قلمران  
[ ۸۵/۱۱/۲۱ در ساعت ۰۸:۰۸  ]

سلام
متاسفانه یکسری فیلمهای خاص با حمایت بسیار ساخته می شود که نه فقط محتوی ندارند بلکه انسان احساس می کند کارگردان آن به شعور مخاطب توهین می کند.
به امید آزاد اندیشی



داریوش  
[ ۸۵/۱۱/۲۰ در ساعت ۲۳:۵۷  ]

کتابخانه هامان روزگاری بس بعید در جشن و سور کتاب سوزان بی فهم شعله ها رقصاندند، اندیشه گرچه جوهری بی رمق نبود بر ورق پاره ایی تا به کین خاکستر شود و به وزش باد خصمی غبار، لیک چرخ ما انگار، به خاکستری سیاستی بی کیاست چرخید و رسید تا روزگار نوین، اینک کتاب سوزان نه به شعله ایست که جان کاغذ را به دمی بگیرد و تمام، شعله اینک به خیال نویسنده مردمی زده اند تا در اندرون خویش واژها را به آتش پاره های " نمیشود" و " نمیگذارند" و " نمیتوانم" بسوزانند و جوهر قلمها ردیست از خاکستری ، دون صفت که مغز خواننده و بیننده را میجود و سلاخی میکند، خودنویس کیمیایی خود نمی نویسد، "دیگرنویس" است، دیگری شاید آن مرد بلند بالای بارانی پوشی باشد که حکم" سلطان"ی میدهد، روزگار به غایت غریب است و ما خاکستر پوشان و خاکستر کرداران و خاکستر گویان و خاکستر خوانان و خاکستر نویسانیم که در کشاکش این دوران بی رمق دل خوش کرده ایم به مسخ مغزهایمان در اهدای کتاب سال و چهرهای ماندگار و علی سنتوری و این همه دغدغه ی اینروزهای روشنفکر نماهای کافه شوکا - که بلیط اخراجیها را از بازار سیاه میخرند - که یادشان از گذشته نمیاید و لباس شخصیها و ده نمکیها که چه آسان فیلمساز و فیلمنامه نویس میشوند، که در این مملکت چه آسان است شخصیتی فرهنگی یافتن و چه آسان است یک شبه تکیه زدن به غربت شهید ثالث و امیر نادری و ...، روزگار به غایت غریب است در این ملک گل و بلبل و شاهد بازی و می به پیمانه ی ریا خوردن،



ناصرقاسمي  
[ ۸۵/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۸:۵۱  ]

آقاي مهاجراني با سلام
چرا وقت بيشتري براي به روز كردن اين نوشته اختصاص نميدين؟؟هر روز سر ميزنيم .....خب مطلب جديد كه نمي بينيم حالمون گرفته ميشه



نیلی  
[ ۸۵/۱۱/۲۰ در ساعت ۰۰:۵۹  ]

سلام آقای دکتر
مشتاق دیدار
فایلها را هنوز دارم... در صورت نیاز بفرمایید چگونه در اختیار قرار دهم..



ali r  
[ ۸۵/۱۱/۱۹ در ساعت ۲۱:۰۳  ]

rasti doktor tu shabaye moharam jatun ro kheili khali kardam tu hosseinie ershad, nemidunid che zoghi bud baad az in hame sal iran o baad hosseinie ershad,
khosh bashid
alir.



حریر  
[ ۸۵/۱۱/۱۹ در ساعت ۱۴:۲۹  ]

سلام بر شما و تمامی مخاطبانتان
من هم شدیدا با آقای محسن موافق هستم و می دانم که اختصاص وقتی برای چت روم شاید در برنامه هفتگی جنابعالی کمی مشکل باشد ولی فرصت غنیمتی است برای مشتاقان دانستن!
ممنون می شوم اگر به این پیشنهاد فکر کنید.



رضا  
[ ۸۵/۱۱/۱۹ در ساعت ۱۴:۰۵  ]

سلام جناب دکتر
ظاهرا در ایران روزگار تلخ تر از زهر ماندنی تر از روزگار چون شکر است!
از مطلب بسیار زیبایتان ممنونم



مریم  
[ ۸۵/۱۱/۱۹ در ساعت ۱۳:۴۱  ]

هرگز نمرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما



منتقد دلسوز  
[ ۸۵/۱۱/۱۹ در ساعت ۱۰:۰۳  ]

برخورد دو گانه در پاسخگویی به سوالات و ایمیل ها و یا بازدید های گزینشی از وبلاگ ها و بطور کلی هر نوع نگرش از بالا به پایین درخور شخصیت بزرگان و پرمایگان نیست. بخصوص که داعیه های فرهنگی هم
داشته باشند. شاد باشید
************************
منتقد دلسوز
سلام باور کنید که در همین حد پاسخگویی هم برایم گاهی دشوار است.اگر بخواهم به همه ایمیل ها و کامنت ها جواب بدهم و به همه وبلاگ ها سر بزنم /چنان فرصتی در اختیارم نیست.



نیلی  
[ ۸۵/۱۱/۱۹ در ساعت ۰۱:۱۲  ]

سلام آقای دکتر
احوال شما؟
خانواده چطور هستند؟ گاهی به سایتتون سر میزنم و یاد گذشته میکنم و سایت
قبلینون....خوش باشید. یادتونه؟
************************************
جناب آقای نیلی گرامی
سلام
حتما یادم می آید.اتفاقا با خانم کدیور صحبت می کردیم که فایل صوتی استیضاح را که شما در سایت سابق زخمت کشیده بودید، در مکتوب قرار دهیم.



سادات  
[ ۸۵/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۶:۳۷  ]


سلام .بنده در لندن زندگی میکنم.چطور میشود کتابهای شما را داشت؟
************************
از تهران بایستی تهیه کنید.



محسن  
[ ۸۵/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۳:۲۲  ]

استاد گرامي!
هر روز به سايت شما سر مي زنم و كامنت مي نويسم و از نوشته هاي زيباي شما لذت مي برم.چه خوب است كه لا اقل هفته اي يكبار مثلا شب جمعه يك كنفرانس اينترنتي در يكي از چت روم ها نظير paltalk تشريف بياوريد تا به صورت شفاهي از صحبت هاي شما در زمينه هاي مختلف لذت ببريم.مي توانيد يك روم اختصاصي ايجاد كنيد تا دوستان جمع شوند و تبادل نظر كنند.خانم كديور خوب هستند؟واقعا دستتان درد نكند.



سلمان  
[ ۸۵/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۳:۰۰  ]

سلام آقای مهاجرانی
پرویز یاحقی بی شک از اسطوره های موسیقی ایران بود.گمان میکنم نباید مرده اش هم مغضوب باشد. آن هم از وزیر ارشاد سمحه وسهله.
صدای ویولن دلنوازش بوی گلستان میداد.شاید کمی بیش از بوی گل رزی که اقای لیالستانی به شما داد.درج یادبودی از شما در مکتوب اهالی موسیقی را آرامش خواهد داد.
ممنونم.
*****************************
متاسفانه من توفیق اشنایی با استاد یاحقی را پیدا نکردم. یک بار ایشان را در انجمن امیر کبیر دیدم.بی تردید ایشان از زمره بزرگترین اساتید موسیقی ما و به تعبیر استاد شجریان نابغه موسیقی بودند.





: