قربانعلی طاهز فر  
[ ۸۶/۷/۲۸ در ساعت ۱۵:۳۹  ]

آقای دکتر مهاجرانی من در گذشته های دور و شاید هم اکنون نیز یه شما اعتماد نداشتم اما وقتی موضع منطقی میگیرید مشحص میشود مواضع شما در قبال مسائل ملی و کیان جمهوری اسلامی ایران فارغ از جنجالهای سیاسی همقطاران اصلاح طلب شماست امیدوارم در تمامی مقاطع حیات سیاسیتان به دور از غرض ورزی های سیاسی پایدار و پاینده بمانید .انشااله



alireza  
[ ۸۶/۷/۱۸ در ساعت ۲۰:۴۲  ]

سلام
من هم اول احساساتی شدم ولی اجازه ندادم احساسات برعقلانیت راستی و منطق غلبه کنه.
یک بر صفر به نفع جوان ها (:



هيوا  
[ ۸۶/۷/۱۶ در ساعت ۱۴:۲۰  ]

سلام عرض شد آقاي دكتر
خوشحالم كه چند سال وزارت و وكالت آنقدر متفرعنتان نكرده كه كامنتها را مميزي كنيد و اينكه وقت مي گذاريد براي مطالعه كامنتها ستودني است.
وقتي كوتوله اي كه در حد يك كارمند دون پايه دولت سواد و استعداد ندارد به رسم سياسي كاري زعما و بلاهت و ابن الوقتي مردم چونان هزاران نوكيسه ديگر سر از مقامات يك مملكت مثلا بزرگ در مي آورد بايد حالا حالاها تاوان پس داد كه هر ملتي لايق حاكماني است كه بر آن حكومت مي كنند(خلايق هر چه لايق).
وقتي در هر سفر استاني ، بيشمار عوام جلو چونان گله اي گوسفند موج بر مي دارند و شعار مي دهند .ديگري هم احساس مي كند كه نكند واقعا خبري است. البته كه هاله نور مي بيند و امام زمان را مشاور دست راستش.
اما اين طاووس عليين شده ديگر در هيچ مقطعي مجال پيدا نخواهد كرد كه اينگونه خود را در آيينه مشاهده كند. د.
و از ملت ايران تنها تر كيست كه نه مي تواند بر زر و زور هموطنان چپ و راستش اميد ببندد نه بر بيگانه دموكرات و جمهوريخواهي كه دندان به نفت اين ملت تيز كرده اند.
آقاي دكتر
توانستيد و رفتيد و در غربت آزاديد. ما كه مانده ايم و محكوميم به ماندن و بي هيچ افتخاري چه كنيم. كه مردن نيز در اين مملكت چونان زندگي ننگ است . كاش مي شد ايراني و مسلملن بودنمان را مي داديم و انسان مي شديم و چونان انسان مي زيستيم
********************
دوست گرامی
بز خلاف پیش بینی شما کامنت تان خلاصه شد..



neda  
[ ۸۶/۷/۱۴ در ساعت ۱۶:۳۳  ]

cheghadr ajib va gheghadr sakhte, imaan daashtan ro migam... inke aadam baa e'teghaad be dorost boodane amalesh, oon ro mortakeb beshe, kheili sakhte... shomaa vaaghe'an imaan daari mohaajeraanie hooshmande douraane daaneshgaahe amsaale man??! vaaghe'n be dorosti va sedaaghate kaari ke kardi mo'meni???????????



يك ايراني مسلمان  
[ ۸۶/۷/۹ در ساعت ۲۱:۲۷  ]

خداوند فرموده است : و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا
همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد و پراكنده نشويد.
آقاي دكتر اين همه پراكندگي گفتارها و اظهار نظرات در همين ستون گوياي دلائل بازماندگي ماست.
چرا صحبت هايمان بوي ايمان و قرآن نمي دهد؟



اکبر  
[ ۸۶/۷/۹ در ساعت ۱۱:۳۴  ]

آقاى مهاجرانى سلام!
١ - آيا شما و دوستان اصلاح طلب واقعا" معتقد هستيد برای اصلاح ایران عمل می کنید یا در تلاش برای کسب قدرت هستید ایا بعنوان یک اکادمیک شما هم باید اخلاق دانشگاهی را زیر پا بگذارید یکی از عوامل عدم اقبال از اصلاح طلبان همین دروغ گویی انان است یادتان باشد دروغ دروازه گناهان کبیره است و از انسانیت انسانها کم می کند دروغ اشکار و دروغ به عوام از همه چیز بدتر است بهر حال تنها می توانم بگویم متاسفم برای ملتی که نیاز به قهرمان دارد و قهرمانانشان اینقدر بی اخلاق هستند که در روز روشن و در ملا عام دروغ می پردازند بخاطر قدرت، سیاست و زراندوزی و حفظ زندگی دنیایی.
امیدوارو اخلاق و اخلاقیات که اسلام بخاطر ان ظهور کرد در جهان حاکم شود و ما همه منتظر موعود هستیم.
خدا دنیا را از دروغ و خشکسالی و زلزله و سیل و بیماریهای کشنده و واگیر دار در امان نگهدارد



بهمن  
[ ۸۶/۷/۸ در ساعت ۱۲:۱۰  ]

دوستی پرسیده بودند كه با همهء این حرفها، با همهء آن دشنامها و توهین‌هایی كه به رئیس جمهور كشورمان شد، آیا امكان این هست كه در ایران هم رئیس جمهور آمریكا به دانشگاههای ایران دعوت شود و بتواند دولت را آزادانه نقد كند؟

این دوستمان توجه ندارند كه نكتهء اصلی این است كه ایران خود را قیم جهانیان نمی‌داند، درحالیكه طبق قوانین بین‌المللی، آمریكا میزبان سازمان ملل است و می‌باید بدون كوچكترین چون و چرایی به بزرگان سیاسی كشورها و همراهانشان اجازهء حضور و سخنرانی دهد. درحالیكه بارها دیده‌ایم كه چگونه برای صدور روادید برای همراهان رئیس جمهور كشورمان یا حتی خود رئیس جمهور، مشكل ایجاد می‌كنند و چه اندازه مانع می‌شوند. این نشان می‌دهد كه آمریكا شایستگی میزبانی برنامه‌های بین‌المللی را ندارد!

از سوی دیگر، همین دیروز بود كه در مجلس آمریكا طرحی ارائه شد كه مخالفان دولت آمریكا حق ندارند بجز سازمان ملل در جاهای دیگر آمریكا سخنرانی كنند. بنابراین دوستانی كه آمریكا را پایگاه جهانی دمكراسی می‌دانند، بدانند كه حتی مخالفت با دولت آمریكا دارد بصورت قانونی جرم تلقی می‌گردد! دولتمردان آمریكا چنان بر خود تار تنیده بودند كه با یك فوت احمدی نژاد پایه‌های آن به لرزه افتاد و برای همین است كه به سرعت بدنبال این هستند كه كوچكترین صدای مخالفی را ببرند و بگویند كه نمی‌باید در هیچ جای آمریكا صدای مخالف دولت بگوش رسد. سازمان ملل را هم ناچارند كه تحمل كنند وگرنه فشارهایی كه بر این سازمان تاكنون آورده‌اند از دید جهانیان پنهان نمانده است!



ae  
[ ۸۶/۷/۷ در ساعت ۲۲:۴۸  ]

آقای دکتر مهاجرانی
چگونه است که تنها مصاحبه با یک زن همجنس باز باعث تعطیلی روزنامه بزرگی چون شرق می شود و جناب احمدی نژاد در مقابل دیدگان جهانیان می فرماید در ایران همجنس باز وجود ندارد.
من به عنوان نسل بعد از انقلاب مانده ام که منافع ملی ما کجاست ؟
آقای احمدی نژاد 50 درصد سخنانشان به فلسطین می پردازند آنوقت جوانهای بدبخت ما به خاطر یک لقمه نان در لجن فرو رفته اند. به خاطر عدم امکان تشکیل خانواده در لجن فرو رفته اند.
آقای مهاجرانی اکثر مردم همدیگر را در ماه مبارک به ناهار دعوت می کنند گویا اکثریت این کشور اصلا خبر ندارند ماه رمضان است. می دانید این حکومت الهی ایمان مردم را هم به لجن کشیده است و فردا روز که اینقدر به اسرائیلی که نه مرزی با ما دارد و نه عداوتی می تازیم کل ایران و ایرانی را هم به فنا خواهد داد.
**********************
واقعا اکثر مردم در ماه رمضان به مهمانی ناهار می روند؟



علیرضا  
[ ۸۶/۷/۷ در ساعت ۲۱:۴۸  ]

سلام آقای دکتر من هم مثل ما منتقد دولت آقای احمدی نژاد هستم.اما مثل شما منتقد منصف.ممنون از انصافتان
راستی این روزها مشغول خواندن کتاب سلمان هستم
باز هم ممنونم



رحمان  
[ ۸۶/۷/۷ در ساعت ۰۶:۱۵  ]

از نظر شما "دیکتاتور ستمگر کوتوله" فحاشی است.
از نظر من جملات زیر فحاشی است به شعور شنونده:
- در ایران آزادی تقریبا مطلق است.
- دختر بچه 16 ساله دبیرستانی در زیر زمین خان اش انرژی هسته ای تولید کرده است.
- پرونده انرژی هسته ای ایران بسته شده است.
- داستان هاله نور و صد ها نطق دیگر که نماد ریا و ارتجاع هستند.



حسین  
[ ۸۶/۷/۶ در ساعت ۱۹:۳۹  ]

با سلام
حیف از اینکه گفته اید هیچوقت کاندیدا نمیشوید//ولی به یقین میگویم کشور ما بیش از هر زمان نیاز به مردانی چون شما دارد و خودتان هم خوب میدانید.//با احترام و احترام



saeed  
[ ۸۶/۷/۶ در ساعت ۱۸:۱۱  ]

توهینی که از ایران شروع شد
نوشابه امیری nooshabehamiri@yahoo.com - پنجشنبه 5 مهر 1386 [2007.09.27]

من روزنامه نگاری ایرانیم . برایم مهم نیست در ماجرای دانشگاه کلمبیا"بازنده اصلی اسراییل باشد" یا نباشد؛ رئیس دانشگاه کلمبیا" در چنان پست معتبرى باقى بماند" یا نماند. من به جای"اخلاق سیاست" با واقعیت سرو کار دارم ،واقعیتی که می گوید: محمود احمدی نژاد پیش از کلمبیا، در تهران مورد تحقیر و توهین قرار گرفته بود. از همان موقع که با بی احترامی به ملت ایران، زمینه های نامحترم شدن خویش را فراهم آورد.

این فیلم جلسه است. دیدن آن، زمینه ایست برای بحث در واقعیت ها.

جلسه دانشگاه کلمبیا

روشن نیست ـ به شکرانه ریاست آقای احمدی نژاد و همفکرانش بر نظام اطلاع رسانی در ایران ـ که شایعه مربوط به شرط آزادی خانم هاله اسفندیاری در ازای سخنرانی در دانشگاه کلمبیا، درست است یا نه، اما اگر هم نباشد، آیا کسی منکر علاقه رئیس دولت نهم به حضور در"تیتر روزنامه ها"ست؟

احمدی نژادی کردن مطبوعات ایران،و البته به شیوه دولتمردان نهم، بر کسی پوشیده است؟ چرا نگران باشیم که این برخوردها به درد تیتر روزنامه ها می خورد؛ وقتی کسی خود انتخابی جز این ندارد؟

پس به انتخاب بنگریم و در عین حال، متن سخنانی را که قرار است در یکی از مهم ترین دانشگاه های جهان ایراد شود، بازخوانی کنیم. اینکه آنها چه گفتند و چرا گفتند، باز مسئله من نیست؛ اما بی تردید این مسئله من ایرانیست که رئیس جمهوری که "سقراط" می خوانندش و "معجزه هزاره سوم" است، در دانشگاه کلمبیا، قرار است از چه بگوید و با چه واژه هایی که پیش از این در سه سال ریاستش بر جمهوری اسلامی، نگفته باشد.

الحق و والانصاف خانم مترجم، همه احساسات خویش را بر ترجمه افزود. صدایش را بالا و پایین برد، به نرمی گفت و به تندی؛ دکلمه کرد بنده خدا؛ اما یک انشاء ساده دبیرستانی را کار دیگر هم مگر می شود کرد؟جملاتی مانند"انسان آلوده با حقیقت مقابله می کند"،"عالمان انسان را از جهل نجات می دهند"،"قلب باید از کینه خالی باشد"،"ما برنامه داشتیم که به قربانیان مظلوم 11 سپتامبر ادای احترام کنیم"، "عیسی چنین گفت.." ، "قران با اقرا آغاز می شود."... به چه کار می آید در یک محفل دانشگاهی؛ آن هم وقتی که باعملکرد خویش، جماعتی را آماده کرده ایم تا برای شنیدن "دیکتاتور کوچک سنگدل" هورا بکشند؟

برای طرح دو سئوال "هولوکاستی" که هزاران بار در طول دو سال گذشته، از سر غرض و مرض، تکرار شده، رفتن به دانشگاه کلمبیا لازم بود؟ آن هم وقتی که درصد قابل توجهی از دانشجویانی که الزاما "صهیونیست" نیستند و شاید حتی اسراییل را هم ندیده اند، اما کلاه های کوچک شان نشان از ایمان مذهبی شان دارد، سالن را پر کرده اند.

اصلا آقای احمدی نژاد، نماینده ایران بودند یا نماینده مردم فلسطین؟ این فرصتی بود که در اختیار حماس و مقتدی صدر گذاشته شده بود یا رئیس جمهور ایران؟ [بگذریم که می شد به زبان شیرین فارسی گفت به نام خداوند بخشنده و مهربان تا حاضران انگلیسی زبان فکر نکنند رئیس جمهوری ایران به زبان عربی سخنان خود را آغاز کرده]

نه؛ مشکل اینها نبود. مشکل آنجا بود که کسی که می گوید قلب باید از کینه خالی باشد، دانشجویان میهنش به جرم توهین به وی، روزها و روزها در بندهای انفرادی، شکنجه هایی می شوند که حتی رئیس کل دادگستری آن مملکت هم تاب شنیدنش را ندارد. آنجا که مطبوعات کشوری تنها به دلیل آنکه مدیحه سرای دولت نیستند ـ انتقاد که پیشکشان ـ یکی بعد از دیگری درهایشان تخته می شود و با شکایت دفتر رئیس جمهور. آنجا که کسی می گوید در ایران ما دست مادران را می بوسیم، اما زنان جوانی که در حرکتی مسالمت آمیز سخن از حق شان می گویند، به زندان و شلاق محکوم می شوند. آنجا که هنوز مهر لایحه زن ستیز خانواده مان خشک نشده است. آنجا که می گوییم در کشور ما همجنسگرا نیست و "پارک دانشجو" را انکار می کنیم.آنجا که از علم و عالم سخن می گوییم و استادان مان را به جرم دگر اندیشی،خانه نشین می کنیم. آنجا که از آزادی انتخابات می گوییم و سرداری را برای نظارت بر انتخابات می گماریم که "طرح محدودیت احزاب" را می ریزد، به این نیت که نه فقط اصلاح طلب حکومتی که"اصولگرای منتقد" هم در جمع یکپارچه ما باقی نماند.

نه، مشکل اینها نیست. مشکل این است که از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود سخن می گوییم و دیگرانی را به جرم تلاش برای جا اندازی این تفکر به جاسوسی، متهم و زبان شان را می بندیم، رئیس سابق پرونده هسته ای را از سفری، نیمه کاره، باز می گردانیم و خود هر روز "خبرخوش اتمی"می دهیم. مشکل این است که نمی گوییم اگر آمریکا ابوغریب دارد برای خارجی ها، ما سوله های کهریزک را داریم برای آنها که به نام"اراذل و اوباش" شبانه و با نقاب بر صورت دستگیرشان کرده ایم و به سه سوت، بر دار. نمی گوییم ...

آری، واقعیت این است كه "روساى دانشگاه هاى ايران، اگر منتخب استادان و نه منتصب دولت بودند" آلان باید شديدتر ازرئیس دانشگاه کلمبیا به رييس جمهوری اعتراض مى كردند كه به عنوان "نماينده يك ملت مستقل و كهنسال" در طول زمانی کوتاه، با عملکرد خویش، جهان را چنان بر کشور ما شورانده که هر چه می توانست امتیازی باشد برای ما، شد چشم اسفندیار ما. کسی که با گفتار و رفتار خویش، "بن لادن را به یاد جهانیان" می آورد؛ آنکه ....

کوتاه کنیم این کلام را که می تواند به درازا بکشد؛ درازایی هم اندازه ستمی که بر ملت ما رفته است؛ و بگوییم آقای احمدی نژاد، پیش از رفتن به کلمبیا، آنگاه که احسان منصوری را به جرم توهین به وی، چنان به زیر مشت و لگد گرفتند که هنوز اشگ چشم مادر از آن درد خشک نشده؛زمینه های توهین به خویش را فراهم آورده بود. آن زمان که چنان بر سر منصور اسانلو کوبیدند که نور از چشمانش بگرفتند، آنگاه که معلمان را با نابکاران به بندهایی کشیدند که علم از اندوه آن گریست، کارگران گرسنه را به رگبار بستند تا شکم، نان را به فراموشی بسپارد، برکرد و ترک و بلوچ چنان تاختند که هجی"ملت" را فراموش کنند، روزنامه نگاران ایران را آواره جهان کردند و بر آنان که مانده بودند، ترس را هدیه.....از همان زمان توهین به آقای احمدی نژادآغاز شده بود و خود کرده را تدبیر نیست.

من از تمامی آن همایش شرم آور، از پس اشگ، تنها به پلاکاردی می نگرم که روی آن نوشته است:"نه احمدی نژاد ایران است، نه بوش آمریکا".



گلرخ  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۶:۲۸  ]

می بخشید من گلرخ هستم
می خواستم خواهش کنم لینک وبلاگم رو از اینجا بردارید
من هواسم نبود نوشتم
ممنون می شم
این پیغام هم برای همین نوشتم فقط



رضا  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۴:۱۱  ]

سلام
آقای دکتر با اینکه قبول دارم سخنان رییس دانشگاه کلمبیا خارج از عرف بود اما از شما عجیب بود که این مطلب را نگاشتید.
آیا نباید حرمت امامزاده را متولیش نگه دارد؟
وقتی کسی همه چیز را انکار می کند و شعور همه ی مردم دنیا را به سخره می گیرد باید در انتظار چنین صحنه هایی باشد. در دانشگاه کلمبیا همان اتفاق افتاد که در دانشگاه امیر کبیر.
با سپاس



sara  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۳:۳۴  ]

مثل این که صدای امریکا از نوشته شما خیلی عصبانی شده است.در برنامه تفسیر خبر سه شنبه شب و چهار شنبه شب به شما اشاره کردند.آقای نوری زاده

هم گفتند شما بوی کباب انتخابات شنیده اید!شما بر نامه را دیدید؟
*********************************
ندیدم.فرصتی برای صدای آمریکا ندارم.فعلا که بوی کباب از واشنگتن بلند شده است..



behzad  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۱:۵۰  ]

nafasetan az jaie garmetan dar miayad.hamin



دشتي آباداني  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۱:۱۶  ]

در اين سايت مطالب مختلفي در حوزه ادبيات و فرهنگ و مذهب نوشه شده اگر اظهار نظرهاي كاربران را در باره اين نوشته اخير كه راجع به حوزه سياست است با مطالب قبلي مقايسه كنيد به چه نتيجه اي ميرسيد ؟
جواب : اين همه اعلام نظر در باره يك مسئله سياسي نشان ميدهد كه اولا اعلام نظر در باره مسائل سياسي نيازمند تفكر و فعاليت ذهني نيست براحتي هر كسي ميتواند فورا راجع به يك مسئله سياسي اظهار نظر نمايد
ثانيا دنياي سياست دنياي اختلاف و تهمت و بي بند وباريهاي اخلاقي است لذا طرفدار زياد دارد
ثالثا نشان ميدهد مردم هيچ مشغله علمي ندارند بايد وقت خود را صرف گوش دادن به سخنان سياستمداران كنند

بنا بر اين من باب نصيحت به شما آقاي مهاجراني توصيه ميكنم عالم سياست را كه عرصه حرف و حديث هاي پوچ و بيهوده است كنار بگذاريد به علم و حكمت بپردازيد و امروز كه روز 15 ماه رمضان است در معني دعاي اين روز خوب تعمق كنيد
"اللهمَّ ارزُقني فيهِ طاعَةَ الخاشِعِين،
وَاشرَح فيهِ صَدري بِانابَةِ المُخبِتين،
بِامانِكَ يا اَمانَ الخائِفين

اي خدا اي خالق جن و ملك
اي مدير خلق عالم تا سمك

كن تو ما را روزي اندر ماه صوم
طاعت اهل خشوع و ذوالحنك

نمره طاعات خوبان در جهان
چون علي آن شاه مغصوب الفدك

مثل طاعت هاي ارباب خشوع
كه رود صوت دعاشان تا فلك

خوش به حال آن جماعت كز كرم
حق تعالي جرمشان بنموده حك

گر چه اول امتحان بنمودشان
هر يكي زار و گهي سنگ محك

اي خدا ده شرح صدري اين زمان
نيستم من قابل چوب كنك

باز گشتي كرده، آيم سوي تو
تا نگشته ستر ظاهر منتهك

بر امان و امن و الطافت قسم
اي امان خائفين بي ريب و شك




گلرخ  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۱:۱۲  ]

کدام برنده وزیر محبوب خاتمی؟
چقدر دورید از ما.. مگر چند سال می گذرد از روزهایی که با دلهره از رادیو استیضاح شما را می شنیدیم؟..
هجده سالمان هم نبود..چقدر نزدیک بودید..
احساسی که شما از سخنرانی رئیس دانشگاه داشتید احساس خفت و تحقیریه که ما هر روز در ایرانه بعد از خاتمی داریم.
رئیس جمهور ستمگر کوتوله آنچنان توهینی نیست وقتی که خیابانها پر از گشتهای ارشادست که با وجود ما مخالفند
و صدا و سیما از حجم دروغ تهوع آور شده..
به چه اجازه ای در مورد حقوق زنان داد سخن داده میشه؟؟؟ وقتی که ابتدایی ترین حق ما که حق انتخاب پوشش هست در ایران رعایت نمیشه؟
وقتی که هزینه توهین های رئیس جمهور را ما پشت صف های طولانی سفارتها برای دیدار کوتاه عزیز ترین کسانمان با توهین پرداخت می کنیم..
چرا دور از ما برنده و بازنده رو تعین می کنید..
بازنده ماییم.. که امروز سرزمینمان رئیس جمهور ندارد...



محمد  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۱:۰۸  ]

سلام جناب دکتر
آقای احمدی نزاد هر چه باشه یک ایرانیه و ما موظفیم از هم وطنانمون دفاع کنیم و نذاریم بهشون توهین بشه
جناب دکتر باشما بطور کامل وافقم
در پاسخ به اون دوستانی هم که از شما انتقاد میکنن باید بگم که بقول مرحوم دکتر شریعتی ( خدایا به متعصبین ما فهم ببخش )



طاهر  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۱:۰۳  ]

حضرت آقاي مهاجراني
کلمه petty معناي خرده پا را ميدهد, در نتيجه تصور شما از کوتوله معنا دادن اين کلمه صحيح نمي باشد. بد نيست كه امروز كه به گفته خودتان "رفته ايد تا غرب را از نزديک بشناسيد, آن هم در دامن ملکه مادر, زبان آن کشور غربي را نيز بياموزيد. زيرا كه ترکيب عربي و اردو شما را واجد شرايط تر از همزيستي و محاوره با طالبان نميکند. باشد كه روزي روشنفکران ملت با سواد و با لياقت ايران به درستي نمايندگان آن ديار باشند و ما وحشت زدگان از ترس غايت به بول پناه نياوريم.



پطرس  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۰:۴۳  ]

جناب دكتر مهاجراني
درود و احترام، تقريباً هميشه نوشته هاي شما را مي خوانم اما اين براي اولين بار است كه در اينجا نظر مي دهم.
ببينيد وقتي در حق مردم ساير كشورها از جمله فلسطين،‌لبنان، يوگسلاوي سابق، عراق... و حتي به زعم آقايان به همين مردم آمريكا ظلم مي شود، چگونه است كه حكومت ما و رسانه هاي وابسته به حكومت به خود اجازه مي دهند با شديدترين و غير ديپلماتيك ترين الفاظ تحت عنوان حمايت از مردم آن سرزمين با حاكمان آنها برخورد كنند؟ خود ما اسم اين حركت را نوعدوستي و حمايت از نوع بشر(صرفنظر از هر عقيده، مليت و نژاد) مي گذاريم و انتظار داريم فرياد اين حمايت به گوش آن مردم ستمديده برسد تا بدانند ما هم در كنارشان هستيم. حال فرض كنيد همين مردم ستمديده بيايند و بگويند به شما مربوط نيست، مسئله داخلي خودمان است، چرا به حاكمان ظالم ما فحاشي مي كنيد؟ و اصلاً مسئله داخلي است و خود ما مي دانيم با حاكمانمان و لطفاً دخالت نكنيد! ... خوب چه حالي به من و شما دست مي دهد؟!! خيلي ساده آلان همين وضعيت براي خود ما اتفاق افتاده است. ما الآن همان مردميم كه مورد ستم حاكمانمان قرار گرفته ايم و عده اي ديگر(خدا كند از سر شرافت و نوعدوستي) از حق بديهي ما دفاع و حمايت كرده اند. چيزي كه در داخل ايران بندرت كسي شهامت ابرازش را دارد.
جناب دكتر، اگر الان سال 1357 بود و شاه سابق پشت يك چنين تريبوني بود. آيا باز هم نظر شما در مورد صحبتهاي رئيس دانشگاه كلمبيا در برابر وي همين بود كه امروز هست؟ آيا مردم شيلي اگر پينوشه پشت يك چنين تريبوني بود حق داشتند به رئيس دانشگاه كلمبيا بتازند كه اين چه رسم مهمان نوازي است؟! جناب دكتر، ظالم، ظالم است چه ايراني باشد چه نباشد. چه شاه باشد چه نباشد.!! نبايد به صرف ايراني بودن يك حاكم ستمگر و به محاكمه كشيدن وي در هر كجاي دنيا، به رگ ايراني بودنمان بربخورد.! بنظر من انصاف اين است نه آنكه شما فرموده ايد!!
آقاي دكتر مهاجراني، لطفاً چند روز ديگر كه آبهاي احساس از آسياب افتاد مطلب امروزتان را مرور كنيد. خواهيد ديد كه كمي عجله كرده ايد.



amir  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۱۰:۳۶  ]

makaru va makarallah vallaho khayrol makerin , mikhastam kharb konan raees jomhur ro , hamashun kharab shodan , zende bad jomhurie eslami



داود  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۰۹:۲۳  ]

جناب آقای محمد جواد،
فکر کنم من و همه انسانهایی که معنای کلمه "عزت" و " آزادی" را بلدند با شما در این مطلب که در ایران چنین و چنان هست موافق باشند ولی، هنر آن هست که در عین سختی و خستگی و حتی با دشمن ایدیولوژیک خودش از عدالت خارج نشود. کاری که رییس دانشگاه کلمبیا کرد بسیار بی ادبانه و زشت بود. میتوانست ابتدا شخص مدعو را معرفی کند و سپس با ارایه دلیل و مدارکی که داشت رییس جمهور را وادار به پاسخ کند. به نظر من کار او از فحاشی هم کودکانه تر بود. این نشان میدهد که یک آدم تحصیل کرده اگر اخلاق بلد نباشد چه قدر زشت و خطرناک است.



محمد  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۰۸:۳۳  ]

سلام
با عرض ارادت نسبت به جنابعالی
جهت اطلاع دکتر نوری زاده در صدای آمريکا دیشب از مطلب شما
اظهار تعجب کرد چون به عقيده او جنابعالی از احمدی نژاد دفاع کرده ايد
به اميد ديدار شما در ايران



محمد حسن  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۰۴:۵۷  ]

آقای مهاجرانی شجاعت داشته باش. به نظرم رئیس دانشگاه کلمبیا حرف دل ما ایرانی جماعت را زده.
اصولا احمدی نژاد نماینده ی ما ایرانی ها نیست که بخواهیم از او دفاع کنیم.
من به رئیس دانشگاه کلمبیا افتخار می کنم.



علي جوان  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۰۴:۳۴  ]

ببخشيد كه دوباره كامنت گذاشتم....در مورد رسم مهمان نوازي خواستم بگم كه شما هم خبر مهمان نوازي در دانشگاه تهران از فرزندان "چه گوارا" را شنيديد .... واقعا اين يك بام و دو هواي ما ايرينيها هم همه را كشته...!!!!



محمد جواد  
[ ۸۶/۷/۵ در ساعت ۰۰:۳۵  ]

سلام آقای دکنر...
فکر می کنم اگه شما الان در داخل کشور بودید و شرایط ایرانی ها را از نزدیک لمس می کردید و می دیدید که واقعا نفس کشدن هم برایشان سخت شده است(از تمام جهات .فقر.فساد.تبعیض وبی عدالتی.نداشتن حق حرف زدن.نداشتن حق فکر کردن . نداشتن هیچ امیدی به فردای بهتر و .............)آنگاه شما هم از این صحبتهای رئیس خرسند میشدید.زیرا بلاخره یکی پیدا شد تا حرفهایی بزند که برای خیلی ها عقده در گلو شده بود.



وریا  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۲۲:۴۰  ]

فرموده اید این سخنرانی او و ایران را در موضع مظلومیت و حقانیت قرار داد. میتوانید بفرمانید کدام بخش از این سخنرانی منظورتان است؟
1- اهمیت علم و دانش؟
2- جنایات اسرائیل؟ آبا به یاد دارید اسرائیل به احمدی نژاد و ایران ظلمی کرده باشد. در مورد فلسطین صحبت نمیکنم چون شما گفته اید به ایران ظلم شده است.
3- در مورد مسئله هسته ای که اگر مظلومی باشد قطعا ملت ایرانند که هزینه سنگین آن را میپردازند اما ظالم اصلی جمهوری اسلامیست که ملت را قربانی بلند پروازی های بی منطق خود کرده است.
4- در مورد زنان که این همه به آنها جفا میشود و این "دیکتاتور ستمگر کوتوله" با وقاحت آنها را صاحب همه حقوق مورد نظرشان میداند.




علی عبدالهی  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۲۱:۲۷  ]

یادمان باشد پشت دیوار حماقت برویم
خوشه ای را که در آن
بوی شب بو پیداست
به تماشا بنشینیم یک شب
و برای دل خود حبه ای برداریم
حبه ای هم بدهیم
به شب بی باران



سعیده  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۲۱:۱۰  ]

حرفتون را کاملا قبول دارم
ولی نمیدونم چرا از این جمله توهین امیز خوشم اومد
ایشون در حقیقت ریس جمهور ما نیست اگه ایشونم مثل اقای خاتمی واقعا به این مقام رسیده بودن الان یه بمب گوگل درست شده بود......



علي جوان  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۹:۵۲  ]

جناب مهاجراني!!!
باز هم ما را نا اميد كرديد...ميخواستم از شما بسيار گلايه كنم كه ديدم دوستان چه زيبا حرف دل من را هم زدند...باز هم شما بي انصافي كرديد و هر وقت نام امريكا مي ايد واكنشي عجيب از شما سر ميزند...همانند دوست ديگرتان "مسعود بهنود" كه فقط قلم فرسايي ميكنند....
چه كسي گفته كه آقاي احمدي نژاد نماينده فرهنگ ايرانيست؟؟؟؟
آيا شما به سخنراني داغ ايشان در ميدان ازادي قبل از سفر به نيويورك گوش نداديد؟؟؟
ما عادت كرده ايم كه به تمام دنيا توهين كنيم ولي كسي از گل كمتر جوابمان ندهد...
نه اين رسم مهمان نوازي نيست...رسم مهمان نوازي آنست كه با "هاله اسفندياري"و"كيان تاجبخش"و"رامين جهانبگلو"و در راس همه "بانو زهرا كاظمي" كردند.....
اري ما هم باور داشتيم كه ميتوان به شما و انصافتان اعتماد كرد ولي سنگ روي يخمان كرديد....من هم فكر ميكردم كه شما چون زيبا سخن ميرانيد و زيبا مينويسيد ِ روح منصفي هم داريد....
آقاي بهنود گفته اند "ميتوانستند مودبانه سوال كنند"....از چه كسي ؟؟ از كسي كه ميگويد ما در ايران پديده اي بنام همجنس بازي نداريم!!!!!
آري اين مردمان آنقدر منصف هستند اگر 28 ساك گفتيد "مرگ بر آمريكا" دختر گراميتان را به دانشگاهشان راه دادند و.......
واقعا كه شرمنده مان كرديد...همگي...
دست مريزاد!!!!!!



کوروش  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۸:۳۳  ]

سلام
از اینکه با نوشته ای کوتاه عمدا یا سهوا باعث گردیدید ما نیز در جریان سخنان رئیس دانشگاه کلمبیا قرار بگیریم سپاسگزاریم و همینطور از کسانی که مکتوب را از فیلتر نمودن معاف فرموده اند !

وخواهش میکنم نظرتان را در اینمورد صراحتا بفرمایید که آیا دولتمردان فعلی ما ظرفیت پذیرش دعوت آقای رئیس جمهور مبنی بر شرکت استادان و دانشجویان آمریکایی در بیش از 400 دانشگاه ایران که روزانه صدها جلسه پرسش و پاسخ مشابه آنچه در دانشگاه کلمبیا برگزار شد را دارند؟
با تشکر
******************
من با پیشنهاد شما موافقم.دولتمردان خودشان باید نظر بدهند.



علی  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۷:۲۰  ]

با سلام. آقای مهاجرانی با همه احترامی که برای شما قایل ام اما به نظرم مطلبی که نوشتید زیاد مناسب و به جا نبود. نکند دجار باز نگری در افکار و عقاید خویش هستید ؟ نکتد با روزنامه کیهان همکار شده ای؟!!!از شما بعید بود.



جلال دستیاری  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۷:۱۲  ]

جناب مهاجرانی بنظر من رئیس دانشگاه کلمبیا حرف دل مردم ایران را زد. حرفهائی که مانند خوره در گلویشان مانده است و نمیتوانند بر زبان بیاورند.
دنیا دار مکافات است ، دیدید با دانشجویانی که فقط یک فریاد زدند چه کردند؟ من بشخصه در دو شب گذشته آرامتر سر بر بالین کذاشته و سبکی خاصی در خود اخساس میکنم.

دوستدار - جلال



اردشير  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۶:۳۶  ]

سلام آقاي دكتر
برام جالب بود تحليل شما رو در مورد سخنراني رئيس جمهور مون در دانشگاه كلمبيا بشنوم.اون چيزي كه در اين بين اصلا مورد اعتراض خوانندگان محترم اين سايت قرار نگرفته / بي درايتي و بي كفايتي مشاوران و همراهان آقاي رئيس جمهور بوده / كه بدون در نظر گرفتن جوانب مختلف و پيامدهاي احتمالي اين سخنراني / با كمترين آگاهي لازم ايشان را روانه مكاني ميكنند كه براي برگزاري اين نمايش تمام جوانب را در نظر گرفته بودند!
هر آدم عاقلي ميتونست تصور كنه با وجود اون همه جنگ رواني كه قبل از اين سخنراني رسانه هاي غربي به راه انداخته بودند/عاقبت اين شووي تلوزيوني اوون هم تو قلب امريكا چه خواهد شد..
حضراتي كه بيشتر ادعاي مشاوره دادن رو دارن / بر اين باور بودند كه دانشگاه كلمبيا يه چيزي شبيه دانشگاه پلي تكنيك خودمونه!! و حتما دانشجوها و اساتيد اونجا هر حرفي رو مجبورن كه بپذيرن !
جناب دكتر عزيز ... به ليست بازنده هاي مقاله تون / مشاوران رئيس جمهور رو هم اضافه كنيد



کریم  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۵:۳۳  ]

سلام دکتر
1- از اینکه در ایران نیستید متاسفیم شاید راهی پیدا شود که کلام گفتن و نقد در ایران هم آزاد شود تا امثال جنابعالی که شاید انتقادی به بدنه دولت و نه اسلام دارید بتوانید آزادانه حرف بزنید .
2 - همه ما مجبور هستیم راهی که برای سعادت و عاقبت به خیری همنوعان و خودمان شناختیم را اشاعه دهیم ولی هیچکس کمال مطلق نیست و گاهی اشتباه میکند . بهترین راه این است که بگوئیم این کار راهش از نظر و عقل بنده اینطوری است تا تضادها کاهش یابد و مجبور نشویم از افرادی که روزی آنها را هو میکنیم دوباره استمداد و یاری بطلبیم که این مطلب ، صداقت شما برادر بزرگوار را نشان میدهد و به قول برخی ها نشان میدهد که میشود با کسی در سیاست اختلاف داشت ولی در اخلاقیات در کنار هم بود و برای اعتلای فرهنگ اخلاق از شخصیت مایه گذاشت
3- شاید از هم فکران خود که به نظر بنده اعتقادی به احترام و ارزش گزاری به ایران در حافظه شان ندارند و همه چیز را سیاسی تلقی میکنند نقطه نظراتی بشنوید که لابد شنیده اید ولی باید صبر کرد و مقاومت که اگر اینطوری نباشد خوب فرق شما و دیگران چه می شود
4- آرزوی موفقیت و به حق رسیدن برای شما و خودمان دارم اگر اینجا باشید یا صلاح بدانید در خارج بمانید.
و توکل علی العزیز الرحیم الذی یرئک حین تقوم شعرا 216 و217



فهیمه  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۵:۱۵  ]

از اينکه منصفانه نقد کرديد خوشحالم اين مهم است که بدور از اختلافات، هميشه خود را به اخلاق سياسی مزين کنيم
با سپاس



امير  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۴:۰۲  ]

سلام آقاى مهاجرانى
مگر آقاى احمدى نژاد به مهمانى نزد بستگانشان رفته بود كه با او تعارف و مهمان نوازى داشته باشند. با اين حماقتهائى كه از خودش نشان داده بيشتر از اين مى بايست كباب مى شد. مثل يك بچه لجباز گير داده به حاكمان كشورى كه از نظر او و همپالكى هايش منفورند به او اجازه سخنرانى در دانشگاه و ديدار از خرابه هاى ١١ سپتامبر بدهند. چرا؟ براى اينكه كك افتاده تو تنبانشان نكند راست راستى آمريكا و اسرائيل ميخواهند به ايران حمله كنند، فكر كردند بزرگان قوم، حالا از فرصت استفاده كنيم براى مظلوم نمائى. نه آن جور عربده كشى، و نه اين جو ر التماس و دريوزگى. شما كه جنبه اش را نداشتيد چرا با همه در افتاديد؟
آقاى مهاجرانى از شما انتظار چنين مطلبى در پشتيبانى از يك چماقدار و سركرده يك باند نداشتيم، مگر اينها تريبون كم دارند كه شما هم به طرفداريشان راه افتاده ايد، مگر يادمان رفته ايشان چطورى ازصندوق انتخابات رياست جمهورى در آمدند. ايشان برگزيده جمهور نيستند كه شما دل مى سوزانيد.
اميدوارم با اين موضعگيرى خداى ناكرده قصدتان اين نيست كه در انتخابات ميخواهيد كانديد شويد.
***********************
نه دوست گرامی! هیچوقت کاندیدا نمی شوم.



نیما  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۲:۵۱  ]

من نمی فهمم چرا ما ایرانیا اینقدر قضایای بی ربط رو به هم ربط می دیم!!!
مگه احمدی نژاد رفته بوده خونه اقوام و آشنایان که باید مثل مهمان باش رفتار می شده! مگه این آقایون با رفتاری که با سفارت آمریکا تو ایران شد مخالفت نشون دادن و صحبت از مهمون نوازی کردن! مگه دوستای این اقا که ریختن توی کوی و دانشجویان شهرستانیو که مهمون بودن، زدن و کشتن، مهمون نوازی سرشون می شد!!! مگه باید از کسی که اینهمه آزار و اذیت به سر ملت مظلوم ایران میاره مهمون نوازی کرد!
ما چقدر حقیر شدیم که وقتی یه نفر از ما دفا می کنه هم به خاطر مسایل دیگه بهش ایراد می گیریم که چرا مهمون نوازی نکردی! صحبت رییس دانشگاه کلمبیا ترکیدن بقض ملتی بود که صداشون به هیچ جا نمی رسه و دلشون خوشه به امثال شما که یکی به میخ می زنید و یکی به نعل!!!
ملت بدبختی که همه جوره دست و پاش تو زنجیره و نمادش شده یک سری افرادی که دیگه شرمش میاد که نام ایرانی روشه!



سيد علي  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۲:۱۵  ]

سلام
تشكر مي كنم آقاي دكتر . با اين مقاله شما را نه به عنوان فردي سياسي بلكه به عنوان يك روزنامه نگار مي شناسم . برايم بسيار اتفاق افتاده كه به خاطر درج خبري از جناب رئيس جمهور متهم به طرفداري از وي شده ام . اما دوستان اگر توجه فرمايند اصل كلي كه يك روزنامه نگار بايد رعايت نمايد همان است كه در نوشته شما هويداست . بي طرفي سياسي.فراغت از حب و بغض . انعكاس صحيح واقعه .
اين نوشته زيبا را با اجازه شما در وبلاگم قرار مي دهم .
بدرود.



مسعود  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۱:۴۵  ]

دنیای عجیبی است.آقای احمدی نژاد در جایی سخنرانی میکنندو استاد مهاجرانی نقدی در این مورد مینویسند و این بهانه ای میشود برای افرادی تا به آقای دکتر مهاجرانی بتازند و برای ایشان آرزوی عاقبت به خیری بکنند.مگر عاقبت به خیر تر از استاد مهاجرانی داریم.کسی که با جادوی قلم و بیانش همگان راسحر میکندو این جادو و گوهر خویش را در خدمت اسلام و مسلمین قرار داده است.مگر امکان دارد کسی که صاحب کتابهای ارزشمندی چون پیام آور عاشورا،انقلاب عاشورا،سلمان فارسی و...است عاقبت به خیر نباشد.چرا ما تمام مسائل را با سیاست قاطی میکنیم.اگر به رئیس دانشگاه کلمبیا خرده میگیریم به خاطر این است که درجایی که نباید مهمان نوازی را با سیاست قاطی کرده است.حال چرا ما خودمان همه چیز را با سیاست قاطی میکنیم.اینکه استاد متعلق به یک جریان فکری خاص است نباید باعث شود تا ما خارج از دایره انصاف در مورد ایشان فکر کنیم.



رضاپیری اردکانی  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۱:۳۶  ]

دکترمهاجرانی عزیز
باسلام
بسیارخرسندم ازاینکه وزیردانشمند وفرهنک دوست دوران اصلاحات منصفانه به واقعه فوق پرداخته وبااینکه منتقد شخص احمدی نژاد ودولت اومی باشد اهانت به رئیس جمهور منتخب مردم ایران رابرنتافته و اعتراض خودرانشان می دهد . زنده وپاینده باشید.



مهدی  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۱:۱۷  ]

جناب اقای مهاجرانی من در واقع از زمانی که دفاع فصیح و صریح شما رو در مجلس در زمان استیظاح شما شنبدم به شما ارادت زیادی پیدا کردم و به باور من همیشه ادم وارسته و فرهیخته ای بوده اید و هستید.
در عین حال متاسفم از این یادداشت احساسی که از شما میبینم. بنظر میاد من و شما از دوران درخشان ولی ناکام خاتمی درسی رو که باید میگرفتیم نگرفته ایم انجا که خاتمی هم بیعت با مردم و حقیقت رو با بیعت با حکومت و مصلحت معاوضه کرد و بجای اینکه طرف حق و مردم رو بگیرد به مصلحت عمل کرد و چنین شد که نباید میشد..

جمله رئیس دانشگاه کلمبیا این بود :
Mr. Pres. you exhibit all the sings of a petty and cruel dictator
معنی این جمله تفریبا میشه : آقای ریس جمهور شما تمام علام یک دیکتاتور حقیر و بی رحم رو به نمایش گذاشته اید.

لازم توجه کنید که رئیس دانشگاه کلمبیا این جمله رو بعد از اینکه تمام ادله که باعت شده به این نتیجه گیری برسه به روشنی و یک به یک بیان کرد. که اون دلایل برای همه ما مثل روز روشن .

آیا حقیقت غیر از این هست و ایا احمدی نژاد غیر از دورغ چیز دیگری جواب داد به نکات مورد سئوال ایشون.

آیا بعد از مقدماتی که رئیس دانشگاه گفت ایا این جمله نتیچه گیری با فحاشی به حساب میاید ؟
به باور من خیر. ایشون در نهایت ادب حرفش رو زده اگر چه تلخ باشه .
چرا اینها رو به خاتمی نگفتند . چرا ما احساس تحقیرمون و سرشکستی از اینکه آدم نا اهلی بر مسند نمایندگی ملت ایران نشسته با احساسات و غرور ملی می آمیزیم ؟

امیدوارم به هر حال همیشه سلامت باشید.



داریوش  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۰:۴۱  ]

با سلام خدمت جناب آقای مهاجرانی
این وحشت دولتمردان آمریکا را می رساند که قبل از اینکه رئیس جمهور محترم ما شروع به سخن گفتن کند او را اینچنین ترور شخصیت می کنند و از اگر کسی از این اهانتها خوشحال شود از بی غیرتی و خودباختگی اوست .به منتخب ملت ایران عزیز توهین شود و ما ....این مردک دم از دستگیری هاله اسفندیاری و... میزند که ایرانی مزدور هستند ولی از دستگیری دیپلماتهای ما وآفای فرهادی نماینده تجاری استانداری کرمانشاه توسط نیروهای اشغالگر خود یحثی نمیکند خیلی زیبا بود که بعد از هر سخن کوبنده از سوی آقای احمدی نژاد مردم حاضر در سالن با دست زدن آنرا تائید می کردند.



محمد  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۰:۱۷  ]

جناب آقای مهاجرانی
این خوب است که انسان همیشه حتی در مورد دشمن منصف باشد ولی باید واژه انصاف را در معنای واقعی آن درک کنیم. من حرفهای زیادی برای گفتن دارم ولی هم در این مجال فرصت آن نیست و هم اساسا علاقه ای به اظهار نظر به عنوان یک شخص گمنام ندارم. چرا که مطمئنا نمی توانم نام واقعی خود را در پایین اظهار نظرم درج کنم. لازم است این را هم بیان کنم که دارای مدرک دکتری هستم. این را برای فخر فروشی نگفتم چون کسی مرا نمی شناسد.
آقای مهاجرانی!
در کشوری که کسی حتی استاد دانشگاه آن نمی تواند و حق ندارد به اظهار نظر درباره مسائلی که فکر می کند به او و کشور او مربوط است بپردازد، در کشوری که حکومتش با حدود سی شبکه تلویزیونی، چندین شبکه رادیویی و چندین روزنامه و رسانه جمعی دیگر تمام تریبون ها را در اختیار دارد و هر چه می خواهد راست و دروغ از فضل و کمال و حسن و وجاهت خود و اعوانش سخن می گوید وکسی را یارای پاسخگویی و مقابله نیست، در کشوری که رهبرش تفاوت دولت و حکومت را نمی داند و تصور می کند از سوی خدا و امام زمان اختیار حکومت (نه مسئولیت) تا پایان عمرش بر مردم بینوا را دارد و....
آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا از چه سخن می گوید. از کدام آزادی؟ اوبهتر است به جای قرار دادن خود و ملت ایران در معرض اهانت و استهزا در خارج از کشور، همین جا بماند و به مسائل واقعی ایران بیاندیشد.
آیا این تنها ملت فلسطین است که حق تعیین سرنوشت خود را دارد؟
سرنوشت ایران را چه کسی تعیین می کند؟
بماند.
آقای مهاجرانی!
انصاف را وارونه تعبیر نکنید.



دشتي آباداني  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۱۰:۰۴  ]

دعاهايي از مثنوي
******************************
اي دهنده عقلها، فريادرس تا نخواهي تو نخواهد هيچکس

هم طلب از توست و هم آن نيکويي ما کييم اول تويي آخر تويي

هم بگو تو هم تو بشنو هم تو باش ما همه لاشيم با چندين تراش

هم دعا ازمن روان کردي چو آب هم ثباتش بخش و دارش مستجاب

هم تو بودي اول آرنده دعا هم تو باش آخر اجابت را رجا

اي مبدل کرده خاکي را به زر خاک ديگر را بکرده بوالبشر

کار تو تبديل اعيان و عطا کار من سهوست و نسيان و خطا

سهو ونسيان را مبدل کن به علم من همه خلمم مرا کن صبر و حلم

اي که خاک شوره را تو نان کني وي که نان مرده را تو جان کني

اي که جان خيره را رهبر کنيوي که بي ره را تو پيغمبر کني

مي کني جزو زمين را آسمانميفزايي در زمين از اختران

هر که سازد زين جهان آب حيات زوترش از ديگران آيد ممات



دشتي آباداني  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۸:۵۹  ]

نظر كاربران در سايت العربيه نشان ميدهد كه اغلب مسلمانان شجاعت احمدي نژاد را تحسين ميكنند و حكام عرب را به تاسي از ايشان فرا ميخوانند چند اظهار نظر را ببينيد :
أمين السعودية: الله يعز الإسلام والمسلمين وينصرك يا نجاد على الظالمين
عبدالله من السعودية :فيك عزيمة وأصرار وقوى يا أحمدي نجاد عجزت الشعوب العربية بحكامها أن تصل ألى ربع عزيمتك وقوتك ........ الله يعز المسلمين بك يا أحمدي نجاد

مصرى : اكبر ,, الله اكبر ,,,,,تحية اليك ايها الشريف الشيد المجاهد وبارك الله فى جهودك وسدد خطاك ونصرك على اعدائك واعدائنا ,,

راشد محمد - الامارات:حفظك اللخ يا قائد الأمة الاسلامية يا نجاد ولعنة الله على كل المتخاذلين الخونه أنصار امريكا واسرائيل



محمدرضا  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۸:۳۴  ]

سلام به دکتر عزیز فرهیخته و فرنگ نشین، من مقاله هاآرتص رو خوندم یه نظر من آن مقاله یک نظر کاملاشخصی بود(لابد مثل سرمقالات روزنامه کیهان که نظر کل مردم ایران است و یا کل مسلمانان همیشه مظلوم جهان!) ونظر مرم اسرائیل و شاید مثل چیزی که شما نوشتید تمام مردم دنیا! نبود. اگرشما کمی منصف بودیدحداقل می نوشتید که نظرات خوانندگان آن مقاله چه تعداد بوده و همچنین چگونه به آن مقاله پاسخ داده اند. می دانم برای شماو امثال شما که زمانی دولتمرد بودید و بلای یک کنفرانس مثل برلین را هم بر سرتان آوردند دیدن این سخنرانی دردگذشته را تازه کرده است و لی این به نظرمن دلیلی برای موضع شما نمی باشد. من سخنرانی را کامل دیدم و به عنوان یک ایرانی از سخنرانی ایشان لذت بردم البته نه از منظر شما، از این منظر که ایشان صادقانه و بدون هیچ چاپلوسی نطرات خودراا کامل و واضح بیان کرده و از اسلام و گذشته پرافتخار ایران هم مایه نگذاشتندو این برای من که در کشوری زندگی می کنم که همه حتی شما جناب دکتر دارای ظاهری متفاوت از باطن هستند غنیمت است.



عبدالله  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۶:۲۲  ]

جناب آقای مهاجرانی- انصاف شما در این مورد که ریشه از اجداد معصومتان دارد قابل تحسین است. در این ماه مبارک رمضان از خداوند متعال آرزوی حسن عاقبت را اول برای خود و بعدا برای دیگر برادران و خواهران و بویژه جنابعالی دارم. استدعادارم فقط به خدا فکر کنید و برای خدا قلم بزنید و سخن بگوئید که می دانم قلم توانائی دارید و تکلیفتان بسیار سنگین است. انشاءالله در بازگشت به راه خدائی موفق باشید.



سینا  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۴:۰۶  ]

دوستان عزیزی که توهین به این فرد رو توهین به ملت ایران می دونن وقتی در صفهای به هم پیوسته مردم پرس می شوند به ایرانی توهین نمی شود؟ وقتی قیمت همه چیز در 2 سال 3 برابر شد توهین نیست؟ وقتی در دانشگاه و در مقابل همه دانشجویان شهید دفن کردند توهین نبود فقط اینکه این شخص یک دیکتاتور ضعیف است توهین به ملت ایران است؟



ابراهيم  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۳:۴۷  ]

سلام آقاى مهاجرانى عزيز!
بعد از مصاحبه جنجالى آقاى كروبى با خبرگزاري فارس عليه اصلاح طلبان، هر روز اين سايت را چك مى كنم ببينم كه اينها بالاخره اين مصاحبه را پايين كشيدند يا نه، كه ناباورانه برخوردم به مطلب شما. مكتوب را نگاه كردم مطلب اول بود.
آيا خبرگزاري فارس و كيهان جاى خوبى نيست كه ما ر ا به خودمان نشان بده كه داريم چه كار ميكنيم؟ شما چرا چنين نمره اى به آقاى احمدي نژاد ميدهيد آيا اين بابا برازنده "دیکتاتور ستمگر کوتوله" نيست ؟ كم داريم ميكشيم از دست اين آدم ساده لو در مسايل داخلى و خارجى. آيا يك تمدن و انقلابى را با خطر نابودى روبرو نمى كند، آقاى مهاجرانی شما چرا؟



مازیار  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۳:۰۸  ]

این رفتار مودبنه از آقای مهاجرانی که ما می شناسیم اصلن بعید نیست ولی کاش درست تحلیل می کردید.احمدی نژاد چه را برد؟حماقت را؟
کاش در ایران مانده بودید ومی دیدید چه بر سر ما می آید و می رود.با هرکس به اندازه شان خودش باید برخورد شود نه به اندازه ی شان مقامش.چرا انتظار دارید به یک جبار دروغگو بیش از اجازه صحبت در آنجا احترام بگذارند.احمدی نژاد بیش از این چه می خواست؟



m.s.  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۲:۲۸  ]

جناب مهاجرانی، با دیدن سرمقاله روز کیهان که به نقل از وبلاگ شما پاراگرافی را نوشته با این مضمون:
"" نشست پريشب دانشگاه كلمبيا حتي شگفتي كساني مانند عطاءالله مهاجراني را نيز برانگيخت كه در سايت شخصي اش نوشت: اين سخنراني ، رئيس جمهور و ايران را در موضع مظلوميت و حقانيت قرارداد و در آن بازنده اصلي، اسرائيل بود، و البته تا آنجا كه به مواضع اصولي فرزندان انقلاب اسلامي مربوط مي شود، امري بي سابقه نبود. بيست سال پيش در همين ايام سخنراني متين، مستدل و قاطع رئيس جمهور وقت كشورمان (حضرت آيت الله خامنه اي) در مجمع عمومي سازمان ملل متحد به همان اندازه كه خشم آمريكا و خروج اعتراض آميز هيئت آمريكايي از جلسه مجمع عمومي را به دنبال داشت، با تحسين و احترام سران و نمايندگان اغلب دولت هاي شركت كننده مواجه شد.""
خواستم ببینم که چقدر از این مطالب مربوط به شماست و چقدرش مربوط به دروغ سازی روزانه کیهان، به همین دلیل به وبلاگ شما سر زدم. در مجموع برداشت من اینست که خیلی هم تحلیل شما منصفانه نیست، به همان دلیلی که بعضی از بازدید کنندگان هم پیغام گذاشته اند و در متن صحبت رئیس دانشگاه هم بود که "ما دولتمردان خود را نیز بی رحمانه نقد می کنیم، و همان کار را درمورد دیگران هم انجام خواهیم داد".
من به شخصه از شنیدن هیچ کدام از حرف های رئیس دانشگاه نه تنها ناراحت نشدم که بسیار هم لذت بردم، نه به این خاطر که چنان آدمی شایسته است که با به اصطلاح رئیس جمهور ایران اینطور سخن بگوید، بلکه به این دلیل واضح که احمدی نژاد دلقک دست نشانده ایست که پس از سرکوب همه منتقدان سیاسی و توقف مسیر تحول داخلی گماشته شده است...اگر این شخص یا گمارنده وی توان شنیدن انتقادات بسیار لطیف تر منتقدین داخلی را در داخل کشور می داشت چنین مجبور نبود تن به ذلت بدهد و چنین نقدهای بی محابایی را در خارج از کشور و در جلسه ای که گویا با التماس هم دربرایش ترتیب داده شده بشنود. این شخص فاقد شعور عمومی لازم برای تصدی تمام مناصبی است که تا کنون داشته، دارای اطلاعات بسیار ناچیز از همه چیز، فاقد قدرت تحلیل، دروغگو و دغلباز است، چنان که می پسندند . قرار گرفتن چنین فردی در برابر سخنان تند رئیس دانشگاه هر چند به نام ملت ایران تراژدی بزرگی است اما از تراژدی سیاهی که در داخل کشور جریان دارد بدتر نیست. شما معترضید که چرا فضای جلسه را مانند مجلس عزا درست کرده بودند؟ من می پرسم مگر این کسان ایران را چنین عزاخانه ای نکرده اند؟ اینجا چنان اخلاقی که شما پنداشته اید حاکم نیست...



علی  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۲:۱۶  ]

با عرض سلام
توهین به ایرانی توهین به همه ی مردم ایران است. این کمال بی غیرتیست که توهین به منتخب ملت رو بخاطر تصفیه حسابهای شخصی بتوانیم تحمل کنیم.
نوشته ی زیبایی بود.
یا علی



آرش  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۱:۲۵  ]

چطور جنابعالي كه سابقه خوبي در وزارت ارشاد داشتيد اعتراضي به كشتارهاي مخالفان در داخل وخارج نداريد وفقط مانند خامنه اي عليه آمريكا صدا كلفت مي كنيد شما هم ثابت كرديد تمام مسوولان جمهوري اسلمي از يك جنسند
******************
من مسئول نیستم.منتقد منصفم



علی شیرازی  
[ ۸۶/۷/۴ در ساعت ۰۱:۲۳  ]

انشاالله خداوند احمدی نژاد را برای ما و شما و کشور ایران حفظ کند و احمدی نژادی های بیشتر و بیشتری برای این ملت به منطه ظهور برسد که همچنان کشور و ملت شگوفا شود چنانکه که شده است.



احسان  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۳:۵۸  ]

جناب استاد فرهیخته آقای دکتر مهاجرانی
دیشب که به طور مستقیم سخنان آقای احمدی نژاد و فحاشی رئیس بی ادب دانشگاه کلمبیا را دیدم آرزو کردم ای کاش در مقامی بودم که می توانستم این سخنان که بی احترامی به روح بلند و بزرگ ایران و ایرانی بود را پاسخگو باشم. امروز که دست نوشته ی شما را دیدم خداوند را شکر کردم که هنوز بزرگانی در میانمان هستند.
به امید روزی که خاک وطن بر زیر قدمهای تو باد. ارادتمند از برلین
احسان



رضا نیسی مینائی  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۳:۴۶  ]

سلام جناب آقای دکتر مهاجرانی
اینجانب نخستین بار است که وبلاگ شما را مطالعه کردم با اینکه در روش و نیز احتمالا در حوزه اندیشه با رئیس جمور تفاوتهایی دارید لکن جنابعالی در نقد رئیس دانشگاه کلمبیا که به رئیس جمهور ایران بی حرمتی نمود فارغ از همه رقابتهای سیاسی جانب انصاف را رعایت فرمودید که شایسته احترام است.
در مسیر اعتلای ایران و اسلام پیروز باشید



حنا  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۳:۰۱  ]

متن صادقانه ای نوشتی آرزوی موفقیت برای شما دارم.
در مورد احمدی نژاد هم من احساس عجیبی نسبت به این شخصیت دارم. احساس میکنم واقعا آنجوری که رسانه های غربی ازو یک شیطان مجسم و یا دیکتاتور ستمگر بیان میکنند نیست.به نظرم او یک شخص ساده مهربان و یک ملی گرای مذهبی هست. البته به نظرم تا حدی هم پست مدرن هست. خدا شما و او را برای مملکتمان حفظ کند.



ب. طوری  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۱:۵۷  ]

سلام،
من هم با نظر شما اساسا موافقم. فقط یک نکته ای رو می خواستم بگم که فکر کنم منظور از واژه petty ، حقارت فیزیکی (کوتوله بودن) نیست بلکه حقارت شخصی (یا همان حقیر) منظور است.
اما حتی با این تفسیر هم این معرفی و خوش آمد گویی، فرسنگ ها با آن چه که دیده ام و شنیدم و از چنین تریبونی انتظار داشتم، فاصله داشت...



نیما  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۱:۲۸  ]

تحليل تون عالي بود. با اینکه من به آقای احمدی نژاد انتقاد دارم منتهی اهانت به رییس جمهور را توهین به ملت ایران می دانم



ثمين  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۱:۲۰  ]

راستی! به اندازه ی وقتی که به آقای خاتمی بی حرمتی می شد(البته در داخل!) و... ناراحت شدم از حرف های رئیس دانشگاه کلمبیا به آقای احمدی نژاد ولی فکر می کنم تقصیر خود آقای احمدی نژاد باشه. امروز خیلی ها رو دیدم که خوشحال بودند از حرف های رئیس دانشگاه کلمبیا! (البته شاید با فاکتور گرفتن از فحاشی ها) چرا باید اینجوری باشه؟ آقای احمدی نژاد نمی تونستند از اول جوری عمل کنند که امروز اینجوری مورد عتاب و خطاب قرار نگیرند و یک ملت رو هم سرافکنده نکنند از اینکه رئیس جمهور کشورشون دیکتاتور و شیطان خطاب می شود؟!(هر چند با تفکرش مخالف باشند)



ثمين  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۱:۱۲  ]

سلام عمو عطای عزیز
اینجوری به موضوع نگاه نکرده بودم (تحلیل هاآرتص). ما خسته شدیم از این همه تشویش. دعا می کنیم...



حميد  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۰:۵۶  ]

انصاف نكته بسيار خوبي است كه جنابعالي اشاره كرده ايد. متاسفانه برخي ايراني ها نيز تحت تاثير تبليغات غربي قرار گرفته اند، در حالي كه فلسفه انقلاب اسلامي مانند موتور محركه حقي است كه زبان روساي جمهور ايران را روشن و گويا مي سازد.
بازتاب هاي سخنراني رئيس جمهور گوياي آن است كه برايندهاي مثبت اين سخنراني بسيار بيشتر از آنچيزي است كه برخي تنگ نظر مي خواهند جلوه دهند.
خداوند نگهدارتان باد



بهار  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۰:۴۰  ]

به نظر من آقای رئیس جمهور حرف تازه ای در این جلسه نزدند. (البته بجز نظر غیر کارشناسی شان راجع به همو سکچوالها که اون هم اگه یه کم خوشبین باشیم قابل اقماض هست!) منظورم اینه که صحبتهای رئیس دانشگاه از عملکرد گذشته و اظهار نظرهای نسنجیده ای که خود آقای احمدی نژاد داشته اند منشاء گرفته بود. اما واقعا مشاوران رئیس جمهور نباید پیش بینی این گونه رفتار را از میزبان آمریکایی می کردند؟ خیلی جرات می خواد که توی چشم یک آدم که رئیس جمهور 70 میلیون جمعیت هست نگاه کنی و اینجوری تحقیرش کنی!! من مثل خیلی های دیگه دل خوشی از رفتارها و صحبتهای آقای احمدی نژاد ندارم و خدا می دونه که هر وقت سخنرانی داره می ترسم نکنه دوباره یه حرف نسنجیده ای بزنه اما واقعا دیروز احساس شرمندگی و عصبانیت داشتم و کاش که این بار آقای احمدی نژاد برای دفاع از غرور ملی ما هم که شده به نشانه اعتراض به توهین به ملت ایران اونجا رو ترک می کرد ! ایشون که تحمل مخالفت از روی دلسوزی خودی ها رو توی مملکت نداره چطور ایستاد و شنید اون تو هین ها رو؟



saeed  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۰:۳۴  ]

از انصاف و مروت شما سپاسگزارم



مهدی  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۲۰:۱۹  ]

مجموعه ی اتفاقات دانشگاه کلمبیا به نظرم اتفاق متوسطی بود که نتیجه ی بلاتردیدی برای هر طرف نداشت. در عین حالی که رئیس جمهور توسط حضار "هو" شد، ولی برخی مطالب را هم که مطرح کرد شاید تأثیری بر حضار داشت. سخنان رئیس دانشگاه هم همین طور بود، هم به طریقی به رئیس جمهور ضربه ای کاری زد، و هم با توهین فحاشانه اش انگیزه ها و هیجاناتش را آشکار کرد که در نزد عقلا از قدر گوینده می کاهد.
ولی آن چه مایلم به آن اشاره کنم اعتماد به نفس خوب رئیس جمهور بود، که البته به نظر من با سطح فکر و توانائی اش تناسب ندارد.



سعید  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۱۹:۵۸  ]

این تحلیل احساسی دخلی به سیاست ندارد. آقای محترم شما به خوبی از نگاه مردم به احمدی نژاد آگاه هستید و سخنان رئیس داشگاه کلمبیا بیان دیدگاه های میلیونها مردم به ستوه آمده از حضور این فرد است که اعتراض شان و فریادشان را با حبس و شکنجه و اعدام پاسخ می دهند. حالا شما خدا را شکر می کنید که فرصت تازه ای برای ملت ایجاد کرد؟ ضمنا توصیف شما از فضای سخنرانی و شیوه تزئین سالن درست است اما مهم نیست احمدی نژاد چه لباسی و با چه رنگی بپوشدحرکات مضحک دست و حالات چهره و بر طرف کردن آب گوشه دهان با انگشتان دست که مرتب هم تکرار می شد اسباب خجالت و شرمساری مردمی است که این فرد نماینده آنان در بزرگترین اجلاس جهانی است.



يک دوست  
[ ۸۶/۷/۳ در ساعت ۱۹:۳۸  ]

جناب مهاجرانی
با این نظر منصفانه تان منتظر باشید تا با حجم عظیمی از ترش روئی دوستانتان که مخالف چنین موضعی از شما بودن ، مواجه شوید
رقابت چشم های انصاف را کور کرده
موفق باشید





: