علی  
[ ۹۸/۵/۱۶ در ساعت ۲۳:۳۶  ]

سلام،
بسیار زیبا و پرمعناست. خدا رحمت کند مرحوم حاج آخوند را با آن نگاه روشن و زلالش.



مجید  
[ ۹۸/۵/۱۶ در ساعت ۲۱:۴۸  ]

سلام . درود بر شما
از مطالب بسیار خوبتون ممنونم
من بوف کور را نخواندم دراصل بجز یکی دو مورد و داستان های کوتاه که در مطبوعات و فضای مجازی میخوانم مطالعه ای ندارم .
این چند قسمت که در مورد بوف کور نوشتید و روایت های زیبایی که داشتید برای من یک سئوال بوجود آورد .
بوف کور این لاش مرده متعفنی که تصویر کردید (بنقل از حاج آخوند ) یک دندان سفید هم ندارد ؟
من زندگی زیبایی مانند شما ندارم و از موهباتی که شما برخوردارید برخوردار نبودم . پدری اهل مطالعه داشتم که عاشق سخنرانی شما در روز استیضاح شما بعنوان وزیر فرهنگ وقت ایراد شد عاشق دانش و سخنوری شما شده بود . پدر دوشهیدی که یک بار هم از تحقیر من کوتاهی نکرد . خیلی با عشق بود و من هم خالصانه خدمتش را میکردم اما دهن بین بود و ناجوانمردانه من را قضاوت میکرد . من هم عاشقانه دوستش داشتم و افیون شد آرامیم . نه به خودم اجازه میدادم که ترکش کنم و نه توان تحمل آن تحقیرها را داشتم . اگر یتیم بودم و بیکس اکنون اگر از شما بالاتر نبودم امروز در این بوف کور دیگران ساخته هم اسیر نبودم .
مهمترین انتقاد من در مورد بوف کور این است گاهی بعضی چیزها بهتر است با ما دفن شوند تا بیادگار گذاشته شوند .
متعهلم و دو فرزند دانشجو دارم . در بوف کور زندگیم اسیر نماندم اما زندگی برای من بوف کور بود .
فکر میکنم سرنوشت و زندگی انسانها ارزشمند تر از آن است که تیرباران انتقاد خودشیفتگان شود . حتی بدبختی دیگران نیز حرمت دارد . اشکم جاریست و دوستتان دارم . بیش نیازار مارا
در دوران ها همیشه همه کسانی هستند . تابلوی نقاشی با رنگ ها زیبا میشود . هر چند که محکومیت خود را هم میپذیرم





: