شادیبا  
[ ۸۶/۵/۲۰ در ساعت ۱۷:۰۷  ]

سلام .اقبال لاهوری می گوید من عادت داشتم هر روز قرآن بخوانم . در یکی از روزها که داشتم قر آن می خواندم پدرم از کنارم گذشت وگفت محمد قرآن را چنان بخوان که گویی بر تو نازل می شود . از آن پس قرآن را با تدبر می خواندم هر چند کم می خواندم .
دعا هم همین است جناب آقای دکتر ! ثواب یک طرف اما تدبر در ادعیه روح انسان را زنده می کند .



يكانه  
[ ۸۶/۵/۲۰ در ساعت ۰۸:۲۳  ]

سلام دكتر عزيز
روز مبعث حضرت رسول رو با سحر آغاز كردم بعداز سحري خوردن ونماز صبح سري به وبلاگتون زدم باز هم مثل هميشه وجودم را با قلم رسايتان آكنده كرديد از هر چه زيبايي.
پايدار باشيد.



شادیبا  
[ ۸۶/۵/۱۷ در ساعت ۰۶:۱۱  ]

سلام.من امروز صبح از سفر عشق می آیم. یعنی کربلا. به یادت بودم .دوسجاده ی نماز گرفتم در نجف وبه ضریح امام علی متبرک کردم.دورکعت نماز هم به یاد تو و خانم دکتر بر روی آن خواندم. کربلا هم در دو حرم همین کار کردم. چگونه به دستت می رسد ؟
**************************
سلام
زیارت قبول
از دعا و نماز و سجاده بسیار ممنونم. از طرف خانم کدیور هم تشکر می کنم.شما نشانی و تلفن تان را برایم بفرستید.پسرم تهران است.دو سه هفته دیگر به لندن بر می گردد، با شما تماس می گیرد.



فريد آباداني  
[ ۸۶/۵/۱۵ در ساعت ۱۳:۵۷  ]

جناب مهاجراني
روحمان را تازه كردي. اين دعاي صباح واقعا چنانكه به آقاي دشتي آباداني نوشتيد يك تابلو نقاشي است. در اين تابلو هركس چيزي مي بيند علاوه بر طبيعت و آن چه كه من مي بينم عظمتي با پيشاني به خاك افتاده، آتشفشاني از ميان نقشها فوران زده به بالا بالاها كه مي رسد سرنگون شده. طبيعت هم هست اينبار اما طبيعتي كه روح بي قراري در خود دارد و چه زيباست معناي سجع در عربي كه به رشته كشيدن مرواريد است اين رشته هاي مرواريد برگردن همان عظمت به خاك افتاده طوق بندگي است با اين طوق و با اين رشته خود را چه زيبا به آن كه همه بزرگيها از اوست وصل كرده و آنگاه بخاك افتاده. اگر دوست عرب شما بعد از خواندن دعاي صباح به صبح به گونه اي ديگر نگاه مي كند من به پيامبرمان هم به گونه اي ديگر نگريستم آنجا كه در وصفش چه عاشقانه مي گويد...صل اللهم علي الدليل اليك في الليل الاليل و الماسك من اسبابك بحبل الشرف الاطول و الناصع الحسب في ذروة الكاهل الاعبل و الثابت القدم علي زحاليفها في الزمن الاول ... الله اكبر از اين متانت متن و فسحت فصاحت اميرالمومنين اين عظمت بخاك بندگي افتاده
يا علي
فريد آباداني



حامد  
[ ۸۶/۵/۱۴ در ساعت ۱۵:۰۵  ]

سلام آقای مهاجرانی
آدرس سایت آوینی را به ما هم می دهید؟!!
**********************************
با گوگل فارسی جستجو کنید پیدا می کنید!



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۵/۱۴ در ساعت ۱۳:۲۲  ]

مناجات المعتصمین را برای عاصم بخوانید تا گم شده خود را پیدا کند :
اَللّهُمَّ يا مَلاذَ اللاَّّئِذينَ وَ يا مَعاذَ الْعاَّئِذينَ و َيا مُنْجِىَ الْهالِكينَ وَ يا عاصِمَ الْباَّئِسينَ وَ يا راحِمَ الْمَساكينِ وَ يا مُجيبَ الْمُضْطَرّينَ وَ يا كَنْزَ الْمُفْتَقِرينَ وَ ياجابِرالْمُنْكَسِرينَ وَ يا مَأوَىالْمُنْقَطِعينَ وَ يا ناصِرَ الْمُسْتَضْعَفينَ وَ يامُجيرَ الْخاَّئِفينَ وَ يا مُغيثَ الْمَكْرُوبينَ وَ يا حِصْنَ اللاّجينَ...
خداوندا!
ای پناهگاه تبعیدیان! گریزگاه گریزندگان! مأمن پناهندگان! مأوای سالکان!
ای امید محرومان و رانده شدگان! ای منجی به هلاک افتادگان و پای در گل ماندگان!
ای نگاهدارنده بینوایان! ای چراغ در راه ماندگان! و ای شنوای ناله فریاد در گلو ماندگان!
ای دست گیرنده دست از جان شستگان! ای سر فرا آورنده از تنها و آخرین در امید بیچارگان!
ای گنج مخفی مستمندان! ای یکتای دو تا شدگان! ای بند زننده کاسه دل در خود شکستگان! ای مرهم زخم خوردگان! ای پناهگاه جداشدگان ! ای پشتیبان مستضعفان! ای پناه وحشت زدگان!
ای فریاد رس اندوهگینان! ای قلعه آوارگان!
**************************
جناب آقای دشتی ابادانی گرامی!
اما! دعای صباح لطافت و تصور پردازی دیگری دارد. یک نمایشگاه نقاشی ست.



محمد  
[ ۸۶/۵/۱۴ در ساعت ۱۲:۵۷  ]

جناب دکتر سلام
دین را عاشقانه پذیرفته اید و به آن عمل می کنید کمک کنید ما (نسل سوم) نیز اینگونه باشیم.سالهایی را به یاد می آورم که پدرم صبح هنگام،زمان بردن ما به مهد کودک در مسیر دعای صباح را زمزمه میکرد. این دعا وطراوت وزیبایی آن را پس از سالها به یاد آوردم.از این بابت از شما متشکرم.





: