يگانه  
[ ۸۶/۴/۲۴ در ساعت ۱۶:۲۹  ]

اگر همه زمین هم خانه انسان باشد از غربت غریبه او چیزی کم نمی شود.

:‌)

مرسي



هومان  
[ ۸۶/۳/۲۲ در ساعت ۱۵:۲۱  ]

سلام استاد ماندگار فرهنگ ایران
من از شهرستان فیروزآباد فارس یک گله جدی از شما دارم البته برای دوران وزارت فرهنگ ایران
یک انسان بی خاصیت بیسواد تنها هنرش نوحه خواندن در مراسم ها بود که به عنوان رئیس اداره فرهنگ و ارشاد انتصاب کرده بودید واقعا" متاسفم برای مردم که سالهاست تحمل میکنند!خیلی دوست داشتم قبلا" بهتون بگم نمیشد
ممنون
********************
رییس اداره را مدیر کل منصوب می کند. مدیر کل فرهنگ و ارشاد فارس بهترین مدیر کل دوران مسئو لیت من بود. که بعدا هم نماینده شیراز شد.



azadeh  
[ ۸۶/۳/۲۱ در ساعت ۲۳:۴۷  ]

shoma omidi darid ke ketabhayetan mojavez begirad?an ham dar in dolat.ke mosalaman ba khode shoma moshkel darand na ba keyabetan.ke ghese shirin dar roozname chap shode bood



فرزان  
[ ۸۶/۳/۲۱ در ساعت ۱۲:۲۷  ]

سلام بر دکتر بزرگوار
خوشبختی و کامروایی از نظر شما چی توصیف می شود؟
این قسمت ماند بدون پاسخ........!!



فرزان  
[ ۸۶/۳/۲۰ در ساعت ۲۱:۳۸  ]

سلام بر دکتر بزرگوار
به توصیه یکی از دوستان خود با سایت شما آشنا شدم.
و خیلی از آن خوشحالم. همیشه در این فکر بودم که اگر شرایط مساعد شد و من با شما حرف زدم چه سوالی بکنم!/؟
اینجا مطرح می کنم و به امید جواب از شما می مانم !/؟
تلخترین و شیرینترین خاطره و حادثه شما در وزارت چی بود؟
و خوشبختی و کامروایی از نظر شما چی توصیف می شود؟
ارزو می کنم همیشه پر توان بنویسسید1
خدانگهدار
***************************
استیضاح هم تلخ بود، که نشان داد استیضاح کنندگان چه نگاهی به فرهنگ و اندیشه دارند.همان نگاهی که امروز حاکم است. شیرین بود از آن جا که در یک میدان برابر استیضاح شکست خورد.



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۳/۲۰ در ساعت ۱۲:۴۳  ]

غزلی عارفانه از سعدی را بخوانید تا بارقه امیدی در دلتان ایجاد شود و از فایده معاشرت با خلایق بهره برداری کنید
بسیار ســـــــفر باید تا پخته شود خــــــــامی
صوفی نشـــــــــــود صافی تا درنکشد جامی
گـــــــر پیر مناجاتست ور رند خـــــــــراباتی
هر کس قلمی رفته‌ست بر وی به سرانجامی
فـــــــردا کـــــه خلایق را دیوان جزا باشـــــد
هـــــــر کس عملی دارد من گوش به انعامی
ای بلبــــــل اگـــــــر نالی من با تو هم آوازم
تو عشـــــق گلی داری من عشق گل اندامی
سروی به لب جویی گــویند چه خوش باشد
آنان که ندیدســـــــتند ســـــروی به لب بامی
روزی تن من بینی قـــــــربان ســـــر کویش
وین عــــید نمی ‌باشد الا به هــــــــــر ایامی
ای در دل ریش من مهــرت چو روان در تن
آخــــــر ز دعاگویی یاد آر به دشــــــــــنامی
باشــد که تو خود روزی از ما خبری پرسی
ور نه که برد هیهات از مــــــا به تو پیغامی
گـــــــر چه شب مشتاقان تاریک بود امـــــا
نومــــــــــید نباید بـود از روشـــــــنی بامی
ســــــــــــعدی به لب دریا دردانه کــجا یابی
در کام نهنگان رو گــــــــــر می ‌طلبی کامی



حمید رضا  
[ ۸۶/۳/۱۹ در ساعت ۱۵:۴۵  ]

سلام آقای دکتر سید عطا اله مهاجرانی
آقا در مورد نقد دینی نظر شما قبول . اما شما را به خدا جواب این الهام را بدهید.یکی باید جلو این زن و شوهر بایستد.
تازگی گفته : این اصلاح طلبان ادامه همان منافقین هستند و مخالفان نظام و امام و انقلاب !!!! (پنجشنبه 17 چاپ شد)
آقا این جا دیگر سکوت جایز نیست . شما را به خدا بنویسید.
جوابیه ای محکم می خواهد تا ...
اگر خاموش باشید فردا برادر کشی را باب می کنند!!!
مرتد شناس و جاسوس شناس بودند. حالا منافق شناس شده اند!!!
دستمان به دامانت سید .....این بقیه الله؟خدایا تو به دادما برس
**************************************
بیش از این باید صبور باشید! !



محمدرضا  
[ ۸۶/۳/۱۹ در ساعت ۱۵:۴۱  ]

آقاي دكتر سلام
زيستن در چهار قاره تصورش هم شورانگيز است ، اما تحمل سختيهاي سفر كار هر كسي نيست. اين روح هاي بيقرارند كه در ماندن احساس خفگي مي كنند و به تعبير دكتر شريعتي " چه پر شكوه است احساس اينجا نبودن "...اين بي قراري كه روح را به آتش مي كشد موهبتي است كه بايد از آسمان نصيب شده باشد ... ورنه بسيارند كساني كه خو مي كنند به ماندن. در نگاه هاي اين گونه آدميان ديگر آن برق را نمي بيني ....



زيبا  
[ ۸۶/۳/۱۹ در ساعت ۱۰:۰۱  ]


سلام دكتر عزيز
ديدم گفته اي از ساحت ادبيات و رمان به مرداب سياست باز نمي گردي. مطمئن شدم ديگر بر نمي گردي براي خودت خوشحال شدم اما دلم شكست البته به خاطر خود خواهي هاي خودم . برايت و براي همه هم فكرانت آرزوي سلامتي و موفقيت دارم. اما اگر قرار باشد همه كسان مثل شما كنار بكشند ما را چه مي شود.دعايمان كن.



ali  
[ ۸۶/۳/۱۹ در ساعت ۰۱:۳۸  ]

خوش حالم که اهنگ زندگیتان متناسب با شخصیت شما است.در این جا کینه و حسادت نمی گذاشت، رشد کنید.



خسروي  
[ ۸۶/۳/۱۸ در ساعت ۱۹:۴۵  ]

جناب آقاي مهاجراني ـ سلام
جناب عالي تاكنون در كانون توحيد لندن به ايراد ده سخنراني پرداخته ايد . مع الاسف ، تنها چهار سخنراني فابل استفاده (دانلود) از طريق سايت كانون مي باشد. در صورت صلاح ديد از دوستان كانوني خواسته شود كه اهتمام بيشتري نسبت به ارايه آن سخنراني ها بفرمايند و يا قابليت دانلود سخنراني ها از طريق مكتوب فراهم شده و در دسترس علاقه مندان قرارگيرد.
در فضايي كه دسترسي به صداهاي سبك حتي امكان نيزنمي خواهد محروم شدن از آواهاي ماندگار سنگين است . با سپاس فراوان



حامد  
[ ۸۶/۳/۱۸ در ساعت ۱۹:۱۱  ]

سلام آفای مهاجرانی
یهودای اسخریوطی کیست؟
***************************
یکی از حواریون مسیح؛ که با بوسه مسیح را به ماموران پیلاطس معرفی کرد!



محمد  
[ ۸۶/۳/۱۸ در ساعت ۱۲:۰۷  ]

سرانجام قصه شيرین چه شد؟
***************************
در انتظار اجازه ارشاد است.



آرش  
[ ۸۶/۳/۱۷ در ساعت ۲۳:۵۳  ]

خدا این انگلیسیا رو میشناسه. هواست خیلی باشه. اصلا ماجرای خروج افرادی مثل شما از قدرت و بعد هم از کشور توطئه داخلیها نبود باور کن کار انگلیسا بوده.



حمید رضا  
[ ۸۶/۳/۱۶ در ساعت ۲۳:۳۴  ]

سلام آفای مهاجرانی گرامی
چند روزی است که کتاب اسلام و مسیحیت را تمام کرده ام
اما یک سوال از مغزم بیرون نمی رود که چرا شما جواب افرادی
مثل شجاع الدین شفا را نمی دهید.او که این اندازه کتابهای خاص دارد.
آقا نکند چون داخلی هست چشم پوشی می کنید؟
ما در داخل افرادی را داریم که به مراتب بدتر و توهین امیزتر از
امثال سلمان رشدی و یا پاپ16 در مورد اسلام گفته اند!!!
مثل شفا - انصاری - دشتی - کسروی - .....و غیره
یکی از دوستانم کتابی را در نقد یکی از کتب فوق به من داد
جالب آنکه منتشر در سال 1368 بود.چرا خاموشید؟؟؟؟؟
************************************
دوست عزیز
به سلمان رشدی و پاپ من جواب دادم. به بقیه هم علماب اعلام و فضلای کرام که کارشان دفاع از حریم دین است جواب بدهند. به نظر شما بنده باید به همه جواب بدهم!؟




دكتر سفيدگر  
[ ۸۶/۳/۱۶ در ساعت ۱۸:۰۵  ]

جناب آقاي دكتر مهاجراني

با سلام و احترام
ما گروهي فولكلوريست و پژوهشگر فرهنگ عامه از اقوام مختلف ايران هستيم كه در تهران فعاليت مي كنيم. هر كدام از اعضاي گروه داراي چند جلد كتاب و پژوهش و چندين مقاله هستند و سالهاي زيادي از عمر خود را در راستاي گردآوري و پژوهش فولكلور و فرهنگ مردم مناطق مختلف ايران صرف كرده‌اند.
اعضاي اين گروه و افراد ديگري كه در اين زمينه‌ها فعاليت مي‌كنند از طرف هيچ ارگان و نهاد دولتي و خصوصي حمايت نمي‌شوند و صرفاً به جهت عشق و علاقه‌اي كه به فرهنگ قومي و ملي خود دارند، با همه ناملايمتي‌ها ساخته و به فعاليتهاي خود ادامه مي‌دهند. اما گاه بعضي از فعاليتها از توان مالي تك تك و جمعي افراد خارج بوده و اقدام به شروع آن نيز تن پژوهشگر مستقل و تنها را مي‌لرزاند.
يكي از اين پروژه‌ها «دانشنامه جشن نوروز» است كه گروه پژوهشي ما با بررسي همه جوانب فرهنگي، اجتماعي و سياسي عيد نوروز در ايران و حداقل ده كشور ديگر، اجراي آن را در دستور كار خود قرار داده است؛ اما از آنجائي كه به قول اغلب دوستان، تامين هزينه‌هاي اجرايي اين طرح لقمه‌اي به مراتب بزرگتر از دهان ماست و از طرف ديگر نيز تجربه به ما نشان داده كمتر سازمان و ارگان و مركز تحقيقاتي در اينگونه طرحها مشاركت مي‌كند، بر آن شديم دست به دامان بزرگان قوم شويم و در اين ميان كمتر كسي را يافتيم كه چون شما از يك طرف دغدغه فرهنگ و تمدن ايران را داشته باشد و از طرفي ديگر بتواند ما را در رسيدن به مقصود ياري نمايد.
عليهذا با توجه به فعاليتهايي كه چند كشور ديگر و در راس آنها تركيه در جهت ثبت نوروز به عنوان ميراث فرهنگي خود در سازمان يونسكو مي‌كنند، مستدعي است در صورت امكان به هر نحوي كه شايسته مي‌دانيد، ما را در اجراي اين طرح ياري فرمائيد.

با تشكر:
دكتر حميد سفيدگر شهانقي
irfolk@yahoo.com



طرفه  
[ ۸۶/۳/۱۶ در ساعت ۱۷:۴۱  ]

سلام



nasim  
[ ۸۶/۳/۱۶ در ساعت ۱۵:۵۸  ]

salgarde ertehale hazrate emam ra tasliat arz mikonam



صبا  
[ ۸۶/۳/۱۶ در ساعت ۱۲:۰۷  ]

برای چندمین بار کتاب استیضاح رو مرور کردم واقعا چرا ما از داشته هامان به نحو شایسته استفاده نمی کنیم ؟ در طول تاریخ سیاسی ایران همیشه نخبگان در خطر حذف بودند و به خاطر بی توجهی بزرگان حکومت در انزوا!
پاینده باشید



حمید رضا  
[ ۸۶/۳/۱۶ در ساعت ۱۰:۵۵  ]

سلام آفای مهاجرانی گرامی
چند روزی است که کتاب اسلام و مسیحیت را تمام کرده ام
اما یک سوال از مغزم بیرون نمی رود که چرا شما جواب افرادی
مثل شجاع الدین شفا را نمی دهید.او که این اندازه کتابهای خاص دارد.
آقا نکند چون داخلی هست چشم پوشی می کنید؟
ما در داخل افرادی را داریم که به مراتب بدتر و توهین امیزتر از
امثال سلمان رشدی و یا پاپ16 در مورد اسلام گفته اند!!!
مثل شفا - انصاری - دشتی - کسروی - .....و غیره
یکی از دوستانم کتابی را در نقد یکی از کتب فوق به من داد
جالب آنکه منتشر در سال 1368 بود.چرا خاموشید؟؟؟؟؟!!!!



حامد  
[ ۸۶/۳/۱۶ در ساعت ۱۰:۴۶  ]

سلام آقای دکتر مهاجرانی
اولا از اینکه من و رفقا مزاحم می شویم ببخشید!هواخواهیم !
قاسم شعله سعدی در مصاحبه ای گفته است
کارگزاران برای شکستن فضا و پیروزی در مجلس هشتم
به دنبال آوردن مهاجرانی و کرباسچی به صحنه است.
و این پس زدن دعوتها از آن دو و سایرین ناز کردن است!

چگونه است؟
*****************************
من از ساحت ادبیات و رمان به مرداب سیاست بر نمی گردم.

8



علی ازمشهد  
[ ۸۶/۳/۱۶ در ساعت ۰۱:۲۵  ]

سلام عمو مثل همیشه امیدوارم خوب باشید ..عمو جان دیگر خسته شده ام .....از وقتی کوچک بودم همیشه جنگ بود. برسر شیر بر سر کوپن بر سر رفتن در پناهگاه یا حرف جنگ بود و...من نمی توانم از ایران خارج شوم به خاطر نرفتن اجباری و تمرین نکردن جنگ. شنیده ام تو خارج از این فضایی هستی که 24 سال جلو چشم منه ....بگو ببینم اونجا میشه رفت سر یک کار معمولی و اینقدر ثبات هستش که بتونی چند ماه آیندت رو تصور کنی ؟؟؟؟ عمو جان می دونی چیه اصلا لعنت به این خاور میانه که از وقتی بوده با جنگ بوده از اون قابیل تا همین بوش ورقیب ایرانیش ...عمو نکنه ما اومدیم به این دنیا که بجنگیم وآماده بشیم که با خدا بجنگیم ؟؟!!!!عمو جان ببخشید که وقتت رو گرفتم مطلب هم شاید بی ربط بود .....دوست دار تو از پادگان ایران



سادات  
[ ۸۶/۳/۱۶ در ساعت ۰۰:۳۸  ]

سلام اقای دکتر . روز کارنامه من هم داشتم کارنامه ی بچه های کلاسم را میدادم .که جمیله خانم و صهبا را در چند قدمی دیدم . چشمانم گردید پی شما .تا پیدایتان کردم ولی پیر شدید دکتر.ای روزگار...غدار
************************
پدر بزرگ شده ام!..



علی  
[ ۸۶/۳/۱۵ در ساعت ۲۱:۲۴  ]

آقای دکتر مهاجرانی عزیز؛ من از مراجعه کنندگان دایمی وب سایت شما هستم و از اغلب نوشته های شما لذت می برم. امیدوارم شما را بار دیگر در ایران ببینیم.
گفته اند: این وطن مصر و عراق و شام نیست
این وطن جایی است کو را نام نیست
شاید از رهگذر موسیقی بتوان یادی از سرزمین پدری خویش داشت. سرزمین و وطنی که اصالت آدمی را بنمایاند چه آن که، اصالت، دلتنگی و تنهایی را می زداید.



شهاب  
[ ۸۶/۳/۱۵ در ساعت ۲۰:۴۵  ]

سلام استاد
ای کاش از ایشان نظرشون را درباره ایران می پرسیدید.
هر چند اگر خودم بودم این کار را نمی کردم/امروزه کی جرات میکنه بگه ایرانیه!!!!!!!!!!
**********************
اتفاقا از ایران و هند صحبت شد.صرف نظر از حرف و حدیث هایی که ما در داخل ایران داریم.همه با احترام از ایران سخن می گویند.کشوری که در برابر اراده امریکا تسلیم نیست.



ali  
[ ۸۶/۳/۱۵ در ساعت ۱۸:۱۲  ]

با سلام و امید شادکامی
استادعزیزم به سهم خودم از لطفتان مبنی بر نگارش این مطلب سپاسگزارم...
من هر دو پدر بزرگم را از دست داده ام. در سالهایی نسبتا دور.
چند سالیست خلاء وجودشان برایم محسوس است.
گهگاه به هنگام روی آمدن خاطره ای و سخنی یادشان را با ذکر فاتحه ای گرامی می دارم. مرقوم فرمودید که :به روزگار پیری انسان نباید
تنها بماند...
شاید نیاز پیران را بیش از نیاز طرف مقابل تداعی کند!
اما به گمانم گذر زمان نشانگر این مهم است که نیاز جوان افزون است
همان که گفت:
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستتر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
چند جمله از ایام کودکی و نوجوانی در خاطرم برق می زند!
بچم (مخفف بچه ام )! ...چراغ هیچکس تا صبح نمی سوزه !
بچم غمت نباشه... خدا از سلطان محمود بزرگتره !
هر وقت اناری دست می گرفت می گفت : یادت مونده ؟!
داستان غریبی بود! می گفت: به انار نگاه کن...می بینی دانه ها چگونه همه به هم چسبیده اند...بر زمین هم که بکوبی یا بر دیوار
هنوز هم همدیگر را رها نمی کنند...و زمانی که بخواهی از هم جدایشان کنی از میانشان خون می چکد...مکثی کرد و آرام آهی کشید
و باز گفت: خون دل است ! خون دل ! می دانی یعنی چه ؟
نه نمی دانی ! .... اما بالاخره یک روز می فهمی !بگذریم...!
دلیل در خواستم که با عنایت کریمانه شما همراه شد
همان بیت بالاست! از لطفتان کمال تشکر را دارم.
سلامت باشید و سر خوش



كريمي  
[ ۸۶/۳/۱۵ در ساعت ۱۵:۲۳  ]

سلام آقاي دكتر،
مطلب آخر تون (زندگي ) را يك تغيير كوچك دادين! علتش چيست؟ (پسر به بچه)
با تشكر كريمي
*************************
مطلب را برای صهبا خواندم با نظر صهبا تصحیح شد!



ثمین  
[ ۸۶/۳/۱۵ در ساعت ۱۲:۳۸  ]

سلام عمو عطای عزیز
خوش به حال پیرمرد واقعا! من آرزو دارم توریست باشم،البته. برای زندگی...نمی دونم خوبه یا نه!
کارنامه ی صهبا هم که حتما درخشان بوده برای ما هم که در انتظار کارنامه ایم دعا کنید :)

سبز باشید



داداش کوچک حسین(از اراک)  
[ ۸۶/۳/۱۵ در ساعت ۱۰:۱۸  ]

سلام آقای دکتر
امیدوارم ایام به کام باشد من هرچه از شما میدونم بخش زیادیش را از هم کلاس دوران دبیرستانتون یاد گرفتم والبته دردوران وزارت و استیضاح وهمینطور مقالات در روزنامه ها اعتقاد کامل پیدا کردم که درست معرفی شده اید مطمئن باشید هنوز هم مثل اون پیرمرد86ساله میتونید در 4قاره وبه مراتب بهتر تجربه تبادل کنیدوبه ما که نمی تونیم بریم انتقال بدبد



بهروز  
[ ۸۶/۳/۱۵ در ساعت ۰۰:۰۰  ]

ایران به وجود بزرگمردانی چون شما نیاز دارد . پاینده باشید



azadeh  
[ ۸۶/۳/۱۴ در ساعت ۲۳:۲۰  ]

salami dobare
khastam yek soal beporsam:shoma anja ehsase ghorbat nemikonid?nashode az asemane sorbie landan be tang ayid
*****************************
آسمان لندن همبشه سربی نیست.البته هوا هم از تمییزی برق مب زند و محله ما همیشه غرق صدای پرنده است.ا اما هیچ جا وطن نمی شود.



azadeh  
[ ۸۶/۳/۱۴ در ساعت ۲۳:۱۷  ]

salam
sahba kheili khosheghbal ast ke shoma mitavanid barayash vaght begozarid va komakash konid..omidvaram movaffagh shavad
shad bashid



علي  
[ ۸۶/۳/۱۴ در ساعت ۲۳:۰۶  ]

آقاي مهاجراني
يكبار در مطب پزشكي عكسي بر ديوار بود . گربه اي خاكستري داخل گلدان كوچكي كه گل رزي با خارهايش در آن بود ، گل را زير گرفته و له كرده بود بود و با آرامش عميقي خوابيده بود . دمش هم از گلدان آويزان بود . زير آن نوشته بود : در صلح و آرامش كه باشيد ، همه جا خانه شماست.



فاطمه  
[ ۸۶/۳/۱۴ در ساعت ۲۲:۲۹  ]

انسانهايي كه از ترس غربت در دنياي كوچك خود مي مانند !غافل از اينكه همه جاي اين زمين تبعيدگاه رانده شده اي از وطن است به جرم عصيان!
اين در س امروز وبلاگتان بود .وبلاگ شما اولين وبلاگي است كه هر روز كه مي خوانم چيزي از ندانسته هايم كم مي شود و به دانستني هايم افزوده
شما،جداي از وزير ارشاد خاتمي بودن ، ماوراي شخصيت سياسيتان قابل ستايشيد
خدايا عقيده ام را از دست عقده ام مصون بدار....



ارس  
[ ۸۶/۳/۱۴ در ساعت ۲۲:۱۲  ]

سلام
راست گفتی
خوب خواندی
ناز آوازت

موفق باشید





: