شمس  
[ ۸۶/۳/۲۸ در ساعت ۰۸:۲۰  ]

با سلام
عیب کار این است که : تحصیلات عالی را شرط کافی میدانیم نه شرط لازم.حالا فرض کنیم فوق لیسانس و دکتری آقای رئیس جمهور با بهترین نمرات و از بهترین دانشگاه ها اخذ شده بود آنوقت طرز تفکر ایشان هم الزاما درست می بود.مگر بعضی رقبای ایشان در انتخابات ریاست جمهوری ادعا نداشتند در کل دوره تحصیلشان شاگرد اول بوده اند که البته گویا لاف هم نبود.حالا خیلی طرز تفکر عالی دارند.کم نبودند کسانی که هنگام انتخابات فکر میکردند خوب است یک دکترمتخصص مکلای غیر آخوند بیاید مملکت را درست کند.اگر خوب توجه کنیم تفاوت اساسی امثال جناب مهاجرانی با امثال رئیس جمهور در شیوه اندیشیدن آنهاست نه در چگونگی اخذ مدارک.



حمید رضا  
[ ۸۶/۳/۲۶ در ساعت ۱۷:۳۲  ]

سلام آقای مهاجرانی
اگر ممکن است به سوالهای من جواب دهید.
تلمود چیست؟
----------
آن سایت که گفتید مکا نهای مرشد و مارگریتا را نشان می دهد را معرفی کنید؟
**********************
تلمود کتاب دینی و فقهی یهودیان است. در واقع می توان آن را دائره المعارف آیین یهود دانست.
سایت مرشد و مارگریتا را با گوگل پیدا کنید.



يگانه  
[ ۸۶/۳/۲۶ در ساعت ۰۰:۴۰  ]

سلام اقاي دكتر
دور اول سفرهاي استاني اقاي احمدي نژاد متفكر بزرگ قرن (متفكري كه به قول خودش براي برخي از شاهكارهاي فعلي اش از پانزده سال پيش انديشيدن را اغاز كرده است)خاتمه يافت لطفا نظر خود را در اين باره ابراز كنيد



azadeh  
[ ۸۶/۳/۲۵ در ساعت ۲۲:۲۵  ]

salam
khanoome kadivar safarand.chera inghadar dir be dir minevidand.hata comentha ra ham nemizaran? haleshoon khoobe?akhe be emailam ham javab nadadand.



حمید رضا  
[ ۸۶/۳/۲۵ در ساعت ۲۲:۱۲  ]

سلام آقای مهاجرانی
1. کتاب تلمود چیست ؟
2. موسم هجرت / باغ فردوس / قصه شیرین را چاپ نکردید؟



خوانندهه  
[ ۸۶/۳/۲۵ در ساعت ۲۱:۳۹  ]

اسم دهمین کتابی که هر کس باید قبل از مرگ بخونه چیه ؟..برای یاسین نوشتین ولی معلوم نیست ! فقط نوشته شده : د ؟ یعنی چی؟
*******************************
آن ر اشتباه تایپی ست.
کتاب هایم منتظر مجوزند



اعلا میرجمالی  
[ ۸۶/۳/۲۵ در ساعت ۱۵:۰۷  ]

باسلام وعرض ادب
حالا می گویید در ایرا ن رییس جمهور کاره ای نیست!
استاد عزیز در این 28 سال همیشه حرفهای خود را 10سال دیر بر زبا ن جاری می کنیدو به نظر من وبا عرض پوزش این همان ریا کاری سیاستمداران است که خواهی نخواهی در درون شما نهفته است
شما وزیر ومعاون همین هیچ کاره ها بو ده اید.
زایش تفکر روشنفکری بیان واقعی وضعیت امروز میباشد نه اینکه ده سال دیگر در خصوص وضعیت کلی امروز اظهار نظر فرمایید.
خدا نگهدار



حامد  
[ ۸۶/۳/۲۵ در ساعت ۱۲:۴۱  ]

سلام آقای مهاجرانی
آقای دکتر یک سوال همیشه بعد دیدن عکسهای شما برای من
پیش می یاد که چرا همیشه موهای شما خیس هستند؟
هوای مکانهایی که بودید گرم بوده؟!روغن تقویتی میزدید؟
و یا اینکه آب می زدید؟



محمد رضا  
[ ۸۶/۳/۲۵ در ساعت ۱۱:۴۷  ]

سلام آقاي دكتر و خسته نباشيد
چرا در دوران تصدي خود بر وزارت ارشاد در مورد تفسير الميزان و انديشه هاي صاحب تفسير كاري نكرديد ؟ آيا وقت خود را بيشتر صرف پهن كردن سفره تساهل و تسامح نكرديد؟
راستي آقاي دكتر ، فونت قسمت نظرات آنقدر ريز است كه به سختي آنچه را تايپ مي كنم مي بينم . آيا امكان اصلاح دارد؟ متشكرم .



رضا  
[ ۸۶/۳/۲۴ در ساعت ۲۳:۳۵  ]

سلام آقای دکتر
برای فهم قرآن چه کتابی رو پیشنهاد می کنید؟
ضمنا آیا 10 کتابی رو که معرفی کردین می شه تنها یی خوند یا استاد می خواد؟
با سپاس
************************
تفسیر تمونه تفسیر آسان و مناسبی ست.به گمانم می توانید از آن استفاده کنید. در مراحل بعدی المیزان و تفسیر کبیر رازی
بدیهی است افراد آشنا در هر زمینه ای راه را هموار و کوتاه می کنند.



محسن  
[ ۸۶/۳/۲۴ در ساعت ۲۲:۰۷  ]

سلام
اين خواب نما شده را چكارش داري دكتر؟ خواه ناخواه او را هم طراز علامه مقايسه كرده اي!! بگذار در روياهايش دست و پا بزند.ولي افسوس بر اين ملت خواب زده كه .....چفدر بگوييم و چقدر خون بگرييم.اصلا دل و دماغ نوشتن را هم ندارم..................



خوانندهه  
[ ۸۶/۳/۲۴ در ساعت ۱۲:۱۰  ]

آقای مهاجرانی از علامه طباطبایی گفتی و آثارش ، داغ مرا تازه کردی....انتشارات جامعه مدرسین قم در سال 1382 کتابی به اسم روابط اجتماعی در اسلام چاپ کرده و نوشته مولف : علامه طباطبایی مولف تفسیر المیزان !!!!!!!!در صفحه 4 کتاب هم نامه فرزند علامه رو آورده که حق چاپ آثار علامه رو به جامعه مدرسین واگذار کرده.....ولی اصل ماجرا : این کتاب ترجمه ای بسیار ضعیف و بیخود از تفسیر آیه آخر سوره آل عمران است که علامه در اونجا بحث نسبتا مفصلی درباره روابط اجتماعی آورده......در پاورقی شماره 2 صفحه 29 همین کتاب مطلبی نوشته شده و در انتهایش نوشته : مترجم !!!... ولی در هیچ جای کتاب نگفتن که این ترجمه است .....چه وزارت ارشاد با حالی داریم ....من میخوام یه کتاب بنویسم و بگم این جلد دوم قرآنه ، فکر کنم ارشاد مجوز چاپ بده ، شایدم کتاب سال انتخاب بشه ، خدارو چه دیدی!!!...... من غافل چند سال پیش به عشق علامه مشغول مطالعه آثار فارسی و عربی ایشان غیر از المیزان بودم که در این دام افتادم.........و چه بسیار امثال این کتابها در دوران ما چاپ میشود.....آقای مهاجرانی به نظر من اگه حضرات موسسه تشکیل ندن و به فکر سامان دهی آثار کسی نباشن بهتره......



ر.چ  
[ ۸۶/۳/۲۴ در ساعت ۱۱:۴۵  ]

در راديو، مصاحبه‌ای پخش مي‌شد راجع به مبازره با بدحجابی مردان و زنان! مشخص است که همه موافق بودند و حمايت مي‌کردند. تا بالاخره نوبت به مردی رسيد که در اين جريانات گرفتار آمده بود و به جرم بدحجابی ماشينش برای چند روز توقيف شده بود (برای گرفتن خلافی و پرداخت جريمه‌ها و اجاره پارکينگ و ...). وی تنها جمله‌ای که گفت اين بود که "لطفاً کاری کنيد که ماشين ها را بتوان زودتر بازپس گرفت. چون ما ماشين ها را احتياج داريم"!

ياد حکايتی قديمی افتادم اندر باب ظلم پذيری مردم ما که (يکی از روايت‌های) آن را اينجا با کمی سانسور براي شما نقل مي‌كنم:

می گويند در روزگارهای قديم، شاهی بود که وزير دانشمندی داشت. هزينه دربار زياد بود و وزير پيشنهاد افزايش ماليات‌ها را داد. شاه می ترسيد که چنين کاری موجب شورش مردم شود. اما وزير معتقد بود که مردم اهل شورش نيستند. برای اثبات ادعا آزمايشی ترتيب داده شد.

گفتند هرکس که از دروازه های شهر عبور می‌کند، بايد يک سکه طلا پرداخت کند.
خبری نشد. مردم می پرداختند و می‌رفتند.
تعداد سکه ها را به دو سکه، سه سکه و در نهايت ده سکه افزايش دادند.
خبری نشد. مردم همچنان می پرداختند و ميرفتند.

تصميم گرفتند آزمايش را تغيير دهند. گفتند کسانی بر دروازه بايستند و هر کسی که از دروازه می‌گذشت، يک بار مورد تجاوز قرار بگيرد.
شاه و وزير منتظر نتيجه بودند اما باز هم صدای اعتراضی بلند نشد. تا اين که سربازان روزی گفتند: اعليحضرتا! مردی به شکايت آمده است! شاه و وزير با هيجان گفتند مرد را بياوريد. مرد آمد. با لکنت و سختی گفت:
" اعلللی حضرتتتتا! خواستم تقاضا کننننم تعداد تجاوز کنندگان در ددددروازه ها را افزايش ددددهيد تا مردم اينگوننننننه در صف‌های طویللللللل نايستندددد"!


راست می گويند که افسانه های هر ملتی از واقعيت های تاريخی آن ملت واقعی ترند!



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۳/۲۴ در ساعت ۱۰:۴۸  ]

احمد فرح عقيلان شاعر فلسطینی است که در سال 1924م ـ 1303 هـ در روستای الفالوجه فلسطين چشم به جهان گشود و در خانواده ای مذهبی و دوستدار علم و شعر پرورش يافته. پدر ايشان (شيخ فرح) از علمای الازهر و از شاعران بنام فلسطين بود.
اين شاعر پيوسته به حکام عرب تذکر می دهد که عزت و سربلندی آنان همانا اسلام است و نه عربيت منهای اسلام، شاعر اعراب منهای اسلام را بمانند صفرهای سمت چپ اعداد می داند.
ای يسلخ العرب من اسلامهم رجعوا علی شمال المعالی بعض اصفار مبادئ الکفر قد جرت هزائمنا و صيرت عارنا نشرات اخبار
شاعر از حکامی که شعار آزادی و دمکراسی را سر می دهند اما در عمل آلت دستی بيش نيستندکه فقط افراد متدين و متعهد پاکنهاد را تحت تعقيب قرار داده و آنها را به زندان انداخته و شکنجه می دهند و از مساجد بيم دارند، در حاليکه اشاعه فساد را ترغيب و از گشايش ميکده ها ابراز خوشحالی و شرابخواران را گرامی می دارند، اظهار تعجب می کند.

اذا رأوا حانه قرت بلابلهم

ولن رأوا مسجداً ثاروا بانذار

ذوالدين فی عرفهم تخشی غوائله

فما يقرب الا کل خمار

حريه الشعب فی أبواق دعوتهم

حکم المباحث والارهاب والنار
ايشان در شعرهای خود بالاخص وقتی در مورد حکام شعر می گويد به طنز و کنايه روی می آورد:

ان شئت أن تحيا زعيما

فدع الوفاء وعش لئيما

ان الزعامه فی بلادک

تکره الشهم الکريما

سمسر وبع واغشش وخن

واکذب تکن بطلا عظيما

وتصير صنواً للغزال

وان تکن قرداً ذميما

واذا جشئت يقال

عطر الورد يختلط النسيما

يا شعب قد حلقت زعا

متک البلاد فقل نعيما
این شاعر در اين بيتها با شيوه ای طنز آميز در مورد ويژگيها و صفات رهبران عرب سخن می گويد و فردی را بتصوير می کشد که از وی می خواهد او را پندی دهد تا رهبری با انصاف گردد که در جواب و در بر شمردن صفات حکام و رهبران از دون مايگی نام می برد و او را نصيحت می کند که وفاداری را کنار بگذارد، زيرا رياست انسان با شهامت و بزرگوار را نمی پسندد، لذا برای اينکه حاکم شود، بايستی چوب حراج به کشورش بزند و آنرا به دشمنان بفروشد و اينکه تقلب، خيانت و دروغ بگويد که در اين صورت منافقان و رسانه های درباری از وی بعنوان قهرمانی بزرگ ياد خواهند کرد و همسرش را گرچه پير و زشت رو باشد. زيبا و دلربا معرفی خواهند کرد و سخن از لياقت و زيبايی او خواهد بود گرچه همچون ميمون زشت باشد.



شادیبا  
[ ۸۶/۳/۲۴ در ساعت ۱۰:۳۶  ]

سلام آقای دکتر
جمله ی لسنا نرعد حتی نمطر.شما معنی کرده اید تا نباریم نمی غریم.ولی اگر اندکی تامل کنیم شاید امام علی می فرماید:نمی غریم تا اینکه بباریم.یعنی غرش منتهی شود به بارش.اما اگر معنی کنیم نمی باریم تا نغریم بسیاری از بارش ها غرشی ندارد اما غریدن ها توقع بارش از آن هست.



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۳/۲۴ در ساعت ۱۰:۳۵  ]

فارابي نیز در زمينه حكومت مردم (دمكراسي)، تاكيد دارد كه بهترين زمامدار بايد يك مرد فكر و عمل (هر دو نيرو باهم) و قادر به اداره و رهبري ديگران باشد. توان تفكر، قواي دماغي و خرد كامل چنين فردي نبايد مورد ترديد باشد. بايد آن چنان قاطع و نامردد باشد كه بتواند در لحظه لازم، فرمان جنگ دهد. از شرايط ديگر زمامدار (مدير و يا مديران جامعه) آگاهي كامل بر قوانين و اصول و تعاريف است به گونه اي كه بايد به مثابه يك دائرةالمعارف متحرك باشد و شرايط عدل و داد و قدرت اعمال خردمندانه آن در او جمع باشد.
به اندرز فارابي، اگر چنين فردي با اين شرايط ويژه يافت نشود، تا زمان پيدايش او، حكومت (مديريت شهر و يا گشور) بايد به شورايي مركب از افرادي سپرده شود كه مجموع آنان اين كيفيت را داشته باشد. با اين باور، فارابي با نامزد شدن هركس براي زمامداري (مديريت ـ نمايندگي و ...) مخالف است؛ مگر اين كه شرايط لازم را داشته باشد. فارابي يافتن چنين فردي را برعهده بزرگان، آگاهان و دلسوزان جامعه گذارده است.
بنابراين، اهل حل وعقد بايد بروند و بگردند و براي کشور زمامدار (مدير و وكيل) واجد شرايط لازم بيايند و انتخاب كنند، نه اين كه (بمانند کشور ما ) افراد بروند و از مردم بخواهند كه به ايشان راي بدهند تا زمامدار شوند (براي خود تبليغ مثبت كنند). وعوام الناس هم که به منافع آنی خود فکر میکنند تحت تاثیر تبلیغات فریبکارانه زمامدار نالایقی را انتخاب کنند که ....



azadeh  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۱۹:۰۲  ]

salam
yaddashte emruze keyhan ra hatman khandid.nazaretan chist?
********************
کیهان نمی خوانم.



حریر  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۱۷:۱۵  ]

پردازنده نظریه " احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم!!" در جدیدترین درفشانیش عنوان کرده :" کسی ... را کنترل کند!!" که منظور از ... یکی از بزرگان مملکت است!
شخصا به نظرم می رسد تشکیل چنین کمیته ای اثر بخشی اش در این است که افکار و ابراز نظرات جناب رییس جمهور را کنترل کند!

( آقای مهاجرانی! سن من و امسال من اجازه قضاوت درست در مورد آثار تصمیم گیریهای جنجال بر انگیز امثال آقای احمدی نژاد را نمی دهد. مدتهاست فکر می کنم، آیا از این بد تر هم می شود؟! آیا آبروی ریخته مملکت و دین ما در این 2 سال بازگشتنی است؟ شما چه فکر می کنید؟ آیا هنوز هم فرصت جبران هست؟
**************************
حتما! در تاریخ ایران مواردی از این دست کن نبوده است.)



عادل  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۱۶:۳۶  ]

جناب آقاي دكترمهاجراني
با سلام و دعاي خير
خارج از اين موضوع سئوالي ذهنم را درگير كرده است مزاحم شما شدم اگر برايتان امكان داشت پاسخ دهيد . چند روز پيش كتاب كيمياي محبت آقاي ري شهري در خصوص صفات شيخ رجبعلي خياط (نكوگويان) را خواندم . در بخشي از كتاب به نقل قول از جناب شيخ و همچنين آيت اله بروجردي و چند نفر ديگر مولوي و كتاب مثنوي معنوي را مورد نكوهش قرار داده بودند، مگرانديشمندان بزرگ نمي گويند مثنوي قرآن ايراني است . حالا اين نگرش شيخ و آيت اله بروجردي در مورد مولوي ذهنم را مشغول كرده و دليلش را نفهميدم و لذا از شما خواهش مي كنم بنده را راهنمائي نماييد .
با تشكر عادل از كرمانشاه
***********************
در مورد اظهار نظر آیه الله بروجردی اطلاعی ندارم لکن:
حاج ملا هادی سبزواری فیلسوف و حکیم بزرگ بر مثنوی شرح نوشته است.
در زمان ما هم علامه جعفری بر مثنوی شرح نوشت.
به گمانم مخالفان مثنوی این کتاب شگفت انگیز را نخوانده اند.



شادیبا  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۱۴:۳۴  ]

سلام
دیشب خواب دیدم با خانم کدیور اومدی منزل ما.خیلی صمیمی حرف می زدیم.بعد یک کتاب که نو بودبر داشتی .بعدش شما شاید سوال کردی یا من می خواستم بگم .اشاره ای کردم به کتاب دکتر خرمشاهی که در باره قران نوشته .
تعبیر خواب چیه دکتر؟
************************
من تعبیر خواب بلد نیستم.!



یه کوچولو کمک  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۱۳:۳۸  ]

salam, chera akhe javabe emaile mano nemidin?
-------------------------
salam
vaghean forsate pasokh ghoftan be hameye emailha ra nadaram



دوست  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۱۱:۴۳  ]

با سلام
آقای دکتر برعکس شما بنده اعتقاد دارم که اتفاقآ ایشان از خودشان دقیقآ چنین تصویری را در ذهن دارند و خود را معجزه هزاره سوم می پندارند و گرنه چرا حتی یکبار برای نمونه به دهان متملقین خویش خاک نپاشیده اند.
ما دیگر به اینگونه رفتارهای ایشان و افکار دایره تنگ و کوته مشاورینشان عادت کرده ایم چرا که ایشان بسیار خود شیفته بوده و در خود یک نوع " برگزیدگی از طرف غیب " مشاهده مینمایند و چه بسیارند اینگونه حاکمان و شما بدلیل اشرافتان بر مقوله تاریخ بهتر می شناسید امثال ایشان را نه در تاریخ کهن بل در همین تاریخ معاصر.



یاسین  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۱۰:۰۶  ]

با عرض سلام
اگر ممکن است نظر خود را درباره ی 10کتابی که هر انسانی قبل از مرگ باید بخواند بگویید؟(لطفا به ترتیب اولویت باشد)
***********************
قرآن مجید
نهج البلاغه
کتاب مقدس(عهد قدیم و جدید
شاهنامه فردوسی
مثنوی مولوی
کمدی الهی دانته
مرشد و مارگریتا بولگاکف
برادران کارامازوف
هزار و یک شب
خیام
د



ارين  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۰۹:۲۰  ]

دكتر مهاجراني عزيز و گرانبها من كه فكر ميكنم اين مهرورزان عدالت طلب !!!!!!!!!بعد از 3 سال كه احمدي نژادمشكلات زيادي به دليل حرف هاي نسنجيده اش ايجاد كرده,فهميده اند كه پخش يا انتشار انديشه هاي وي نياز به بازبيني يا نظارت جدي دارد ولي يك اسم ديگر رويش گذاشته اند كه كمتر ابروريزي شود........فقط خدا ميداند بودجه اینگونه به اصطلاح شوراها ونهادها ازکجا تامین خواهد شد ؟؟؟؟!!!!!!شما فكر ميكنيد توي هزاره اول تا سوم رييس جمهوري هم پيدا ميشود كه اندازه ي احمدي نژاد گند زده باشد.....اقاي دكتر مهاجراني عزيز تو را به خدا به اينها پيشنهاد بررسي افرادمتفكري مثل علامه را ندهيد...اينها به هر چه دست بزنند به گند ميكشند...مثلاشما فكر كرده ايد اينها ديگر ابرويي براي اسلام گذاشته اند؟!!!!نقد افرادي مثل علامه نياز به افراد قوي و متفكري مثل دكتر سروش دارد....يعني ميشود دوباره شما به ايران برگرديد و ما از محضر شما فيض ببريم....خدا حفظتان كند



سرمدستان  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۰۹:۰۹  ]

جناب دکتر سلام
از ادبیاتی که در نوشته هایتان بکار میبرید خوشحالم
ضمن پرهیز از توهین راه کار درست را اعلام می نمایید
موفق باشید
یا الله



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۳/۲۳ در ساعت ۰۹:۰۸  ]

امروز شاید خیلی از اندیشمندان منصف در ایران با افلاطون هم عقیده شده باشند که در برای اداره صحیح کشور هر كس با توجه به ذاتش يعني همان منابع رفتاري كه در او وجود دارد باید در جاي خودش قرار بگیرد مثلا كسي كه ميل در او بالا باشد فقط مشغول كسب و كار خود شود و در كار سياست دخالت نكند يا كسي شجاعت و هيجان او در درجه اي بالا قرار داشته باشد شغلش در جامعه نظامي باشد. درنظرافلاطون رفتار هاي انسان از سه منبع ميل و اراده و عقل سرچشمه مي گيرد .ميل انسان شامل مواردي نظير تملك شهوت غرايز مي شود. مركز اميال نيز در بدن شكم است.هيجان هم مواردي مانند شجاعت قدرت طلبي و جاه طلبي را در برميگيرد. عقل نيز مسئول مواردي نظير انديشه و دانش و هوش است. منابع ذكر شده هم در افراد مختلف داراي درجات متفاوتي است. مثلا در بازاريان و كسبه عموم مردم ميل است كه نقش اصلي را در زندگي بازي مي كند و در جنگجويان و لشگريان هيجان نقش اصلي را بر عهده دارد. و عقل نيز پايه رفتار حكما ست.سزاوارترين گروه براي حكومت فلاسفه هستند كه در آنها عنصر عقل در درجه بالايي قرار دارد(نوعي از نخبه گرايي). نتیجه اینکه نباید سرنوشت کشور را بدست نظامیان وکسبه داد و اشراف با وسعت نظر خود میتوانند به بهترین صورت عقلی کشور را اداره کنند بدون اینکه از قشر عوام تبعیت کنند البته بايد توجه داشت كه اشراف يا شريفترين مردم براي حكومت الزاما كساني نيستند كه داراي قدرت و ثروت اند. بلكه بايد اين افراد داراي حكمت باشند تا شايستگي لازم را براي حكومت داسته باشند.



zahraa  
[ ۸۶/۳/۲۲ در ساعت ۱۸:۴۸  ]

baba chera be jaye hameye virgoola noghte gozashti

adam fe mikone jomle tamoom shode vali edame dare hanooz
*******************
mamnoon dokhtarm,sarvaram ! eslah shod



شادیبا  
[ ۸۶/۳/۲۲ در ساعت ۱۶:۱۲  ]

سلام.آقای دکتر من بسنده می کنم به شعر معروف مولانا
ای برادر تو تو همی (همه)اندیشه ای
ما بقی خود استخوان و ریشه ای



رضا  
[ ۸۶/۳/۲۲ در ساعت ۱۴:۳۲  ]

با سلام و احترام
این روزها روزنامه ها را که ورق می زنیم آنقدر سخنان عجیب و غریب و تصمیمات خارلعاده مشاهده می شود که از حیرت نمی دانیم چه بگوییم. در این مورد مهمترین سوال این است که مگر آقای احمدی نژاد اندیشمند یا فیلسوف و یا ... است که دفتری اندیشه هایش را منتشر کند؟ ایشان چه نظریه ی علمیی در شاخه ای از علم دارند که بخواهند آن را انتشار دهند.
خوب است در سایت sience نام ایشان را جستجو کنید که در کمال حیرت مشاهده کنید که کسی با PHd در یک رشته ی مهندسی حتی یک عنوان مقاله و پژوهش ندارد.
اول باید پرسید این اندیشه ها چیست؟
خدا عاقبتمان را ختم به خیر کند
با سپاس



azadeh  
[ ۸۶/۳/۲۲ در ساعت ۱۳:۳۸  ]

سلام
خوشحالم که بالاخره به این موضوع پرداختید.مدتی بود از سیاست ایران نمی گفتید.به قول حافظ باید گفت:چنان نماند وچنین نیز هم نخواهد ماند.





: