ehsaneh  
[ ۸۴/۳/۴ در ساعت ۲۰:۵۰  ]

با سلام حضور شما
خانم کديور نامه ای که برای شما می نويسم شايد خيلی به موضوع انتخابت رد صلاحيتها ربطی ندارد . مطلبی است که مدتهاست ميخواهم برايتان بنويسم شمائی که در انتقاد به هر موضوعی در مملکت يک چماق هم بر سر آقای خاتمی می کوبيد خاتمی که در ابتدا همه شما همراهش بوديد ولی به مرور بخاطر وعد هائی که نداده بود (ايستادگی در مقابل حکم حکومتی ؛تغيير قانون اساسی ؛ حضور حتمی زنان در کابينه اش ؛...)و عمل هم نکرد همه موج انتقاداتتان را بسويش روانه کرديد . اما اصلا حاتی را که قول داده بود در طول هشت سال رياست جمهوريش با تحمل مصائب و مشکلات فراوان و سنگ اندازيهای زيادی که تا حدی همه ما خبر داريم به اينجا رساند . جائی که من وشما براحتی از او انتقاد می کنيم . به جائی که دانشجويانی که ديروز برايش هورا می کشيدند او را هو کردند و او شرافتمندانه ايستاد و پاسخ گفت . بجائی که شهردار بی مقدار ۵/۱درصدی تهران هم با گستاخی و بی ادبی بر او تاخت و او با سعه صدر هيچ نگفت .باو انتقاد می کنيد که چرا در مقابل رد صلاحيتتعداد زيادی از نمايندگان در انتخابت مجلس هفتم سکوت کرد ؟با انتقاد می کنيد که چرا زنان در کابينه او از هيچ حقی بهره مند نشدند؟ (که اين خود جای بحث فراوان دارد که اکنون مجالش نيست ) و حالا چرا در پاسخ به رد صلاحيتها سکوت کرده ؟ شما که خودتان خوب می دانيد که اين يک بازی بيشتر نيست بازی که ميخواهد ياد آور نقش رهبری و در واقع حکمتی باشد ! حال خاتمی بايد در مقابل اين بازی که همه ما آخرش را می دانستيم چه ميکرد ؟ بايد بجای حداد عادل او نامه می نوشت ! و يا استعفا ميداد ؟!(کاری بمراتب مضحکتر)من يک سوال از شما دارم خود شما در مجلس ششم چه کرد ؟ چرا زمانيکه لايحه رئيس جمهور در شورای نگهبان رد شد اعتصاب نکرديد ؟ چرا همراهش نبودی و تنهايش گذاشتيد ؟و آن اعتصاب دير هنگام شما و استعفای تعداد زيادی از نمايندگان چه نتيجه ای داشت ؟ جز اينکه باعث شد شورای نگهبان تعداد زيادی از نمايندگان را برای مجلس هفتم رد صلاحيت کند و نتيجه اش مجلس هفتم شد .شما می خواستيد او نيز در تند رويهايتان هراهتان باشد ولی او آهسته و پيوسته اين راه را پيمود .اگر حاميان قديمی خاتمی از او عبور نمی کردند و تا آخر با او می ماندند شايد وضع اصلاحات خيلی بهتر از اين بود .ما هيچگاه قدر او را ندانستيم (عادت هميشگی ما ايرانيان )معايب کوچکش را بزرگ کرديم و محاسن بزرگش را کوچک شمرديم .واقعيت اين است که آقای خاتمی برای ملت ايران زياد بود و ايران وايرانی ديگر هيچگاه رئيس جمهوری چون او را تجربه نخواهد کرد . بقول آقای ابراهيم نبوی او برای صندلی رياست جمهوری خيلی بزرگ بود و هر کس بعد از او بيايد برای اين صندلی خيلی کوچک خواهد بود.
در پايان از شما عذر ميخواهم اگر قدری تند نوشتم قصد رنجش خاطر خاطر شما را نداشتم فقط نقدی بود به بعضی از نوشته های شما . با آرزوی سلامتی برای شما و همسر محترمتان



Hamvatan  
[ ۸۴/۳/۴ در ساعت ۱۸:۵۹  ]

خوب است آقای معين دفتر دوم از مانيفست آقای اكبر گنحی را ه فرياد خاموش ملت ايران است بخوانند.



rouzbeh  
[ ۸۴/۳/۴ در ساعت ۱۵:۳۳  ]

امروز همه نگاهها نگران معین است. او چه خواهد کرد . آیا سقراط وار جام شوکران را سر خواهد کشید و بر اصول خود پای می فشرد یا با منطق و دور اندیشی فرصتی را که بناحق از او گرفته وملوث به بی قانونی کرده و به او پس داده اند را از دست نمی دهد. مشکل آن است که راه درست راهی است که دشمنان را شاد و بسیاری از دوستان را غمگین خواهد کرد. اما بی شک هر طریقی که برگزیند گلایه ها خواهد شنید و دوستانی از گرد او پراکنده خواهند شد. اما براستی بهترین گزینه چیست؟
جواب این سوال بسته به تعریفی که ما از درست و نادرست داریم متفاوت است. آیا درست آن است که ما را به هدفمان نزدیک کند یا آنکه بر اساس اصولمان درست باشد.
بگذارید مسئله را روشنتر کنیم. اگر معین این حکم را نپذیرد از آن رو که بر خلاف اصول اوست. تبعات زیر را دارد.
محافظه کاران به آرزوی خود که انصراف معین است خواهند رسید
در بهترین وضعیت هاشمی و در بدترین وضعیت یک نظامی رئیس جمهور خواهد شد.
در آینده که آتش احساسات فرو کش کند و مردم خود را در شرایط پیش از دوم خرداد یا بدتر از آن ببینند بسیاری از کسانی که امروز از او عدم قبول حکم حکومتی را خواهانند او را به فرصت سوزی متهم خواهند کرد و تصمیم امروز او را احساساتی و دور از منطق خواهند خواند. همانگونه که آنانی که به خاتمی فشار می آوردند که استعفا دهد امروز بدنبال شرکت در انتخاباتند.

اما اگر معین این حکم را بپذیرد چه خواهد شد.

بسیاری از دوستانش از گرد او پراکنده خواهند شد و لذا بعید به نظر میرسد که شانسی برای پیروزی داشته باشد.
زبان محافه کاران هم تیزتر خواهد شد و خواهند گفت مردم آنانی که مبانی نظام را پذیرا نیستند هرگز بر نمی گزینند.

البته ممکن است که دوستان معین نتوانند میزان تاثیر پذیرش این حکم را بدرستی ارزیابی کنند و لذا گمان کنند که با توجیه شرایط امکان بازگرداندن افکار وجود دارد.

اما به گمان نگارنده درسترین انتخاب از جانب معین نه کوتاهترین راه به هدف که اصولی ترین راه است. وظیفه ما انتخاب درسترین راه است بی دغدغه نتیجه و هدف آنگونه که امام علی عمل می کرد نه چنگ اندازی زیرکانه معاویه گونه . این مهم نیست که در مقطع کوتاه زمانی چه کسی پیروز می شود. مهم این است که چه ایده ای پیروز خواهد شد.

اما وظیفه ما مردم متفاوت است. ما حق او را با دستهای خود به او خواهیم داد و مصرانه از او خواهیم خواست که نه به حکم حکومتی که به حکم مردم بپذیرد. ما او را از این شائبه تطهیر خواهیم کرد و آینده را از او محروم نخواهیم کرد. و داغ این خدعه را بر دل طراحان آن خواهیم گذاشت.

با احترام
روزبه



محمد  
[ ۸۴/۳/۴ در ساعت ۱۲:۴۹  ]

خانم کديور سلام. آن گونه که دوستمان اظهار نظر کرده اند آقای معین و همفکرانشان در اين بازی هنوز کيش و مات نشده اند. فعلا کيش هستند. اگر بتوانند با تدبيری شايسته و بهره گیری مناسب از تجربه ها، اعتماد افکار عمومی را به سوی خود بکشانند و به جای اين که رئيس جمهور اصلاح طلبان شوند (مانند آقای خاتمی به گفته دکتر سروش) يا صرفا به یک اپوزيسون معمولی بدل شوند، رهبری معنوی اصلاحات را به عهده بگيرند، آن گاه برنده هستند. امیدواریم در جبهه اصلاح طلبان چنین انسانهای با هوش و نابغه ای وجود داشته باشد. البته تیم حریف بازیگر قابلی نیست اما شارلاتان پررو یی است و کمتر به موازین اخلاقی توجه دارد که نباید دست کم گرفت.



Ali  
[ ۸۴/۳/۴ در ساعت ۱۰:۰۳  ]

خانم کديور

متاسفم با اين همه کار سياسی شما هم گول شگردهای جنتی و دارو دسته را خورديد. توجه کنيد
که جمله ای که شما کد کرده ايد اساسا در نامه جنتی نيست.
او در نامه اش ميگويد ما صلاحيت معين و مهر علی زاده
را اعلام ميکنم نه تاييد!؟؟؟؟؟؟
اگر با دوستانتان در ستاد معین دوست هستيد خواهش ميکنم به ايشان هم بگوييد
تا گول اين از خدا بيخبران را نخورند
ممنون



اصلاح طلب  
[ ۸۴/۳/۴ در ساعت ۰۱:۵۵  ]

بنظر من اصلاح طلبان با داشتن افرادی با سابقه اطلاعاتی نبايد دچار اين تنگناها گردند. آنها بايد برای همه راههای فرضی راه حل داشته باشند و باید دامنه تخیلات خود را بیش از این گسترش می دادند. در اينجا بواقع بايد گفت که آنها بازی را به گونه ای کاملا فنی به حريف واگذار کرده اند.اگر شرکت نمايند مردم با ياد از تحصن دقيقه آخر مجلس ششم، می گويند به حرفهای انان اعتمادی نيست. اگر کانديداتوری را نپذيرند ديگر امکان صحبت از عدم شرکت نمی ماند زيرا مثلا کانديدای آنها تاييد شده است. در اينجا بنظر می رسد عدم کانديداتوری فردی مثل دکتر عارف در کنار دکتر معين مسئله ساز شده است چرا که امکان رد صلاحیت او خيلی کم بود(البته محال نبود چه آنها حتی مهرعليزاده را هم با فرض بسیار اندک رويگردانی معين و اجماع روی او رد صلاحیت کردند) حال تنها دو گزينه وجود دارد که هر دو پيرامون رويگردانی معين است( معين بهتر است اصلا به آمدن فکر نکند تا فردی برای آينده باشد): يکی حمايت از کروبی يا رفسنجانی که اولی وجه مردمی کمی دارد و دومی با مرام اصلاح طلبان پیشرو همخوانی ندارد (هر چند در سياست بايد روی حداقلها هم مصالحه کرد)و دوم ، يافتن راهی در استفاده بهتر از موقعيت حاضر است يعنی معين انصراف دهد( وجهه خود و گروه خود را زياد کرده است) و در عين حال به روشی آنها را با تبعات رد صلاحيت معين( عدم مشارکت يا تحريم) مواجه ساخت، آنگاه آمال آنها بر باد می رود و جنگ مغلوبه می شود. اينجا ديگر هنر سياستمداری اصلاح طلبان را می طلبد و همراهی همه آنها که به اصلاحات اميد دارند.



پیمان  
[ ۸۴/۳/۳ در ساعت ۲۳:۵۲  ]

دعا ميکنم دکتر معين ۵شنبه يک بار هم که شده حرف مردم را بزند و يک بار هم که شده يک نه به انتخابات بگويد تا لااقل حسرت يک عکس العمل گروه دوم خردادی بر دل ما نشيند



Shahryar  
[ ۸۴/۳/۳ در ساعت ۲۲:۳۴  ]

بنام خدا
اصلاح طلبان در هر دو صورت - شركت يا عدم شركت - در برابر آقايان كيش و مات شده اند. بهتر است كه با رد حكم ولائي , قافيه را حداقل بمردم نبازند.