Farid  
[ ۸۵/۱۱/۶ در ساعت ۱۰:۴۸  ]

جناب مهاجراني عزيز
هرچند نمي توانم از شما بدليل آن اظهار نظر سال 75تان مبني بر تغيير قانون اساسي براي تمديد دوره رياست جمهوري آقاي هاشمي دلخور نباشم اما استاد عزيزم طعم و حلاوت آزادي دوره شما را هم هرگز نمي توانم از ذائقه ام بزدايم. به هر حال شوري بود و حرارتي و ... و حيف كه دولت مستعجل بود. چندي پيش رمان مرشد و مارگريتاي بولگاكف را خواندم وقتي ديدم چاپ اول آن در سال 62 و چاپ ششم آن در سال 85 اتفاق افتاده آنهم با تيراژ 5500 نسخه مثل هميشه از تيراژ نازل كتاب در اين مملكت كه فرهنگ را همواره با چماق خواستند ترويج كنند دلم گرفت. اما برايم بسيار جالب بود كه سه نوبت از چاپ اين كتاب درخشان در دوره طلايي رياست جمهوري آقاي خاتمي به انجام رسيد كه دو نوبت آن در دوران وزارت شما بود. البته اگر چاپ آخر آنرا در سال 85 محصول غلبه همان دوران ندانيم. به هر حال اين عزيزان فعلي كاش بتوانند ملت ما را به خواندن كتاب ارشاد كنند كه اولا در طي 14 سال شاهد تنها شش نوبت چاپ از چنين كتابهايي نباشيم و ثانيا اين تيراژ خجالت آور كتابها كمي افزايش پيدا كند. بقيه كارها مثل ارشاد كردن ارباب فرهنگ پيشكششان باد
با احترام.
فريد



یه دوست  
[ ۸۵/۱۰/۳۰ در ساعت ۱۷:۴۶  ]

با سلام به آقای دکتر!
امروزه روز همانند بیست سال پیش نیست که همه مهندس بودند؛حال بازار دکتری و دکترا گرم ِ گرم است .
آقای دکتر! ناراحت نباشید؛ ان شاءا... آقای صفار هرندی نیز به مانند شما دکتر! می شوند و فرهنگی.
آقای دکتر!حال که آقای هرندی به مانند بیست سال پیش ِ شما هستند چرا باید به ایشان خرده گرفت.
ازآقای شاملو نوشتید ولی ننوشتید که ایشان معتقد بود حافظه تاریخی برای مردم این دیار وجود ندارد.



مریم  
[ ۸۵/۱۰/۳۰ در ساعت ۱۴:۳۹  ]

سلام
می خواستم بدونم فرصت کردید با انتشارات اطلاعات صحبت کنید؟
چون در لیستشون کتابهای شما بود ولی نداشتند
***************************************
az jelove daneshgahe tehran entesharatr ettelaat ya mirdamad-nafte jonoobi gesmate forooshe ettelaat mitavanid tahiyye konid.ketab movjood ast.



ali  
[ ۸۵/۱۰/۳۰ در ساعت ۱۱:۲۲  ]

با سلام و احترام
استاد عزیز بیراه ندیدم در این روزنوشت که عطر فرهنگ را
بس زیبا دمید درخواست فرهنگی ام را عنوان کنم.
اگر برایتان مقدور می باشد مطالبی چند را در مورد بزرگان فرهنگ
این مرز و بوم که با آنها مراوده ای و مذاکره ای و یا از آنها
خاطره ای و یاد واره ای به ذهن دارید برای نسلی که یا آنان را
درک نکرده و یا نمی شناسد عنوان بفرمائید.
مدتها ست که در انتظار شوق فهم بزرگانی چون (استاد شرف الدین
خراسانی / مسکوب /گلشیری/سید جعفر شهیدی/اخوان . . .
و غیره از دید و بیان شما هستم.
البته مطالبی که بیانگر عظمت این اساتید باشد بسیار نقل شده است
اما فهم آنها با قلم شما و آنچه از سویدای جان رنگین و ذهن نکته
بینتان می جوشد شوق دیگریست .
با تشکر
سبز باشید و پویا



جواد  
[ ۸۵/۱۰/۳۰ در ساعت ۱۰:۱۱  ]

فعلا بر مدار بهشت خاکستری می گردیم و ما هم گویی قرار است فرشتگانش باشیم. هرچند حکم میرنوروزی همین یک روز و چند باشد...



سحر  
[ ۸۵/۱۰/۲۹ در ساعت ۲۲:۵۷  ]

ان سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت ایام سوگواری سالار شهیدان حسین ابن علی ع را به شما دایی عزیز و بزرگوارم تسلیت عرض می نمایم دل همگی ما برای شما خیلی خیلی تنگ شده

است امید وارم به زودی زود دیدار ها تازه گردد ارادت مند شما سحرپازوکی **********************************************
سحر عزیزم
سلام
من هم سوگ سالار شهیدان را به شما و سینا تسلیت می گویم.در مراسن عزاداری که شرکت کردی برای من هم دعا کنید



اعلا میرجمالی  
[ ۸۵/۱۰/۲۹ در ساعت ۱۳:۲۲  ]

سلام آقای مهاجرانی
سیاست گر سوار است وسمندی تیز رو دارد
حقیقت سخت کمندش را گردن در گرو دارد
طنزی در مور د فرق زن با سیاستمدار وجود دارد که چکیده آن این است که می گویند زن لفظ آری را بر زبا ن جاری نمی کند و سیاستمدار لفظ نه را هر گز بر زبا ن نمی آورد .
شما هم ماشائ اله با بهره گیری از فن سخنوری سیاست ورزی حتی با مخا طبان خوش قلب فرهنگی می نمایید ولی بدانید تاریخ در کمند حقیقت است وآن هم سابقه حدود بیست ساله شما (قبل از وزارت )در تا ریخ سیاسی ایران است .
لندن نشینی وسیاست ورزی فرهنگی کردن هم عالمی دارد .
موفق باشید .



سینا  
[ ۸۵/۱۰/۲۹ در ساعت ۱۱:۲۳  ]

سلام استاد
با وجود مشغولیت فراوان، همیشه وقتی از روزهایم به خواندن نوشته های شما اختصاص دارد و بسیار لذت می برم. حیفم آمد به خاطر این ذهن روشن و دبد بازتان نهایت قدردانی را ارزانیتان نکنم.
«عمرتان بلند و اندیشه تان سبز باد»



ابوذر  
[ ۸۵/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۹:۲۶  ]

جناب آقای دکتر مهاجرانی
ای کاش نام شریعتمداری را در کنار نام های بزرگی چون دعایی قرار نمی دادید زیرا که شریعتمداری تز همان سران ارشادی است اما دیگران خیر



azadeh  
[ ۸۵/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۰:۰۸  ]

salam
nemidanam e-mailam ra khandeid ya na.vali khahesh mikonam mara bebakhshid.aslan hale khoobi nadaram.shoma va bavarhatan hame lahazate zendegiam ra por kardeand.kash komakam mikardid



ib-anari  
[ ۸۵/۱۰/۲۸ در ساعت ۲۳:۰۸  ]

سلام اقای دکتر به گمانم بیشتر از گذشته دست به قلم می برید یا اینکه تلقی من اینگونه است در هر حال بسیا ممنونم.د.ا از اراک



مریم  
[ ۸۵/۱۰/۲۸ در ساعت ۱۱:۳۷  ]

از انتشارات اطلاعات سئوال کردم گفتند نداریم !فکر کردم تجدید چاپ نشده!؟
*********************************
چاپ25 کتاب سال گذشته منتشر شده است. با انتشارات اطلاعات صحبت می کنم.



وحید  
[ ۸۵/۱۰/۲۸ در ساعت ۱۱:۲۴  ]

در دهه شصت و در زمان جنگ ، حرکتهای ارشادی خوبی در اهواز (بویژه به دلیل نزدیک بودن به جبهه) توسط " گشتهای جندالله" و " ثارالله" (سوار بر نیسان های پاترول) انجام می شد و به اعمال شنیعی مانند: پوشیدن پیراهن آستین کوتاه ، جوراب سفید ، شلوار جین ، داشتن موههایی کمی بلندتراز حد معمول ... در ملا عام (برای تک تک مواردی که برشمردم شاهد زنده دارم )، " ارشادهای" خاصی تعلق می گرفت که بسته به ذوق و سلیقه برادر عزیز ارشادگرتفاوت میکرد. یکی از سازنده ترین آنها با ماشین اصلاح نمره چهار صورت می گرفت که در آن نشان زیبایی بر روی سر بویژه بالای پیشانی رسم می کردند بگونه ای که به هیچوجه نشود آن را مخفی کرد. نتیجه مستقیم آن گرفتن تاکسی دربست و رساندن خود به اولین آرایشگاه و از ته زدن موها بود. بیخود نگفتم سازنده ! طی تنها یک عملیات ارشادی، هم ریشه موهایتان تقویت می شد و هم به توسعه گردشگری کمک و هم ایجاد اشتغال می گردید. اگر هم هوا گرم بود-که در اهواز معمولا اینگونه بود- با اینکار راحتترخنک می شدید. خود این یعنی نیاز کمتر به کولر و مصرف کمتر انرژی و ... . گفتم که سرچشمه خیرات بود.
طبیعتا بیشتر از همه، نوجوانان از این ارشادها بهره مند می شدند و من - که خودم افتخار ارشاد شدن را دارم- نمی توانم بگویم که در پی ارشاد شدن، چقدر عشق ما به بعضی ارزشها صد چندان می شد و چگونه اشک شوق از چشمانمان جاری.
... گذشت تا اینکه در دوران سیطره طالبان، می دیدم که رفتارارشادی آنها به طنز در روزنامه هایمان و در زبان مردم نقل می شود ("ریش از کف بیرون زند" عنوان یکی از این گزارشها بود).

فکر می کنم بتوانید بگویید که چرا هیچگاه لبخندی از شنیدن این روایات برلبان من ننشست.



سايه  
[ ۸۵/۱۰/۲۸ در ساعت ۱۰:۰۵  ]

سلام آفاي مهاجراني در آخرين روزهاي وزارت شما ما تصميم به تاسيس يك موسسه فرهنگش گرفتيم در شهرمون كه تا مدارك به تهران ارسال شد و با ما قول دادند كه مجوز را ميگيريم . كلي هزينه كرديم وچقدر اميدوارانه با بهترينهاي شهرمون شروع كرديم .ولي زد و انتخابات اتفاق افتاد. تا 10 ماه بعد از اون هنوز هيج جلسه براي اين مجوزها در وزارت گرفته نشد. الان كه حدود 2.5 سال از پرونده ما ميگذرد خبري نيست.ما مجبور شديم موسسه را تعطيل كنيم چون بدون مجوز نميتونستيم فعاليت گسترده و علني كنيم. كلي ضرر داديم .ولي بدتر از همه كه افسرده شديم و كلي تو ذوفمان خورد و به اين نتيجه رسيدم كه با وضع موجود براي براي قرهنگ ابن مملكت كاري نميشه كرد.



نصرت الله جمالي  
[ ۸۵/۱۰/۲۸ در ساعت ۰۹:۰۵  ]

سيد سلام با قلمت آشنام نيدانم كتاب عوامل سقوط حكومت ها ي مرا ديديد يا نه

مي خواستم اگر ديدي يك نظري برم ارسال فرماييد در پناه حق باشيد
***************************************
متاسفانه ندیده ام



sina  
[ ۸۵/۱۰/۲۸ در ساعت ۰۲:۰۰  ]

سلام
، سلامت و تندرست باشید.



امین  
[ ۸۵/۱۰/۲۸ در ساعت ۰۰:۱۲  ]

با سلام و تشکر از نوشته های حکیمانه شما . جسارتا خواستم تذکر دهم که در شمارش نکات مطرح شده 2 بار "دوم" نوشته اید.با تشکر
*****************
ممنون



Ali  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۲۳:۰۸  ]

salam

man ham ghabool daram neveshte zibyae shomaro
vali khoob ghabool konid ke oonkasani ke in aghaye Saffar ro be inja avordand midanestand ke SARHANG che rabetee ba FARHANI darad.

vali che afsoos ke aksareeyate mardoome man dar IRAN assasan fekr va zekreshoon in harfa nystesh.

rasti shoma che ferk mikonid:
in mardoome zaheran aram va naagah ke Ahmadinejad ro entekhab mikonad kay bidar khahand shod?

manoon mishavam agar nazari bedahid.

Ali az Canada



رضا  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۲۲:۵۶  ]

سلام جناب دکتر
چند روز پیش از آقای پیرنیاکان در رادیو فرهنگ دعوت کرده بودند تا در مورد جشنواره ی فجر امسال نظر دهد او هم گفت که امسال بد ترین جشنواره بر گزار شده و و از مدیریت گذشته ی ارشاد دفاع کرد. به راستی بسیاری از اهالی فرهنگ این روزها حسرت مدیریت دوران شما را می خورند.
پاینده باشید



حامد  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۲۰:۲۰  ]

سلام آقای دکتر
سوالاتی دارم:اول:کتاب -هنر رمان- ناصر ایرانی را که قبلا از آن توضیح گفته بودیداز کدام نشر می توان یافت؟
دوم:شنیده ایم رمانی به نام - چگینها- دارید؟ درسته؟
سوم:خیال همه را راحت کنید و در لندن آثارتان را چاپ کنید!!!
خسته شدیم دیگر آقا....

ممنون و متشکرم
************************
نام ناشر را به خاطر ندارم


رمان چگین ها را در دست نوشتن دارم. مثل این که یکی دو سال دیگر کار دارد
همچنان ترجیح می دهم شکیبا باشم تا زمان مناسب تصمیم بگیرم



مریم  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۹:۰۴  ]

چرا در فکر چاپ کتاب ها یتان در خارج ایران نیستید؟ خیال نمی کنم به کتاب های شما مجوز بدهند
*********************************
هنوز ناامید نیستم.ترجیح می دهم کتابهایم در ایران منتشر شود.
ممکن است ذفترنشر امید ایرانیان به مدیریت خانم دکتر کدیور را در لندن تاسیس کنیم.



دانيال  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۸:۴۳  ]

نوشته درست و منطقي تان كه با ادبيات شيريني نوشته بود . خواندم و لذب بردم. اميداست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هرچه زودتر مجوز كتابهاي موردنظرتان را صادر كند.موفق و پيروز و سربلند باشيد.درضمن به خاطر داشته باشيم كه ما از جمله مهاجراني ها در كشور عزيزمان زياد نداريم پس بيا تا قدر يكديگر بدانيم.



سید.ا.محمدی  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۸:۱۸  ]

آقای مهاجرانی عزیز! من هم مثل این دوستمون احمد آقا از نقدی که به سخنرانی پاپ کرده اید تا جلسه یازدهم کپی گرفته ام و بقیه اش را هم کپی خواهم گرفت. چون بنده هم به امید انتشار آن نمی توانم بنشینم. اگر چه تا دنیای مجازی هست نوشته شما هم هست مگر اینکه زبانم لال و گوشم کر این وبلاگ ارزنده شما را هم فیلتر کنند.



هويچ  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۷:۵۷  ]

كتابهاي وزير سابق فرهنگ و ارشاد يك مملكت رو بهش اجازه چاپ نميدن و نگه اش ميدارن ! عجب دنيايي شده .... اين موضوع بنظرم جوك قرنه ....... خدا رو شكر كه همه مسلمونيم



قلمران  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۵:۱۳  ]

سلام استاد عزیز
حقیقتا آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
گل گفتی سید.

موفق باشی



بهزاد  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۳:۵۳  ]

سلام آقای دکتر
چه خوب که ازدکترکیوان یادکرده اید!بسیارمنصف هستیدکه علیرغم وجود مسائل بیشمارونقدنظروزیرارشاد نام مدیرسابق وی رانیز درزمره مطبوعاتی های باتجربه آورده اید.همانند شعرشاملو که درلوگوی وبلاگتان قرارداده اید.علیرغم نقدی که درگزندبادبروی رواداشته اید.ممنون ازانصاف شما.



مریم  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۲:۵۸  ]

رفتار مسئولین دوبار مورد سئوال قرار میگیرد یکبار خدا می پرسد دگر بار مردم به قضاوت می نشینند به غیر از این دو دشمنان هر چه بگویند نه از افتخارات مردان حق می کاهد نه چیزی بر آن می افزاید
در ضمن من یک سال است دنبال کتاب نقد ایات شیطانی هستم تا به حال موفق نشدم پیدا کنم لطفا" راهنمایی بفرمایید.
*************************
از انتشارات اطلاعات تهیه کنید.



كلاس اولي  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۲:۴۳  ]

اسب تازي شده نالان به زير پالان ...
قرنها پيش سامانيان قصد ارشاد كردن رودكي ا داشتند وقتي كه او را نبش قبر كردند ساقهايش بريده شده بود و ستون فقراتش سه تكه بود و جمجمه اش سوخته البته سامانيان خيلي اصرار داشتند كه بگويند رودكي كور مادر زاد بوده است تا بلكه لكه ننگ كور كردن( ارشاد كردن) را از خود بزدايند
رودكي كه با چند بيت شعر واسطه العقد ال سامان را از هرات به بخارا كشانيد و گفته اند كه امير بعد از پايان يافتن ان سروده نامور با خنگ نوبتي به سمت بخارا و بدون رانين تا دو منزل را طي نمود
اينها همه تنها گوشه اي از تاثير شعر و فرهنگ است و آن نبش قبر بيان گر گوشه اي از هبه ارشاد به فرهنگ
حال از آل سامان چه ماند و از رودكي چه؟
شايد وزير محترم ارشاد پاسخ اين سوال را بداند



علی اصغر  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۱:۰۵  ]

من خیلی کوچکتر از آنم که نظری برای نوشته های شما داشته باشم
اما می خواهم بگویم بین مهاجرانی و صفار هم نام مهاجرانی تا ابد در ذهن ها می ماند.
با تشکر



حسین  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۰:۱۰  ]

سید جان
سلام
نوشته امروز بسیار عالی بود بالاخره شما بعد از مدت ها به جای مسائل بین المللی یک نیم نگاهی هم به مسائل داخل ایران داشتید. این که نمی شود شما یا رئیس جمهور آمریکا رو نقد کنید یا اینکه از سید حسن نصرالله تعریف کنید. مثلا شما قبل ازانتخابات ریاست جمهوری نهم به ما خوانندگان قول دادید که تحلیلی از انتخابات بدهید. به مجرد پیروزی اقای احمدی نژاد سکوت کردید و مطلبی ننوشتید. خواهش می کنم که هر از چند گاهی راجع به مسائل داخل ایران هم مطلبی بنویسد چرا که سکوت شما و عدم نقد جریانات نشان از محافظه کاری را دارد. در این شرایط هر کسی می تواند به نقد آقای بوش بپردازد ولی واقعیت این است که حداقل شما که از مصونیت و امنیت همان کشورها استفاده میکنید و از فضای آزاد انجا بهره میبرید مسائل درون ایران را بیشتر نقد کنید این خواهش من است بعنوان کسی که دوست دار افکار و عقاید شماست.



احمد نويسنده  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۰۸:۳۷  ]

نقد وتفسيري بر سخنراني پاپ را من از اين وب نوشت يكي يكي كپي گرفتم و چون احتمال دادم جنابعالي آنها را به شكل كتابي در آوريد پيش خودم نگهداشتم ديگر منتظر اجازه وزارت ارشاد نيستم



سها  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۰۸:۱۵  ]

آقای دکتر جدی شما رمان طیب صالح را ترجمه کرده اید؟! بابا دست مریزاد!باید این مسوولان فرهنگی آنقدر بی فرهنگ باشند که اجازه نشر این کتاب را ندهند.در هر حال سخت مشتاق انتشار این کتاب هستیم.



Mehdi  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۰۸:۰۱  ]

Ba arze salaam,
Besyaar jaaleb va amuzandeh,
Valy ye nokteh be nazaram umad keh ageh eshtebaah mikonam, man raa tashih konid,
Age bekhaahim nimeye pore livaan ro bebinim, baayad begim keh vazireh ERSHAD e fely, ye ghadam be jelo umadand!
Fekr mikonam in aghaayun tarafdaareh ERSHAD dar poshte darhaaye zendaan baashand,
Halaa, ageh bekhaand, MATN haaye ketaab raa ershaad konan, va dast az chomaagh bar daarand, khodesh ye noghte mosbateh!



امیر  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۰۶:۰۳  ]

فقط می توانم در یک کلمه بگویم:درود!





: