ehsan- ahmadi  
[ ۸۳/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۳۵  ]

شنيده‌ام روزی چرچيل پشت گاوی را مکيد.. نزديکان او پرسيدند چرا چنين کردی؟ او گفت تا مردم و تحليلگران بيايند تحليل و تجزيه کنند که چرا من چنين کردم زمان بسياری خواهد گذشت که من در اين زمان کارهای پرسروصدای خودم را بی‌سروصدا انجام خواهم داد.
کاری به صحت و سقم اين ماجرا ندارم اما می‌خواهم عرض کنم که همه کشورها از جمله امريکا تا جايی اين انتقادها و فحش به خود را آزاد ميگذارند که لطمه نبينند..
اگر بوش خود شخصا نميرود پشت گاوی را بمکد که ما روی آن بحث کنيم با اين آزادی های ظاهری که نشان می‌دهد کار خود را انجام می‌دهد..
در حقيقت او سرگرم کار خويش است و ما مشغول اسباب بازی‌هايی که او در اختيار ما قرار داده..



ehsan- ahmadi  
[ ۸۳/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۲۱  ]

با سلام
مطلبی را از قول آقای فرمان آرا نوشته‌ايد که آوردن اين مطلب به گونه‌ای تاييد نظر ايشان است. به گونه‌ای اين معنا استنباط می‌شود که امريکا استبدادی نيست.. آزادی تا به آنجاست که اگر عليه بوش بدترين ها را هم بگويند می‌توانند..
از شخصی چون شما بعيد است که اين نظر را تاييد کنيد..
آنها هم تا آنجا که برايشان خطری نيست يا همين انتقادها به نفعشان است تحمل می‌کنند. نه آنها همه کشورها.. چه غربی چه شرقی.. فيلتر کردن شبکه‌های ماهواره‌ای از همين دست است.. ادامه در کامنت بعدی...



ياور  
[ ۸۳/۱۲/۱۱ در ساعت ۲۲:۳۰  ]

جناب, فكر نمي كنيد كه آقاي آشوري حق دارد بگويد كه وبلاگنويسي سرسري خواني را ترويج مي كند؟ و اينجانب مي گويم سرسري نويسي را نيز! همين نوشته جات شما «كاشكي …» پر از غلط هاي املايي و دستوري است؛ علامت گذاري تان هم كه افتضاح است! چهل تكه ي «كاشكي …» را در يك جا جمع كنيد تا متوجه آنچه كه عرض شد, بشويد.



سيد  
[ ۸۳/۱۲/۱۱ در ساعت ۱۹:۱۷  ]

ابن عم،

در ديار ما از ديشب برف سنگينی می بارد. از قضا ديروز کتاب "برف" جنابعالی به دستم رسيد و تا قدری از نيمه شب گذشته آن را خواندم،‌ ولی هنوز تمام نشده است،. اينک سر کارم هستم ولی مشتاقم که باقيش را در خانه بخوانم. اگر توفيقی دست داد در اين باره وقتی با هم گفتگو کنيم (شايد طولانی تر از چند جمله ای که راجع به بهشت خاکستری در آن فضای غيرخاکستری مبادله کرديم). بماند.

اشاره تان به هابز کارساز و کليدی است،‌ و جای بسط دارد. ولی فرض اينکه "حکومت‌ها هستند که فرهنگ عمومی را شکل می‌دهند" به نحو مطلق،‌ شايد قدری از صواب دور باشد. البته حکومتها هميشه مايلند که حوزه عمومی را اشباع کنند، ولی کمتر چنين توفيقی به طور مطلق نصيیشان می شود.

اين يکی ديگر بی نشان نيست!