کیان  
[ ۸۵/۹/۱۱ در ساعت ۱۴:۲۵  ]

آقای دکنر مهاجرانی
استاد گرامی

سلام

من از سال 76 شما رو می شناسم
نگاه من به حکومت ایران و کلا سیاست زمانی شکل گرفت که در زمان تبلیغات انتخابات در جواب سوال یکی از دانشجوها در مورد زندگی علی وارانه گفتید که : "قرار نیست که ما مثل ایشان زندگی کنیم " ( نزدیک به مضمون ).
پس از آن زمان همیشه کارها ،سیاست ، مذاکرات شما را پیگیری می کردم. دفاعیاتتان در کسب تایید از مجلس ، استیضاح ، . . . .
همگی دنیایی بوده برای من و درسها گرفته ام .

می خواستم یک بار دیگر جواب شما را تقریبا پس از یک دهه بشنوم .
آیا به نظر شما کسانی که با شعار زندگی علی وارانه ، انقلاب حسینی و . . . به حکومت رسیده اند آیا واقعا می توانند به راحتی از ایده الیسم اسلامی اولیه به پیوند اسلام و رِئالیسم حرکت کنند و همچون گذشته پشتوانه مردم را داشته باشند؟
آیا میتوان آن شعارهای ضد سرمایه داری که با آن به حکومت رسیدید را با این طرفداری از خصوصی سازی و صحبت از احترام به سرمایه و سرمایه دار ( که بواسطه انقلاب عمده انقلابیون از آن جمله اند ) کنار هم داشت ؟
فکر نمی کنید با این کارها پایه های انقلاب و جمهوری اسلامی را هر چه بیشتر سست می شود ؟
آیا به نظر شما از سلطنت شاهنشاهی به سلطنت اسلامی حرکت نمی کنیم و نزدیک نمی شویم .
منتی بر من خواهد بود که در ادامه تلمذ این جواب ها را دریافت کنم .
ارادتمند - کیان



مهسا جزینی  
[ ۸۵/۹/۱۰ در ساعت ۱۴:۳۹  ]

سلام آقای مهاجرانی - جناب دکتر هنرفر دیروز فوت شدند و امروز مراسم خاکسپار ی بود . جمعی از اصفهان شناسان و استادان تاریخ دانشگاه اصفهان که هم دور شما بودند .می خواستند به نحوی شما مطلب یا مقاله ای در رابطه با ایشان بنویسید .اگر امکان دارد مطلب را به نشانی زیر ارسال کنید..در هر صورت خوشحال می شویم مار ا با خبر کنید . در ضمن مراسم سوم ایشا ن روز یک شنبه در اصفهان و سه شنبه در مسجددانشگاه اصفهان برگزار می شود



محمدی  
[ ۸۵/۹/۱۰ در ساعت ۰۵:۲۷  ]

سلام. آقای مهاجرانی من همین دو سه هفته پیش میناگران را خواندم. رویا بود یا واقعیت؟ اما واقعیتش این هست که وقتی میناگران شما را به دست گرفتم انگار چیزی از جنس واقعیت بود. رویا نبود . من سطر سطر کتاب را عین واقعیت دیدم . نمی دانم شاید چون حکایت مولانا بود شاید از اثر آدمهای لفکه بود.هر چه بود خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.خیلی دلم می خواهد برای یکبار هم که شده بتوانم شیخ ناظم را ببینم. خوش به حال شما که بخت مصاحبتش را داشته اید. گفتم حالا که کتاب را خواندم از شما که این داستان ها را شنیده اید و برای ما گفته اید تشکری کرده باشم. معرفی کتاب هم ایده جالبی است.



H-S  
[ ۸۵/۹/۱۰ در ساعت ۰۵:۲۶  ]

با سلام
هر روز صبح يك نظري بر مكتوب مياندازم واز مطالب و اظهار نظرها بهره اي مي برم و بدون اغراق بگويم سايت شما يكي از بهترينها است .
استاد عزيز
يكي از معدود كساني كه در زمينه ديني با نثر روان وپر بار نوشته است انصافا ميتوان به شما اشاره نمود .واقعا كتابهاي انقلاب عاشورا.زينب پيام اور عاشورا وسلمان فارسي ناب ترينند.اما نماز گوهر نيايش چيز ديگري است هر موقع انرا مي خوانم انقلابي در وجودم ومخصوصا در پيشگاه احديت كه ميايستم به وجود ميايد.مطمئنااگر خداوند قبول كند اجر وثواب ان مطعلق به شما است.
استاد عزيز
چرا از فاطمه وعلي نمي نويسيد.از غربت ورنج علي و صبر علي بنويسد.ايشان در زمان خود غريب بودند و الان غريب تر .
اي كاش مي نوشتيد.



عباس  
[ ۸۵/۹/۱۰ در ساعت ۰۲:۰۴  ]

سپاس



اعلا میرجمالی  
[ ۸۵/۹/۹ در ساعت ۱۳:۰۳  ]

آقای مهاجرانی
سلام
من یکبار شما ومرحوم عطاری وعنایت اتحاد را در قبل از انقللاب در جریان یک ماموریت جاسوسی ورسوخ به محفل بهاییان در اراک در کاروانسرای نوذری که هجره یک فرش فروش بهایی درست روبری هجره فرش فروش دیگری (آقای شاه کرمی) بود من هم در قالب رسانین پیام به شما ملاقات کرده ام .الان از این حرکت ها بشدت معذب وپشیمانم .
مردانه بگویید درست مگویم یانه وشما چطور
*******************************************
اعلا گرامی
کسی عکس های دوران کودکی اش را پاره نمیکند! زندگی سرشار از آزمون و خطاست.



رجبعلی محمودی - ونکوور کانادا  
[ ۸۵/۹/۹ در ساعت ۰۹:۳۲  ]


سلام و خسته نباشید آقای مهاجرانی عزیز
با تشكر فراوان و موفقيت روزافزون برای شما و خانم کدیور.روزگاری سلطان محمود که یک ترک بود در شهر غزنی-به قول ما- یا به عبارتی غزنین یا غزنه-به قول شما-نه تنهااز گفتن و شنیدن زبان دری لذت می برد بلکه درجهت رشد و شکوفائی آن اهتمام هم می ورزید. همانطور که خود نيز می دانیدحوزه و قلمرو زبان دری یا فارسی بسی فراتر و وسیعتر از آنچه هست که امروزه بخت و اقبال نصیب آن سامان و مردم آن شده که هرچه هست و نیست از خود بدانند و هویت مطلق و منسوب به خود برای آن قائل شوند غافل از اینکه نه این واحد سیاسی امروزي صرفا مرکزیت داشته و نه همه شعرا و دانشمندان از این سرزمین برخاسته اند بلکه هر شاهی و سر لشکری از هر دیاری که برمی خاسته آنجا را مرکز قرار میداده است و شعرا و دانشمندان هم از جای جای آ ن پا به عرصه کارو زار می نهاده اند. با اين مقدمه دست و پاشکسته می خواستم که از بخش ستون آزاد یا صفحه مهمان و معرفی کتاب استقبال کنم.



حسن  
[ ۸۵/۹/۹ در ساعت ۰۹:۱۹  ]

آقای دکتر سلام
من برخی از آثار شما از جمله نقد توطئه ، انقلاب عاشورا را خوانده و واقعا از آنها بهره برده ام و تصمیم گرفته ام کتابهای دیگرتان را هم تهیه کرده و مطالعه کنم.از اینکه قصد دارید هر 1 یا 2 هفته برخی از کتب خوب را معرفی کنید واقعا خوشحال شدم.
یک سوال هم داشتم : کدام کتاب را برای فهم بهتر مثنوی معنوی معرفی می کنید؟
با تشکر فراوان
********************
قرآن!



علی  
[ ۸۵/۹/۹ در ساعت ۰۰:۵۰  ]

جناب دکتر،
من یک دانشجوی ایرانی هستم در بوستون. با توجه به محیط علمی و فرهنگی این شهر و شمار بسیار ایرانیان، خوشحال می شویم اگر برای ایراد سخنرانی مهمان ما باتشکر

ر****************************************
از دعوت شما ممنونم!اما ظاهرا دعوت بانی جدی تری می خواهد! برای من شزکت در جمع دانشجویان فرصت عزیز و مغتنمی است.



محمد  
[ ۸۵/۹/۸ در ساعت ۲۱:۴۶  ]

سلام دکتر
همیشه توو این فکر بودم و هستم که راه تشکر از یه دانشمند یا یه نویسنده مثل شما چیه؟!

به نظرم رسید در زمان سخنرانی پاپ چرا هیچ کدام از مراجع یا علما و یا باقیه روشنفکران داخلی هیچ عکس العملی نشون ندادن!!!
و یا شاید محکوم کردن کافیه ..!!!!
من به شخصه خودم رو مدیون سلسله مقالات "در کلیسا دلبری ترسا"
می دونم. تازه اگر بخوایم مکتوب رو فقط به این مقالات محدود کنیم!!
می خوام نظر باقی دوستان رو هم بدونم.....

همیشه براتون آرزوی موفقیت کرده و می کنم.
شاید بشه جلوی انتشار کتاب رو گرفت اما هیچوقت هیچ کس نمی تونه جلوی نشر اندیشه های ناب شما رو بگیره!!



رضا  
[ ۸۵/۹/۸ در ساعت ۱۸:۱۱  ]

سلام آقای دکتر
در یادداشتتان نکته ای بود که هر کدام از مراجعان چقدر وقت صرف مکتوب کرده اند. شاید ندانید که این زمانی که آنجا نشان داده می شود زمان واقعی نیست.چون در مناطقی مانند ایران کاربران اینترنت از سسیستم dial up استفاده می کنند لذا برای کاهش هزینه سایت های مورد نظر را باز کرده و پس از قطع شدن از اینترنت آنها را می خوانند.لذا مطمین باشید کاربران وقتی بیش از آنچه در سایتتان ثبت است صرف مکتوب کرده اند.
با سپاس فراوان



رضا  
[ ۸۵/۹/۸ در ساعت ۱۸:۰۲  ]

آقای دکتر سلام
به نظرم اگر ایرانیان داخل دسترسی مناسبی به اینترنت داشتند آمار بازدیدکنندگان سایت شما چندین هزار برابر می شد.
من هم به عنوان خواننده ای که در این دو سال تمام یادداشت هایتان را خوانده ام از شما سپاسگذارم. اما یک چیز را دلم نمی آید نگویم، اگر مردم ما هم قدر شناس ارزش های انسانی خود بودند حداقل امروز می توانستیم در دانشگاههای تهران از دانش شما بهره جوییم.
پایا و پویا باشید



فرزاد  
[ ۸۵/۹/۸ در ساعت ۱۶:۵۳  ]

با سلام
من هر روز مكتوب را ميگشايم و ميخوانم و از خواندنش لذت ميبرم هر چند كه در طول عمرم يكبار شما را از نزديك در نشر فرزان روز ديدم ولي خاطرهاش را هيچگاه فراموش نميكنم برايتان آرزوي موفقيت ميكنم و طرح نوتان را كه حتما"ديدني است تبريك ميگويم