دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۳/۱۹ در ساعت ۱۲:۵۹  ]

از سلطان محمود غزنوى مشهور است كه: شبى در بستر استراحت‏خفت و در آن‏شب، خواب پيرامون چشم او نگرديد، هر چند از پهلوئى به پهلوئى مى‏غلطيد ديده‏اش‏به هم نمى‏رسيد.با خود گفت: همانا مظلومى در سراى من به تظلم آمده و دست‏دادخواهى او، راه خواب را بر چشم من بسته.پس پاسبانان را گفت كه: در گرد خانه من‏بگرديد و بينيد كه مظلومى را مى‏يابيد بياوريد.پاسبانان، اندكى تفحص كرده كسى رانيافتند.باز سلطان هر قدر سعى كرد خواب به ديده او نيامد، بار ديگر ايشان را امر به‏تجسس نمود.تا سه دفعه، در مرتبه چهارم خود برخاست و بر اطراف دولت‏سراى خودمى‏گشت تا گذارش به مسجد كوچكى كه به جهت نماز كردن امراء و غلامان در حوالى‏خانه سلطان ساخته بودند افتاد، ناله زارى شنيد كه از دل بى‏قرارى بر مى‏آيد، و آه سردى‏شنيد كه از جان پردردى كشيده مى‏شود، نزديك رفته ديد بيچاره‏اى سر به سجده نهاده‏و از سوز دل خدا را مى‏خواند.سلطان فغان بركشيد كه زنهار اى مظلوم! دست‏دادخواهى نگهدار كه من از اول شب تا حال خواب را بر خود حرام كرده تو رامى‏جويم و شكوه مرا به درگاه پادشاه عالم نكنى كه من در طلب تو نياسوده‏ام.بگو تا برتو چه ستم شده؟ گفت كه: ستمكار بى‏باكى شب پا به خانه من نهاده مرا از خانه بيرون‏كرده و دست ناپاكى به دامن ناموس من دراز كرده خود را به در خانه سلطان رسانيدم‏چون دستم به او نرسيد عرض حال خود را به درگاه پادشاه پادشاهان كردم.سلطان را ازاستماع اين سخن آتش در نهاد افتاده و چون آن شخص مشخص رفته و در آن شب،جستن او ميسر نبود، فرمود: چون بار ديگر آن نابكار آيد او را در خانه گذاشته به زودى‏خود را به من برسان.و آن شخص را به پاسبانان خرگاه سلطانى نموده گفت: هر وقت ازروز يا شب كه اين شخص آيد اگر چه من خواب راحت‏باشم او را به من رسانيد. بعد ازسه شب ديگر آن بدگهر به در خانه آن شخص رفته، بيچاره به سرعت تمام خود را به‏سلطان رسانيد.آن شهريار دادرس، بى‏توقف از جا جسته با چند نفر از ملازمان، خود رابه سر منزل آن مظلوم رسانيده اول فرمود تا چراغ را خاموش كردند.پس تيغ از ميان كشيده آن بدبخت را به قتل آورده و چراغ را طلبيده روى آن سياه رو را ملاحظه كرده‏به سجده افتاد.آن مسكين، زبان به دعا و ثناى آن خسرو معدلت آئين گشود و از سبب‏خاموش كردن چراغ و سجده افتادن استفسار كرد.

سلطان گفت: چون اين قضيه مسموع من شد به خاطر من گذشت كه: اين كار يكى ازفرزندان من خواهد بود، زيرا به ديگرى گمان اين جرئت نداشتم، لهذا خود متوجه‏سياست او گشتم كه مبادا اگر ديگرى را بفرستم تعلل نمايد.و سبب خاموش كردن‏چراغ، اين بود كه: ترسيدم اگر اين، يكى از فرزندان من باشد مهر پدرى مانع سياست‏گردد.و باعث‏سجده، آن بود كه: چون ديدم كه بيگانه است، شكر الهى كردم كه‏فرزندم به قتل نرسيد و چنين عملى از اولاد من صادر نگرديد.

فرمانفرمايان روزگار بايد در اين حكايت تامل كنند و ببينند كه: به يك دادرسى كه‏در ساعتى از آن سلطان سرزد حال نزديك به هزار سال است كه نام او به واسطه اين‏عمل، در چندين هزار كتاب ثبت‏شده، در منابر و مساجد، اين حكايت از او مذكور، وخاص و عام، آفرين و دعا بر او مى‏فرستند، علاوه بر فوايد اخرويه و مثوبات كثيره.

بلى:

گر بماند نام نيكى ز آدمى به كزو ماند سراى زرنگار



مسعود  
[ ۸۶/۳/۱۷ در ساعت ۱۲:۰۰  ]

تونی بلر با مشارکت در جنگ عراق خود را بدنام کرد اما در عوض قطعا منافع اقتصادی خوبی را برای بریتانیا کسب کرد.سیاستمدارانی مثل بلر به نظرم به خاطر منافع بلندمدت کشورشان حتی خاطرند خود را بدنام کنند ولی در عوض کشورشان را به منفعتی برسانند.در ضمن آقای دکتر، خانم رایس جدیدا کتاب خاطرات خود را منتشر کرده اند که جنجال بسیاری برپا کرده است فکر کنم آن کتاب را مطالعه کرده باشید لطفا نظر خودتان را در این مورد هم مرقوم فرمائید.



azadeh  
[ ۸۶/۳/۱۴ در ساعت ۱۹:۵۷  ]

salam
man ham khahesh mikonam az an marde hendi benevisid.man ham yek ja mandan ra doost nadaram.gholi hast ke migooyad jahane har kas be andaze vosate fekre oost.gahi fekr mikonam donyaye shoma cheghadr bozorg ast
shad bashid



خسروي  
[ ۸۶/۳/۱۴ در ساعت ۱۲:۵۸  ]

از خميني برايمان بنويسيد .



ali  
[ ۸۶/۳/۱۴ در ساعت ۱۲:۵۶  ]

salam ostade azizam
nazaretan ra dar khanedoust didam
agar momken ast bishtar az an mard va an goftogoo barayeman benegarid
ba tashakor
***********************

حتما



بهناز  
[ ۸۶/۳/۱۴ در ساعت ۱۲:۳۴  ]

باز هم گلی به گوشه جمال ایشان که قدرت را ارث پدر نمی دانند ، به اشتباه هایشان اعتراف می نمایند و دیگران را ابله فرض نمی کنند . درست بر خلاف شما سیاستمداران ایرانی !



azadeh  
[ ۸۶/۳/۱۳ در ساعت ۲۳:۳۱  ]

salam
khobid?midanam ke alan paye internet hastid.do ta matlabe khoob gozashtid.nazarha ra up kardid.nazaretan ra dar khane doost didam.tabrik migam .sahba sale avvale dabestan ra tamam kard.omidvaram movafagh bashad.az an marde hendi benevisid.engar dar landan az in shegeftiha ziad ast
arezooye shadietan ra daram





: