محمد رضا  
[ ۸۶/۵/۱۲ در ساعت ۲۰:۲۴  ]

سلام آقاي دكتر
ياد و خاطره كيومرث صابري را چه زيبا بزرگ داشتيد . خدايش رحمت كناد .



فريد آباداني  
[ ۸۶/۵/۱۱ در ساعت ۱۳:۲۱  ]

جناب دكتر مهاجراني
اگر اين كامنت را كه با مطلب فعلي شما نامربوط است مي گذارم پيشاپيش عذر مي خواهم وعلت آن نگراني از بابت اين است كه شما به سراغ مطلب مربوطه به دليل گذشتن زمان بر آن نرويد و نوشته من نخوانده باقي بماند و احيانا بي پاسخ اين مطلب در رابطه با نقد شما بر ترجمه كتاب مرشد و مارگريتاي بولگاكف كار آقاي عباس ميلاني مي باشد ايكاش زودتر متوجه آن مي شدم تا اين سخنان را كه الان بعد از حدود 5 ماه مي گويم به موقعش مي گفتم. فارغ از اشكالاتي كه بر آن ترجمه قيد فرموده بوديد از شروع [تقريبا] يك سوم آخر كتاب به بعد يعني از زماني كه مارگريتا بر فراز مسكو به پرواز در مي آيد و آن ويراني ها را به بار مي آورد تا آخر رمان، به نظر مي رسد داستان يك روند خيلي سريع و شتابزده پيدا مي كند آنگونه كه مرا به ياد وقتي مي اندازد كه شاگرد دبستاني بودم. در آن موقع مشقهايم رو به پايان كه مي رسيد از فرط عجله و شتاب براي اتمام تكليف، آنها را به گونه اي مي نوشتم كه بي حوصلگي در سراسر آن خطوط موج مي زد. حتي اگر انشاء يا مطلبي هم مي نوشتم براي رهايي از اين تكليف و اتمام هرچه سريعتر آن خيلي به كار لطمه مي زدم و خلاصه يك مقدار بي حوصلگي و كلافگي ناشي از خستگي دست در اثر فشردن قلم. اين دقيقا حسي بود كه با خواندن يك سوم پاياني كتاب مرشد و مارگريتا برمن مستولي شد كه گويا نويسنده يا مترجم مبتلا به آن بوده است.حال يا اين روند شتابزده محصول كار نويسنده است كه با توجه به 12 سال عمري كه برسر ويرايش كتابش نهاده بود كمي بعيد است يا اين شتابزدگي را مترجم محترم به كار وارد كرده اند كه اين شايد محتمل تر باشد. اما از حق نگذريم نثري كه مترجم در همان دو قسمت ابتدايي كتاب انتخاب نموده بود و متاسفانه در قسمت سوم به همان شتابزدگي مبتلا شد يك نمونه نثر زيبا مي باشد. دوست داشتم نظرتان را در خصوص اين مطلب بدانم ضمنا آقاي دكتر از چه طريق مي توان به فهرست آثار جالب ادبيات دنيا كه هنوز به فارسي ترجمه نشده اند دست يافت.
بسيار متشكرم
فريد



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۵/۱۰ در ساعت ۱۲:۱۷  ]

خوب است بدانیم که محور افكار و اعمال فيثاغورث تزكيه و تطهير بود.و ایشان عوامل وصول بدين تطهير و تزكيه را، تمرين سكوت، موسيقي و مطالعه رياضيات مي‌دانست .احساس ایشان اين بود كه همه نظامهاي موجود در طبيعت موسيقايي‌اند: از ديد ایشان گردش چرخ، موسيقي افلاك است در زمان ما که تاثیر کلام وعاظ ومبلغان دینی به دلیل آلوده شدن آنها به سیاست کم شده است موسیقی وهنر میتواند به زیبا ترین شیوه ممکن احساسات وعواطف انسانها را جهت ارتکاب اعمال خیر تحریک کند





: