Hossein  
[ ۸۴/۳/۳۰ در ساعت ۲۰:۱۴  ]

برای من دکتر شریعتی و نوشته هایش دری بود به سوی اندیشه و نگرش متفکرانه به همه ابعاد وجود. او تنها نویسنده ای بود که من اکثر کتابهایش را خواندم و لذت و البته استفاده بردم. اما آقای دکتر مهاجرانی یک نکته را نباید فراموش کرد و آن اینکه بهتر است هیچکس را از انسانهای عادی چنان خطاب نکنیم که نتوان از او انتقاد کرد. چه خوب است حتی در نوشته های مختصر هم اندکی با دید انتقادی و البته در نهایت احترام به انسانها و برون داده های آنها نظر کرد. شریعتی هم اشتباه کرد و شاید این به دلیل زمان حضور او بود و اگر خودش حضور داشت بسیاری از نظراتش عوض می شد. پس نقد منصفانه را فراموش نکنیم.



abbass  
[ ۸۴/۳/۳۰ در ساعت ۱۷:۲۷  ]

با سلام
جناب آقای مهاجرانی برای شما احترام زیادی قائل بوده ام و همین طور برای دکتر شریعتی.
جغرافیای زمان را فراموش نکنیم اکنون نوشتن در مورد انتخابات و شرایط بحرانی کشور بسیار ضروری تر است.
با احترام دوستار شما عباس.



emad  
[ ۸۴/۳/۳۰ در ساعت ۱۵:۰۴  ]

دکتر مهاجرانی عزيز:هرچندخواندن سطر سطر نوشته های شما برای ما غنيمت است ولی ای کاش در اين شرايط حساس کشورکه جامعه نیازبه روشنگری شمادارد نوشتن راجع به سايرمطالب را به وقتی ديگر موکول ميکرديدوفقط راجع به انتخابات مينوشتيد.مطمينا سکوت و موضع گيری نکردن فرهيختگانی چون شما دراين روزهالطفی بزرگ به بوفالوهاو ظلمی بزرگ به غازهای وحشي ميباشد.
دکتر بنويسيد نه تنها درسايت که در روزنامه ها هم بنويسيد.تاهمه بخوانند.تا دير نشده دکتر..



شمه  
[ ۸۴/۳/۳۰ در ساعت ۱۲:۱۷  ]

جناب مهاجرانی خطر ظهور فاشیسم جدی است به نظر من در فرصت اندک باید حداکثر نیروها بسیج و متحد شوند. در این موقعیت فکر می کنم آقای کرباسچی با محبوبیتی که دارند می توانند خیلی موثر باشند و رای 40 درصدی خاموش را به رای تاثیر گذار بدل کنند.



farshid  
[ ۸۴/۳/۳۰ در ساعت ۰۹:۳۰  ]

با سلام
عکس سياه و سفيد واقعيت را بهتر می نماياند تا عکس رنگی. در عکس رنگی رنگ شما را به اشتباه می اندازد. همواره زيبايی کلام استاد شريعتی مرا به ياد عکس رنگی می انداخت. و يادآوری اين نکته که استاد ذهنيت خود را از اسلام با بیانی جذاب می گفت و نه واقعيت آن را. پس از گذشت بيش از ۲۵ سال اين واقعيت اکنون عريان شده است. قصدم به هيچ عنوان جسارت به محضر استاد نيست تنها گله ای از ايشان



bahman  
[ ۸۴/۳/۳۰ در ساعت ۰۱:۳۰  ]

دوست عزيز

بد جوری دل خورم مي خواهم اين جملات را که هميشه زير لب تکرار ميکنم بنو يسم و بروم: اگر مردی وجود داشت که پروا نمی کرد هر آنچه راکه از اين عالم به دل مي انديشد بر زبان راند برايش از اين پهنه خاک چندان نمی نهادند که بتواند روی پا ايستد. هر گاه که مردی برمی خيزد عالم با تمام قدرت خويش بر پيکرش فشارمی آرد و کمرش را می شکند همواره ستونهای پوسيده بسيار برجا ايستاده اند و فساد چندان است که توان شکفتن را در آدمی مي کشد. ايوان اين خانه دروغی بيش نيست و بنياد آن وحشتی است عظيم ولرزان اگر بعد از گذشت قرنها مردی برخا ست با نگاهی گرسنه و نوميد مردی که جهان راواژگونه کند تا نژادی نو برانگيزد عشقی که از او به جهان ميرسد به کينه چهره بدل خواهد کردو او بلای زمين خواهد شد. اگر گهگاه به صفحاتی برمي خوريدکه آتش ميزنند مي آزارند و ميسوزانند صفحاتی که ناله و اشک ودشنام در آنها موج ميزند بدانيد که همه از حلقوم مردی است که هنوز پشت دو تا نکرده مردی که از او هر سلاحی مکر کلمه ها را گرفته اند مردی که از بار
کمر شکن اين دنيا و دروغهای آن گردونه ها و ميله های شکنجه ای که ترسويان ساخته اندتامعجزه شخصيت را در وجود مرد فروشکنند نيرومندتر است. اگر مردی پروا نکرد که هر آنچه را در دل داشت بر زبان آرد هم در آن لحظه جهان خرد خواهدشد ذرات آن به هر گوشه ای فرا خواهد رفت چنانکه هيچ اراده ای هرگز نتواند آن باد برده ها آن عناصرفنا پذير را که روزگاری سازنده اين جهان بودند باز فراهم کشاند.
آرتور میلر



اكبر شمس  
[ ۸۴/۳/۳۰ در ساعت ۰۱:۰۶  ]

جناب مهاجراني كاش چند كلامي هم راجع به انتخابات مينوشتيد. راستي اگر پيشنهاد معروف شما يعني تمديد رياست جمهوري آقاي هاشمي عملي ميشد حال ما اين همه دغدغه پيروزي اقتدارگرايان را نداشتيم!!!!



RajabAli Mahmoudi  
[ ۸۴/۳/۲۹ در ساعت ۲۲:۱۲  ]

با سلام و عرض ادب خدمت آقای دکتر مهاجراني عزيز
ياد و خاطره شريعتی در روح و روان ما جوانان افغانستانی نيز زنده و جاودانه است و خواهد ماند به راستی که اندیشه عالم بزرگی همچون شريعتی مرز و بوم نمي شناسد و در دل همه انسانهای مبارز و آزادیخواه جای دارد.
رجبعلی محمودی



شیروانی  
[ ۸۴/۳/۲۹ در ساعت ۲۰:۰۱  ]

جناب آقای مهاجرانی . دکتر شهيدی از بزرگان و عزيزان نسل جوان است .اما اگر زنده بود آيا مانند شما کناره می گرفت و در اين برهه وانفسا مهر سکوت بر لب می نهاد ؟ انتظار می رفت جنابعالی اينگونه بی تفاوت نسبت به انتخابات نمی مانديد.



Ali r.  
[ ۸۴/۳/۲۹ در ساعت ۱۸:۲۷  ]

روشنفکری مثل طب و تکنيک نيست که از کتابها ييکه در اين رشته دانشمندان اروپا نوشته اند بتوان آموخت
روشنفکری هوشياريست و داشتن دو چشم باز و بينا در برابر واقعيات و در نخستين قدم، شناخت دقيق و راستين تاريخ و فرهنگ خويش.
از استاد عزيز شريعتی

عليرضا
وين



ازاده  
[ ۸۴/۳/۲۹ در ساعت ۱۶:۴۴  ]

بگذار شیطنت عشق چشمان تورا به عریانی خویش بگشاید هر چند انجا جز رنج و پریشانی نباشد
اما هیچ گاه کوری را بخاطر ارامش تحمل نکن..دکتر شریعتی
عشق ما جوانان ایران زمین به شریعتی همچنان جوان می ماند تا هست عالمی تا هست ادمی.یادش گرامی باد.



همان جلال نسل سومي (بقول آقاي سپاسي!)  
[ ۸۴/۳/۲۹ در ساعت ۱۵:۳۱  ]

بنام خدا ( يا هماني كه عطار تفسير كرد: -سي مرغ- كه خود ماييم)!!!
جناب آقاي مهاجراني ,
حسن بزرگ معلم شهيد , شناخت عميق فرهنگ, تاريخ و توده ايران و تلاش وافر جهت يافتن راه حل معضلات جامعه ايراني با استفاده از تمام علوم و تجربيات بشري بود. چنين است كه هنوز هم خيلي از جوانان ايران او را از جنس خود مي يابند.
اما در همين (نا)-انتخابات اخير مي بينيم كه حتي دكتر و سياستمدار گرانقدري مثل شما - كه خيلي هم دوستتان دارم - حتي از تحليل شرايط روز ايران عاجزيد و صداي دكتر معين را - كه خيلي ايشان را هم دوست دارم - بارتاب صداي مردم ميدانيد. معلوم شد كه در اين ميان دايره مردم براي چنين برنامه هاي مترقيانه اي از سوي دكتر معين هم كوچكتر شده.
شما اهالي انديشه بايد به بازخواني عميق اين حادثه ناخوشايند كه دارد ايران را به سوي فاشيسم ديني -اين بختك جديدی که نيامده دارد خواب از كله همه ميپراند- و يا تحت اشغال بيگانه درآمدن پيش ميبرد پرداخته و با شناخت و تحليل عميق تر از مسايل روز و بررسي نقش خود در مسايل , با برقراري رابطه مجدد با توده خاموش - نه منفعل- ,(سي مرغ بي پرواز كنوني), حركتي آگاهي بخش و شريعتي گونه را آغاز كنيد.
چرا هنوز جوانان-همان سي مرغ ها- به شريعتي اعتماد دارند ولي به هيچكدام از شاگردان او نه؟
به نظرم او از جنس همه زمان ها بود!
راهش - منظورم راه و روش انديشه و زندگي سراسر يكرنگي اش- پر رهرو و روحش - كه روح همه ماست- شاد باد!
دوستتان دارم.



m.a  
[ ۸۴/۳/۲۹ در ساعت ۱۴:۴۴  ]

دکتر سروش خطاب به مرحوم شريعتی می نويسد:اشتباه تو و ما همه اين بود که فکر می کرديم عدالت علی (ع) يک بار ديگر هم تکرار می شود



morteza  
[ ۸۴/۳/۲۹ در ساعت ۱۴:۲۴  ]

دکتر مهاجرانی عزيز
چقدر زيباست که در هياهوی انتخابات شما بياد شريعتی مطلب نوشتيد.
ارادتمند شما
مرتضی قورچی



علی محمد نظری  
[ ۸۴/۳/۲۹ در ساعت ۱۳:۵۸  ]

سلام آقای دکتر مهاجرانی
حال شما؟
هر سال که به این 29 خرداد می رسیم یاد معلم انقلاب سرمستم می کند و چون دو روز بعدش نیز سالگرد شهادت دکتر چمران که دوست گرانقدر علی است، یاد این دو یار دیرین مرا به یاد آهنگ زیبای یار دبستانی می اندازد و ممنون که شما نیز چنین یاد او را به سر پنجه قلم خویش چون نت موسیقی گوشنوازی روی تار خط های کاغذ آراستید.
سال گذشته که توفیق رفیق شد و سری به کانون توحید لندن و آن وانی که دکتر را بر آن غسل داده اند ، زدم وقتی آقای فرجی با آن لهجه شیرین ترکی گفت اینجا دکتر را غسل داده اند دلم لزید و بی اختیار بر این جسم پر از غلیان و شور گریه کردم. علی خیلی زود رفت.
ترسم از مرگ نیست ترسم از نفله شدن است....
یا علی مدد