fj  
[ ۹۴/۷/۱۳ در ساعت ۰۰:۰۹  ]

استاد نکته ای فرمودید مبنی بر اینکه داستانهایی که بدون ذکر نام افراد و زمان و مکانشان هستند ، فرا زمانی و فرا مکانی اند و میتوان مصادیقشان را در خود پیدا کرد. آیا میشود این را تعمیم داد و همچون یک اصل قرآن شناسی بکار برد؟ آیا میشود تعمیم داد و حالت عکس آن را نتیجه نقض گرفت؟ یعنی اگر اسمی از افراد آورده شد پس خاص آن افراد هستند و تکرارپذیر نیستند؟ مثلا داستان دو باغ و دو دوست کلی بود ولی داستانهای پیامبران با ذکر نام هستند و میشود گفت داستانهایشان برای و به هدف عبرت و پندآموزی اند ولی تکرار نمیشوند: دیگر کسی به دهان ماهی نمیافتد و زنده بیرون بیاید؛ شتری از دل کوه بیرون نمیاید؛ دریایی به ضربه عصا شکافته نمیشود؛... در ادامه آیا اینکه مشخصا اسم پیامبر خضر آورده نشده میشود نشانی باشد که کسان دیگری هم هستند که عبد هستند و رحمت خاص و علم لدنی به آنها داده شده باشد؟





: