امین رضا  
[ ۸۶/۲/۳۱ در ساعت ۱۲:۰۹  ]

سلام رئیس انجمن حمایت از انقلاب فلسطین!!!!!!
بسیاری از افراد را می دیدم که از شما طلب نوشتن خاطره داشته اند
و شما هم خیلی که لطف می کنید می گوئید به موقعش!!!!!
می گویند ادم که پیر می شه محافظه کار میشه!!!!!
اللخصوص که در غربت باشه!!!



azadeh  
[ ۸۶/۲/۳۰ در ساعت ۲۰:۲۹  ]

salam
az aghaye hejazi dar majlese avval hatman khaterei darid.barayeman migooid?



مجید  
[ ۸۶/۲/۳۰ در ساعت ۰۱:۴۷  ]

راستی این نوشته شما مصداق و زبان حال کامل جناح ها و چهره های مختلف چپ و راست در داخل نظام جمهوری اسلامی و از جمله شخص حضرت عالی نیست؟ آن هایی که تاکنون بارها در مواضع خود تغییر و تعدیل ایجاد کرده اند و مردم هم مرتب بایدبه خاطر این تغییرات آنها را مورد تمجدید و قدردانی قرار دهند. همین مردم در مواقع برگزاری انتخابات مختلف هم به دلیل عدم امکان مشارکت و نامزدی اکثریت قریب به اتفاقشان همواره مجبورند تا بین بد و بدتر و یا فاسد وافسد یکی را برگزینند.



هاتف  
[ ۸۶/۲/۲۹ در ساعت ۱۸:۵۵  ]

سلام دکتر
مطلب را خواندم جالبه منتظر مطالب دیگرتان هستم.
راستی آدرس دادم نیامدی سر بزنی لطفاً............



خجسته  
[ ۸۶/۲/۲۹ در ساعت ۱۸:۳۲  ]

تخست وزیران پادشاهی انگلیس که بیشتر به یک کارمند خوب و گوش به فرمان شبیه هستند که البته دوره های بازیگری رو هم گذرانده اند.



محمد  
[ ۸۶/۲/۲۹ در ساعت ۱۰:۲۶  ]

با سلام
اقای دکتر دبی میخواستید تشریف بیاورید اطلاع می دادید که خدمت می رسیدیم باور بفرمایید خیلی دوست داشتم ودارم شما را از نزدیک زیارت کنم ودر ضمن امکانات ناقبلی هم اینجا می توانستیم مهیا نکیم



علي جوان  
[ ۸۶/۲/۲۸ در ساعت ۲۰:۲۱  ]

جناب مهاجراني عزيز! نامها ميمانند ولي چگونه؟ تاريخ قضاوت خواهد كرد...همچنان كه هم نام مصدق ماند و هم هيتلر...



علي جوان  
[ ۸۶/۲/۲۸ در ساعت ۲۰:۰۸  ]

جناب مهاجراني عزيز! باز هم فرصتي ديگر از دست خواهذ رفت!!! شايد ما عادت كرده ايم هميشه جامي زهرآلود بنوشيم...چگونه فرصت مذاكره را در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي از دست داديم آن هم با محبوبيت بين المللي. حال بايد با اين شهرت جهاني پاي ميز بنشينيم....راستي نكند كه مذاكره با آمريكا افتخاري بسيار است كه آقايان خواستند نصيب خودشان شود و من و شما خبر نداريم....بيچاره عباس عبدي كه به جرم آمارگيري محكوم شد.



امیر  
[ ۸۶/۲/۲۸ در ساعت ۱۸:۱۷  ]

سلام
قصد ندارید نظر خود را در مورد اخراج استاد زرین کلک بیان کنید؟ سرکار خانم مهرانگیز کار نامه ای سوزناک در این مورد نوشته است که خواندنش خالی از لطف نیست.



محمد امامی  
[ ۸۶/۲/۲۸ در ساعت ۱۷:۴۳  ]

سلام جناب دکتر
شما مدتی سفر بودبد ، من هم چند روزی تهران بودم و چند روزی پیش از آن کسالت مختصری داشتم . کمتر فرصت شده بود به مکتوب سری بزنم ، در همین مدت هم میهن و شرق هم مجددا چاپ شدند و در کنار اعتماد ملی و اعتماد و کارگزاران و ... نوید هوایی تازه می دهند ، شاید مجلس هشتم ، این هوارا دلپذیرتر کند.
اما بیشتر از همه چیز ، جای شما خالیست آقای دکتر



حامد  
[ ۸۶/۲/۲۸ در ساعت ۱۷:۴۱  ]

آقای دکتر سلام همیشه به سفر باشید انشا الله
آقای مهاجرانی ببخشید مگر خانه ایبسن چه مشخصاتی دارد که مورد نظر قرار گرفته است؟
دکتر از خاطرات دبی برایمان بیشتر از یک قلم!!!اشاره بفرمائید
آخر سفر همیشه آورده های بسیاری داردسوغاتی ما را در مکتوب
بدهید ممنونیم.
چهارشنبه هم که کارگزاران خالی از شما بود و ........!!!!!!!



یاشار  
[ ۸۶/۲/۲۸ در ساعت ۰۰:۰۸  ]

من این نظر را در مطلب قبلی داده ام ولی درج نشده است. جهت اطمینان از وصول دوباره ارسال میکنم:
مذاکره با آمریکا تنها در باره عراق و آنهم با اجازه و نظارت جدی و مستقیم اروپا و در راس آنها انگلیس خواهد بود



ارس  
[ ۸۶/۲/۲۷ در ساعت ۲۳:۵۷  ]

سلام آقای مهاجرانی
به قول اخوان ثالث:
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم
کجا؟ هر جا که پیش آید
.
.
بانجایی که می گویند روزی دختری بوده است
که مرگش نیز (چون مرگ تاراس بولبا
نه چون مرگ من و تو ) مرگ پاک دیگری بوده است

موفق باشید



رضا  
[ ۸۶/۲/۲۷ در ساعت ۲۳:۳۴  ]

سلام
جناب مهاجرانی شما در کدام روزنامه ها ستون دایمی دارید؟
با سپاس
***************************
معمولا دوشنبه و چهارشنبه در کارگزاران و
پنجشنبه ها در اعتماد



بنده خدا  
[ ۸۶/۲/۲۷ در ساعت ۱۸:۴۰  ]

اگر٣٠ سال پيش هم چنين فكر ميكردى ، ان ٢٥ سال عمرت به هدر نميرفت سيد.
.
...مگر اين چند روزه دريابى.
******************************
حرف حساب جواب ندارد!



massoud  
[ ۸۶/۲/۲۷ در ساعت ۱۸:۲۵  ]

مسعود [ ۸۶/۲/۱۹ در ساعت ۱۳:۵۹ ]
سلام اقای مهاجرانی همشهری عزیز
یاد مطرح کردن مذاکره با آمریکا از طرف شما افتادم که با نقد رهبری در سخنرانی مواجه شد و بعد با نامه ای شما را از دوستداران نظام بر شمردند و عذر خواستند. راستی نظرتان راجع به آن نامه چیست؟ خواهش می کنم بگوئید.
جوان اراکی



شادیبا  
[ ۸۶/۲/۲۷ در ساعت ۱۷:۱۰  ]

سلام آقای دکتر.من سخن را به درازا نمی کشم.همان جمله ای که بر پشت کتاب رمان "نوشته ی جناب عالی است" یعنی رمان برف برایتان می نویسم.
یه وقتی رفته بودم اصفهان،خونه یه نفر با چشمای درشت کشیده که مدام برق می زد ونم اشک را می شد در چشمانش دید.روی پتوی کهنه ای نشسته بود.اتاقش هم فکر می کنم چهار پنج متر بیشتر نبود.اسمش آقای شفیعی بود گفت :(( آقای نورانی من اینجا روی این پوست توی خونه خودم نشسته ام. هیچ کس نمی تونه به من بگه ،پاشو برو اون طرف بشین یا این طرف نشین .))گفت :((پسرم،صندلی اگر ارج و قربی داشت که انسان سرش را می ذاشت روی صندلی، همین که ماتحت شون را می ذارن روی صندلی،پیداست اعتباری نداره.اصلا انسان اول بشه ما تحت،یعنی تحت امر.دست بر سینه نزد امیر،تا اون وقت،بهش صندلی تعارف کنن.هر وقت هم نخواستن یا نپسندیدن،صندلی را بر میدارن یا از زیرش می کشن.))



مسعود  
[ ۸۶/۲/۲۷ در ساعت ۱۶:۵۴  ]

آقای دکتر سلام رسیدن به خیر . رسم همشهری گری این است؟ مسعود هستم در مورد مطلب رابطه با آمریکا کامنت گذاشتم چرا نظرتان را نگفتید؟
جوان اراکی
**************************
نظرم را در نوشته ام داده ام.





: