مستعار مجید کاروانی  
[ ۹۳/۱۱/۱۲ در ساعت ۰۹:۱۵  ]

سلام
البته تلاش در مسیر صحیح، خود نوعی پیروزی است. اما آنچه راجع به فوتبال میشود گفت اینست که که حتی قهرمان جهان شدن یک تیم فوتبال (یا هر ورزش دیگر) هیچ سربلندی و خوشبختی برای مردمش ایجاد نمی کند. این حقیقت تلخ را باید با دیدگاهی بسیار بازتر بررسی کرد که " پیروزیهای ورزشی شادیهای لحظه ای برای مردم ایجاد می کنند" و اگر پیروزیهای ورزشی را نشانه سربلندی یک ملت بدانیم باید به ناچار شکستهای ورزشی را هم به عنوان سرافکندگی آن ملت بپذیریم و باید بدانیم که همواره شکستهای ورزشی ما بسیار بیشتر از پیروزیهایمان بوده است. در کل باید گفت کشوری مانند برزیل که بیشترین قهرمانی جهان در فوتبال را دارد هیچگاه از این راه نتوانسته اندکی از فقر مردمانش بکاهد. چه درد آور است که بگوییم: در شکستهای ورزشی مردم ناراحت و افسرده می شوند ودر پیروزیهای ورزشی هیچ چیزی عاید مردم نمی شود. ( مگر یک شادی و هلهله لحظه ای). همیشه این سوال در ذهنم مطرح بوده و دهه هاست پاسخی برای آن نیافته ام که اگر ورزشکاران و قهرمانان ورزشی اصلا نباشند چه اتفاقی می افتد؟ چه نقصان و خلاء ای در جامعه بشریت ایجاد می شود؟
همیشه از خود می پرسم برونداد این همه پول و انرژی و وقت و... که صرف ساختن یک قهرمان می شود چیست؟
براستی اگر این همه میلیارد میلیارد که هزینه قهرمان پروری می شود، هزینه امکانات ورزش همگانی در سراسر کشور بشود تا همه مردم امکان ورزش و تندرستی داشته باشند بهتر نیست؟
آیا بهتر نیست متن و شالوده اصلی جامعه ورزشکار و تندرست باشند حتی به بهای اینکه هیچ قهرمانی هم نداشته باشیم؟ هرچند که مطمئا" اگر امکانات ورزشی در همه جامعه عادلانه توزیع شود از بستر همین ورزش همگانی قهرمان های زیادی هم ساخته می شوند.
امیدوارم این چند جمله به مذاق کسی تلخ نیاید...



علی زیدی فرد   
[ ۹۳/۱۱/۶ در ساعت ۰۹:۰۷  ]

سلام خانم دکتر
با سه پراگراف اول شما موافقم
اما نمی دونم چرا یه بیماری عجیب سالهاست جامعه ما رو به خودش مشغول کرده !!!
همیشه در حاشیه غوطه وریم و متن یا همون موضوع اصلی رو فراموش می کنیم . تا کی این روند ادامه داره : می ندانم .
جای تاسفه که به نظر می رسه این ارث از دولتمردان و حاکمیت به مردم و خانواده ها سرایت کرده .
امید که روزی برسه ما با هر اتفاق ناخوشایندی طوری واکنش نشون بدیم که علل عدم بروز مجدد اونو آسیب شناسی کنیم .....نه اونقدر مباحث حاشیه ای رو ادامه بدیم که اصل موضوع فراموش بشه .
همیشه مانا و سلامت باشید .
در پناه خدا
علی زیدی فرد از کرمانشاه :



امیرحسین  
[ ۹۳/۱۱/۵ در ساعت ۰۳:۱۲  ]

باسلام
امروزبه دیداریکی ازبزرگان نشررفته بودم.دریکی ازمحله های قدیمی تهران،هوابارانی بود کلاه برسرداشتم.واردشدم، ابتدانشناخت، سلام کردم وکلاه راازسرم برداشتم.شناخت! خوش آمدی پسرم.خانه ای به سبک قدیم، بسیارتمیز، سماورچهارقل بود.به خدمتکارش گفت چای تازه دم بیاور، گفتم دوهفته ای بیمارستان بستری بوده ام، چای بسیارکم رنگ باشدوالابرایم ضرردارد.دخترش که به گمانم چهل وپنج، شش سال سن داشت آن جابود.گویامسول انتشاراتی تحت مجموعه ی پدرشده.ازتحصیلاتش گفت.فوق لیسانس زبان فرانسه! یهوشروع کردم به صحبت کردن.جان؟ مگرشمافرانسه؟! انرژی دادکه خوب پیشرفت کرده ای.گفتم نه، گفت آخردرمحیط قراربگیری اوکی می شود.پدرمات ومبهوت مرانگاه می کرد.مستخدم شیرینی هم برایم آورد.نخوردم! سه ساعتی صحبت کردیم.درپیکربی جانم، جانی تازه افتاد.ازخاطراتش می گفت.ازهمه وهمه...هواتاریک شده بود، خداحافظی کردم.80سال سن داشت.تادم دربه بدرقه ام آمد.هرچه اصرارکردم فایده نداشت!
به راستی ادب وتواضع محبوبیت می آورد.



...  
[ ۹۳/۱۱/۴ در ساعت ۰۱:۱۹  ]

سلام
این کلام که مهم تلاش است ونتیجه هرچه شد، شد، شایدقدری نیازبه توضیح بیش ترداشت! چه استعدادهایی که درکشورمان به خاطرسیستم معیوبی که داریم به هدرنمی رود.آقای کی روش سال هابمانندولی مادرکشورمان به صورت پایه ای وریشه ای کارنکنیم بازروزازنو،روزی ازنو.زمانی می توان گفت نتیجه مهم نیست که سیستم کوششی انسان درست باشدوبداندکه بالاخره روزی به سرچشمه حقیقت خواهدرسید.دراین مواقع بایدامیدواربود.والابااین روندفقط باامیدزنده ایم وخودمان رافریب می دهیم.
چندی پیش به ملاقات یکی ازصاحبان اندیشه رفته بود.مباحثه ای داشتیم.البته من که جوان هستم سعی کردم بسیارمراعات ادب کنم،وملوبحث کنم.گاهی به عمداشکال واردکنم تاایشان پاسخ دهند.بسیارزیرک وباهوش بودندومی دانستندگاهی چراجای نقطه وویرگول راعوض می کنم.ولی من به روی خودم نمی آوردم وخودم رابه ندانستن می زدم تابیش ترازاوبیاموزم، تابیاموزم! می فرمودند:روزگاری یک شخص عالم دربسیاری ازموارداظهارنظرمی کردولی امروزه این گونه نیست.این قدرزمانه به سرعت پیش می رودکه فرصت ثبت وقایع نیست.بایدفردفقط دریک زمینه برنامه ریزی و کارتخصصی کندتابتواندواقعادرآن رشته صاحب نظرباشدکه البته به معنای نداشتن اطلاعات درزمینه های دیگرنیست!ولی دنیابه سوی تخصص گرایی پیش می رود.گفتم اجازه بدهیدچندوقتی روی این حرف شماتامل کنم...!
دنیای امروز،دنیای مدیرت وبرنامه ریزی ست!
خانم دکترفوتبالی بودیدوتابه حال مکتوب رابه آن مزین نکرده بودید؟





: