کارون  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۲۳:۵۹  ]

استاد بزرگوار
نشستن در کنار رود تایمز ویادداشت نگاری برای الشرق الاوسط برا ی جوانانی که امید به آزادی ودمکراسی را در آنها بیدار کردید چه فایده ای دارد
دلم میسوزد برای خودم ومردمی که به امید روشنفکرانمان.............



محمد  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۱۳:۰۸  ]

آقای مهاجرانی
ابتدا سالگرد ازدواجتان را تبريک می گويم. انشاالله در کنار خانم کديور و فرزندانتان که اسم يکيشان صهباست، کامروا باشيد. روز پدر و ولادت علی بن ابیطالب هم بر شما مبارک.
از کينه توزی حرف زديد و دل صاف علی. اما در کشور ما تا آنجايی که در خاطر دارم گرايشات سياسی هميشه باعث کينه توزيهای عميق شده است. به گونه ای که بدون در نظر گرفتن اشتراکات زياد فکری و عقيدتی و تنها اختلافات سطحی را برجسته ديده اند و برای حذف يکديگر از طريق ابزارهای قضايی، مطبوعاتی و غيره با بدنام کردن رقيب و برگزاری محاکمات سويه دار سياسی اقدام کرده اند. مثلا فهيم کرمانی یکی از فعالان جناح راست،از طريق عمده کردن جريان ترور فدايی، از سوی رفيقان ديروز و دست اندرکاران قضايی آن روز آبرويش را می ريزند و به زندانش می اندازند. همه کسانی که محاکمه کرباسچی را ديدند می توانند به اين سویه دار و کینه توزی مخالفان او پی ببرند. حال بگذريم که چه کينه توزانه عبدالله نوری را به محاکمه کشاندند. افشاگریهای عبدی، باقی،افشاری و ديگران از جريان بازجوييهايشان عمق ناجوانمردی و کينه نسبت به آنها را نشان می دهد.
در اين قدرت چه چيزی است که دوستان قديم را امروز اين گونه از هم متنفر کرده و کينه آفرين شده است. هر آن که در دلش کينه جای دارد و نام علی را می برد، بزرگترين دافع دلها از علی است. و جای بسی تعجب است که رفتارهای پر از کينه و پر کردن دلها از کينه، از سوی به ظاهر متدين ترين آدمهايی صورت می گيرد که از بيرون آمدن يک شاخه موی يک خانم در مملکت اسلامی، روحشان و غیرتشان جريحه دار می شود.



قلمران  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۱۲:۲۶  ]

حکام ایران دچار "توهم قدرت" شده‌اند
سيد مقاله ات رو تو شرق الاوسط خواندم. محشر بود.
سيد تو محشری



آزاده  
[ ۸۴/۵/۲۸ در ساعت ۰۰:۴۴  ]

پدر بزگوار و مهربان روزتان مبارک



shirin  
[ ۸۴/۵/۲۷ در ساعت ۲۳:۵۷  ]

مولا شدن يعنی دو دستت را ببندند
شير قفس باشی و روباهان بخندند
مولا شما و زمزمه باور ندارم
مولا علی بی فاطمه باور ندارم
از وقتيکه يادمه واسه ی همه ی کارام علی علی می گم اما چقدر صادقم نمیدانم.علی به حرف نگنجد.علی به حرف نگنجد.علی به خاطر مردم زمانش چند سال خانه نشين شد؟ عيد همه مبارک.



قلمران  
[ ۸۴/۵/۲۷ در ساعت ۲۳:۵۰  ]

سلام سید
متاسفانه به نام علی خيلی چيزها انجام می شود و برای اسلام هم خطرناک است



navid  
[ ۸۴/۵/۲۷ در ساعت ۲۳:۰۸  ]

استاد ارجمند!در مقابل قلم جنابعالی چه ميتوان گفت؟بارها به اينجا امدم.با اينکه بسياری از نوشتها عطش اينرا در من بر جای گذاشت تا چند خط در اين قسمت بنويسم اما نميدانم چرا نتواستم؟!در هر حال اين ميلاد بر شما مبارک باد...



نيلوفر  
[ ۸۴/۵/۲۷ در ساعت ۲۱:۵۶  ]

من فقط يک سوال دارم که سال هاست در جوابش موندم. دو داستان ازحضرت علی شنيدم يکی ماجرای حلقه دستش که وسط نماز داد به اون نياز مند و يکی ماجرای در آوردن شمشير از پايش که وسط نماز انجام شد و ايشان هيچ نفهميد! چطور ماجرای اول را آنقدر خوب متوجه شد و ماجرای يه اون دردناکی را خير؟
ميخوام بگم که از بس تاريخ دستکاری شده آخه ما به کدام اعتماد کنيم و به کدامش اعتماد نکنيم؟ ديگه اين بيست سال بعد از انقلاب را که خودم شاهدش بودم! آنچه ديده ام وارونه کرده اند و دارن با خورد بچه هامون ميدن.
شاد و سلامت باشين.