محمد  
[ ۸۶/۳/۱۹ در ساعت ۱۸:۵۲  ]

سلام. اي كاش از شاهنامه و نظامي داستانهاي جالبش را بيرون مي كشيديد و مثل قصه شيرين و هفت خوان بزرگ مهر براي جوانان امروز ايران مي نوشتيد جوانان امروز بيش از هر چيز به اين داستان ها نياز دارند تا هويت گم شده خود را باز يايند خواهش مي كنم حالا كه فراغتي داريد اين كار را بكنيد كه فردا دير است مقاله هاي روز دردي دوا نميكند . ما منتظر چاپ قصه شيرين هستيم تا آن را ببلعيم . نمي دانم كي به دستمان مي رسد . لطفا توصيح دهيد
****************************
هر وقت ارشاد اجازه داد!



حمید رضا  
[ ۸۶/۳/۳ در ساعت ۱۵:۵۰  ]

سلام
جناب دکتر مهاجرانی می خواستم حس شما را از کار کردن با
دوست قدیمی خود کرباسچی بزرگ و تیم آشنایانتان بدانم؟؟



هاتف  
[ ۸۶/۳/۳ در ساعت ۱۱:۲۷  ]

سلام دکتر
از توجه به موقع ویاد استاد حجازی ممنونم
آره یادش بخیر آن روزهای خون و آتش که همت جوانان این مرز و بوم حامی ایران و اسلام عزیز بود آن سفر کرده در شبهای عملیات سخنرانی های غرّایی می کرد و رزمندگان را روحیه می داد . خدایش بیامرزد.

اگه سرت خلوت شد سری به ما بزن
mohajer14.blogfa.com



حامد  
[ ۸۶/۳/۲ در ساعت ۲۲:۳۰  ]

سلام دکتر مهاجرانی
آقا دیگر کاملا به مکتوب بی تفاوت شده اید !!!!!!
اگر یادتان باشد اوایل که مردم را می خواستید
روز به روز می نوشتیدو حالا حتما دیگر ارضائید!!!!!
خانمتان هم که هفته ای یک بار می آید و می رود تا هفته دیگر
کارگزاران هم که دیگر عملا تعطیل شده
خوش باشید همیشه انشاء الله



فاطمی  
[ ۸۶/۳/۲ در ساعت ۱۲:۴۷  ]

سلام
قبلا نوشته هایتان را می خواندم ولی مدتی این کار به تعویق افتاد به دلایل مختلف علی ایحال وقتی به اینجا آمدم خواستم به صفحۀ اول سایت بروم که مقدور نشد چون آیکون "صفحۀ اول" در طراحی سایت دیده نشده است.اگر من اشتباه میکنم یاریم کنید وگرنه نقص را برطرف نمایید.



جواد  
[ ۸۶/۳/۱ در ساعت ۲۳:۰۱  ]

خدا رحمت كند مرحوم حجازي من هيچوقت از سخنراني هاي ايشان خسته نمي شدم
آقاي دكتر من يكي از دوستداران شما هستم
خداوند به شما توفيق خير بدهد



شجاع نیا  
[ ۸۶/۳/۱ در ساعت ۲۲:۴۵  ]

من از مرحوم حجازی فقط اون سخنرانیشان در مقبل آقای خمینی را که میگفتند شناسنامه ات را نشون بده.... یادم مونده. از همان موقع هم احسس خوبی نسبت به ایشان نداشتم.در هر حال اکنون ایشان رفته اند و خدایش بیامرزاد.



دشتی آبادانی  
[ ۸۶/۳/۱ در ساعت ۰۹:۰۲  ]

این خطبه حضرت امیر را با دقت بخوانید و به ضمیر خود مراجعه کنید ببینید علاقه به دنیا چگونه در دلمان جای گرفته است
روى عن نوف البكالى قال : خطبنا هذه الخطبة بالكوفة أمير المؤمنين عليه السلام و هو قائم على حجارة نصبها له جعدة بن هبيرة المخزومى ، و عليه مدرعة من صوف ، و حمائل سيفه ليف ، و فى رجليه نعلان من ليف ، و كأن جبينه ثفنة بعير
و لو أنّ أحدا يجد إلى البقاء سلّما أو إلى دفع الموت سبيلا لكان ذلك سليمان بن داود عليه السّلام : الّذى سخّر له ملك الجنّ و الإنس مع النّبوّة و عظيم الزّلفة ، فلمّا استوفى طعمته ، و استكمل مدّته ، رمته قسىّ الفناء بنبال الموت ، و أصبحت الدّيار منه خالية ، و المساكن معطّلة ، و ورثها قوم آخرون ، و إنّ لكم فى القرون السّالفة لعبرة أين العمالقة و أبناء العمالقة ؟ أين الفراعنة و أبناء الفراعنة ؟ أين أصحاب مدائن الرّسّ الّذين قتلوا النّبيّين . و أطفأوا سنن المرسلين ، و أحيوا سنن الجبّارين ؟ أين الّذين ساروا بالجيوش ، و هزموا بالألوف ، و عسكروا العساكر ، و مدّنوا المدائن ؟



fardid  
[ ۸۶/۳/۱ در ساعت ۰۷:۵۹  ]

اما او مدح کسی را گفت که سزاوار مدح نبود.خدایش بیامرزد



مصطفی  
[ ۸۶/۲/۳۱ در ساعت ۲۲:۰۱  ]

سلام فردا(پس فردا)دوم خرداد است چند وقت پیش دوباره سخنرانی جلسه اسیضاح شما رو که روی کاست ضبط کرده بودم گوش میدادم وبا هزار زحمت تبدیل به فایل mp3کردم من این سخنرانی رو دهها بار گوش دادم وهمیشه برام تازگی داره از اون ایه سوره آل عمران تا شعر اقبال و حافظ راستش رو بگم دوران تحصیل دانشجویی من به خاطر گوش دادن به رادیو وضبط اون، جلسه امتحان حقوق جزا نرفتم و از اون درس افتادم دنبال فایل صوتی جلسه رای اعتماد هم زیاد گشتم ولی...؟ تو سایت قبلی شما بود اگه امکان داره این کارو بکنید



فرهاد  
[ ۸۶/۲/۳۱ در ساعت ۱۶:۰۷  ]

خدایش بیامرزاد.چریک پیر اسلحه را آویخت....اما صفیر گلوله ها هنوز زنده است



مهسا امیری  
[ ۸۶/۲/۳۱ در ساعت ۱۲:۱۹  ]

سلام آقای دکتر
امیدوارم همیشه همین طور برامون نکته های پند آموز بگین.
از خانوم دکتر کدیور خبری نیست!کجا هستند؟
آقای دکتر کتابهاتون را بالاخره چه کار کردید؟قصه شیرین که طلسم
شده و باغ فردوس و موسم هجرت به شمال هم که ..........؟
خانواده ما از علاقمندان شماست.خوب و خوش بمونید.......



دشتی آبادنی  
[ ۸۶/۲/۳۱ در ساعت ۱۱:۰۴  ]

واقعیت اینست زمانی که حزب توده در ایران به تقلید از احزاب کمونیست در بلوک شرق و همگام با ایدئولوژیهای ضد دین بر این طبل می کوبید که روشنفکری با دینداری قابل جمع نیست. در غرب نیز گرایشهای ضد دین همین مضمون را تبلیغ می کردند. مدعا این بود که می باید میان دینداری و روشنفکری یکی را برگزید روشنفکران مکلا از قبیل مرحوم بازگان با در نظر گرفتن شرائط زمان با گسترش عقائد دینی در میان دانشگاهیان خدمت زیادی به دین کرده اند که هیچگاه از عهده حوزه های علمیه بر نمی آمد در آن زمانها برای مردم که متولیان دین را در لباس مخصوص روحانیت میدیدند سخنرانی وخطابه افرادی مثل مرحوم فخرالدین حجازی جذابیت خاصی داشت جناب آقای دکتر جنابعالی هم با نقد شبهات دینی میتوانید به گسترش اعتقاد به مذهب در میان افراد تحصیل کرده کمک کنید فرق شما با روحانیت حوزه این است که مخاطبان شما افراد تحصیلکرده هستند و مخاطبان حوزه افراد عامی و بیسواد



محمد  
[ ۸۶/۲/۳۱ در ساعت ۰۸:۵۸  ]

آقاي مهاجراني سلام،
هرجا كه مرحوم حجازي در قبل از انقلاب سخنراني داشت در حد توانم شركت مي كردم بازار تهران در ايام عاشورا،مسجد جامع نارمك و.. اما صد حيف آنچنان مسير مبالغه را در پيش گرفت كه حتي مرحوم امام بر وي ايراد كرد : خوف آن دارم كه اين سخنان كه آقاي حجازي گفتند باورم بيايد.در دفاع از انقلاب آنچنان تاخت كه نوعا پس از سخنراني هاي آتشينش زدوخوردو درگيري به وجود مي آمد.
در يك مور د خاطرم هست در يكي از شهرهاي شمالي كشور پس از سخنراني شديدا تحريك آميز ايشان دو نفر كشته شدند.اين در حالي بود كه به نظرم جامعه ملتهب ما در سالهاي اوليه دهه سياه شصت نيازمند آرامش بود.
براي آقاي حجازي طلب آمرزش مي كنم





: