حاج قاسم  
[ ۹۵/۳/۱۹ در ساعت ۰۱:۲۸  ]

سلام علیکم حاج آقای مهاجرانی
طاعات بندگی قبول قربان
آقای دکتر در قضاوتهای بزرگان درباره علامه طباطبایی از قول آیت الله خویی آمده : خویش را قربانی قرآن کرد !
از فقیه بزرگی مثل آقای خویی چنین تشبیهی چه معنا دارد ؟ نوعی موج منفی در تشبیه است انگاری ... و در زندگی علامه وقتی بررسی کنید می بینید که تا آخر عمر شریف مستاجری کرد . مثلا دکتر نصر به لحاظ مالی کاملا تامین است و همه امکانات چنین کاری را هم دانشگاه داده پس بعید نبوده . اما انصافی علامه طباطبایی چگونه عمل کرده ؟ با فقر و تنگی که آدم ذهنش جمع و جور نمی شود و عیال و بچه و نوه هم ....
دل آدم برای مظلومیت علامه می سوزد . بیشتر هم از این جهت که فقیری بجا اما بعد بگویند قربانی شد . یعنی بالاتر از قرآن داریم که چون به آن نپرداخته قربانی شده ؟ عجب ..
،،،،،،،،،،،،،،،،،
سلام
تعبیر آیه الله خوئی در واقع تعریف و ستایش از علامه طباطبایی است.
علامه می توانست مرجع تقلید شود. مرجع تقلید شاخصی هم می شد. او بر مرجعیت چشم پوشید و زندگی خود را وقف تفسیر قرآن کرد. تفاوت کار المیزان و کار دکتر نصر مثل تفاوت چشمه و جویباری ست که از آن منشعب می شود. المیزان حساب دیگری دارد.




امیررضا  
[ ۹۵/۳/۱۸ در ساعت ۲۲:۵۴  ]

آقای دکتر مهاجرانی دامت برکاته
ممنون که شروع ماه مبارک را با نوشته قرآنی آغاز کردید.
آن هم نوشته ای بسیار مهم و تاثیرگذار در باره یک کار مهم و اثرگذار .. دو تذکر به نظرم رسید که به شما بگویم. این همه کار تفسیری قرآنی انجام شده . شما زمانی که نکته های قرآنی را شروع کردید نوشتید که برای جوانان و با توجه به نیاز روز آنها این نکته ها را می نویسید . خیلی خوشحالی آور بود . گفتیم بعد از این همه سال یک نفر به داد دل و دین ما جوانان رسید . البته جاهایی از کارتان شبیه کارهای آکادمی و رسمی و کتابخانه ای شد که همه کارها انگونه هستند .
خواهشا کار جدیدی بکنید . بجای شرح و بسط های دانشگاهی و پژوهشی به ذکر نکته ها برای نسل نو و نسلهای نو بعدی بپردازید .
کار کاربردی کنید لطفا تا ثمری عملی داشته باشد . و مردم بتوانند در زندگی خودشان استفاده عملی و عینی کنند .
و دومین مسئله که می خواستم از شما بپرسم این بود که واقعا چرا دکتر نصر را اجازه نمی دهند به ایران بیاید ؟
چرا وقتی مسئولیت داشتید در حکومت برای ورود ایشان به ایران هیچ تلاشی نکردید ؟





: