تكرهوا شييا وهو خير لكم
اوج شاهکار قرآن در سوره الرحمن است و خداوند نقمت ها ، سیئات و شرها را تکذیب می کند و همه چیز را نعمت می داند جهنم و عذاب را هم نعمت می داند.(فبای الاء ربکما تکذبان)
نکته ی بسیار بسیار مهم این است که شریعت بر پایه ی دوگانگی خیر و شر یا حسنه و سیئه بناشده است و باید بدانیم که شریعت یک ضرورت اجتماعی است و نه یک حقیقت.در قرآن تضاد بین آیات تکوینی و محکم با آیات تشریعی و متشابه وجوددارد .البته از منظر عقلی مکمل هم هستند.
آیات تکوینی قرآن بر وحدت بنا شده و همه ی زوج ها ، فرد می شوند و دوگانگی ها به یگانگی تبدیل می شوند.
همه ی موجودات مسلمان هستند.(آل عمران 83)
همه ی موجودات تسبیح می گویند(اسراء44)
همه ی موجودات سجده می کنند .(رعد 15)
اما در شریعت برخی مسلمان و برخی کافر هستند. دنیا یک جهان است و جهان بعدی آخرت است . اما در آیات تکوینی دنیا و آخرت یکی هستند و هم زمان وجود دارند .
نتیجه:
از منظر شرعی حسنه و سیئه هر دو از جانب خداست و خداوند به هر که بخواهد سیئه و یا حسنه می دهد.
اما از منظر تکوینی همه چیز حسنه است و سیئه وجود ندارد و اگر بدی به ما رسید نه خدا به ما داده و نه دیگران و نه هیچ چیز دیگر و همگی از جانب نفس است. نفس با نه گفتن و قبول نکردن آنچه خدا به او داده ، آنها را تبدیل به سیئه می کند و در عوض هوس چیزهایی می کند که خدا به او نداده . بدن بدون هوا می میرد و نفس هم بدون هوای نفس خفه می شود و می میرد . آرزو و هوس عامل بقا و هوای نفس است و نفس مادر همه ی بدیهاست و به تعبیری هوس مادر همه ی رنج های بشر و عذاب الهی است. اگر هوس نباشد نفسی هم نخواهد بود .لذا معنای آیه می شود : هر چه بدی به تو می رسد از هوس یا هوای نفس است.
ما اصابك من حسنه فمن الله وما اصابك من سييه فمن نفسك
این آیه تکوینی و فوق تشریع است. یعنی مدح دیگران و خود دروغ محض است یعنی هیچ خیری از خود و دیگران به ما نمی رسد و غیر خدا دروغ و سیئه هستند و تنها خدا راست و حسنه است. این آیه ضد کثرت و موافق وحدت است بر عکس شریعت که کثرت است.
در اجتماع شریعت درست باید حاکم باشد که متغیر است ولی هر فرد باید تابع حقیقت و تکوین باشد.انسان هر چقدر بیشتر به حقیقت نزدیک می شود بیشتر ذوب می شود و در نهایت محو خواهد شد و فقط حقیقت باقی خواهد ماند . انسان از بین نمی رود بلکه نفس ِ اضافی و یا اضافات محو می گردند. (التوحید اسقاط الاضافات)
سلام.
خیلی وقت بود عرض ارادت نکرده بودم.همیشه بیادتون هستیم.چرا مفسر المیزان یگانه باقی مانده., و دیگر همانند او یا بهتر از او نیامده؟!!! مگر اینهمه در حوزه درس نمیخوانند؟!!!
پس چرا انها ثمر نمیدهند؟!!
********************
المیزان محصول درس و بحث تنها نیست. چرا دیگر کسی مثل خیام رباعی نگفته و مثل حافظ غزل و مثل مولوی مثنوی؟
سلام
اگر امكان دارد نحوه دسترسي به اين تفسير يا ان مقاله را بگوييد.
با تشكر
*******************
مقاله در کتاب" شاخه ای از شوق" منتشر شده است.
کتاب یادگارنامه ای در بزرگداشت استاد خرمشاهی است. نشر قطره منتشر کرده است.
جناب استاد دکتر مهاجرانی
سلام و خسته نباشید ، طلبه ای از قم هستم و شیفته قلم و نیز آزاد مردی شما که بارها نظرات مخالفم را با سعه صدرتان بازتاب دادید و راهنمایم بودی .اگر چه در کلاس درس شما نبودم اما در همین مکتوبتان شاگردی کردم، سؤالم اگر چه با این نوشته مطابقت کامل ندارد ولی اگر بزرگواری کنید و پاسخ دهید خرسند خواهم شد. آیا کتاب و یا نوشتار مستندی می شناسید که پیشرفت ها و عقب ماندگی های 30 سال کشور ما را با کشورهای جهان سوم و یا دیگران مقایسه کرده باشد. ممنون از توجه تان ،
*******************
با سلام
متاسفانه کتاب خاصی را نمی شناسم. البته مقاله در این باره زیاد نوشته شده است.
سلام استاد
حيف است كه درسياست بي ارزش نقش داشته باشید.جدا"اين بيان شيوا وقلم روان كم نظير است. خداوند نگهدارتان.
با آشنایی که با مکتوبات و آثار آقای محقق داماد دارم بنظرم خیلی مبالغه کرده اید . اصلا" ایشان را در همان حقوق و فقه عمیق نمی دانم چه رسد در این قد و قواره ای که معرفی کرده اید!
امروز بزرگترین اشتباه بعضی از مفسرین این است که میخواهند برای قرآن تفسیر علمی ارائه دهند تا بتوانند بقول خودشان باعث افزایش ایمان مردم مسلمان و گرایش غیر مسلمانان به قرآن و اسلام شوند
در حالیکه بسیاری از پژوهشگران علوم قرآنی عقیده دارند واجب نیست که آیه قرآن را به طرف علوم بکشانیم، تا تفسیرش کنیم و علوم را هم به طرف آیه نکشانیم تا قرآن را تفسیر کنیم، ابواسحاق شاطبی فقیه مالکی مذهب اندلسی در کتاب الموافقات تفسیر علمی را انکار و میگوید «بسیاری از مردم از حد تجاوز کردند، ادعا کردند که در قرآن، همه علوم گذشتگان و آیندگان وجود دارد، مانند: علوم طبیعی، هندسه، ریاضی منطق و علم حروف، ولی این صحیح نیست از سلف صالح، کسی این ادعا را نکرده است و قرآن هم، برای بیان احکام تکالیف و احکام آخرت و مسایل جنبی آن آمده است
سلام مجدد آقای مهاجرانی
در مورد کاندیداتوری آقای خاتمی نظری ندارید؟
******************
نظرم در باره کانداتوری ایشان و مهندس موسوی و آقای کروبی مثبت است !
سلام آقای مهاجرانی
سخن امروز ما باید سخن این زمانه باشد. و این زمانه تشکیل شده است از برآیند اندیشه آدمیان این روزگار در کل این دنیا. ما نباید در چارچوب دیانت و مذهب خود محصور بمانیم. با چراخ دیانت خود می توانیم راهی به سوی اندیشه های نو پیدا کنیم.
ارادتمندیم.
سلام دستتان را به گرمي مي فشارم خوشحالم كه ايران امثال شما را دارد . خيلي حرف و پرسش دارم خدا كند كه جوابم را از سر لطف بگوييد . به لذت و شوق مطالبتان را خواندم . نمي توانم نظري بدهم بايد بيشتر و بيشتر بخوانم نوشته هايتان را چند بار بخوانم فقط الان لذت يافتن سايت مكتوب را مي برم سلام بر ابنترنت كه باعث نزديكي و دسترس شدن مي شود.
***********
درود
آنچه در این زمان بیش از همه چیز در مورد سبک تفسیر قرآن ضروری به نظر میرسد جمع بین آیات متضاد قرانی است شاید تفسیر کلامی و عقلی بتواند این انتظار را پاسخ دهد مثلا جمع تضاد بین این آیات را کدامیک از مفسران ارائه داده اند:
1- و ان تصبهم حسنه يقولون هذه من عندالله و ان تصبهم سيئه يقولوا هذه منعندك قل كل من عندالله ( هر دو از ناحيه خداست )
2- ما اصابك من سيئه فمن نفسك
بر اساس آیه نخست هردو از او سرچشمه مىگيرند و اما در آیه دوم میگوید حسنه از خدا و سيئه از انسان است
با سلام و عرض ادب
حتما می پذیرید کتاب حق الناس جناب کدیور نشان از درک صحیح ایشان از دغدغه های واقعی دینداران امروز دارد. راهکار ایشان در خصوص تغییر احکام غیر عبادی مخصوصا پاره ای از آنها که دارای صراحت قرآنی هستند بحث زیادی می طلبد. امیدوارم همچون گذشته انتظار ما را در بیان نظر خود در این مورد بی پاسخ نگذارید.
با تشکر فراوان
نوشتن تفاسیر با سبکها و رویکرد های مختلف شاید دلیلی باشد بر درستی نظریه بعضی اندیشمندان غربی از قبیل ویتگنشتاین و هایدگر که میگویند کل تجربه بشرى اساسا ماهیتى تفسیرى دارد و تمامى داوریهاى او در دورن یک بافت تفسیرى که فرهنگ و زبان واسطه اظهار آن هستند و از آن فراتر نمى توان رفت، قرار دارد
به تعبیر ساده تر نشان میدهد که همه فهم ها نسبى هستند و شاید و خودفهمى هاى مردم، شکل دهنده واقعیت باشند
سلام اقای مهاجرانی
نمی دانم چرا شما اندیشه اقای محقق داماد را به نفع انقلاب مصادره میکنید! اگر میخواهید بگویید که انقلاب ما در تشکیل افکار ایشان نقش داشته باید برای این حرف دلیل بیاورید و بگویید اگر انقلاب نمیشد اقای محقق داماد چنین میشد و خودتان میدانید که نمی توانید... بر خلاف نظر شما اعتقاد دارم که اگر انقلاب ما چنین نبود و چنان بود (!) قدر اقای محقق داماد را خیلی بیش از این میدانستند و چنین نمیشد که امثال پدرم که تا قبل از انقلاب تمام کتابها و مقالات مذهبی را میخواند از دو سال بعد از انقلاب حتی نماز هم نمی خواند و الان وقتی من از خاتمی و مطهری و غیره و غیره میگویم با لبخندی میگویند... .
در اخر... از اقای محقق داماد به نفع انقلاب خرج نکنید... مگر اینکه دلیل داشته باشید.
به نام خدا
و با سلام
خیلی عالیست.مثل همیشه استفاده کردیم.