حسین  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۰:۳۶  ]

خانم کدیور
شما هم دلتون خوش است.
بگذارید برای یک بار هم شده بعد از 27 سال با دنیا تکلیفمان رو روشن کنیم. یا تو جنگ انهاپیروز می شوند که در این صورت برای همیشه شر ایدئولوژی دینی از سر ما کم میشه یا اینکه دار و دسته احمدی نژاد پیروز می شوند که در این صورت هم مثل جریان لبنان شما و همسرتان به به خواهید کرد. ما هم هیچ مشکلی نداریم اگر در جنگ کشته شویم چون در این 27 سال چیزی نداریم که غصه از دست دادن را بخوریم اگر هم به فکر جان ما هستید که ما همینجوری در حال مردن هستیم. هوای الوده ، گرانی ، نبود شغل ، فقر ، فحشاو .... حداقل شما غصه نخورید چون هم شوهر شما در امان هست هم بچه هایتان از پریستون تا لندن در حال تحصیل هستند.... مسئله بعد چرا به خودتان چیزی نمی گوئید آیا تا به حال فکر کردید که مسبب روی کار امدن این جریان فکری در ایران طیف فکری شماهاست... اگر بعد از انتخابات مجلس هفتم حداقل خاتمی و شما کمی از محافظه کاری بیرون می امدید و اینقدر به مصلحت فکر نمی کردید کشور به اینجا نمی رسید. حالا امید بستید به اینکه باز این مجموعه بالاخره هر طوری شده حفظ بشود و در انتخابات بعدی باز مثل اقای مسجد جامعی و دیگران برگردید به سر پست های قبلی و شروع کنید با غرب به بده و بستان تا همینطور این کشور یک 10 یا 20 سال با همین وضعیت ادامه پیدا کند و شما هم مثل سایرین تقصیر همه ندانم کاری هارو به گردن دولت قبلی بیندازید . برای ما جنگ با امریکا یک نقطه امیدی در این کشور هست حداقل به اینکه تکلیف این کشور روشن می شود و ما از این وضعیت بالاخره نجات پیدا می کنیم. شاید بتوان وضعیت کنونی را به اواخر دوران ساسانیان تشبیه کرد که حکومت شبیه چوب پوسیده ای بود که با یک لگد اعراب شکست.
با تشکر



امیر  
[ ۸۵/۱۰/۲۷ در ساعت ۰۳:۰۲  ]

شما چرا نگرانید. دارند کشور را انرژی درمانی می کنند.استاد علی اکبری که می گویند حقه باز بود.بگذارید اوسا محمود یک ملت را انرژی هسته ای درمانی کند. ظاهرا همگی سرنشین کشتی هستیم که بدون قطب نما به سوی گرداب می رود.



ali  
[ ۸۵/۱۰/۲۶ در ساعت ۲۳:۰۰  ]

shadidan ehsase khatar mikonam.booye jang be masham miresad.aghl o tadbir az sahneye siasat rakht bar baste enghar.
Ali



فاطمه  
[ ۸۵/۱۰/۲۵ در ساعت ۱۷:۰۸  ]

شما كه جاتون دنجه ؟
پس مشكل مال اونهائي كه اين ورند؟ پول ندارند ؟
كار ندارند؟ خوانه ندارند؟ و
به خاط اينها مجبورند بجنگند ؟....



ابراهیم  
[ ۸۵/۱۰/۲۵ در ساعت ۱۵:۳۷  ]

با سلام
آزموده را آزمودن خطاست.
متاسفانه علیرغم اینکه ادبیات حماسی ما سرشار از نکته هاست اما کو درس گیران باتدبیر .
فردوسی در شاهنامه وقتی می خواهد دشمن را توصیف کند چنان در داشتن قدرت و عظمت قلم فرسایی می کند که خواننده شکست این چنین دشمنی را دشوار و غیر ممکن می پندارد و هنگامی که رستم در جنگ با چنین دشمنی پیروز می شود تحسین انسان را بر می انگیزد .
دراین سو آقای رئیس جمهور ما به ناو آیزنهاور می گوید فرسوده و پوسیده .
واقعا که " این چنین است رسم سرای درشت"
و این چنین است که منافع ملی فدای یک ناتدبیری خواهد شد .



amiri  
[ ۸۵/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۸:۴۴  ]

por nokteh va jaleb bood



محمود  
[ ۸۵/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۴:۵۳  ]

با سلام
بیشتر شبیه به یک بازی شطرنج شده امیدوارم که بازنده بازی نباشیم.



تبریزلی ذبیح  
[ ۸۵/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۲:۵۵  ]

با سلام
بله دشمن نتوان حقیر شمرد! در کتاب هنر دکتر شریعتی انگشت روی نقطه ای می گذارد که نقل آن خالی از لطف نیست او می گوید دشمن زنده کننده دشمن است اگر یهودیت به بی راهه رفت مقصر خاخام های یهودی بودند واگر مسیحیت آن زلالی اولیه را از دست داد این تقصیر کشیش های و مبلغ های آنان است ..می بینید مکاتب بزرگ بیشتر از درون ضربه خورده اند {که با من هرچه کرد آن آشنا کرد}سالها بود که ما ایرانی ها عادت کرده بودیم تمام اشتباهات و تقصیر ها را به گردن دیگران بیندازیم یک لیوان هم که از دست مان می افتاد و می شکست به آمریکا لعنت می فرستادیم و او را مقصر می دانستیم ولی اکنون دیگر نباید در جستجوی دشمن خارجی بود بلکه باید از جمع خود شروع کنیم اشکال از برخی داخلی هاست ..شاید هم آن دشمن خارجی را خودمان ساخته ایم ..در ضمن کارهای بزرگ را باید به دست آدم های بزرگ سپرد که فعلا برعکسش صادق است...
درضمن پست جدیدتان بسیار جالب بود





: