مهيار  
[ ۸۶/۵/۲۷ در ساعت ۰۰:۲۶  ]

سلام و خسته نباشيد
آقاي دكتر يك پيشنهاد داشتم اگه ميشه يك ستون در اين سايت براي ابراز نظر همه در مورد انتخابات آينده و مسايل گوناگون ديگر قرار دهيد
سوال ديگر من در مورد كتابهاي شماست كه منتظر دريافت مجوز بودند آيا مجوز داده شد ومنتشر شده اند ؟
با تقديم احترام
***********************
همچنان در انتظار مجوزیم.



محمد  
[ ۸۶/۵/۲۴ در ساعت ۲۳:۰۴  ]

گیرم که شرق بسته شد....
چرا کلمه خاموش شده؟؟!!
بار

n امی بود که سر می زدم و .....
**********************
می نویسم.
گاهی همین است یک کلمه هم به قلمت نمی آید!



رضا  
[ ۸۶/۵/۲۴ در ساعت ۱۸:۴۸  ]

سلام
جناب مهاجرانی این وقفه که در کلمه افتاد ریتم یادداشتهای الجزایر را در ما کشت.
عادت کرده بودیم هر روز آن را بخوانیم. راستش فکر می کردم 31 روز است به الجزایر رفته ام آن هم با همسفرانی که هر لحظه هم نشینی با آنها غنیمت است.
این وقفه تا به کی ادامه دارد؟
پاینده باشید
************************
از هفته اینده می نویسم.



royaa  
[ ۸۶/۵/۲۴ در ساعت ۱۲:۱۳  ]

salam aghaye doctor mohajeranie aziz
hale shoma chetore
khoshhalam ke saite shoma ra didam
hamish arezoo mikardam ke betavanam ba shoma ertebati bargharar konam
bishtar miyam va sar mizanam
ama doctor. dirooz bahse daghi ra didam khoone
doostam dar morede mosahebe deh namaki
kheili sakhtam shod. bi javabash nazarid
khahesh mikonam.



انسان  
[ ۸۶/۵/۲۳ در ساعت ۲۲:۴۲  ]

سلام سید
باور کنید نمی دونید چقدر خوشحال شدم سایتتون رو پید ا کردم چون من یکی از طرفدارای پروپاقرص شما هستم ! وقتی سال 76 تو مجلس برای رای اعتماد از تسامح و تساهل حرف می زدید کیف می کردم ! هر چند او ن موقع من خیلی جوون بودم . حیف که این بازیهای سیاسی نمیگذاره از وجود امثال نازنینی مثل شما استفاده بشه ! به هر حال امیدوارم موفق باشین . من سعی می کنم تو تمام کامنتای شما نظر بدم . راستی شما الان مشغول چه کاری هستید؟ درضمن من از نام مستعار انسان استفاده می کنم چون من هر جا با اسم خودم نظر می دم شکر خدا هزار تا دیگه هم اسم پیدا می شن ؟



حمید رضا  
[ ۸۶/۵/۲۲ در ساعت ۰۹:۳۵  ]

سلام آقای مهاجرانی
قبلا از شما سوالی کرده بودم و شما جواب زیبایی داده بودید
مقداری از آن سوال مانده است!!!
در مورد کراوات..........!!
بعضی از افراد می گویند نظام جمهوری اسلامی کراوات را به این خاطر نفی کرده که مسیحیان در جنگهای صلیبی بر علیه مسلمانان می زده اند!!آیا درست است؟/
***************************
کراوات دستمال گردن اسب سواران اهل کرواسی - کراوات ها- بود؛ که تبدیل به کراوات امروزی شد. شاید گره صلیب ماندن کروات به چنان شبهه ای دامن زده، نمی دانم!



مهيار  
[ ۸۶/۵/۲۲ در ساعت ۰۰:۳۲  ]

آقاي دكتر سلام عيد مبعث بر شما مبارك
ارادتمند و دوستدار هميشكي شم
***********************
سلام
من هم تبریک می گویم



وغ وغ صاحاب  
[ ۸۶/۵/۲۱ در ساعت ۲۳:۲۷  ]

واله بنده نه حرب الهی هستم نه مثل شماها مسلمونم . فرنگ هم زندگی می کنم. ولی نمی دانم چرا این زورنامه شرق با خانم ساقی قهرمان مصاحبه کرد... مسئله ادبیات بود که ادبیات چی زیاد داریم. مسئله همحنس خواهی بود که حالا ما توی زندگی زوزمره امان صد سال عقبیم چه برسه به این مسائل که توی خود اروپاش و در خانواده های اینحا هنوز حل نشده. و عکس العمل آخوندها هم خیلی جالب بود ... چون با توحه به شناختی که از هوطنان م دارم اگر از هر یک ملیون نقر یک نفر در ایران این خانم را را میشناخت الان بجه های دبستانی هم می دانند حریان چیه.



seyed ali mossavi  
[ ۸۶/۵/۲۱ در ساعت ۱۵:۳۷  ]

salam agha
man 1 mahi hast matalebe shoma ra mikhanam mamnon az matalebe zibaye shoma .man ba honar kami manosam az nazare man neveshtehaye shoma binazir hast .mamnon



azadeh  
[ ۸۶/۵/۲۱ در ساعت ۰۰:۰۲  ]

سلام
عيدتان مبارك
در سفر محمد مولص حول را ملاقات نكرديد؟ او هم تبعيدي است؟
***********************
سلام
ایشان را نمی شناسم.



ثمین  
[ ۸۶/۵/۲۰ در ساعت ۱۹:۲۰  ]

سلام عمو عطای عزیز
عیدتون مبارک.صفحه کامنت وبلاگ خانم کدیور رو نتونستم باز کنم. از قول من خیلی تبریک بگید.
شاد باشید همگی
*********************
سلام
عید شما و خانواده گرامی مبارک



ali  
[ ۸۶/۵/۲۰ در ساعت ۱۲:۰۸  ]

با سلام و امید شادکامی
مبعث رسول نور و رحمت بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد
*************************
علی گرامی
بر شما و خانواده محترمتان هم مبارک باد.
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس ست و آل محمد.



آرش  
[ ۸۶/۵/۲۰ در ساعت ۱۱:۲۶  ]

سلام آقاي دكتر لطفا يه توضيح در باره اين چهار سؤال كه خيلي از افراد از جمله من خواستار پيدا كردن جوابش هستند بدهيد. متشكرم.
1- اينكه ميگن شاهنامه آخرش خوشه يعني چه؟
2- كشته شدن سهراب توسط رستم چه چيز را مي رساند
3- هفت خوان بزرگمهر را خوب توصيف فرموده بوديد .هف خوان رستم چي بوده ؟ اگه كتابي هم در اينمورد بود و معرفي فرماييد ممنون
مي شوم.

4- قصه شيرين را چطور مي تونم پيدا كنم و بخونم؟ آيا روي وبلاگتون ميزنيد؟
*************************
سلام
واقعا به این پرسش ها نمی توان پاسخ کوتاه داد.پاسخ کوتاه به مطلب آسیب می زند.آقای باستانی پاریزی کتابی دارند به نام شاهنامه آخرش خوش است. به این سئوال شما جواب داده اند.
در کورد هفت خوان رستم مقاله های بسیاری نوشته شده است.
در مورد کشته سدن سهراب هم تفسیر های بسیاری وجود دارد که درخشانترین آن را دکتر دوستخواه با عنوان " فاجعه برخورد آرمان و عاطفه" در مجله ممتاز فرهنگ و زندگی نوشته است.
کتاب قصه شیرین همچنان منتظر اجازه است.



keyvan  
[ ۸۶/۵/۲۰ در ساعت ۱۱:۰۲  ]

ba salam
aghaie mohajerani aziz, to ra be jane kalame az neweshtan baz na ist.nakone khodaie nakarde taslime feshare mokhalefane kalame shawid, ke khodaie sogand khorande be ghalam bar hich kas in taslim ra nemibakhshad. bayad newesht o newesht ta hame bedanand ensan , agar ham ke taslim bashad, tanha taslime khalegh ast o dar gheire in soorat azadegist ke oo ra tarif mikonad.
dorood bar shoma o hameie anha ke kalame ra arj minahand o talash mikonanad ta ba kalame donyaee ziba o ensani bar pa daranad.



يگانه  
[ ۸۶/۵/۲۰ در ساعت ۰۸:۳۹  ]

با سلام
آقاي دكتر قصد نداريد در آينده خاطرات سفرتان به الجزاير را چاپ كنيد؟
اميدوارم اين قصد را داشته باشيد.
***************************
نیاز به تکمیل و باز نویسی دارد.در واقع نگاهی ست به جهان امروز از زاویه دید نویسندگانی که در الجزایر دیدم.



محمد  
[ ۸۶/۵/۱۹ در ساعت ۱۹:۴۰  ]

نکنه خدای نکرده کلمه تعطیل بشه!!!!!
نگران شدیم!!



علیرضا  
[ ۸۶/۵/۱۹ در ساعت ۱۷:۰۲  ]

چندی پیش بطور آنلاین روزنامه صور اسرافیل(یکی از روزنامه های دوره مشروطه)را مطالعه می کردم، که مطالعه آن به یکی از دوستانم در ایران نیز توصیه شده بود. ولی او به من گفت سایت این روزنامه فیلتر شده است و امکان دسترسی به ان نیست. به نظر میرسد بعد از صد سال نیز عده ای از آن هراس دارند، حالا چه برسد به شرق...



محمد  
[ ۸۶/۵/۱۸ در ساعت ۱۱:۱۶  ]


لطف خداست ، که روح کلمه همیشه زنده و سبزه.
این لطف رو قدر بدونیم...



طاهره  
[ ۸۶/۵/۱۸ در ساعت ۰۸:۱۸  ]

سلام اقای مهاجرانی عزیز
دیگه کلمه رو ادامه نمی دید؟
می شه از از طرف ما به خانم کدیور بگین که چرا مدت هاست نمی نویسند منتظریم !ممنون
باید این شعر رو با طلا نوشت :...تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس !



محمدی  
[ ۸۶/۵/۱۸ در ساعت ۰۴:۲۵  ]

سلام آقای دکتر. همه اش نگران بودم با توقیف شرق خاطرات الجزایر هم از دست برود اما خوشبختانه حدسم اشتباه بود. آقای دکتر من فکر می کنم دوستان شرق خودزنی کرده اند ! نمی دانم شاید خنده دار باشد ولی آقای رحمانیان پیش از اینها کارد به استخوانش رسیده بود. حیف شد . واقعا حیف شد . به قول شما خمار قلم دوستان شرق از جمله این میر فتاح عزیز ماندیم.



علیرضا فضلی  
[ ۸۶/۵/۱۷ در ساعت ۲۳:۴۵  ]

سلام آقای دکتر. "کلمه" ی شما رو هر روز مطالعه میکردم و واقعا لذت میبردم. در یکی از کامنت های قبلی هم از علاقه ی خودم به این سبک نگارش شما نوشته بودم. درست که شرق بصورتی غیر قانونی توقیف شد، اما فکر میکنم خود شما در یکی از یادداشت های قبلی فرموده بودید که کلمه مرز نداره. فکر میکنم کسی نمی تونه کلمه رو توقیف کنه چون کلمه نه حد داره و نه مرز، نه زمان داره نه مکان. با این حال اینکه دو روزی میشه "کلمه" ی جدیدی روی سایت شما قرار نمیگیره، کمی نگران کننده شده. یعنی دیگه کلمه ی جدیدی نمی نویسید؟ مشتاقانه منتظر ادامه ی کلمه هستم. گفتگو های شما و عاصم و خاطراتی که در این میانه نقل میشه، به من نگاه کردن رو یاد میده و دید تازه ای بهم می بخشه (از این بابت هم باید تشکر کرد).



ali  
[ ۸۶/۵/۱۷ در ساعت ۰۰:۳۸  ]

با سلام و امید شادکامی
استاد عزیزم / در کامنتی که به مناسبت تولدتان فرستادم
ایرادی وجود داشت ؟ . . .
با عذر خواهی از شما
************************
سلام علی گرامی!
ایرادش لطف بسیار شما بود!



ایلیاد  
[ ۸۶/۵/۱۷ در ساعت ۰۰:۱۴  ]

شرق توقیف شد
ولی امید است که کلمه تداوم داشته باشد
شرق مرد
ولی قلمهای آزاداندیش پابرجاست
امید است از طریق همین سایت شخصی کلمه را ادامه دهید



وحید  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۲۰:۰۱  ]

سلام .
آقای مهاجرانی لطفا نوشته های خود را در یک روزنامه دیگر .به چا÷ برسانید ..اعتماد ملی باز بهتر است



hassan  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۱۵:۱۴  ]

greetings,
hal o roozi digari daram!
savar ba otobos bodam, fekre iran dar saram baz nemi istad...
sheri ra zemzeme mi kardam ta be , too baraye vasl kardan amad nei baray fasl kardan amadi ...
Dr che kar mitavanam bekonam?
God bless.



آرش  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۱۳:۴۱  ]

تو رهروى، تو رهايى، تو جاده دانى چيست
هزار فرسخ سنگين پياده دانى چيست
تو رنج بُعد طلوع و غروب مى‏فهمى
تو از كوير گذشتى، تو خوب مى‏فهمى
تو زخم خاره و خار ستوه مى‏دانى
تو رنج دلشكن سنگ و كوه مى‏دانى
تو را ز غربت دلگير جاده‏ها خبر است
تو را - اگر چه سوار - از پياده‏ها خبر است



mahdi  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۱۲:۵۸  ]

امروز با صفحه شما آشنا شدم كه شروعش با شرق بود ، من يك آدم ميانه رو هستم وحق را به همه ميدهم ، امروز به سايت ...سركي زدم(توصيه ميكنم شما نيز حتما بازديد نماييد ) تا وصفش را از زبان خودش بشنوم ؛ آنچنان شرمي بر من -مذكر- مستولي گشت كه براي خودم قابل وصف نبود ، آنچنان كلمات زشت را چون نقل و نبات بيان مينودند كه من متحير از اين ادبيات و انديشه شان گشتم ، نه آنكه چنين انديشه اي وجود ندارد... ولي آيا در صفحه انديشه و ادبيات شرق ، كما اينكه مادر كشور مجلات زرد و بي محتوي در حال نشر كم نداريم !! بنده شديدا با توقيف و بستن يك نشريه و تعطيلي تمام صفحات به خاطره يك صفحه مخالفم ولي آيا درشرق قحطي قلم وجود دارد ، كه چنين ادبياتي وارد صفحات وزين اين روزنامه ميگردند !



كلاس اولي  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۱۲:۲۴  ]

كه سهل است لعل بدخشان شكست
شكسته نشايد دوباره ببست
چنين مي نمايد كه بنياد افكار و انديشه هاي فرهنگي اقايان بر آب است كه تا اين اندازه ازسخن گفتن و كلمه واهمه و بيم دارند و ديدگانشان انقدر كم سو و مانوس به تاريكي كه تاب درخشش لعل كلمه را ندارند و براي همين انرا ميشكنند .
اقاي فرهنگ مهاجر دبير ادبيات فارسي سال اول دبيرستان روز اول كه وارد كلاس شد گفت امروز دستورزبان داريم و با تعريف كلمه شروع مي كنيم :
كي ميداند تعريف كلمه چيست؟
دانش اموزان همه گفتند :
عبارت است از اسمي كه دلالت زماني و مكاني ندارد
-آفرين بچه ها اين كه كلمه دلالت زماني و مكاني ندارد يعني چي؟
همه ساكت بوديم و ايشان سكوت را با پاسخي روشنگر و جهت ساز شكست و گفت:
كلمه مثل الماس مي ماند الماس شكلي منشوري دارد كه وقتي در برابر نور قرار بگيرد پرتو افشاني چشم نوازي دارد و بسيار محكم و با دوام است با الماس شيشه مي برند
اگر يك تكه الماس را بشكنيم و چند تكه اش كنيم باز هر تكه شكل منشوري اول را دارد و باهمان خاصيت پرتو افشاني حتي اگر صد تكه هم بشود باز همان است
كلمه مثل الماس مي ماند هميشه ماندني است و تاثير گذار و محو ناشدني محكم و استوار حتي اگر دهان نويسنده و يا شاعر را بدوزندهمانگونه كه دهان مسعود سلمان را دوختند و حتي اگر ترورش كنندمثل ميرزاده عشقي و يا حتي تبعيدش كنند مثل دكتر شريعتي و در غربت بميرد باز هم تاثير و جاودانگي خود را دارد زمان و مكان آن را محصور و مقيد نمي كند .
بچه ها با اشتياق گفتند اقا بيشتر توضيح بدهيد كه ناگهان زنگ خورد
هفته ي ديگر منتظر بوديم كه اقاي مهاجر بيايد اما نيامد به جاي او دبيري ديگر آمد و به ما گفتند اقاي مهاجر به علت گرفتاري هاي پيش آمده نمي تواند به مدرسه بيايد ديگر اقاي مهاجر را نديدم تا اينكه فهميدم سال گذشته فوت كرده .
دبير جديدي كه براي ما آمده بود سر كلاس سيگار مي كشيد و دهانش بوي بدي ميداد و انقدر اهل اخم و تخم كه بين دو ابرويش شكاف برداشته شده بود و هميشه اخمو و بد خلق مي نمائيد ميگفت مجنون اگه سيگار داشت مجنون نمي شد و بيشتر وقتش را ته كلاس با بچه هاي دو ساله كه همگي اهل خيلي چيز ها بودند صرف مي كرد
مي گفت حافظ تا چهل سالگي عرق خور بوده و خيلي افاضات ديگر اصلا مثل اقاي مهاجر نبود كه هميشه لبخند مي زد و خوش لباس و مرتب اما طبق معمول گرفتاري سراغ ادمهاي لايق مي ايد و آن گروه دوم هميشه فارغ البال و آماده باش و در خدمت هستند و چقدر هم مشتري دارند.




دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۱۱:۴۶  ]

وقتی دیكتاتوری سوسیالیست تك حزبی دیگر كارآمدی خود را در الجزائر از دست داد و وقتی كه در سال 1986 قیمت نفت از 30 دلار در بشكه به 10 دلار در بشكه رسیدة در حالیکه دولت به شدت به قیمت بالای نفت تكیه كرده بود اقتصاد مورد نظر دولت تحت فشار شدیدی قرار گرفت و كمبود و بیكاری رایج شد. در اكتبر سال 1988، موسوم به اكتبر سیاه، تظاهرات عظیم و گسترده ای در سراسر شهرهای الجزایر بر ضد چادلی بنجدید رئیس جمهور این كشور به پا شد كه یك عنصر اسلامگرای برجسته نیز در میان تظاهرات كنندگان وجود داشت. ارتش به سمت تظاهرات كنندگان شلیك كرد و با این كار خود برخی از مردم را به كام مرگ فرستاد و شمار زیادی از آنها را به وحشت انداخت.

در این هنگام طیف وسیعی از عقاید اسلام گرایانه این کشور را در بر گرفت كه كه دو رهبر این گروها نمونه هایی از این تفكر بودند. اولی رئیس جمهور آن عباسی مدنی، پروفسور و مبارز استقلال طلب سابق كه نماینده محافظه كاری نسبتا اعتدالی مذهبی بود و به طور سمبلیك حزب متبوع خود را به جریان جنگ استقلال الجزایر ارتباط داد. این جنگ منبع قدیمی مورد تاكید حزب حاكم (الجزایر) جبهه آزادی بخش ملی بود كه به آن حزب مشروعیت می بخشید. مدنی حمایت نیم بندی از مفهوم دموكراسی از خود نشان داد و این ایده را كه او می تواند به شریعت بی اعتنا باشد را رد كرد. بیانیه هایی كه او در مورد این موضوع ارائه كرد شامل این عقاید بود:
‹‹ پلورالیسم ضامن و نگهدارنده غنای فرهنگی است و تنوع لازمه توسعه و پیشرفت است. ما مسلمان هستیم، اما خود اسلام نیستیم.... ما مذهب را انحصاری نمی كنیم. استنباط ما این است كه دموكراسی یعنی پلورالیسم، انتخاب و آزادی.››
اما نفر دوم علی بلهادی معاون رئیس جمهور الجزایر بود. او یك مبلغ جوانتر و كم سوادتر الجزایری بود كه در گذشته نقش قابل توجهی در تظاهرات اكتبر ایفا كرده بود. بلهادی سخنرانی های رادیكال واپس گرایانه ای را ایراد كرد كه باعث تقویت روحیه و متحد شدن جوانان ناراضی طبقات پایین اجتماعی شد. او همچنین با رد قاطعانه و كامل دموكراسی و عقاید محافظه كاران در مورد زنان زنگ هشدار را برای اسلام- ستیزها به صدا در آورد. من باب مثال، بلهادی در فوریه سال 1989 طی یك سخنرانی چنین گفت:
‹‹ چیزی به نام دموكراسی وجود ندارد؛ مردم منبع قدرت نیستند، بلكه تنها منبع قدرت الله است كه از طریق قرآن قدرت خود را به ما می نمایاند. اگر مردم بر ضد قوانین خداوند رای بدهند، مرتكب كفر و توهین به مقدسات شده اند. در این صورت، لازم و ضروری است كه بی دینان و لایومنون را با استناد به این دلیل متقن كه آنها می خواهند سلطه و قدرت خود را جانشین سطله و قدرت خداوند بكنند، به هلاكت رساند.››
اگر خوب به سخنان این جوان کم تجربه دقت کنید میبینید که عینا ترجمان سخنان بعضی مقامات حوزوی ایران است که اخیرا قدرت و موقعیت فوق العاده ای بدست آورده اند



حسین  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۱۱:۴۱  ]

متاسفانه شرق را بستدند، اتفاقا همین دو سه روز پیش بود که در "کلمه" صحبت از قلم شدن انگشتان باربد شد.
لطفا شما کلمه را ادامه بدهید



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۱۰:۴۶  ]

و من كلام علی ع لَمَا اُرِيدَ عَلَى الْبَيْعَةِ بَعْدِ قَتِل عُثْمانَ :
هنگامى كه فتنه ها روى درآمدن دارند، حق و باطل به هم آميخته شود و، چون بازگردند، حقيقت آشكار شود. به هنگام روى آوردن ، ناشناخته اند و چون بازگردند، شناخته آيند. فتنه ها چون بادها در گردش اند. به شهرى مى رسند و از شهرى مى گذرند

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

آن گرد شتابنده که در دامن صحراست
گوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»

داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو
کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست
کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند
اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند

فریاد که گنجینه‌طرازان معانی
گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب
کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند



فريد آباداني  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۱۰:۲۸  ]

سلام اما سلامي تلخ بخاطر توقيف شرق. مهم نيست كه دليل تعطيلي آن چه بوده است مثل مصاحبه با زني لزبين يا دو جنس گرا و بدكاره و... مهم مخالفت با شرق است و طلوع آفتاب و احتمالا فهم و درك و ... نمي دانم اگر بنا به كار فرهنگي و حفظ جامعه از معضلات اخلاقي و غيره باشد كه بايد قبل از همه صدا و سيما را تعطيل كنند با آن برنامه هايي در آن عالمانه و عامدانه عمدتا به تبليغ و ترويج ناهنجاري، دعوا؛كشمكش و غيره مي پردازد وخود از جمله بانيان معضلات اخلاقي در جامعه فعلي ايران است. ولي همانطور كه گفتم موضوع مخالفت با هاشمي يا روزنامه شرق تنها نيست. مخافت با شرق و اشراق است و فهم و درك
فريد آباداني



ندا  
[ ۸۶/۵/۱۶ در ساعت ۱۰:۲۴  ]

سلام و خسته نباشید،
بعد از توقیف روز نامه شرق به جز سایت چطور میشه
"کلمه" رو پیگیری کنیم؟ آیا در روزنامه دیگری ادامه مطالب چاپ میشه؟