علی محمد نظری  
[ ۸۴/۷/۱۶ در ساعت ۱۳:۴۹  ]

سلام آقای دکتر مهاجرانی
بعد از 34 سال ماه رمضان دوباره به پاییز و مهر رسید. در 34 سال پیش که من کلاس دوم یا سوم دبستان در مدرسه ی اقبال آشتیانی روستایمان بودم تازه اولین سالی بود که تغذیه در مدارس آغاز شده بود و اصرار معلم روستا که باید تغذیه را بخورید و ابرام ما بر روزه گرفتن تا وقتی که نای در بدنمان بود و صدای آقام یا ننه ام که بابا از حال می روید روزه را بشکنید و دل معصوم ما نیز می شکست و چقدر دلمان می خواست که زودتر بزرگ شویم و ما هم از اعضاء ثابت سفره ی سحری باشیم. بد کمی بزرگتر شدیم و به اراک مهاجرت کردیم و روزه به تابستان رسید و شبها برای فرار از گرما همه به پشت بام می رفتیم و چه لذتی داشت این سحر و چه شور و شرری شهر را فرا می گرفت. همه روزه می گرفتند و ما نیز اجازه گرفته بودیم که برای روزه گرفتن در اختیار خود باشیم. از صبح تا شب به دنبال فروش آدامس و فتیر بودیم تا خرج تحصیل سال آینده را کمک کار خانواده باشیم. با این همه پرسه زدن و فشار تشنگی خدا چه طاقتی بما داده بود و... آقای دکتر هر وقت که ماه مبارک آغاز می شود نگاه می کنم ببینم که در 34 سال پیش کجا قرار داشتم و الان کجایم. مرور خاطرات بسیار لذت بخش است و شما چه زیبا به مهمترین خاطرات همه ی ما اشاره کردید. شعر مولانا و صدای ملکوتی استاد شجریان ....اما سوالی که در ذهن دارم این است که در 34 سال دیگر آیا در این سراییم یا به سرای باقی رفته ایم و آنجا به مرور خاطرات می پردازیم. جایی که استاد خلیل داعی معلم ریاضی برجسته ی شهرمان در ابتدای ماه رمضان رفت تا خاطرات این 84 سال زندگی را و این بیش از دو دوره رمضان را مرور کند. خدایش غریق رحمت کند. باز جای شما در مسجد حاج تقی خان خالی بود.
یا حق



قلمران  
[ ۸۴/۷/۱۵ در ساعت ۱۸:۵۸  ]

سلام سيد
همه ايرانيان به نحوی رمضان را با صدای گرم استاد شجريان درهم تنيده می دانند. کاش قدر اين بزرگوار بيشتر دانسته می شد.



احسان  
[ ۸۴/۷/۱۵ در ساعت ۱۸:۳۶  ]

سلام دكتر
ماه رمضان بر شما و خانواده محترم مبارك باد



حسین  
[ ۸۴/۷/۱۵ در ساعت ۱۷:۰۶  ]

ای آزاد مردان خیالی احتمال زیاد میدادم کامنت مرا قرار ندهید



shirin  
[ ۸۴/۷/۱۵ در ساعت ۱۵:۴۸  ]

سلام.راستی استاد اين زاويه ديد مسئلهء مهمی است.



shirin  
[ ۸۴/۷/۱۵ در ساعت ۱۵:۳۲  ]

سلام.خوبيد.قبول باشه.امسال تصميم گرفتم روزه زبان بگيرم انگار مهر به لبانم زدن سعی خواهم کرد با زبانم کسی رو ازار ندم و در حق کسی ظلم نکنم و حرمت برای کلمات قائل بشم اگه خدا کمک کنه ببينم چطور پيش ميرم شايد در ديگری گشوده شود التماس دعا استاد نازنين.



فروزان  
[ ۸۴/۷/۱۴ در ساعت ۱۸:۱۳  ]

درود بر شما
مبارکه انشا الله اين ماه مهر و با برکت
۳نکته به ذهنم رسيد خواستم با شما در ميان بذارم
اول اينکه تو اين ماه ياد فقرا و در ماندگان از يادمون نره سفره افطار و سحری خيلی ها نون خاليه!
دوم اينکه ياد همسر و بچه های گنجی نبايد فراموش بشه ايکاش حاکمين ما می دونستن سفره افطاری بدون حضور بابای خونه چقدر سخت

سرافراز باشی
فروزان



شاگرد شما  
[ ۸۴/۷/۱۴ در ساعت ۰۰:۲۳  ]

با عرض سلام
استاد چگونه می‌توان با شما مکاتبه کرد؟ آدرس ایمیلتان را پیدا نکردم.