علی  
[ ۹۳/۱۰/۲۹ در ساعت ۱۹:۱۵  ]

خانم دکتر در جایی که بحث حق و ناحق هست هیچوقت در مورد سلایق اظهار نظر نکنید



امیرحسین  
[ ۹۳/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۲:۳۷  ]

متناسب بابرنامه ی مطالعاتیم هرهفته بخشی ازکتاب بسیارزیبای "درجستجوی صبح"رامی خوانم به این جارسیدم که به نظرم آمدگفتنش خالی ازلطف نیست؛
...مسول آسایشگاه ماتوسلی نامی بود، ازبچه تاجرهاوبازازیهای معروف، وهمه ی سربازان آسایشگاه ازاوحساب می بردند، بودن اودرخوابگاه باعث عذاب ورنج بیشترسربازان بود! بازورگویی های حقارت بار...
خوبی وبدی هرگزفراموش نمی شود.مثلی است معروف که کوه به کوه نمی رسداما آدم به آدم می رسد.
سی سال ازاین وقایع گذشته، درفرودگاه بیروت درلبنان بودم، بادوستم شادروان مهدی سهیلی شاعرمعروف.درسالن ترانزیت فرودگاه دیدم سهیلی باشخصی صحبت می کندکه قیافه اش انگارآشناست.چندلحظه ای نگاهش کردم...ا ا...مثل این که سرکارتوسلی است! آره ، مثل این که خودش است! ولی سی سال پیش بالباس سربازی نیروی هوایی وحالاکت وشلوارآخرین مدوکراوات عالی.رفتم جلو، مردد...خوب که نگاه کردم آن اندک سایه ی تردیدهم برطرف شد.باین همه، پرسیدم شماهمان توسلی نیستیدکه درگردان اول نیروی هوایی سردسته ی مابودید؟ سرکارتوسلی لبخندملیحی برلب آوردوباقروقمیش گفت:بله چه طورمگه؟ لابدانتظارداشت بپرم ودست درگردنش بیندازم واوراببوسم! تاگفت بله پستیهاورذالتهای اورادرآن چندمدتی که درپادگان مهرآبادبودم باکلماتی که دراینطورمواقع آدم مجبورمی شودبرزبان بیاوردجبران کردم.. سهیلی هاج وواج مانده بودکه چه شده؟ چرا...؟ مگرچطورشده که من که این همه محجوب وخجالتی هستم این همه دریده شده ام واینطورناسزامی گویم! ولی من دلم رااندکی خالی کرده بودم، به توسلی حالی کرده بودم که کیست وچه ظلم هایی که به سربازان نکرده وچه مایه پست وفرومایه که نبوده است...!
من دراینجورمواقع معتقدبه گذشت وبی اعتنایی نیستم، معتقدم ازخوب بایدخوب گفت وازبد، بد.اگربناباشدکسی که به همه بدی می کنداززبان دیگران ازحرکات وسکنات دیگران نفهمدکه بداست ونفرت انگیزاست آن وقت تمایزبین خوب وبدازبین می رود.این دسته ازآدم هافکرمی کنندمردم شعورندارندودوغ دوشاب پیششان یکی است.به نظرمن اینگونه اغماضهاتشویق بدی وتحقیرخوبی است.این اغمضهاست که درسطوح بالاتردیکتاتوری می آفریند.آدم خوب هم بایدبداندکه مردم خوبی اورادرک می کنندوخوب وبدرامی فهمندوگرنه هیچکس دستش به کارخوب نمی رود.
بخشی ازخاطرات استادجعفری جلداول
به درستی نوشته است.بوده وهستندکسانی که روزگاری وزیرندومسندی دارندوآب دهنشان رابه دوستدارانشان که چه عرض کنم... دشمنانشان دیگرواویلا.وفاجعه بارتراینکه عده ای سالهاازوزارتشان میگذردولی همچنان برتوسن غرورسوارند.به گمان به همه بزرگان حکومت هابایدکتاب "منیه المریدفی آداب المفیدوالمسفید"داد...همین!
جوان امروزبایداخلاق رالمس کندنه فقط مقاله های اخلاقی بخواند!
هرچندکه بایددلهاراازکینه هاشست!



امیرحسین  
[ ۹۳/۱۰/۲۸ در ساعت ۱۶:۴۱  ]

باسلام
1-وقتی نوه ی بزرگوارامام حجه الاسلام والمسلمین سیدحسن آقای خمینی اجتهادازاندیشه ی امام رامطرح می کنندخودجای بسیارتامل دارد.پاتولوژی یاهمان آسیب شناسی هماره لازم است که بایدبارعایت ادب واخلاق بیان شود.
2-بعدازاتفاق های فرانسه وتوهین به پیامبر( صلی الله وعلیه وآله )همچنان منتظریم که دراین باره مقاله ای استادانه بنگاریدوبخوانیم.



...  
[ ۹۳/۱۰/۲۸ در ساعت ۱۴:۵۹  ]

سلام علیکم
بنابه چنددلیل همیشه دوست دارم حضورم رابه هرنحوی درمکتوب تیک بزنم!
نخست-محبتی ست که ازهمان بدوآشناییم بامکتوب بانوی دانشمندبدون این که بداندکیستم وازچه خانواده ای هستم درحقم رواداشته ودارد!
دوم-اعتقادات، پوشش ودرعین حال اخلاق وتواضع ایشان.به درستی نازک اندیشی های ست درحفظ رعایت محرم ونامحرم واظهارمحبت مادرانه!
اماانتقاداتی به مکتوب وارداست.این که بعضی ازموضاعاتش ژورنالیستی وبعضاخیلی سیاسی ست.اگربه سایت دکترسروش وآیت الله کدیورسری بزنیم متوجه این امرخواهیم شد.به یقین بحث های ریشه ای درتوان بانوی ارزشمند هست.هم چنان که درکتاب گفتمان تحول شیعه این رااثبات کرده که به نظرم ظرفیت چندجلدبودن آن راداشته ودارد!
مکتوب قدری غبارآلوداست.بانگاهی به عکس هاو...متوجه این امرخواهیم شد.همچنین مکتوب این ظرفیت راداردکه بخشی رابه سخنرانی ها اختصاص دهدکه متاسفانه تابه حال عملی نشده.به عنوان مثال اگرنشستی درباب مولوی وجناب حافظ و...داشته باشدمی تواندبه خوانندگان عرضه بدارد.
بااین همه مکتوب دوست داشتنی است وبرای من که ازسن کم بااوخوگرفته ام سرشارازخاطره هاست واین بی تردیدبه همت تواضع، مردم داری وخلق نیکوی خانم کدیوربوده ولاغیر!
این بانووخانواده اش همیشه پایدارباشد!

-----

ممنون از شما و انشاالله





: