محمد محمودی  
[ ۸۵/۱۲/۱۲ در ساعت ۲۰:۰۱  ]

سلام آقای دکتر حتما شنبده ای که تو هین اخیر به پیامبر در ایران چگونه بوده است ولی نه تحصنی شد و نه راهپیمایی و بعضی هم کاسه از آش داغتر یعنی کارشناسان دین جوری دفاع کردند که گو یی اهانتی نبوده است اصلا و ابدا



حریر  
[ ۸۵/۱۲/۱۰ در ساعت ۱۴:۲۹  ]

سلام
بله ، طبیعی است که اگر به ناحق به کشور ما (یا احتمالا خیلی از کشورهای دیگر دنیا که به اندازه ما به وطن پرستیشان افتخار نمی کنند!) حمله نظامی شود اختلاف نظرهای داخلی تحت الشعاع جنگ خارجی قرار می گیرد . ولی از جنالعالی حداقل توقع نمی رود که بی تدبیری های بعضی دولتمردان ایران را که به مثابه پهن کردن فرش قرمز برای دشمنان است آماج انتقاد قرار نداده و هدف اصلی خود را پیشگیری از جنگ قرار ندهید.
آقای مهاجرانی عزیز، چنانچه اکنون در خدمت دولت نیستید و همچون بسیاری از مردم ما فقط نظاره گر رفتار دولتیان می باشید که به نظر می رسد اینگونه باشد ،شاید بهتر باشد که در کنار همه ما که هراس جنگی دیگر هر لحظه خاطرمان را پریشان می کند، شما هم از نا امنی موجود کمی نگران باشید. گاهی اوقات فکر می کنم بیشتر بیرون گود هستید تا درون آن! که البته در ایران نبودنتان عامل این نیست که من هم اینجا نزدیک شما زندگی می کنم ولی شاید بیشتر از خیلی از ساکنان ایران زمین آرزو میکنم که گشایشی در احوال این مردم ایجاد شود و از شر دشمنان داخلی و خارجی رهایی یابند.ممنونم!



گودرزی  
[ ۸۵/۱۲/۹ در ساعت ۱۱:۴۰  ]

آنچه که به لحاظ سیاسی حائز اهمیت تلقی می شود تهدیدات نظامی اسرائیل علیه ایران است در حالیکه ایران تا کنون سابقه هیچگونه حمله نظامی به اسرائیل نداشته است.



يك نفر  
[ ۸۵/۱۲/۹ در ساعت ۰۸:۱۱  ]

ويرانگر چه خودي چه بيگانه. هر دو تا ويران مي كنند. بعدشم كسي هاي كه تو ايران مثل اون دختر خانم انتحاري فكر مي كنند زياد نيستند.



نیلوفر  
[ ۸۵/۱۲/۹ در ساعت ۰۵:۵۷  ]

دکتر مهاجرانی
استدلال های شما قدری سطحی است برای اینکه از اظهار نظر یک خانم در فرودگاه لندن نتیجه کلی می گیرید و شما که شخصی علمی هستید می دانید این نوع استدلال علمی نیست وفقط به درد لفاظی می خورد. چون من هم در ایران نمونه های زیادی را سراغ دارم که هرروز انتظار جنگی تمام عیار با آمریکا را دارند و آرزوی سقوط حکومت ایران را به هر طریقی لحظه شماری می کنند. بنابراین از این نوع افراد هم در ایران وجود دارد که از تمامی فشارهای حکومت خسته شده اندو آرزوی سقوط رژیم حتی با جنگ را لحظه شماری می کنند.حتی چند و قت قبل یکی از دوستان می گفت که اگر آمریکایی ها حمله کنند او حاضر است تمام توان خود برای کمک به آنها در اختیار نیروهای ضد رژیم قرار دهد . اما سئوال این است با این نوع نمونه گیری آدم علمی و دانشمندی مثل شما که نباید قضاوت کند. من فکر می کنم مسئله از انجا شکل می گیرد که چون شما در لایه های فکری خود بالاخره با این نظام زندگی کرده اید و در تمام لحظه های آن بودید حتی حرکت هایی که احمدی نژاد الان می کند به نوعی شما اوایل انقلاب می کردید و با تفکراتی این چننینی باعث حذف و کشتار روشنفکران در سالهای 59 و 62 شدید این تعلقات شما باعث می شود در تحلیل های خود دنبال مواردی باشید که به پیش فرض های ذهنی شما کمک می کند تا با خیال راحت لفاظی کنید. من امیدوارم کمی علمی تر تحلیل کنید. و کمتر علایق خود را با نمونه های موردی به خورد عزیزان خواننده بدهید
********************************
کسانی که گمان می کنند با امدن امریکا مشکل آنها با حکومت حل می شود. توجه ندارند که کشور و ملت با خطر یزرگی رویارو خواهد شد که مشکلات تعامل با جکومت در برابر آن بی رنگ می شود.



علي  
[ ۸۵/۱۲/۹ در ساعت ۰۰:۴۲  ]

بله به نكته مهمي اشاره كرديد.نگاه تاريخي به رذالت و رندي آمريكاييها و در پي آن اتحاد همه و حتي چرخش حكومت از درون به نفع آزادي و مباني دموكراسي تنها راه برون رفت از اين غايله است.



mokhless  
[ ۸۵/۱۲/۸ در ساعت ۱۴:۰۹  ]

salam
yeki be maa bege belakhareh US mikhad hamleh koneh yaa mozakereh!!?? Inghadar do taraf eshveh shotori miaand ke aadam khasteh misheh!!!



بابک ب  
[ ۸۵/۱۲/۸ در ساعت ۱۲:۲۳  ]

آیا تا به حال پیش آمده است که از شدت سردرد، سر خود را به دیوار بکوبید؟
این همان داستان استیصال مردم از حکومت و از سوی دیگر تهدیدات خارجی است.
از مردمی که زیر فشار مشکلات و نایسامانی های روزمره خسته و گیج ودرمانده اند انتظار برخورد روشنفکرانه با چنین مقوله هائی بی انصافی است.



امیر  
[ ۸۵/۱۲/۸ در ساعت ۱۲:۰۱  ]

متاسفانه به همین دلیل حکومتهای دیکتاتوری در ایران به عنوان آخرین حربه به این احساس ایرانی متوسل میشوند
شکی نیست که آزادی از نوع آمریکایی بسیار برتر از دیگر مدعیان آزادیست
و کشورهایی که آمریکا استعمار کرده الان جز برترین کشورهای عالم است نظیر کره جنوبی ژاپن هنک کتگ تایوان و آلمان غربی و این درست برعکس کشورهاییست که کمونیست و انگلیس و پیران استعمار کرده اند با مثالهای فراوان که بدترین آن کمونیست بوده و کشور مارا نیز بی نسیب نگذاشته
مانند کره از نوع شمالی آلمان از نوع شرقی (البته قبل از اتحاد مجدد)و کششورهای تازه استقلال یافته
ما اگر با آمریکا مشکل داریم دلیلی نمیشود که با مبانی فلسفی موفق آزادی دموکراسی و لیبرالیسم آن مشکل داشته باشیم یا با جامعه باز پوپری مشکل داشته باشیم



خرمگس  
[ ۸۵/۱۲/۸ در ساعت ۱۱:۲۰  ]

سلام.داستان پست قبلی شما بسیار زیبا بود.آقا عطا!الان صلاح کجاست؟البته می دانم که خواهید گفت:قصه بود!ولی حالا مثلا کجاست؟ضمنا من اگر جای صلاح بودم بجای شیخ به شما لقب دیگری می دادم وآن لقب این بود:رند!(البته درآن معنی که حافظ بکار می برد).چون درآن شهری که شما درداستان توصیف کردید برای رند تعبیردیگری دارند.متشکرم!
************************
از لطف شما ممنون. واقعا داستانه!





: