امیر  
[ ۸۶/۸/۲۲ در ساعت ۲۲:۰۳  ]

جناب دشتی
یا شما دکتر حلت هستتید یا مطلب ایشان را کپی فرموده اید در هر صورت ممنون
عقاب باشید



سیدمحمدحق خواه  
[ ۸۶/۸/۲۱ در ساعت ۰۱:۴۳  ]

ای بابا آقای دکتر ! کدام فقه ؟کدام سنت؟ بسیارشنیده اید:"جوون هم جوونای قدیم......های قدیم .....های قدیم" خب فقه هم فقه های قدیم دیگه !!مگه غیر ازاینه !!مجتهدوفقیه که یک شبه بر مسندفقاهت نشست بایدهم همه چیزشلم شوربا بشود.به خدا بعضی ازاینها که "ولایت شرعیه "برای خودتراشیده اندواسما اجتهادوفقیه درشرعیات رابه خودیدک بسته اند انگارولایت تکوینیه راهم مدعی اند که انتظارمندندزمین وزمان ازآنان سمعاوطاعتاچشم وگوش بسته اطاعت کنند.زمانه ماغریب زمانه ای است.فقیه ساختگی وخیالی /فیلسوف خیالی /دولت خیالگرا(که شجاعش نامیده اند)....نتیجه چنین تخیلات چنین میشودکه دراین آشفته بازار آن حکیم نما میگوید:"دراسلام میزان رای مردم نیست" جواب او:"فرق معصوم باغیرمعصوم دراینست که برهمگان اطاعت ازمعصوم لازم است ولی درما غیرمعصوم ها بایست بیاییم راهکار بدهیم/برنامه های خودرابیان کنیم/برای توده های مردم خودراتشریح کنیم اگرمردم ماراپسندیدندبه ماآری میگویند والا فلا مارابه خیر وآنان رابه سلامت !"بدبختی اینکه چنین مغلطه بازهایی درایام انتخاباتی سبزمیشوند.درآخرآقای دکتر !کاش ما هم دستمان به دهنمان میرسید می آمدیم درآنجا زندگی میکردیم.چون طوری نوشته اید:"اینجا طوری است که مردم زندگی کنند"که دهنمان آب افتاد.آری همه جای دنیا جایگاه همه معلوم است. الا....بالی کوه قاف که مامبتلاشیم طلبه ای جوان ولی دوستدارتحقیق نه بره ای مطیع



علی - ک  
[ ۸۶/۸/۲۰ در ساعت ۱۳:۵۵  ]

آقای دکتر عزیز سلام
درد ما ریشه تاریخی دارد و مال امروز فردا نیست.نگاه تخصصی به دین کردن یقینا نگاه مالکانه را به دنبال خواهد داشت.ما که حق نداریم به آهنگ دلمان به دلیل ترس از کافر شدن و یا اندیشه مان به دلیل بد اندیشی و ... گوش کنیم همین اتفاق می افته که الان باید بعد از سالها بین دو تا حکم شرعی در مورد یک موضوع دچار پارادوکس ذهنی شویم.بین شک 2و3 باید سجاده را جمع کنیم یا سهو به جا آوریم.هیچوقت یاد نگرفتیم که سکوت امام علی برای 25 سال یا رها کردن حج نیم کاره امام شهید چه پیامی برای ما دارد......
متاسفانه نه تساهل را فهمیدیم نه تسامح را و امروز گرفتار پارادوکس های فراوان در عرصه اخلاق.. سیاست...دین و دین مداری هستیم.
ما امروز به خود جرات میدهیم که برای خلافت خدا روی زمین هم خلیفه مورد نظر خود را تعیین کنیم و تنها آنانی را خلیفه الله بدانیم که در قالب های حقیر ما جا دارند و دیگران را هم جنود شیطان
.آقای دکتر چاره چیست؟



دشتي آباداني  
[ ۸۶/۸/۲۰ در ساعت ۱۳:۵۳  ]

1- اگر شخصی ، یا گروهی که احکام دینی ما را قبول ندارند ، ما چه رفتاری باید با آنها داشته باشیم ؟

2- -انشعاب دینی را که حتی امروز یکعده آنرا کفر و الحاد مینامند ، آیا میتوان ،آنرا یک جرم قابل تنبیه دانست ؟

3-اگر انشعاب دینی جرم است ، و باید مجرم محاکمه شود ، آیا این جرم بوسیله داد گاههای دولتی باید محاکمه بشوند ، یا داگاهای دینی ؟

4 - چه رابطه ای بین دولت و مذهب ، یا به عبارت دیگر بین دولت و مذاهب باید وجود داشته باشد؟

اینها سئوالاتی است که ذهن جان لاك را به خود مشغول و طرفداران و مخالفان «مدارا» را در حال نزاع و مجادله قرار داده است

مارتن لوتر ، بنیان گذار اصلاحات دینی ، (پروتستانتیسم )، نيز در دوران بلوغ فکری ، این نظریه را پیش میکشید : آیا پادشاهان مسیحی ، وظیفه ً تنبیه و از بین بردن فرقه های مخالف اصول پروتستانتیسم را دارد



امين  
[ ۸۶/۸/۲۰ در ساعت ۱۲:۴۶  ]

ميخواستم فرق دوجمله را باهم از شما بپرسم:
" درود بر مخالف من" و" عقل مخالفين من از بزغاله هم كمتر است".



آرمان  
[ ۸۶/۸/۲۰ در ساعت ۱۱:۳۸  ]

درود.تحمل دیگران نیاز به ریاضت در اندیشیدن و تفکردارد.برای مردمی که بیشترشان مقلد هستندوعقلشان را پس انداز می کنند طبیعی است که اهل مدارا نباشند. بنده یک عامل آنرا آموزشهای {غلط}دینی میدانم . درست است که در جملات ونوشته های دینی تغییری به لحاظ ادبی لحاظ نشده است . اما هر کس بسته به منافع خویش برداشتی را با اسانس !استبداد از دین {اسلام} ارایه نموده است .در استبداد و دیکتاتوری "مروت و مدارا " از خطوط قر مز است و نباید به حوزه آن وارد شد. من در زندگی شخصی خود{اندکی} اهل مروت و مدارا هستم (به گمان خود و اعتراف دیگران )بنده این موضوع را مدیون برخی از عوامل زیر می دانم : 1-زندگی کوچ نشینی (همنشینی با طبیعت وسختیهای آن ) 2-تحصیل در یک دانشگاه معتبر 3-مطالعه در حدتوان مالی و فراغت زمانی 4-علاقه مندی به باغبانی و شعر 5-مرگ اندیش بودن وعلاقه به تاریخ 6-دینداربودن بجای مذهبی بودن(یعنی اسکلت اصلی دین را قبول داشته وبا شدت و قوت به آن عمل نماییم).7-وطن پرستی .



کارون  
[ ۸۶/۸/۲۰ در ساعت ۱۱:۳۵  ]

آقای دکتر
اگر با "همه" دوستان مدارا داشته باشند و نسبت به دشمنان هم هوشیاری بهتر از وضع کنونی خواهد بود.



حسن  
[ ۸۶/۸/۲۰ در ساعت ۱۱:۱۲  ]

آقای دکتر
سلام
میخواستم نظرتان را در مورد انسانی که یک روزدر معنویت وعبادت مخلصانه با خداوند به گریه می افتد ودرست فردای آنروز از انجام اعمال شنیع و غیره هیچ ابایی ندارد بپرسم.
داروی چنین کسانی چیست؟

با تشکر



دشتي آباداني  
[ ۸۶/۸/۲۰ در ساعت ۰۹:۲۸  ]

يكي از نويسندگان غربي در مقايسه زندگي غاز ها و عقابها نكات جالبي را اشاره كرده است او ميگويد :
ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها . هرگز نباید عقاب ها رو به مدرسه غازها فرستاد و نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه . کسی که مثل غاز هست و تعلیم داده شده نمی تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گیر می کنه که مانع پروازش می شه . ولی عقاب رسالتش اوج گرفتنه . عقابی که مثل غاز رفتار می کنه از ذات خودش فرار می کنه .
* غازها همه مثل هم فکر می کنند و همیشه هم ادعا می کنند که درست فکر می کنند . افکارشون کپی شده هست و اصلا خلاقیت نداره . اکثر مواقع هم همگی با هم به نتایج یکسان می رسند چون دقیقا مثل هم فکر می کنند .

عقاب ها می دونند زمانی که همه مثل هم فکر می کنند در واقع اصلا کسی فکر نمی کنه .

* غازها همیشه می دونند غاز دیگه چطوری زندگی کنه بهتره ! هر کسی جای کس دیگه تصمیم می گیره . برای همین اکثر یا دیر به بلوغ (فکری – جنسی – احساسی) می رسن و یا اصلا بالغ نمی شن .

عقاب ها به خلاقیت ذهن هر کس اعتقاد دارن و در زندگی ماهیگیری به فرد یاد می دن و نه ماهی . در محله عقاب ها هر کسی جای خودش باید فکر کنه و کسی مسئولیت زندگی کس دیگه رو به عهده نمی گیره .

* غازها حریم شخصی ندارند و بارها و بارها وارد حریم خصوصی عقاب ها می شن چون حرمت ندارند .

عقاب ها به حریم شخصی هر فردی احترام می زارن و قاطعانه به افرادی که وارد حریم خصوصی اونها می شن تذکر می دن

* غازها باید همه رو راضی نگه دارند و تمام تلاششون رو در روابط می کنند که همه انسان ها ، تک به تک از اونها راضی باشند . به جای انجام وظایف و رسالت خودشون ، رضایت همه اطرافیان رو با هر زحمتی شده به دست می یارن چون اگر به دست نیارن احساس خلا می کنند .

عقاب ها می دونند که به دست اوردن رضایت همه افراد امکان نداره و نیمی از مردم همیشه با نیمی از افکار اونها مخالفند و این وظیفه یک عقاب نیست که مخالفانش رو راضی نگه داره .




علي  
[ ۸۶/۸/۲۰ در ساعت ۰۲:۲۸  ]

آقاي دكتر به نظر سرچشمه عمده مشكل ما همان است كه اشاره كرده ايد يعني ايديولوژي. عدم مدارا هم از آن بر مي خيزد.





: