قلمران  
[ ۸۴/۷/۱۳ در ساعت ۱۳:۰۳  ]

سيد سلام
قرار بود از اين به بعد با نظم بيشتری بنويسی ولی مثل اينکه اصلا وقت نداری؟
سيد از بس اومديم و نبودی خسته شديم.
ولی باز هم مياييم.



shirin  
[ ۸۴/۷/۱۳ در ساعت ۰۹:۴۳  ]

سلام استاد نازنين.خسته نباشيد.خيلی کم کار شديد.ما که مخاطبان خوبی بوديم پس چرا؟قبل گفتم شما نسبت به کسی که اهلی کرديد مسئوليد.



زهره  
[ ۸۴/۷/۱۳ در ساعت ۰۰:۰۵  ]

سلام آقای مهاجرانی برام خيلی جالب بود که از شما هم وبلاگی باشه هر چند که در اين شرايط باورش دور از شک هم نيست سالهايی که وزير ارشاد بوديد و تا امروز هرگز نشد که کتابی از شما بخونم اما شما يک بخش خوب از خاطراتم هستيد اما تعجبم ازين بود که به نظر شما آمريکا در برابر کاترينا به زانو در آمد آقای مهاجرانی رشت و روستاهاش زير يک متر برف مدفون شد و صدايی هم از مرگهای خاموش به گوش کسی نرسيد. ايا شما هنوز هم مثل خيلی از ...........ها گوشتون لبريز از سرودهای مرگ بر آمريکاست و از شوق زانو زدن دولت آمريکابه موضوعات بی اهميتی مثل چند تا ويرانی وطنی اهميتی نمی ديد؟ باز هم از ديدن وبلاگتون خوشحالم



سعید سلامي  
[ ۸۴/۷/۱۲ در ساعت ۲۱:۱۵  ]

چرا دور برويم؟ خاتمی عزیز نمونه وطنی چنين ادعايی است که از کسوت قدرت کناره گرفت.



عبدالله  
[ ۸۴/۷/۱۱ در ساعت ۱۳:۲۰  ]

با سلام
ميل و علاقه افراد براي باقي ماندن در قدرت به دليل مزايايي است كه از اين طريق بدست مي آورند. انسان در طول زندگي همواره به دنبال دستيابي به قله هاي ثروت، قدرت و منزلت است كه در فطرت او نهاده شده است. به نظر من اگر در كشورهاي جهان سوم و يا در كشورهايي كه از دموكراسي و آزادي برخوردار نيستند و يا كمتر برخوردارند،افراد كمتر تمايل دارند كه از قدرت كناره گيري كنند به دليل از دست دادن مزايايي نظير ثروت و منزلت به واسطه از دست دادن قدرت است. اگر ميزان احترام و توجه به افراد صرف نظر از منصب آنان باشد و منشاء اصلي قدرت مردم شناخته شوند و صاحبان مناصب در زماني كه بر اريكه قدرت تكيه نزده اند بيش از زمان تصدي شان قدر بينند و امكان زراندوزي برايشان در زمان تصدي مسؤوليت به مراتب كمتر از زمان ترك آن باشد، بطور طبيعي گرايش به ماندن در قدرت كم خواهد شد. اينها همه ناشدني است مگر از طريق نظارت آزاد و مستمر و مؤثر عمومي و حق آزاد انتخاب و عزل صاحبان قدرت توسط مردم يا در يك كلمه دموكراسي يا مردم سالاري ناب. والسلام



Ali r.  
[ ۸۴/۷/۱۰ در ساعت ۲۱:۳۶  ]

سلام
دکتر امروز ديروز تو هواپيما آخرين کتابتون رو خوندم، تو اين تا بستون همه کتاباتون رو خوندم، من از
ميناگران خيلی لذت بردم، منتظر نوشته های جديدتون هستم، شايد نوشتن رو بياموزم،

علی
وين



masoud  
[ ۸۴/۷/۱۰ در ساعت ۱۹:۱۶  ]

فکر میکنم که ما قدری عجولیم. دموکراسی درغرب یک شبه زاده نشد که در کشورهای مسلمان با بافت سنتی آن بوجود بیاید.



آشنا  
[ ۸۴/۷/۹ در ساعت ۱۱:۰۲  ]

سلام استاد
بعضی حرفها باعث آسیبهای بزرگی به مملکت شد مثل :
آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.
با بعضی از حرفها کلاه بزرگی سر مملکت رفت. مثل :
جنگ با صدام عبادت است.

با بعضی حرفها مدتی مردم را سر کار گذاشتند. مثل :
اگر ایران زمانی صدام را ببخشد مطمئناٌ فهد را نخواهد بخشید.

می خواستم بپرسم آقایان به غیر از اینکه حرفهای مهمی بزنند کار دیگری ندارند.

مردم هزینه های تولید سوخت هسته ای را می دهند.

لطف کنید شما که دستتتان به آقایان میرسد از آنها بپرسید : این مردمی که می گویید کجا هستند. چرا هیچ وقت در ایران پیدا نمی شوند.
تا کی باشد که دوباره با ننگ تمام قطعنامه دیگری مانند ۵۹۸ را بپذیریم و جام زهر را بنوشیم.



mohajer  
[ ۸۴/۷/۷ در ساعت ۲۰:۵۷  ]

با درود
به نظرشما مبارک چقدر علاقه به شنيدن مدح آزادی از
جانب مخالفان خود دارد چه رسد به اصلاحات .
اما سوی ما بنگر که بس جالبتر است
مهرورزان به زندان مهرشان افزونتر است
مبارک در مصر( با ۵۰۰۰ سال تمدن ) تازه با شیرجه از روی استقلال به آزادی ۲۷ سال پيش ما رسیده تا در دور
بعد به کسب عنوان جمهوری اسلامی نائل آمده که بدين ترتيب ، اجل به والی مصر و جانشينانش مهلتی ابدي خواهد بخشيد . تا مهرورزی روسای جمهوری اسلامی مصر را ببينند
اما در شگفتم چنان سخت بگرفتند به مرگ آزادی که نه تنها دکترعزیزم مهاجر به لندن به تب چين و مالزی راضی شده بلکه اين تب آرزوی من و جناب آقای رفسنجاني شده راستش میترسم مصر با آزادیخواهی مبارک بعد۲۷ سال به ما برسه و ما با مهرورزی و هوای
تازه آآآآقایان ،چین که چه عرض کنم با اتمام نفت به
گینه بی صاحاب هم نرسیم (با نهایت شرمندگی از اهالی بیسائو )
ارادتمند شما مهاجر
۲۷ سال



علی محمد نظری  
[ ۸۴/۷/۷ در ساعت ۱۱:۵۲  ]

سلام آقای دکتر مهاجرانی
حال شما؟
دیکتاتوری به اسم مردم سالاری ازمشخصات جهان سوم است. این جمله ی عمر موسی وزیر امور خارجه ی وقت مصر به همتای ایرانی خود در زمان انتخابات آقای خاتمی که دمکراسی موجود در ایران برای ما رشک برانگیز است نشان از این دارد که مصر حتی نسبت به ایران، برای برپایی یک حکومت دمکراتیک فاصله ی زیادی دارد اگر چه ما نیز تا دست یابی به دمکراسی واقعی و حذف نظارت استصوابی راهی طولانی را طی کرده و راهی بس طولانی و سنگلاخ را در پیش رو داریم. رسیدن به دمکراسی سخت است و پر هزینه، و ایرانیان نشان دادند که توان پرداخت این هزینه را ندارند. نمونه اش در بستن فله ای مطبوعات، حذف شما از وزارت ارشاد و.... در این موارد بجز حرکات کوچکی از دانشجویان، مردم با سکوت خویش با حذف مطبوعات و شما همراهی کردند و من یاد عزل امیرکبیر افتادم که باز به قول استاد شفیعی کد کنی.....تو بالای دار رفتی و ما همه انبوه کرکسان تماشا.... آقای دکتر بنا به مقاله ی اخیر در روزنامه ی شرق اگر هر کتابی که از طرف مردم خریده می شود را دست کم چهار نفر بخوانند، آنگاه هر 1825 روز در ایران یک نفر یک کتاب می خواند. یعنی هر 5 سال یک ایرانی یک کتاب می خواند تازه با فرض اینکه هر کتاب خریداری شده را 4 نفر بخواند!! تا این مردم سطح مطالعات خویش را بلا نبرند ، هیچ امیدی به برقراری دمکراسی نمی توان داشت و این هم به این زودی ها امکان پذیر نمی باشد.
یا حق



farideh Hassanzadeh  
[ ۸۴/۷/۷ در ساعت ۱۱:۱۲  ]


آرزوي بزرگ دوستان من
عروس شدن است
چندنفري هم آرزوهاي بزرگ تري دارند
مثل قبول شدن در دانشگاه
يا خارج رفتن ؛
اما گربة كوچك من آرزوي بزرگي ندارد
فقط گاهي هوس مي كند
دنبال دم خودش بدود و آن را گاز بگيرد
گاهي هم سخت به فكر فرو مي رود مي خواهد بداند ميان من و سايه ام
كدام خودم هستم ؟
راستش پيدا كردن جواب اين سؤال
آرزوي بزرگ من است .

صوفي



shirin  
[ ۸۴/۷/۶ در ساعت ۱۰:۴۵  ]

سلام .خسته نباشیداستاد نازنین.حسنی مبارک تازه فکر می کنه شاهکار کرده که انتخابات با ان افتضاح رو برگزار کرده شما می گید از قدرت چرا کنار نمی ره.هنوز توی خیلی از کشورها صاحبان قدرت فقط با مرگشون کنار می رن.



قلمران  
[ ۸۴/۷/۶ در ساعت ۱۰:۱۷  ]

سيد سلام
با اينکه کم می نويسی ولی درد دل ما را چه زيبا و بجا می نويسی. اینجاست که باید در دیانت اینها شک کرد. متاسفانه در تمام امور همينطور می نمايانيم. می گوييم از روش علی در حکومتداری استفاده می کنيم ولی اجازه صحبت به مخالف را نمی دهيم.
سيد گاهی واقعا آدم دلش می گيره. گاهی از ته دل آدم غمگين می شه.



مستانه  
[ ۸۴/۷/۶ در ساعت ۰۱:۲۱  ]


استاد گرامی

به نکته بسیار مهمی اشاره فرمودید. حسنی مبارک به آمریکایی ها می گوید که اگر دمکراسی غربی در مصر شکل بگیرد به مفهومی بر ضد خودش مبدل می شود چون در فضای باز، گروه های تند رو امکان می یابند تا با استفاده از آزادی ایجاد شده،علیه دمکراسی مبارزه کنند و این رویکردی متناقض است و شاید از همین رو است که اساسا مفهوم دمکراسی در خاور میانه غیر قابل تفسیر شده است.احترام به حقوق دیگران و آزادی بیان،شیوه هایی از زندگی هستند که باید درونی گردند و زیسته شوند و گرنه طبیعی است که هر شعاری وسیله است مناسب برای سو استفاده و جنایت.این گونه است که روشنفکران خاور میانه مثلا صبح یک روز در کنفرانس حقوق زنان شرکت می کنند ولی شب هنگام دختر خود را به صرف هم صحبتی با فلان پسر به باد کتک می گیرند.در چنین اوضاعی است که "می شدیاق" مجری شبکه LBC لبنان پریروز در برنامه ای آزادانه از سیستمی انتقاد می کند و درست چند ساعت بعد پاسخش را خیلی صریح و شفاف در یافت می دارد:خودش و اتو مبیلش با هم منفجر می شوند!
تصور می کنم استعمار و استثمار خارجی، تنها در بستر جهالت های داخلی امکان رشد و استقرار می یابد.
با سپاس فراوان---مستانه



seyyed.a. mohammadi  
[ ۸۴/۷/۵ در ساعت ۱۸:۲۶  ]

با سلام محضر استاد دکتر مهاجرانی
يک بار سوالی از شما در باره استاد مصطفی ملکيان کردم(درباره پروژه عقلانيت و معنويت) جوابی نديدم. اميدوارم به اين سوالم جوابی ولو مختصر بدهيد. نظر شما در باره اظهارات دکتر سروش در باره تشيع و مهدويت چيست؟ ممنون ميشوم پاسخ بدهيد.
با آرزوی موفقيت و سلامتی برای شما و خانواده محترمتان