حسین  
[ ۸۴/۱۱/۱۴ در ساعت ۰۱:۴۱  ]

سلام
خوشحالم که باز از شما مطلب خواندم.
در صورت امکان با من تماس بگيريد.



پوریا  
[ ۸۴/۱۱/۱۴ در ساعت ۰۰:۱۰  ]

سلام
همیشه شمارا به بزرگی و احترام یاد میکنم .

حال از شما می پرسم چرا ما مسلمانان به جایی رسیدیم که صاحبان قلم در آزاد اندیشترین کشورها که حرمتها را به سادگی نمی شکنند . اکنون از توهین به بزرگترین مقدسات مسلمانان عبایی ندارند و آن را حتی نوعی مبارزه با تروریست نیز تلقی میکنند؟



shirin  
[ ۸۴/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۸:۵۸  ]

سلام استاد نازنين .من فکر ميکنم اسلام ما ايرانيها موروثی است مت به شکل خودمان مسلمانيم . من که اين عشق رو نمی فهمم .اسلام من با اسلام سلمان و ابوذر و شما متفاوت است .شرمم مياد از اين مسلمانی خودم.



shirin  
[ ۸۴/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۸:۲۴  ]

سلام .قبل از اينکه مطلبتان را ببينم در روزنامه اعتماد ملی خواندمش وخوشحال شدم که اين روزنامه از شما و خانم کديور مطلب چاپ می کند و تعداد بيشتری با نظرات شما اشنا ميشوند .
شاد باشيد.



علیرضا  
[ ۸۴/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۰:۴۵  ]

با سلام به همه عزیزان
باز دهه فجر شد و باز یاد روزهای خوب یا بد گذشته .
هر یادبودی دلیلی دارد و دلیل دهه فجر هم شاید یاد آوری دفاع از دین ودیانت مردم باشد که ملت به برای نان بلکه برای نادانی قیام کردند .
لیکن اهالی تساهل در زمانه سازندگی بنیان فکری ملت را تغییر دادند تا شاید برسد روزی که اهانت به فلان مسئول ملبس به مذهب در کشور نماینده پیامبر شده و اهانت به او اهانت به خدا قلمداد شود و بند و رجز و .... جباران گناه نابخشوده لیکن همان ملت ومسئولین ام القرا ملل اسلامی از بادیه نشین کشمیر هم عقب تر بوده واین را یک مشکل کوچک قلمداد می نمایند .
کجایند حجتیه ایهای آتشین . تازه آیت خدا شده های دور از امام . کو وااسلامای دین فروشان دنیا پرست .
کو اسلامی که در شلمجه و فاو و کربلاهای 1 و 2 و...
جان و جسممان را فدایش کردیم .
باشد واین هم بگذرد ......
تاریخ حافظه بسیار خوبی دارد ...



سید رحیم  
[ ۸۴/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۵:۳۹  ]

آه چه با شکوه! حالا که بسیاری دیگر از روزنامه های اروپایی هم کاریکاتورها را چاپ کردند بایستی قاعدتا روی شما کم شده باشد. واقعا رفتار شما مسلمانان و دشمنی‌تان با آزادگی و آزادی مایه شرمندگی است.



قلمران  
[ ۸۴/۱۱/۱۲ در ساعت ۱۳:۳۹  ]

سلام سید
کاش هر چه که سردمداران می گفتند و نشان می دادند را قبول داشتند. متاسفانه در اين زمينه هم مثل ساير موارد نشان داد که اسلام و دين و مملکت معنی خاصی ندارد و فقط بعضی وقتها مهم می شود.
متاسفانه ملت ما هم ملت دولتی شده اند همانطور که راهپيمايی هايمان دولتی است.
سيد هيچ چيز سر جايش نيست.

موفق باشی



علی عسکر عسکری  
[ ۸۴/۱۱/۱۲ در ساعت ۰۶:۰۱  ]

با سلام
ازموضعگیری شما نسبت به کاریکاتور ترسیم شده سپاسگزارم.من نیز کاریکاتور را ندیده ام اما فکر می کنم تمام این مسائل ریشه درسیاست نادرست مسئولین باکشورهای دیگردارد.برای شما وهمه یدوستانت آرزوی موفقیت دارم.



سيد  
[ ۸۴/۱۱/۱۲ در ساعت ۰۳:۴۹  ]


ابن عم،

عصر امروز که از کار به خانه برگشتم در ماشين به برنامه راديوی محلی نيويورک را گوش می دادم که واکنش پاره ای از حقوقدانان هلندی را به تحقير مسلمانان در کشورشان منعکس می کرد و قسمتی هم داشت درباره کاريکاتورهای بی مزه و ناهنرمندانه ای که در دانمارک و نروژ درآمده است. به ياد "مکتوب" شما افتادم و نيز کوششی که سالها پيش در نقد و نفی "توطئه آيات شيطانی" کرده بوديد. با خود گفتم که دوباره با شما بگويم که اکاش پيشنهاد پيشينم را درباره نوشتن رمانی درباره سلمان فارسی و ساير صحابيان پيامبر را جدی بگيريد. اميدوارم توفيق ديدار بزودی دست دهد و در اين باب به تفصيل گفتگو کنيم. بماند.




علي حاجيلاري  
[ ۸۴/۱۱/۱۲ در ساعت ۰۱:۰۱  ]

جناب آقای مهاجرانی
با سلام و درود
اميدوارم خوب و سلامت و شادمان باشيد
از اينکه متن ايميلم را اينجا برايتان درج می کنم قبلا عذر می خواهم ولی حدس زدم که شايد اينبار هم توفيق پيدا نکنم مطالبی را که برایتان نوشته بودم بخوانید. ایمیلی که برایتان ارسال کرده بودم به شرح ذیل است:
جناب آقای مهاجرانی .....سلام
قبلا فکر می کردم دريا هميشه با عمق کم شروع می شود و رفته رفته عمق آن زياد و زيادتر....تجربه این را به من آموخته بود.
میناگران را آقا کاظم با واسطه به دست من رساند. همین الان برای دومين بار پی در پی آنرا خواندم و به اتمام رساندم. از اولين صفحات کتاب پرمغز شما احساس کردم وارد يک دريای بسيار ژرف شده ام که اصلا انتظار نداشتم از ابتدا اينقدر عميق باشد.
پرسشی که در ابتدای کتاب طرح کرده ايد موضوعی است که پاسخ به آن تکليف آدم را با خود و ديگران و همچنين با هستی و جهان روشن می کند. متاسفم که تا به امروز -يعنی حدود سی و چهار سالگی- خيلی جدی به اين پرسش و پاسخ آن فکر نکرده بودم. ........
شما با طرح اين پرسش بذری در سينه من کاشتيد که ترديد ندارم به ثمر خواهد نشست و من ثمره آنرا مديون شما خواهم بود. از شما ممنونم.
مطالب شما برای شخص من که بارها به لفکه رفته ام بسيار تازه و آموزنده بود....چه برسد به کسانی که چنين تجربه ای را نداشته اند. .
سپاسگزارم....
علی حاجیلاری

خدا يار و نگهدارتان باشد.



draitch  
[ ۸۴/۱۱/۱۱ در ساعت ۰۳:۴۲  ]

تعچبی ندارد که از ایران و ایرانی، فغانی و اعتراضی برنخاست. ایرانیان شیعه شدند تا مسلمان نشوند. عجیب نیست که توهین به رسول الله را سهل می گیرند، اما از توهین به عمله و اکره دست صدم امامزاده ها و جمکران مانندها نمی گذرند.
دل را سوزاندی به ذکر رسول از یادرفته مان!
یا رسول الله ادرکنا!



yadollah  
[ ۸۴/۱۱/۱۰ در ساعت ۱۶:۲۵  ]

پيامبر ما پيام آور صلح دوستی و پيامبر آزادی و رحمت است . آنچه از مسلمان در اذهان مانده ناشی از سليقه بد مسلمانانيست که به اسم اسلام اسلام را بد جلوه داده اند . امام زمان که بيايد اينها همه رفتنی هستند . بدرود



reza  
[ ۸۴/۱۱/۱۰ در ساعت ۱۴:۲۹  ]

و جالبتر اينكه در كشوري كه اين همه دم از مسلماني زده مي شود و مسئولان آن كم مانده خود را امام زمان معرفي كنند در اين مورد هيچ واكنشي صورت نمي گيرد.اين در حالي است كه همين آقايان براي يك مقاله انتقادي كه بر عليه عملكرد خودشان در يك نشريه شهرستاني چاپ شده مملكت را به هم ميريزند كه چه نشسته ايد كه به مقدسات اسلامي توهين شده است.راستي براي توصيف اين پارادوكس عجيب اصطلاحي مناسبتر از انحطاط سراغ داريد؟البته من فكر مي كنم امر ديني در كشور ما به يك امر شيك و تجملي تبديل شده آااانقدر كه مي توان آن را به همراه تخم مرغ و سس گوجه فرنگي و پوشك بچه از هر مغازه اي كه دوست داسته باشي بخري.