کيوان  
[ ۸۵/۱۱/۲۸ در ساعت ۱۶:۲۵  ]

با سلام. می شود آدرس متن سخن رانی اخير اومان را که به آن اشاره فرموديد ذکر کنيد؟

با تشکر بسيار و آرزوی پيروزی برای تان.
********************
سایت جایزه ی نوبل



خرمگس  
[ ۸۵/۱۱/۲۸ در ساعت ۰۹:۴۸  ]

سلام آقای دکتر.آنچنان مطلب شما درباره هدایت سروصدا به پاکرده که هر مطلب دیگری که می نویسید باز هم توجه ما معطوف همان پست می شود.همه جا صحبت از نگرش شما نسبت به هدایت است.مشتاقانه در انتظار نقدهای بیشتر شما درباره هدایت هستیم.چرا که هر گونه پیش داوری در مورد ذهنیت شما راازمادور می سازد.اینکه حداقل اذعان داشته اید که هدایت هنرمند است جای امیدواری دارد.ما هم قبول داریم که هدایت تابو نیست.ولی شیوه نقد مهم است.در گزند باد علیرغم انتقادات تند شما به شاملو در جایی اقرار کرده اید که شاملو شاعری بزرگ است واین جای تحسین دارد.ای کاش درمورد هدایت نیز چنین کنید.فقط لطفا زودتر!ما منتظریم.ممنون.
******************************
در باره ی هدایت باز هم خواهم نوشت.



اکبری  
[ ۸۵/۱۱/۲۷ در ساعت ۲۰:۱۴  ]

سلام خواستم شما را از خبری که مربوط به حضرتعالی است مطلع کرده باشم این خبر در تمامی روزنامه های محلی استان فارس منتشر شده
اقای حائری امام جمعه شیراز در نشستی که با روزنامه نگارها در تاریخ 25/11/85 داشتند ضمن تمجید از کتاب پیام اور عاشورای شما کتاب فوق را به تمامی مدعوین هدیه دادند
از علاقه مندان شما شیراز
**********************************
خبر را در ایسنای فارس دیدم.از آقای حائری شیرازی هم از طریق سایت شان تشکر کردم. از شما هم ممنونم



سادات  
[ ۸۵/۱۱/۲۷ در ساعت ۱۷:۳۶  ]

چرا فقدان فکر را به مقدمات ظهور حکومت مهدی (س) نسبت میدهند؟ خدا لیاقت فهمشان عطا کن که ایران در دامن خطر است.



امید دزفولی  
[ ۸۵/۱۱/۲۷ در ساعت ۱۲:۰۷  ]

دلیل علاقه مفرط شما به مسئله یهود واسرائیل و حزب الله و ... چیست؟ هر چه قدر فکر می کنم در این زمان انگیزه ای در مردم برای دانستن این چیزها نمی بینم و انتظار هم از انسانهای سیاسی و روشنفکر هر کشوری این است که در وحله اول به مسائل مبتلا به جامعه شان یک نظر کوچکی بیندازند. از دید من دو حالت دارد یا اینکه این مسئله از علائق درونی شما سرچشمه می گیرد و واقعا محض ارضای درونی است و یا اینکه با توجه به اینکه مسائل درونی ملت ایران جاذبه جهانی ندارد، می خواهید در دنیای عرب و اسلام برای خود اسمی در کنید یک چیزی مثل آقای خاتمی که با هزار مسئله آبرو بر در کشورش، دنبال گفتگوی تمدنها بود و برای دنیا نسخه می پیچید! من هم همیشه تعجب می کردم که چرا در سفر های خارجی و مصاحبه های بین المللی از میان انبوهی از سئوالهای مسئله بر انگیز که خبرنگاران می توانستند مطرح کنند فقط در مورد راهکارهای ایشان در مورد گفتگوی تمدنها می پرسیدند! یک بار من یک ایمیلی به بی بی سی زدم و گفتم محض رضای خدا به جای این همه سئوال سر کاری که از آقای خاتمی می پرسید یک بار به او بگویید که به عنوان یک مقام رسمی ایرانی کلمه «چهارشنبه سوری» را دقیقا تلفظ کند (نه «چهارشنبه آخر سال») و بگوید نظرش چیست؟ کسیکه با تمدن کشور خودش مشکل (یا رو در بایستی) دارد چرا برای تمدنهای دیگر نسخه می پیچد؟ داستان دلسوزی و پیش گویی و آسیب شناسی شما برای قوم یهود هم بقول زنده یاد عمران صلاحی «حالا حکایت شماست»! راستی جناب دکتر شما در دوران وزارتان جرات داشتید رسما بگویید «چهارشنبه سوری» و «سیزده بدر»!



آزادی  
[ ۸۵/۱۱/۲۷ در ساعت ۰۴:۰۹  ]

چقدر نوشته ها و تحلیل های شما زیباتر مینمود اگر کمی تعصبات ایدئولوؤیک (مخصوصا مذهبی) را به کناری میگذاشتید و نقد میکردید.
باور کنید نسل جدید ایران از هر نوع تعصبی گریزان است، دکتر!!!



پوريا  
[ ۸۵/۱۱/۲۷ در ساعت ۰۳:۲۴  ]

و حکومت شما انگيزه زندگی را در ايران کشته است. مبارکتان باد



سيد  
[ ۸۵/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۹:۲۹  ]

ابن عم،

با اشتیاق در انتظار پيگيری بحثی هستم که درباره صادق هدايت آغاز کرده و قول ادامه اش را داده ايد.

به گمان من، هدايت نويسنده ای بزرگ و از مفاخر ملی ماست که همچنان کسی از داستان نويسان ايرانی و فارسی نويس به لحاظ پيچيدگی نظری به گرد پايش نرسيده است. به لحاظ شيوايی نوشتن البته از هدايت چيره دست تر داشته ايم: از برخی قصه های جمالزاده گرفته تا آل احمد و دولت آبادی. اما به لحاظ نظری نه. مثلا آنچه گلشيری در پرتو "مکتب اصفهان" از نظريه های ادبی آموخت و در نوشتن به کار بست، و اوجش را در شازده احتجاب او می بينيم، با همه درخششی که نسبت به داستانهای ديگران دارد، همچنان با بوف کور فاصله بسيار دارد.
باری، تعصب نژادی هدايت جای پرده پوشی ندارد: او ضدعرب او و سامی ستيزيش با گرايشهای سياسی غالب در آن زمان نزديک بود
******************************
سید گرامی
کاملا با شما در مورد ارزش و اعتبار ادبی بوف کور موافقم. البته نظریه گلشیری را هم قبول دارم که ناسزاگویی موجب افت بوف کور شده است . به حدی که به اعتبار همان ناسزا ها برخی می خواهند از هدایت، پرچمی در برابر اسلام بسازند..




خرمگس  
[ ۸۵/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۰:۲۹  ]

آقای دکتر!نظر پندار حرف دل بسیاری از ماست که گهگاه باید به شما بگوییم:مازیاران چشم یاری داشتیم!بپذیرید که درپست پیشین درباب هدایت شما وزیر ارشاد اسبق بودید نه وزیر فرهنگ اسبق!وشاید هم محتسب!!!با همه این حرفهادوستتان داریم.
***************************
در مورد هدایت بیشتر می نویسم.بپذیریم که هدایت تابو نیستو مقدس هم نیست.هنرمندی ست که می توان او را نقد کرد.



رضا  
[ ۸۵/۱۱/۲۵ در ساعت ۲۳:۴۰  ]

سلام سید بزرگوار
الا مناظره آقای هاشمی را در الجزیره دیدم ممکن قدری در مورد دیدگاهتان در مورد این مناظره برایمان بنویسید.
چرا ایشان نتوانست به بسیاری از مسایل مطرح شده پاسخ گوید؟آیا این جو را پیش بینی نمی کرد؟
************************
من هم مناظره را دیدم.در هر صورت آقای هاشمی به عنوان یک مقام رسمی و حکومتی سخن می گفت که محذوریت خاص خود را دارد. قرضاوی چنین محذوری نداشت.



رضا  
[ ۸۵/۱۱/۲۵ در ساعت ۲۰:۳۶  ]

سلام سید بزرگوار
چند روزی است مطالب گذشته را قرار می دهید!
سرتان شلوغ است؟
ما عادت کرده ایم به اینجا
پاینده باشید





: