رامين  
[ ۸۷/۱/۲۵ در ساعت ۱۲:۱۶  ]

سلام آقاي مهاجراني
من دنبال دو داستان مختلف به زبان عربي كه ترجمه فارسي هم داشته باشه ميگردم اگه لطف كنين و به بنده بفرمائيد كه از چه طريقي مي تونم بگيرم ممنون ميشم 25/1/87 من تا ساعت 5 بعد از بيشتر وقت ندارم
***********************************
دوست گرامی
سلام
بوف کور هدایت و ثریا در اغمای فصیح به عربی ترجمه شده است.



حميدرضا  
[ ۸۶/۶/۱۰ در ساعت ۲۳:۰۷  ]

سلام آقاي مهاجراني
به غير از المتشائل كتاب ديگري را ترجمه كرديد جديدا؟/؟
"فرهنگ سكوت فرره زا مي توانيم تهيه كنيم؟از كجا؟
و آقاي مهاجراني در بعضي از مصاحبه ها هم از دولت آبادي و هم
بعضي افراد ديگر شاهديم كه از نگرفتن /نوبل/ كه آنرا حق افرادي مثل
دولت آبادي / شاملو / گلشيري / معروفي / هدايت / و غيره كه كم نيستند !! ميدانند. ناراحتند! واقعا دليل اين مسئله چيست؟/؟



Ali Ashtiani  
[ ۸۶/۶/۸ در ساعت ۲۱:۵۶  ]

Ba salam
Manzoor az hedari jelighehyi ast ke daravishe naqshabadi bar ruye pirahane khod mipushand.dalil etlaghe hedari ham nesbate an be hazrate Ali alayhesalam ast.gooya an hazrate astine lebase no ra ghabl az pushidan pare mikardehand, ke mishode shabihe hamin jelighehaye sar-astin-dar ke moridane mawlana shaykh nazim mipushand.
va min Allahi tawfiq
ali ashtiani



احمد  
[ ۸۶/۶/۸ در ساعت ۰۶:۱۹  ]

همیشه مجذوب کلام شما بوده ام. سحر کلام را خوب میدانید. سرگرمی ام کلمه شرق بود که خوب از دستمان رفت! حیف نیست شما و آقای خاتمی را نبینیم و انوقت هرروز در تلویزیون...



فرزان  
[ ۸۶/۶/۸ در ساعت ۰۲:۳۹  ]

سلام آقاي مهاجراني
ان شا الله كه آمادگي كامل را براي ادامه نويسندگي پيدا كرده ايد.
چندين بار اشاره كرده ايد در همين سايت. كه ميناگران را اضافه خواهيد كرد و بر كتاب ميناگران مي افزاييد!!
كي اين اتفاق مي افتد؟ آيا كتاب جديد را به ارشاد داده ايد؟



مهيار  
[ ۸۶/۶/۸ در ساعت ۰۱:۳۴  ]

سلام آقاي دكتر
ولادت امام زمان مهدي موعود بر شما و خانواده گرامي مبارك باد .
كنار كوچه بچه هاي پرسه
تو بهت رعشه و رگ گرد و سوزن
كنار مادرك هاي شناور روي سمفوني نفرين و شيون
كنار فقر گلبانوي ايثار
كه مي فروشه تنش رو تيكه تيكه
به من چه سرخي ميخك تو مهتاب
به من چه رقص نيلوفر توي آب قفس بارون كابوس كبوتر
به من چه كوچه باغ شعر سهراب
آقاي دكتر موفق و مؤيد بلشيد



فرزان  
[ ۸۶/۶/۶ در ساعت ۲۳:۳۳  ]

سلام جناب دكتر مهاجراني
ممنونم از جواب سوالهايم.ديگر ابهامي ندارم.اما سوالهاي ديگر هست!
1. كتاب حكمت فردوسي شما را خواندم. فوق العاده است.
اما با تاسف چرا در جلد 1 مانده؟ جلدهاي بعدي چاپ نمي شوند؟
2. از اين همه تاخير در چاپ كتابهايتان خسته نشده ايد؟
3.چرا از دكتر شرف الدين خراساني مطلب جديدي نمي نويسيد؟
نمي خواهيد بگوييد كه از او ديگر چيزي نداريد كه بنويسيد؟



ثمین  
[ ۸۶/۶/۶ در ساعت ۲۲:۴۵  ]

"گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم
گفتم دلم را از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل باد یاد حق آباد گردان"
سلام عمو عطای عزیز
عیدتون مبارک. به پشنهاد "کلاس اولی" بهتون اس ام اس دادم برای تبریک ولی نرسید انگار و کامنت گذاشتم :) به خانم کدیور و علی و صهبا هم تبریک بگید از قول من و مامان و بابا
خوب باشید



امیدیانی  
[ ۸۶/۶/۶ در ساعت ۱۸:۰۴  ]

آقای دکتر سلام
ایام سرشار از شادی وموفقیت باشد.اعیاد شعبانیه بر شما مبارک باشد



آزاده  
[ ۸۶/۶/۶ در ساعت ۱۶:۰۵  ]

سلام
نیمه شعبان بر شما مبارک.همیشه این ایام را دوست دارم.از نیمه شعبان به بعد عطر رمضان می آید و خاطره های همیشگی اش.شاد باشید و به همه سلام برسانید.



مهرداد ریحانی  
[ ۸۶/۶/۶ در ساعت ۱۴:۰۱  ]

سلام آقای دکتر ، روز به خیر
سوالی داشتم ، چرا نام شما در کودکی "علی نورانی" بود و درحال حاضر "سید عطاءالله مهاجرانی" نام دارید ؟
********************
نام و فامیلم همیشه همین بوده است که هست.



مجيد. ن  
[ ۸۶/۶/۶ در ساعت ۰۹:۰۵  ]

سلام
نوع ونمره قلم"مكتوب"چندان مناسب خواندن نيست. لطفآ حداقل كمي بزرگتر بنويسيد.قلم هامش بهتر از متن است.



شادیبا  
[ ۸۶/۶/۵ در ساعت ۲۳:۱۹  ]

سلام آقای دکتر. یادم میاد وقتی کلاس اول دبیرستان بودم معلمی داشتیم که ادبیات فارسی درس می داد .اسمش آقای امیری بود .روزی از ش سوال کردم : شاعر یعنی چه ؟ - پاسخی داد که با گذشت سالها در ذهنم طنین انداز است - جواب داد شاعران ترجمان دلهایند.

آقای دکتر شعر وقتی با مو سیقی هم نوا شود واقعا با آن می توان زندگی کرد .



سحر  
[ ۸۶/۶/۵ در ساعت ۱۶:۳۴  ]

با سلام به آقاي دكتر و صهباي عزيز. آقاي دكتر آيا رمان ( خون گلها) از خانم امير رضواني كه درآمريكا نوشته را خوانده ايد( رويدادهاي زمان شاه عباس و دختري كه از ده به شهر مي آيدو زبان شيرين نويسنده كه مثل فرشهاي اصفهان پر نقش و نگار است؟ )اگر خوانده ايد آيا به فارسي هم ترجمه شده يا نه؟ و در ايران چگونه مي توانيم آن را به دست بياوريم. و اگر نشده آيا با ترجمه اش يكي از شاهكارهاي شما يا صهبا پديد نمي آيد؟ خواهش ميكنم نظرخود يا صهبا را بنويسيد. ممنون
***********************
سلام
نخوانده ام و هنوز کتاب را ندیده ام.



مريم  
[ ۸۶/۶/۵ در ساعت ۱۶:۱۵  ]

سلام جناب دكتر مهاجراني. هفت خوان بزرگمهر را خواندم چقدر زيبا بزگمهر و انوشيروان را در اين زمانه به تصوير كشانده بوديد . اي كاش كتاب را به دكتر محسن كديور تقديم ميكرديد. دست مريزاد. 1-آيا در نظر داريد كه از اين نوع كارها را در آينده به خوانندگان ارائه دهيد؟ 2- آيا قصه شيرين تمام شد؟ اگر تمام شده چطور ميتوانيم به دست بياريم؟ 3- دوست دارم باز هم با قلم شيرين تر از عسلتان از نظامي و فردوسي بنويسيد. موفق باشيد.



elyar  
[ ۸۶/۶/۵ در ساعت ۱۲:۲۲  ]

salam mikhastam azatoon beporsam ketabe ghesseye shirin belakharemojavvez gereft ya na va key chapesh mikonin?ba tashakkor



محمدی  
[ ۸۶/۶/۴ در ساعت ۱۹:۰۴  ]

سلام آقای مهاجرانی. رمان المتشائل را که انشاالله کتاب می کنید ؟ راستش این طوری مقطع خواندن در اعتماد لذت بخش نیست.



يگانه  
[ ۸۶/۶/۴ در ساعت ۰۹:۴۶  ]

سلام آقاي دكتر
اين اين روزها دستتان براي مكتوب كمتر به قلم مي رود چرا؟مشتاق نوشته هايتانيم.
قلمتان پاينده . پايدار باشيد.



فرزان  
[ ۸۶/۶/۴ در ساعت ۰۹:۰۸  ]

سلام جناب مهاجراني
در رمانهاي بهشت خاكستري و ميناگران براي من ابهام هايي بود
1. ص 154 ب. نوراني به همسرش مي گويد: دهانت را مي بويند؟
يهني چي؟ 2. ص155 مخلص را نوشتيد ملخص ! ؟
3. ص159 رئيس گفت: با هتوش كنم ! يعني چي؟
4. مرصع پلو چيست؟
و در مينا گران ‌ ‌جبه و حيدري/حيدري چيست؟ و درخت ماندارين؟
و ديوان هولدرلين..........
ببخشيد چون واقعا براي من مبهم هستند
********************
1- اشاره ای ست به شعر معروف شاملو:
دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم.
2-جبه:ردا؛ لباس بلند گشاد
حیدری:گوشواره تک که گوش پسر یکی یکدانه می کردند.
3- مرصع پلو:غذایی که از برنج و زرشک وهرغ و انواع خلال ها درست می شود.مثل خلال پسته و بادام
4-ماندارین میوه ای است شبیه نارنگی
5-هولدرلین شاعر آلمانی ست.
و...



آزاده  
[ ۸۶/۶/۴ در ساعت ۰۸:۱۴  ]

سلام
نمی دانم چرا به سوالم جواب ندادید؟حتما برای اینکه وقتش نرسیده یا اینکه دیگر کاری نمی شود کرد.
آلبوم جدید شجریان غوغای عشق بازان را شنیده اید؟اگر نمی توانید در لندن آن را تهیه کنید خوشحال می شوم که برایتان بفرستم.
********************
ممنون هنوز نشنیده ام!
برخی پرسش ها را باید به هنگام جواب داد



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۶/۳ در ساعت ۱۳:۳۴  ]

دوست صمیمی دارم که در کسوه روحانیت است هر زمان گله ای از کسی میشنود میگوید نسبت به حوادث زندگی و قضایای پیرامون آن همیشه مثبت نگر باش . راست میگوید بعضیها جز منفی نگری به عالم و آدم اندیشه دیگری ندارند به شعر زیر خوب دقت کنید
گفت روزي به من خداي بزرگ
نشدي از جهان من خشنود!

اين همه لطف و نعمتي كه مراست
چهره‌ات را به خنده‌اي نگشود!

اين هوا، اين شكوفه، اين خورشيد
عشق، اين گوهر جهان وجود

اين بشر، اين ستاره، اين آهو
اين شب و ماه و آسمان كبود!

اين همه ديدي و نياوردي
همچو شيطان، سري به سجده فرود!

در همه عمر جز ملامت من
گوش من از تو صحبتي نشنود!

وين زمان هم در آستانه مرگ
بي‌شكايت نمي‌كني بدرود!

گفتم: آري درست فرمودي
كه درست است هرچه حق فرمود

خوش سرايي‌ست اين جهان، ليكن
جان آزادگان در آن فرسود

جاي اين‌ها كه بر شمردي، كاش
در جهان ذره‌اي عدالت بود.

این شاعر معاصر میگوید در جهان ذره ای عدالت نیست اگر حرف ایشان واقعیت داشت امروز نسل بشر منقرض شده بود چون هر چقدر ظلم و دشمنی بیشتر حاکم باشد امکان بقاء و پیشرفت کمتر است



يك شاگرد  
[ ۸۶/۶/۳ در ساعت ۰۹:۴۶  ]

سلام بر استاد گراميم
جناب مهاجراني لطفا بفرماييد خواندن رمان تا چه حد بر رشد و ارتقاي فكري و انديشه انسان كمك مي كند و در سبد مطالعاتي من به عنوان فارغ التحصيل كارشناسي ارشد سياسي تا چه حد بايد جاي داشته باشد ديگر اينكه با توجه به مشغله اداري در خانه دختري دارم كه هيچ فرصتي را براي مطالعه به من نمي دهد آنهم با وجود خستگي و فرصت كم و از اين جهت عقب مانده ام دخترم 2 ساله است شما را بخدا راهنمايي كنيد كه چگونه مي توانم به اين مشكل فائق بيايم باور كنيد هر وقت به مكتوب مي آيم بشدت احساس غصه مي كنم از اين كم مطالعه بودن و از اين بيهودگي خواهش مي كنم راهنمايي كنيد
يك شاگرد
*************************
دوست گرامی
رمان خوب می تواند گاهی جهت زندگی انسان را تغییر دهد.حتما توجه دارید، که داستان ها رکن اساسی در قرآن مجید است.ماندگاری فردوسی و مولوی هم در درجه نخست به این خاطر است که از داستان به خوبی استفاده کرده اند.



آزاده  
[ ۸۶/۶/۲ در ساعت ۲۳:۰۳  ]

سلام
من هم این روزها اسیر همسایه های احمد محمودم.از بخت خوش چند روز پیش جلوی دانشگاه تهران از یکی از جوانهایی که از این کتابها می فروشند خریدم.بیش از هر چیز اسیر هنر داستان نویسی و فضا پردازی نویسنده ام.وقتی کتاب را دست می گیرم بوی کارون را می شنوم انگار سالیان سال آنجا زیسته ام.انگار آن سالها بوده ام.این رمان تمام برنامه هایم را به هم ریخته.درس خواندنم که پاک تعطیل شده.
احمد محمود را نمی شناختم و نمی شناسم فقط چند داستان کوتاه ازش خوانده بودم.به گمانم سال 82 رفت.یک سوال:چرا به کتابش مجوز ندادید ؟شاید این بزرگترین آرزوی نویسنده ای باشد که کتابش چاپ شود!



امير  
[ ۸۶/۶/۲ در ساعت ۲۰:۳۶  ]

با سلام و تشكر و ازين قبيل حرفا:
1) خيلي جالب بود حال اون آقاي كتابفروش، شما بيشتر واسه بنويس اونوريا چه ديد و چه شناختي ازين موسيقي زيبا دارن يا اصلا بپرس ازون آقاي كتابفروش كه چي اينگونه جذبش كرده؟
2) با آزاده خانم موافقم؛ نمي دونم لزومي داشته باشه اينكه يه نفر به موطن پدر و مادرش تعلق خاطري داشته باشه يا نه، اما مي دونم تعلق خاطر فقط با فرصت دادن به بروز اتفاقاتي كه منجر به خاطره خواهد شد به وجود مي ياد، حالا صهبايي كه هيچ كدوم از خاطراتش تو ايران اتفاق نيفتادن، چه جوري مي تونه با ايران عجين شه؟ راستي صهبا.....صهبا پسره يا دختر!!! البته اينو از سر اين همه شالوده شكني كه تو هر زمينه اي دور و برم مي يفته، مي پرسم. مثلا اسم پسر حسين عليزاده صباست. البته شما مي توني بگي به من چه، كه پر بيراه هم نگفتي.
زنده باشين، چشمه ي ذوفتون هم هميشه جوشان



ali  
[ ۸۶/۶/۲ در ساعت ۱۹:۴۸  ]

با سلام و اميد شادكامي
بي همگان به سر شود/ بي تو به سر نمي شود
سلامت باشيد و شادمان



يگانه  
[ ۸۶/۶/۲ در ساعت ۱۰:۱۹  ]

سلام آقاي دكتر
به حال ان مدير كتاب فروشي غبطه خوردم كه بي ان كه فارسي بداند صداي شجريان بخشي از زندگي اش شده اما ما در داخل چگونه قدرش را نگاه مي داريم وقتي با هم سن وسالانم كه بيست و چند سال بيش ندارند صحبتي از شجريان پيش مي كشم و ان ها حتي اسم او را هم نشنيده اند تاسفي عميق وجودم را فرا مي گيرد .راستي چه خوب كه موسيقي مرز و زبان نمي شناسد اين طور لا اقل ان مدير كتاب فروشي فرصت مي يابد شجريان را درك كند.



Ali Ashtiani  
[ ۸۶/۶/۲ در ساعت ۰۴:۳۴  ]

Ba salam va dorud bar shoma
I just finished After the Dark by Murakami.
Pure delight! Much to learn from him about pacing a novel. I know about him because of your blog, so I want to express my gratitude.
Best Regarsds



علي  
[ ۸۶/۶/۲ در ساعت ۰۳:۳۳  ]

آقاي مهاجراني
رمان " بادبادك باز" اثر خالد حسيني نويسنده افغان را كه به فارسي هم ترجمه شده خوانده ايد؟ فيلمش را هاليوود ساخته است. اگر خوانده ايد دوست دارم نظرتان را بدانم.
*******************
رمان پرفروشی بود که مزه ی مثبتی از امریکا در کام خواننده می گذارد!



آزاده  
[ ۸۶/۶/۱ در ساعت ۲۳:۳۲  ]

سلام
گویا صهبا بخت خوشی دارد که اسیر مدرسه های شرقی نشده است.در لندن می تواند خیلی چییزها یاد بگیرد.با خیلی آدمها آشنا شود.شاید مهاجرت شما بهترین ثمر را برای صهبا داشته است.ولی یک مساله هست که وقتی کسی در بچگی از کشورش می رود دیگر بازگشت برایش ممکن نیست.شما اینطور فکر نمی کنید؟آدم به جایی تعلق خاطر دارد که از آن خاطره داشته باشد.روزهای خوش کودکیش در آن گذشته باشد.روزهای نوجوانی و جوانی.
مگر صهبا لندن مدرسه ایرانی ها نمی رود که با خانم کدیور فارسی می خواند؟
****************************
مدرسه ایرانی از خانه ما فاصله ی زیادی دارد.صهبا با مادرش درس می خواند و کلاس اولش را در مدرسه ایرانی امتحان داد.الان هم در خانه درس می خواند و بعدا برای امتحان به مدرسه ایرانی ها می رود .





: