دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۳/۱۹ در ساعت ۱۰:۴۹  ]

همه ما میدانیم که ايام مدرن در غرب بعد از تجربه کردن رنسانس پس از اعصار تاريک قرون وسطي و بعد از انقلاب صنعتي آغاز شد،
همه ما میدانیم ژاپنی ها بی آنکه گذشته پر از اهمیت خود را نادیده انگارند یا فراموش کنند یا سنت های بومی و ملی خود را کناربگذارند،درطی سده اخیر به مدرنیسم رسیدند
انسان متعجب مي‌شود که چگونه ژاپنی ها با این مهارت‌هاي وارداتي پيشرفت کردند. مهندسي راه و ساختمان و فناوري‌هاي آبياري باعث شدند سرزمين باتلاقي مسکوني شود و به مزارع برنج تبديل گردد. چوب‌ها محکم شدند، زهکش‌ها ساخته شد و سرزمين محکم و استوار شد. تمامی اين تکنيک‌ها از شبه جزيرة کره وارد ژاپن شد
از طرف دیگر در کشور فلک زده ایران مدرنیته مساوی است با بی بند وباری و دست کشیدن از زندگی سنتی .احساس افتادگي وزبوني مردم ما در برابر غرب آنها را اسير فرهنگ وتمدن غربي کرده است



سيد  
[ ۸۶/۳/۱۳ در ساعت ۲۲:۲۵  ]

ابن عم،

حسرت می خورم که فرصت نشد پارسال مجسمه های اين شهر شگفت انگيزمان را قدم زنان به شما نشان بدهم. شايد وقتی ديگر، ان شاء الله: گر بمانيم باز بردوزيم جامه ای کز فراق چاک شده.

نکته ای که در گچ و گل کشيدن بر ميراث گذشتگان متذکر شده ايد بسيار سنجيده است. هم در بناها هم در نامها. راستی چه شد که نام مدرسه سپهسالار را عوض کردند و تاريخ آن مدرسه مهم را که ظاهراً با پول لاتاری و به نيت کفاره گناه قماربازی بنا شده بود منکر شدند؟ يا تالار رودکی را؟ آيا گشاده دستی فسادآلود در ويران کردن باغات شميران در شمال تهران و فروش تراکم به اسم سازندگی بهتر از گل مالی کردن بر سيمای فرمانروايان زند است؟ چه شد که درها و سردرهای اهدايی شاهان پهلوی به آستان قدس رضوی را محو کردند؟ انکار تاريخ منحصر به قاجاريه نبود: هم سابقه داشته است و هم لاحقه.
اينکه به ملتی بگويند گذشته اش يکسره استبداد و استبدادزدگی بوده دروغ بزرگی است که بزرگان کشور ما فراوان گفته اند و می گويند.





: