یگانه  
[ ۹۴/۴/۱۸ در ساعت ۱۴:۱۰  ]

سلام دکتر
همان منابع خوب رو معرفی کنید
*********
سلام
به نظرم تفسیر المیزان مناسب ترین کتاب است! فارغ از بحث سنی و شیعه در باره محور اعتقادات همه مسلمانان بحث می کند. به شکل خاص هم می توانید کتاب شیعه در اسلام ایشان و نیز کتاب علامه کاشف الغطا اصل الشیعه و اصولها را ببینید.
تاریخ اسلام دانشگاه کمبریج هم می تواند کتاب مناسبی باشد.



یگانه  
[ ۹۴/۴/۱۷ در ساعت ۲۲:۴۸  ]

سلام آقای دکتر
یک سوال
اگر کسی بخواهد اسلام و تشیع را در زمینه تاریخی خودش به درستی مطالعه کند شما چه منابعی را پیشنهاد می کنید؟ چند منبع خیلی خوب رو به من معرفی کنید...منابعی بدون جهت گیری و مستقل.... ممنون میشم
**********
سلام
کتاب بدون جهت گیری و مستقل به دشواری می توان یافت. کتاب هایی که مسلمانان و شیعیان در باره اسلام و شیعه نوشته اند و یا غیر مسلمانان، هر گروه جهت گیری خود را اعمال کرده اند.



شهریار  
[ ۹۴/۴/۱۷ در ساعت ۲۲:۰۳  ]

سلام جناب استاد
با تشکر از مطالب زیبایتان . امیدوارم میناگری های سوره یوسف هم در دستور کارتون باشه



داوود  
[ ۹۴/۴/۱۷ در ساعت ۱۵:۵۳  ]

سلام سید
حقیقتا جالب بود
میتونید نمونه ای از رویکرد مسیح در برابر سبت(سبت براي انسان به وجود آمد، نه انسان براي سبت) رو برای پیامبر اسلام هم مثال بزنید. که ایشون هم همچین رفتاری در قبال گیر نکردن در ظاهر انجام داده باشند.
سوال اولم اشتباه بود.
ممنونم
**********
سلام
از بعد نظری وقتی پیامبر اسلام شریعت خود را شریعت سهلهٔ سمحه
خوانده است، پیداست او نمی خواهد بنا را بر سخت گیری بگذارد.
همین روزه را در نظر بگیرید. با توجه به کمال اهمیت ان، در قران ذکر شده است که وقتی در سفر هستید و یا بیمارید، روزه بر شما واجب نیست
یا در باره فراموشی قاعده رفع وجود دارد. اگر شما توجه نداشتید که روزه هستید و اب نوشیدید روزه شما باطل نیست.



مسعود راستی  
[ ۹۴/۴/۱۷ در ساعت ۱۳:۰۰  ]

سلام بر صاحب این خوان کرام
1- عنوان نکته های قرآنی 19- 40 درست است.
2- پاراگراف چهارم سطر ماقبل آخردریافت و شناخت " حقیقت " درست است .
3- بقول سنایی لاف از سخن چو در توان زد ، به نامها و اشخاص نپرداختن و به ارزشها معطوف بودن جان کلام شهید بهشتی بوده است ، اینرا استاد سروش محلاتی همین هفتم تیر گذشته در بزرگداشت مرحوم بهشتی گفته است .
امروز حقیقتا" به وجد آمدم . خداوند خیر دنیا و آخرت نصیبتان کند .
*******
سلام
درود بسیار



ع.ف  
[ ۹۴/۴/۱۷ در ساعت ۰۳:۵۳  ]

سلام و سپاس از خوان گسترده تان.
درست که موسی از علم خضر بی خبر است و لذا کم طاقت؛ اما چرا خضر در پی جدایی از موسی است مگر موسی، کلیم الله نیست؟ آیا خضر کسی برتر از او دارد که با وی همنشین شود (با توجه به انسان بودن خضر و اینکه انسان طبعاً ناطق است و نیازمند به همسخن)؟ یا اینکه مأمور به خلوت است؟ یا نه، خود، عاشق خلوت است و در مقام »ابیت عند ربی«؟ در میان مفسرانی که دیده اید کسی چنین بحثی را مطرح کرده است؟
با سپاس
*********
سلام
بله برخی خضر را ولی مستور دانسته اند. پیامبری که رسالت نداشته است. ماموریت ویژه بر عهده اوست



محسن  
[ ۹۴/۴/۱۶ در ساعت ۲۲:۴۲  ]

سلام آقای دکتر مهاجرانی

البته این نگاه که شما ارائه میفرمایید هم خالی‌ از نقیصه نیست. کشتن یک انسان نه تنها با نگاه شرعی بلکه با هر نگاه دیگری هم نکوهیده است. خود قران به این اشاره دارد که قتل یک انسان مساوی با قتل همه بشریت هست. پس احتمالا مساله از اختلاف دیدگاه شرعی و علم لدنی بالاتر است. و اگر نخواهیم در اسامی گم شویم باید تفسیر دیگر پیدا کرد.

آیا به نظر شما موسی پیامبر تا این اندازه از حکمت الهی نمی‌دانست که آنچه در دنیا اتفاق می‌افتد دست خداوند پشت آن است و دارای حکمتیست. و اگر مفهوم داستان خضر و موسی‌ در همین حد است که تا کنون ذکر شده پس آن همه تلاش و شوق نخستین موسی کمی‌ اضافه وزن پیدا می‌کند به آنچه می‌آموزد. و یا واقعا آیا منظور از آموختن از علم لدنی یعنی‌ همین مسائل؟ حال که ما این داستان‌ها را اموختیم یعنی‌ دارای علم لدنی شدیم؟
**********
سلام
داستان به ما می گوید که ورای علم ظاهری علم لدنی هم وجود دارد! آگاهی به وجود علم غیر از بهره مند بودن از چنان علمی است.





: